كوشش براى كنترل بحران هسته اى يك وظيفه ملى است!

جمعه سياه
جمعه ١۵ بهمن ١٣٨۴ ، شوراى حکام در پايان يك نشست سه روزه، تصميم گرفت پرونده هسته اى ايران را به شوراى امنيت سازمان ملل گزارش کند. اين امر به معناى آغاز ارجاع پرونده به شوراى امنيت است. ٢۷ كشور از ٣۵ عضو كنونى شوراى حکام، به شمول همه اعضاى دائمى شوراى امنيت، راى مثبت به گزارش پرونده هسته اى ايران به شوراى امنيت دادند. حتا روسيه و چين نيز در كنار جمهورى اسلامى نايستادند. فقط ٣ كشور با مصوبه مخالفت كردند و ۵ كشور به آن راى ممتنع دادند.
برخى مفسرين معتقدند حكومت جمهورى اسلامى ايران، در تركيب جديدش پس از روبيدن اصلاح طلبان از ارگانهاى دولتى، آگاهانه قصد داغتر كردن بحران هسته اى با هدف خروج از ان پی تى و كشاندن كار به اينجا را داشته است. برخى ديگر معتقدند اين حكومت توانائى اداره و كنترل بحران را نداشته و عليرغم كوشش هاى بسيار ديپلماتيك، بدليل زياده خواهى و ارزيابى غيرواقعى از امكانات، مانند هميشه فرصت سوزى كرده و بازى را باخته است. بنظر اين مفسرين، حكومت در چنان مخمصه اى گير كرده كه از زبان آصفى سخنگوى وزارت امور خارجه ايران نه تنها از ٣ كشور مخالف، كه از ۵ كشور ممتنع نيز، تشكر كرده و به آنها قول داد كارشان را بى اجر و پاسخ مناسب نگذارد.

از منظر منافع ملى ايران، مستقل از اينكه كدام يك از اين ارزيابى ها درست باشند، جمعه ١۵ بهمن ١٣٨۴ بعنوان يكى از روزهاى تلخ در تاريخ كشورمان ثبت خواهد شد. اين تلخى بيشتر درك خواهد شد اگر توجه شود كه دولت نظامى-امنيتى ايران، بجاى جستجوى راههاى آرام كردن اوضاع و برگشت به ديپلماسى، بلافاصله بصورت تحريك آميز دستور تعليق اجراى پروتکل الحاقى و ساير همکارى هاى فراتر از آن با آژانس و نيز اجرايى شدن جدى مقدمات بهره گيرى از فناورى توليد سوخت هسته اى را صادر کرد. اكنون روندها در راستائى حركت ميكنند كه برخوردهاى سختى با ايران صورت گيرد. تجربه هاى فراوان مشابه نشان داده اند كه قربانيان اصلى اين برخوردهاى سخت مردم ايران خواهند بود.

تبليغات عليه ايران
بسيارى از امكانات بين المللى يعنى دولتها، نهادهاى بين المللى و افكار جامعه جهانى، در شرايط حاضر در راستاى نشاندن ايران در جايگاه خطرناكترين كشور جهان سمت گيرى كرده اند. دولت آمريكا، در راس ديگران، از زبان دولتمردان رده اول و دوم خود، ساختن تصوير شر مطلق از ايران را تكميل ميكند. ذكر موارد زيادى از اين بيانات به درازا مى كشد و قناعت به نمونه اى از آنها كافى است. همين ديروز ديك چنى معاون رئيس جمهورى آمريكا گفت اقدام ايران در رد پيشنهاد روسيه كمترين ترديدى باقى نگذاشت كه تهران تلاش ميكند به سلاح هسته اى دست يابد. كوشش براى تبديل اين تصوير به برداشت افكار عمومى جهانيان با پوشش رسانه اى وسيعى در آمريكا دنبال ميشود.
در اين مورد نيز آوردن آخرين نمونه كافى است. واشنگتن پست در شماره ديروز خود به نقل از "مقامات آشنا با اطلاعات جاسوسى"، نوشت مهندسان ايرانى طراحى پيچيده يك تونل زيرزمينى عميق ٤٠٠ مترى با سنسورهاى كنترل از راه دور را كه به نظر میرسد براى يك آزمايش اتمى زيرزمينى باشد كه ممكن است يك روز منجر به معرفى ايران به عنوان يك قدرت اتمى شود، تكميل كردند. اين بحث ها و تبليغات فقط به آمريكا محدود نمى شود و نشريات و راديو تلويزيونهاى اروپائى نيز پوشش وسيعى به اين امر اختصاص داده اند. نتيجه اين اقدامات دامنه دار و برنامه ريزى شده، كه زمينه سازيهاى حمله به يوگوسلاوى و عراق را تداعى ميكنند، اين است كه هم اكنون اكثريت مردم آمريكا معتقدند ايران خطر اصلى است و روز بروز بر وسعت اين اكثريت افزوده ميشود. چنين ديدى در افكار عمومى نقاط ديگر جهان، به ويژه اروپا نيز به سمت تبديل به نظر اكثريت سير مى كند.

حكومت جمهورى اسلامى ايران قويترين مبلغ عليه منافع ملى ايران
اما خطا است اگر نتيجه گيرى شود كه فقط خارجيان چنين تصويرى ارائه ميدهند. خود حكومت جمهورى اسلامى براى نشان دادن چنين تصويرى از ايران، گوى سبقت را از همه ربوده است. گفته هاى مكرر رئيس جمهور احمدى نژاد در باره ضرورت محو كردن اسرائيل از روى زمين، و افسانه خواندن هولوكاست و تائيد بعدى اين گفته ها توسط آقاى خامنه اى، در زمينه پنهان كاريها و اصرار هاى بيجا بر بلند پروازيها و ماجراجوئى هاى هسته اى، در خدمت تائيد تصوير فوق از ايران است. 

آقاى البرادعى رئيس آژانس انرژى اتمى، كه بارها به خاطر ايستادگى در مقابل خواستهاى دولت بوش زير بيشترين فشارها قرار داشته، در مصاحبه با هفته نامه Newsweek به تاريخ ٢۶ ژانويه، در آستانه جلسه فوق العاده آژانس، به روشنى ميگويد: سه سال است که ما در ايران مشغول تحقيق و بررسى هستيم، ولى هنوز من در وضعيتى نيستم که بتوانم اعلام کنم فعاليتهاى هسته اى ايران کاملا صلح آميز است و در پاسخ به پرسشى بيان ميكند: مطمئنا اگر آنها مواد هسته اى در اختيار داشته باشند و برنامه تسليحاتى موازى با فعاليتهاى هسته اى را دنبال کرده باشند، آنگاه بايد گفت که آنها حقيقتا بيش از چند ماه با ساخت سلاح اتمى فاصله ندارند. اين صحبتها از قول بالاترين مقام جهانى در رابطه با چالش هسته اى ايران، محصول مستقيم كارهاى محير العقول جمهورى اسلامى است. 

راه تامين منافع ملى ايران در شرايط حاضر
يكى از خطرناكترين سياستهائى كه حكومت در عرصه داخلى در رابطه با چالش هسته اى تا اين اواخر پيش ميبرد ايجاد فضاى بى تفاوتى در ميان مردم بود. همينجا بايد گفت كه اپوزيسيون نيز هيچ كار مهمى براى مقابله با اين بى تفاوتى انجام نداد. اما سياست كنونى حكومت در شرايط جديد كوشش براى ايجاد فضاى حمايت مردمى از سياست هاى ماجراجويانه هسته اى خود است. جمهورى اسلامى مرتب دم از حق مسلم مردم ايران براى استفاده از دانش هسته اى صلح آميز، در تمام مراحل آن به شمول غنى كردن اورانيوم، ميزند و با اين شعار منطقا درست ميكوشد به مردم نشان دهد به خاطر دفاع از منافع ملى تحت فشار غرب قرار دارد. 

اين حق مسلم به هيچ وجه مورد مناقشه نيست. حتا مصوبه اخير شوراى حكام نيز به صراحت آن را مورد تاكيد قرار داده است:
"...با اشاره به ماده ۴ پيمان منع گسترش سلاحهاى هسته اى که تصريح ميکند "هيچ چيز در پيمان نبايد به نحوى تفسير شود که به حقوق غيرقابل انکار همه کشورهاى امضاکننده براى توسعه تحقيقات، توليد و استفاده از انرژى صلح آميز هستهاى بگونه اى فاقد تبعيض و در تطابق با مواد ١ و ٢ همين پيمان لطمه بزند"...".
مسئله مورد مناقشه اين است كه جمهورى اسلامى با تكيه بر اين حق مسلم به ماجراجوئى پرداخته و يك بى اعتمادى عميق نسبت به نيات خود ايجاد كرده است. همين مصوبه شوراى حكام، كه آغاز راهى بسيار سخت براى ايران را در منظر قرار داده، راه حل را نشان جمهورى اسلامى ميدهد:
"...امکان حل پرسشهاى مهم و ايجاد اعتماد به ماهيت صلح آميز برنامه هسته اى ايران با پاسخگويى مثبت اين کشور به درخواستهاى شوراى حکام از ايران براى انجام اقدامات اعتمادساز ممکن است."
آقاى البرادعى به روشنى در مصاحبه با هفته نامه Newsweek بيان ميكند در مورد ايران در توافقنامه قيد شده که غنى سازى زير نظر آژانس حق شماست، اما به خاطر غير صادقانه بودن برنامه هاى هسته اى شما و عدم اطمينان آژانس در مورد صلح آميز بودن فعاليتهايتان شما فعلا حق انجام غنى سازى را نداريد و بايد دوره اعتمادسازى را انجام دهيد تا بعد به شما اجازه داده شود. البته البرادعى اين بار جدى تر صحبت كرد و در ادامه همان مصاحبه هشدار داد كه اگر ايران در مقابل اين خواست جهانى مقاومت کند و حالت خصمانه به خود بگيرد همه زيان خواهند ديد ولى مطمئنا ايران بيش از جامعه جهانى متحمل ضرر خواهد شد.

كوشش براى كنترل بحران هسته اى يك وظيفه ملى است.
اكنون وظيفه بسيار خطيرى در مقابل همه ما ايرانيان قرار دارد و هر كس به اندازه امكانات خود در قبال اين وظيفه مسئول است. اكنون پيش از همه وظيفه حكومت جمهورى اسلامى ايران و شخص آقاى خامنه اى است كه براى يك بار هم كه شده احساس مسئوليت به خرج دهد و در جهت متوقف كردن فاجعه عمل كند. البته بنظر ميرسد پس از تكيه زدن آقاى احمدى نژاد بر صندلى رياست جمهورى، ساختار حكومت تغيير كرده و "رهبر" و ولى فقيه فقط به تائيد اقدامات دولت نظامى-امنيتى اكتفا ميكند. در رديف دوم اين وظيفه شخصيت ها و جريان هاى سياسى شناخته شده حول جمهورى اسلامى، كه به نوعى فاصله با سياست هاى جارى حكومت دارند، ميباشد كه شجاعت به خرج دهند، پا ميان بگذارند و براى متوقف كردن چرخه فاجعه عرض وجود كنند. تاريخ در مورد نقش افراد شناخته شده در سر تندپيچ ها قضاوت خواهد كرد.

سه وظيفه اوپوزيسيون
اما وظيفه اپوزيسيون ميهن پرست و دمكرات در شرايط حساس كنونى سنگين تر است. از اين اپوزيسيون انتظار ميرود تمام امكانات خود را براى متوقف كردن چرخه فاجعه در سه راستاى زير بسيج كند. در عرصه داخلى آگاه كردن مردم از عواقب ملموس اجماع جهانى بر عليه ايران، كه قربانى مشخص آن نه حاكمان بل كه مردم ايران خواهند بود، و همچنين كار توضيحى گسترده براى روشن كردن اين موضوع كه اگر كار به تصميم گيرى شوراى امنيت بكشد علاوه بر اقداماتى مانند تحريم از طريق شوراى امنيت و سازمان ملل، دست و بال جناح جنگ طلب مديريت بوش بازتر ميشود.
در عرصه خارجى بكار گرفتن تمام امكانات براى تبليغ صلح دوستى ايرانيان و بيان اعتقاد اكثريت مردم ايران به استفاده صلح آميز از انرژى هسته اى و همچنين كوشش براى جلوگيرى از اين كه مردم ايران به دليل غلط كاريهاى حكومت مورد مجازات قرار گيرند. و در كنار اين دو، كوشش برا ى بسيج قوا هم در داخل كشور و هم در سطح جهانى براى برقرارى يك دوره آتش بس، مثلا شش ماهه، براى آغاز اعتمادسازى و برگشت پشت ميز مذاكرات ديپلماتيك. بايد توجه كرد خود اعتماد سازى به دوره بسيار طولانى ترى نياز دارد.

بگمان من طيف بسيار گسترده اى از احزاب و سازمانهاى سياسى، كوشندگان سياسى و روشنفكران جامعه در اعتقاد حول سه نكته اساسى در چالش هسته اى توافق نظر دارند نخست اين كه استفاده از دانش هسته اى صلح آميز، در تمام مراحل آن به شمول غنى كردن اورانيوم، حق مسلم ايرانيان است. دوم اين كه در شرايط بحرانى كنونى پافشارى براى اجرائى كردن اين حقوق به زيان منافع ملى ايران است. و سوم اين كه نشان دادن آگاهانه يا ناآگاهانه اين تصوير كه ايران به تسليحات اتمى نياز دارد بشدت نادرست و خطرناك است. نه تنها خود تسليحات اتمى براى ما امنيت تامين نمى كند بل كه صحبت كردن از آن نيز براى كشور ما نا امنى به ارمغان مى آورد. در اين شرايط بحرانى حتا اگر كسى مخالف چنين نظراتى نيز باشد به گمان من بهتر است به اين نكته جدى بينديشد كه اگر اوضاع چنين پيش رود نه از تاك نشان خواهد ماند و نه از تاك نشان. دست در دست هم بگذاريم و با هم فكرى هم راه هاى مناسب اقدامات در سه عرصه يادشده را بييابيم. فاجعه در آستانه در ايستاده است. 

احمد فرهادى 

٢٠ بهمن ١٣٨۴

بخش: 

افزودن نظر جدید