سازمان و اتهام همکاری با سلطنت طلبان!

تاکنون درباره چگونگي شکل گيري و راه اندازي فراخوان ملي رفراندوم مطالب و مقالات زيادي از جانب موافقان و مخالفان آن در نشريات و سايت ها آمده است. آقاي تقي روزبه يکي از مخالفان رفراندوم، در مقاله اي با نام ” كر مشترك “ كه در سايت هاي ”عصر نو “ و ” صداي ما “ درج شد‏، به بررسي و نقد فراخوان رفراندم و عملكرد و اظهارات افراد و نيروهاي پشتيبان اين حركت پرداخته اند. ايشان مقاله خود را اينگونه آغاز نموده اند كه :
” بالأخره پس از مدتي سکوت، چهره‌هائي که هريک بفراخور خود نقشي در کارگرداني و سازماندهي رفراندوم در خارج کشور در همکاري با يکديگر داشتند، آقايان محسن‌سازگارا، رضاپهلوي، حسين باقرزاده ويکي از اعضاي هئيت سياسي- اجرائي اکثريت (آقاي علي مختاري) بطور همزمان به روي صحنه ‌آمده و مطالب و پيام‌هائي را درمورد رفراندوم و سئوالات و ابهامات ايجاد شده حول آن ابرازکردند. گرچه اين اظهارات هرکدام بطور جداگانه مطرح شدند، اما داراي جهتگيري و تم‌هاي مشترکي بودند. ازسوي ديگر اظهار نظرهاي فوق حاوي نکات تازه اي نبودند،اما تأکيدي بودند بر درستي شماري از ادعاها و انتقادهاي اصلي اپوزيسيون‌ چپ و جمهوري‌خواهان دمکرات نسبت به ماهيت، هدف‌ها و عملکرد آن‌ها. علاوه بر گفته‌ها، ناگفته‌‌هائي‌هم وجود داشت که درحد خود مهم‌ هستند “ .
اين سئوال مطرح است که ايشان با کدام دلايل و شواهد و مهمتر از آن با کدام وجدان سياسي، رفيق علي مختاري را در کنار سازگارا، رضاپهلوي و حسين باقرزاده قرار داده اند؟ شايد به اين عادت ناصواب که به ميل خود و بي هيچ احساس مسؤليتي، ابتدا چهره دلخواه خود را به حريف سياسي دادن و بعد پرداختن به نقد و يا خراب کردن او . از آنجا که در اين مقاله نه به مواضع و عملکرد وي، بلکه فقط به مصاحبه ايشان با نشريه کار استناد شده تا همکاري ايشان با آقايان سازگارا، رضا پهلوي و باقرزاده، در "کارگرداني و سازماندهي رفراندم در خارج از کشور" نتيجه گيري شود، خواننده مقاله رادپي ميگيرد تا شايد از دلايل نويسنده مقاله در اثبات اين ادعا آگاهي يابد. در مقاله بعد از شرح مفصلي از نقش آقايان سازگارا، رضا پهلوي و باقرزاده در جريان شکل گيري اين حرکت، به نقش "چهره چهارم" پرداخته شده و آمده است که : 
" اما ازحق نبايد گذشت که دراين ميان وضعيت سازمان اکثريت ازهمه رقت‌ انگيزتربود. اين سازمان که هم چون کبوتر دو برجه آشيانه‌اي درميان جمهوريخواهان و آشيانه‌اي درميان حاميان ائتلاف با سلطنت‌طلبان داشت، و شرمگين ازافشاء شدن نشست‌ها و توافقات پشت پرده اش با آن ديگران، تلاش براستي نافرجامي را بعمل آورد که ازطريق توضيحات سست ومتناقض با سياست‌هائي که عملا مشغول پيشبرد آن‌ است، مخالفت سازمان خود با ائتلاف بين جمهوري‌خواهان و سلطنت طلبان را که باموج انتقاد روبه تزايدي مواجه شده، اعلام دارد و اين‌ ائتلاف را که عملا صورت گرفته‌ است رفع و رجوع کند. براستي تاکي ميتوان سردر برف فروبرد و در شرايطي که خود صادرکنندگان فراخوان و کارگردانان اصلي آن چون محسن سارگارا و يا کساني چون رضاپهلوي از اتحاد"جمهوريخواهان" و سلطنت طلبان به مثابه امري صورت‌ گرفته سخن به ميان مي‌آورند، از نگاه به واقعيت‌ها و از بيان آن‌ها گريخت و به سياست انجام بده و نامش نبر متوسل شد؟"
ايشان در پاراکراف فوق اتهام سنگيني را به سازمان وارد کردند، اما متاسفانه بخودشان هيچ زحمتي ندادند که اين اتهام را ثابت کنند و حتي اندک تلاشي هم در اين زمينه بعمل نياوردند. معلوم نيست ايشان از کدام سند سازماني و کدام اقدام ما چنين سياستي را نتيجه گرفتند ؟ 
ايشان در ادامه مطلب تا بآخر به نقد مصاحبه آقاي سازگارا، گفته هاي آقاي رضا پهلوي و اظهارات آقاي باقرزاده مي پردازند، اما گويا فراموش مي کنند که متهم چهارمي را هم در ابتداي مقاله خود نام برده اند. آيا متهم چهارم خود بخود متهم است و نيازي به اثبات نيست ؟ 
بي شک آقاي روزبه مي توانند در اسناد سازماني ما، بويژه اسناد مصوبه کنگره چهارم سازمان، با مواضع ما نسبت به جريانات مختلف سلطنت طلبان آشنا شوند، اما اگرمبناي حکم صادره شان اقدامات برخي از اعضاي سازمان ما در جريان فراخوان رفراندم هست، لازم است توجه ايشان را باين نکته جلب کنيم که سازمان ما سالهاست در روابط دروني خود از آنچه که به قواعد لنيني زندگي حزبي معروف بود و ما هم بدان پايبند بوديم فاصله گرفته و اکنون ضوابط ديگري در روابط سازماني ما جاري مي باشد. بعنوان مثال اعضاي سازمان ما امروز ديگر موظف نيستند هميشه و همه جا از مصوبات سياسي سازمان دفاع کنند و مروج آن باشند، بلکه مختارند هرجا که اين مصوبات مورد قبول شان نبود نظرات شخصي خود را بنويسند و يا بيان کنند، مگر آنکه از طرف سازمان ماموريت پذيرفته و يا آنکه خود اعلام کنند که نظرات سازمان را بيان مي دارند. بدين دليل استناد به اقدامات، اظهارات و نوشته هاي اعضاي سازمان بعنوان نظرات سازمان و نتيجه گيري از آنها جهت قضاوت روي سازمان نمي تواند واجد اعتبار باشد. ترديدي نيست که اعضاي سازمان نيز بايد به رعايت اين قواعد بپردازند تا در اين رابطه هيچ توهمي پيش نيايد. بعنوان مثال چندي پيش، در جريان يک اقدام مشترک که نام سازمان در کنار نام سلطنت طلبان قرار گرفت، هيات رئيسه سازمان طبق اطلاعيه اي خاطر نشان ساخت که ما ”در مرحله کنوني اتحاد وسيع جمهوري‌خواهان سکولار و دمکرات و تقويت نقش آن درجنبش دمکراتيک ميهنمان را مهمترين وظيفه خود مي‌دانيم “ ...و” نظرات رسمي سازمان توسط ارگان‌هاي رسمي آن بيان گشته و لذا بيانات رفقاي ما که تصريح نمايندگي ارگاني را نداشته باشند نظرات شخصي آنها محسوب مي‌گردد“ . من نيز معتقدم كه رفقاي سازماني ما در حركت هاي بيروني از ذكر عنوان سازماني خود تا زماني كه ارگان مربوطه در آن حركت مشخص تصميمي اتخاذ نكرده است خودداري كنند، چراكه مي تواند اين توهم را بوجود آورد كه ايشان به نمايندگي از ارگان ياد شده در اين حركت شركت كرده اند در حاليكه چه بسا ارگان مزبور از آن بي خبر هم بوده باشد. به همين دليل من عمل آندسته از رفقائي كه با ذكر عضويت خود در هيات سياسي ـ اجرائي، شوراي مركزي و يا بعنوان عضو سازمان پاي بيانيه فراخوان امضا گذاشته اند را درست نميدانم ، چراكه نه كنگره سازمان، نه شوراي مركزي و نه حتي هيات سياسي ـ اجرائي تاكنون تصميمي در مورد امضاي فراخوان نگرفته اند . 
بارديگر نوشته آقاي روزبه را پي ميگيريم .آقاي روزبه در قسمتي تحت عنوان ”ناگفته ها“ نوشته اند: ” گرچه خود اين پيام‌ها و هم زماني و کرمشترک آن‌ها، به روشني خبرازهماهنگي و رايزني قبلي اين جريانات با يکديگر مي داد،اما طفره رفتن از پاسخ به سؤالات مطرح شده از جانب افکارعمومي‌، يعني چه ازسوي کساني که فراخوان را امضاء کرده‌اند و چه آن‌هائي که امضاء نکرده‌اند، خود بهمان اندازه گفته‌ها روشنگرانه بود. باين ترتيب انبوه سئوالات و ابهامات مطرح شده درمورد نقش اين جريانات در تنظيم فراخوان، دامنه وکم وکيف و زمان شروع همکاري بين مدعيان جمهوري‌خواهي با سلطنت طلبان....... ،همگي بي‌پاسخ ماندند“ و اضافه كرده اند ”بي ترديد اين رازداري سنگين ازسه جهت مهم است. نخست آن که نشان‌مي‌دهد دامنه اين همکاري و ميزان اطلاعات درز پيداکرده آن چنان است که آن‌ها ‌قادر به تکذيب آن‌نيستند. در حالي که طبيعي بود اگرشايعاتي چنين گسترده‌ نادرست مي‌بود، و اگر ريگي در کفش کسي‌ ست،تکذيب‌ مي‌شد. دوم آن که اعتراف به آن را درشرايط کنوني و پيش از‌آن که باصطلاح شرايط ذهني فراهم‌ شده باشد،آسيب پذيرمي‌دانند. و سوم آن که قرار است اين نوع همکاري‌ها، بشيوه حرکت با چراغ خاموش،هم چنان ادامه پيداکند.“
صادقانه بايد بگويم كه من خود متاسفانه تا کنون هيچ خبر يا گزارش رسمي از ميزان شرکت و همکاري برخي از اعضاي شوراي مرکزي سازمان در جريان فراخوان اخير رفراندم با مشروطه طلبان در جايي نديده ام و فقط شاهد اخبار غيررسمي و شايعاتي بوده ام که بي شک مبناي قضاوت بسياري از جمله آقاي روزبه نسبت به سازمان ما شده است . بهمين دليل مصرانه از شوراي مركزي سازمان فدائيان خلق ايران (اكثريت) خواستارم كه در اين زمينه گزارش دهد و جريان امررا باطلاع اعضاي سازمان و عموم برساند تا هركسي از ظن خود مسائلي را به سازمان منتسب نكند. 

افزودن نظر جدید