"مادر همه‌ی جنگ‌ها" پانزده ساله شد

مدتى قبل از حمله عراق به کويت موضوع احتمال اين حمله به رسانه هاى خبرى آمريکا کشيده شد. درست مثل اينکه همين چند روز پيش بود که "آلن سيمپسون" سناتور با نفوذ جمهوريخواه در برنامه‌هاى تلويزيونى با حالتى نگران اعلام ميکرد: اگر صدام حسين بخواهد کويت را تسخير کند از کسى کارى ساخته نيست. آنروز ها چند هفته‌اى به دوم اگوست سال ١۹۹٠ روز حمله صدام به کويت مانده بود. تمام صحبت ها بر حول محور قدرت افسانه‌اى ارتش عراق دور ميزد. از چپ و راست ژنرال و سناتور بود که اظهار نظر "کارشناسانه" ميکرد: عراق داراى چهارمين ارتش بزرگ جهان با هشت سال تجربه جنگى ميتواند در مدت کوتاهى کويت را تصرف کند و ما جز تماشا نميتوانيم کارى انجام دهيم.
آنقدر صدام حسين را باد کردند که آن بيچاره خودش هم باورش شده بود که چهارمين ارتش بزرگ جهان با هشت سال تجربه جنگى را زير نگين دارد. آنقدر ضد خبر به خورد عراقى ها دادند تا دوم اگوست همانسال فرا رسيد. سپاهيان "سردار قادسيه" به سادگى کويت را به "امپراتورى بابل" اضافه کردند. صدام حسين در اوج آسمان مشغول غارت کويت بود و لازم بود تا رسيدن آمريکائى ها همانجا بماند. بيرون رفتن صدام حسين از کويت قبل از حمله آمريکا تمام طرح هاى واشنگتن را به هم ميريخت.
در مدتى که صدام کويت را در تصرف داشت سازمان ملل بار ها از او خواست به اشغال کويت پايان دهد. در همان روز ها که "بوش پدر" خود را براى رفتن به کويت آماده ميکرد باز هم سر و کله‌ی متخصصان امور نظامى در رسانه هاى جمعى آمريکا پيدا شدند. اينبار صحبت‌ها بر سر ميزان قدرت نظامى، تانک‌هاى عجيب و غريب "تى ۵۵" روسى، موشک هاى روسى "اسکاد" و...... پايدارى ارتش صدام حسين بود تا تصاويرى غير واقعى ازارتش عراق را به صدام حسين و مردم عراق القاء کنند. قرار بود در عراق تجربه‌ی "ويتنامى“ ديگر "امپرياليسم" آمريکا را قدرى مشت و مال بدهد. براى اينکه او در کويت بماند شوهاى تلويزيونى با شرکت ژنرال ها به راه افتادند. همه آنها جنگ سختى را پيش بينى ميکردند. صحبت از يک جنگ طولانى با حداقل سى هزار تلفات براى ارتش آمريکا ميشد. ضد خبر ها چنان کارساز شدند که دامان ياسر عرفات را هم گرفت. يادم هست در يک مصاحبه تلويزيونى پس از ديدار او از عراق و ملاقات با صدام حسين به گفتگوى خود با صدام اشاره کرد و گفت: از صدام حسين پرسيدم فکر ميکنى ميتوانى با آمريکا به جنگى؟ صدام حسين از من پرسيد به اعتقاد تو ما چقدر در مقابل آمريکا ميتوانيم مقاومت کنيم و من به او پاسخ دادم شش ماه و صدام در پاسخ گفت سه سال.
وقتى جنگ آغاز شد با کنار رفتن ضد خبر ها واقعيت هاى تلخ آشکار کرد که "چهارمين ارتش بزرگ جهان" قدرت پايدارى براى چهار روز را هم نداشت. ارتش صدام حسين که تا چند روز پيش از شانزدهم ژانويه ١۹۹١ اين همه در موردش عمدا غلو شده بود در جريان جنگ "مادر همه‌ی جنگها" درست وسط بيابان و جلوى چشم ميليونها تماشاچى در سراسر جهان به طور اسفبارى فرو ريخت و فقر و حماقت و بيچارگى را به نمايش گذاشت. واقعيت به‌جاى خود، حتى در فيلم هاى سينمائى نيز کمتر جنگى يک‌سويه مانند "مادر همه جنگ ها" تا کنون به تصوير کشيده شده است.
امسال "مادر همه جنگ ها" پانزده ساله شده است و ما در سال ٢٠٠۶ بسر ميبريم، ضد خبرها غوغا ميکنند و از قدرت مهيب نظامى جمهورى اسلامى با موشکهاى شهاب يک تا سه که ميتوانند اروپا و آمريکا را هدف قرار بدهد صحبت ميکنند. ضد خبر ها ميگويند "ايران باعراق فرق دارد، چند برابر عراق جمعيت و وسعت دارد"، "تأسيسات اتمى حکومت ايران در عمق بيست مترى زمين با ديوار و سقف هاى بتونى را جز با سلاح هسته‌اى نميتوان نابود کرد"، "در صورت حمله آمريکا رژيم تهران قويتر خواهد شد و تمام خاورميانه به‌هم ميريزد."
وقتى "ويليام آرکين" طى مقاله اى با عنوان "اخطار هاى پيش ازموقع" در واشنگتن پست هفدهم آوريل بخشى از اين ضد خبر ها را اينگونه تصوير ميکند که: "تمام مباحثى که ميگويند جنگ با ايران جنگى کثيف، که ايران بطور مرگ آورى در تصميم خود جدى است، که بطور يقين ۵٠٠٠٠ آمريکائى در جنگ با ايران کشته خواهند شد، که جنگ محدود، محدود نمى ماند، واقعياتى آشکارند...". من جنگ اول آمريکا و عراق را به ياد مى آورم. براى تميز دادن خبرها از ضد خبر ها هوش و استعدادى غريب لازم نيست و کسانی‌که هفته‌هاى منتهى به حمله صدام حسين به کويت را فراموش کرده اند کافى است مرورى بر آن روز ها داشته باشند.
"ويليام آرکين" در همان مقاله اين سوال را مطرح ميکند: "آيا ما در آستانه‌ی جنگ با ايران قرار داريم؟ اعتقاد من بر اين است که در صورتى که ايران در محاسباتش اشتباه کند ما در آستانه جنگ قرار گرفته ايم".
ضد خبر ها وظيفه دارند همانگونه که در مورد عراق ديديم اين‌بار طرف ايرانى را به اشتباه محاسبه وادارند. اين انديشه که جمهورى اسلامى در صورت حمله آمريکا قويتر يا پايگاهش در ميان مردم محکمتر ميشود ضد خبر است. هر چه جمهورى اسلامى در مقابله با غرب و خصوصا آمريکا اعتماد به نفس بيشترى پيدا کند به پرتگاه جنگى که به‌طورمرگ آورى يک‌سويه خواهد بود نزديک‌تر شده است.
مانور نظامى اخير حکومت ايران که بيشتر مانور تير و کمان بود تا مانور ارتش هاى مدرن عمدا از طرف بنگاه هاى ضد خبر سازى بزرگ نمائى شد و البته سخنگويان جمهورى اسلامى در اين مسير از ديگران پيشى گرفتند. تمام توان نظامى نيروهاى جمهورى اسلامى اگردر مقابل توان فوق مدرن و مخرب آمريکا قرار بگيرد تنها براى يک جنگ چند ساعته کفايت ميکند ونه بيشتر. در کشور هاى عقب مانده دولت مداران براى بزرگ جلوه کردن سعى بر کوچک نشان دادن حريف ميکنند ولى در آمريکا براى موجه نشان دادن قدرتمندى خود کوچکتر ها را عمدا بزرگتر جلوه ميدهند اين تفاوت در فرهنگ بسيارى از مواقع کارکردى چون ضد خبر دارد و حريف را به گمراهى ميکشاند.
نشانه هاى زيادى وجود دارد که جمهورى اسلامى تفاوت خبر با ضد خبر را درک نميکند وبا پاى خود به سوى قتلگاه رفته کشور ومردم را نيز همراه با خود بدانسو می‌کشد. هنوز براى عقب نشينى فرصت هاى کافى موجود است. با توجه به اين واقعيت که جمهورى اسلامى اجازه‌ی اتمى شدن را نخواهد يافت طبعا اگر کسى خواهان رفتن رژيم اسلامى به هر قيمتى باشد بايد از شعار هاى بى محتواى حکومت ايران در حق کسب تکنولوژى هسته‌اى حمايت و حاکمان را براى ساخت سلاح اتمى با توسل به "حق" و... تشويق کند. تمام شواهد غير قابل انکار نشان ميدهند که جمهورى اسلامى قبل از اتمى شدن به گونه‌اى بسيار پرهزينه براى ايران، به تاريخ خواهد پيوست. روشنگرى درمورد مناقشه اتمى جمهورى اسلامى با جهان بهتر است روى الک کردن و بيختن گزارشات متمرکز شود. فضاى خبرى درمورد مناقشه اخير بسيار آلوده و مالامال از ضد گزارشات است.

بخش: 

افزودن نظر جدید