نقدی كوتاه بر تفكر چپ سنتی و بيان ديدگاه جايگزين ما

1 ــ جهان 
2 ــ منطقه 
3 ــ سياسئ 
4 ـــ اقتصادئ 
نقد گذشته اگر توام با ارائه نگرش نو نباشد ، نقدي است كه فقط بيانگر جنبه هاي مثبت و يا منفي يك پديده در گذشته است ، و چنين شيوه اي فاقد خصوصيات كافي بعنوان راهنماي عمل مئ باشد. 
سالهاست كه از فروپاشئ ” سوسياليسم واقعا موجود“ و” اردوگاه سوسياليسئ “ مئ گذرد . طئ اين سالها در تفكرات نيرو هائ چپ متمايل به اين اردو گاه تغيرات و تحولات مهمئ بوجود آمده است . در همين دوره طيف وسيعئ از فعالين چپ يا كاملا از سياست كنار كشيده و يا عضو خانواده سياسئ ديگرئ غير از چپ شده اند . در بين نيروهائ باقئ مانده ، گروهئ كوچك هنوز در همان دوره هائ قبل از فروپاشئ و جنگ سرد در جا زده ، اكثريت اما در خيلئ از زمينه ها از تفكرات گذشته خود فاصله گرفته و اكنون بعنوان چپ دمكرات تلاش دارد تا برنامه و راه كارئ مناسب زمان خود را پيدا كند .
نگاهئ به موقعيت و وزن نيروهائ چپ در منطقه نشان مئ دهد كه سازمان ها و احزاب چپ و كمو نيستئ كه زمانئ بعنوان نيروئ دوم ويا سوم سياسئ در جامعه خود مطرح بودنند ، اكنون به گروهك هائ كوچك و بدون نقش تبديل شده اند .
بايد تاكيد كرد كه باپافشارئ روئ تفكرات و راه كارهائ شكست خورده گذشته و با دلخوش كردن به شعارهايئ با ظاهر عدالت جويانه و مساوات طلبانه ولئ در عمل غير واقعئ وبا غرق شدن در روياهائ شيرين خود ، نمئ توان در آينده سياسئ ايران نقشئ جدئ داشت . مابايد تلاش كنيم تا به نيرويئ بزرگ و تاثير گذار در سياست هائ جامعه خود تبديل شده تا از اين طريق امكان اجرائ پاره ائ از سياست ها و برنامه هائ خود را در راه دمكراسئ ، عدالت اجتمايئ و حقوق زحمتكشان پيدا كنيم.
برائ رسيدن به چنين جايگاهئ مئ بايست ، خيلئ روشن و شفاف ديدگاههائ گذشته خود را هم در مورد مسائل جهانئ و هم درباره مسائل داخلئ وبه ويژه در عرصه مدل اقتصادئ رشد جامعه باز بينئ كرده و نظر خويش را بيان كنيم .
چپ ايران در گذشته عليرغم اختلافات ديدگاهي و سياسي ، بطور كلي داراي سيستم نظري منسجمي در مورد اوضاع جهاني ، منطقه و داخلي بود ، بعد از فروپاشي ” اردوگاه سوسياليسم “اگر از جريانات كوچك اصحاف كهف كه همچنان دون كيشوت وار در فكر استقرار حكومت شورائي و سوسيالسيتي در ايران هستند ، صرفنظر كنيم ، بي سرو صدا نظريات برنامه اي گذشته خويس را كنار گذاسته، بدون اينكه چيزي جديد جايگزين آن كند . 
سازمان فدائيان خلق ايران ( اكثريت ) و حزب توده ايران ، با پذيرش اسناد جلسات مشاوره اي احزاب كمونيستي
( كه بيشتر آنها احزاب حاكم بودند )، دوران را دوران گذار از سرمايه داري به سوسياليسم دانسته ، و سوسياليسم واقعا موجود را امري بازگشت ناپذير و سرمايه داري را در اضمحلال مئ ديدند . بر پايه چنين ديدگاهي بود كه مدل رشد كشور هاي عقب مانده سرمايه داري را ، غير سرمايه داري ارزيابي مئ كردند وبر اين اساس و با اعتقاد به تئوري راه رشد غير سرمايه داري در روياي استقرار سوسياليسم در كشور هائي نظير بوركينو فاسو ، اتيوپي ، ليبي و افغانستان غرق بودند . 
اين دو گردان بزرگ پرولتاريا در ايران چنان به تئوري راه رشد غير سرمايه داري و معجزه آن ايمان آورده بودند كه مئ خواستنند با سائيدن دگم هاي خميني و اطرافيانش اول از وي دمكرات انقلابي بتراشند ، و بعد كم كم او را به سمت انقلاب سوسياليستي رهنمون شوند . 
پي آمد هاي فاجعه بار اين سياست را همگان ديديم . خميني صبر نكرد تا ديوار فرو ريزد ، بلكه خيلي زودتر از فروپاشي چنان بيرحمانه به قلع و قمع فدائيان و توده اي ها پرداخت، كه بسياري از اعضاي آنها كه از اين كشتار وحشيانه جان بدر بردند ، را در همان موقع به تفكر در مورد چنين دستگاه فكري اي واداشت . 
بحث هاي زيادي تاكنون در اين موارد انجام گرفته ، اما جمع بندي نهائي اي از آن صورت نگرفته است . حزب توده ايران كماكان خويش را پيرو ماركسيسم ـــ لنينيزم مئ داند ، از اين رو انتظاري از اين حزب نمئ توان داشت ، اما سازمان فدائيان خلق ايران ( اكثريت ) و يا اتحاد فدائيان خلق ايران چي ؟ 
بطور مثال شعار ” مرك بر امپرياليسم جهاني بسركردگي امپرياليسم امريكا “ كه آ ذ ين بند صفحه پاياني نشريه كار بود ، مدتها ست حذف شده است . آيا كسي يا جرياني حاضر است توضيح دهد كه چرا اين كار صورت گرفته است ؟ 
يا مقولاتي نظير جمهوري دمكراتيك خلق به رهبري طبقه كارگر و يا جمهوري دمكراتيك ملي به رهبري دمكراتهاي انقلابي كه از سوي طيفي از چپ ترويج و تبليغ مئ شد ، امروز ديگر به موزه تاريخ سپرده شده است ، بدرن اينكه دلايل آن توضيح داده شود . 
در سند ” ديدگاهها و آماجها “ مصوب كنگره پنجم سازمان فدائيان خال ايران ( اكثريت ) در جائي صحبت از نظام سوسياليستي مي شود و در جاي ديگر بحث ارزشهاي سوسياليستي به ميان كشيده شده است و از آنجا كه اين سند در كنگره هاي بعدي نقد و يا اصلاح و تكميل نشده است ، انرا بايد موضع رسمي سازمان تلقي كرد . 
حال سوال اين است كه منظور از نظام سوسياليستي چيست ؟ قطعا نمي تواند آن سوسياليسمي باشد كه بشر شكست آنرا تجربه كرد . بنابر اين بايد يك سوسياليسمي باشد كه جامعه بشري چند و چون آنراهنوز نمي داند و نيز روش و ابزار و چگونگي تحقق آن و از همه مهمتر نيروي پيشبرنده آن جزو ابهامات هستنند . 
در سند ياد شده بر ارزشهاي سوسياليستس تاكيد شده است . بدون اينكه به چگونگي آن ارزشها اشاره شود . آيا منظور آن ارزشهاي اجتماعي اي است كه در بخشي از جهان سرمايه داري با شكل گيري دولتهاي رفاه اجتماعي به رهبري سوسيال دمكراتها بدست آمده اند و يا ارزشهائي هستنند كه هنوز باز تعريف نشده اند . 
آيا وقت آن نرسيده است كه به اين سولات پاسخ داده شود ؟ 

قصد ما در اين مقدمه كوتاه اين نيست كه به چراهاي متعد د در مورد باورهاي گذشته چپ بپر دازيم ، بلكه هدف نشان دادن ضرورت نقد و بازبيني ديدگاه گذشته و ارائه نظريه واقع گرايانه و متناسب با اوضاع كنوني ، از منظر چپ دمكرات ، مي باشد . 
از اين منظر است كه ما با ارائه تزهايئ در رابطه با موارد ذكر شده بالا، تلاش داريم تا به سهم خود گام هايئ هر چند اوليه در اين راه برداريم . شركت و تلاشئ همگانئ در اين راستا لازم است تا چپ دمكرات در ايران آينده به نيرويئ تاثير گذار در حيات سياسئ جامعه تبديل شود . به اميد آنروز 

جهانئ شدن : 
1 ــ جهانئ شدن بيش از همه به آن روندئ گفته مئ شود كه در طئ آن تعداد بيشترئ از كشورهائ جهان ، آن كشورهائي كه دارائ شرايط اقتصادئ و سياسئ مناسب مئ باشند ، به جرگه كشورهائ پيشرفته مئ پيوندند .
2 ــ بعد از فروپاشئ ” سوسياليسم عملا موجود “ روند جهانئ شدن شتاب فزاينده ائ يافت . در اين روند سرمايه مرزهائ ملئ را هرچه پيشتر در نورديده و به عامل بين ا لمللئ ترئ تبديل گشت. جهانئ شدن بسترهائ مناسب خود را در عرصه هائ مختلف اقتصادئ ، سياسئ ، فرهنگئ ايجاد كرده ودر شرف تكميل آن مئ باشد . 
3 ــ جهانئ شدن روندئ اجتناب ناپذير و غير قابل برگشت بوده و در ادامه روند تكاملئ جوامع بشرئ مئ باشد .
4 ــ طئ اين روند يكبار ديگر ، تقسيم جغرافيايئ مجددئ درتوليد ، بازار كار، مصرف و سرمايه گذارئ دربعد اقتصاد جهانئ صورت گرفته و گسترش خواهد يافت . در اين راستا، صدور سرمايه به كشورهائ پيرامونئ وتجارت بين المللي افزايش چشمگيرئ كرده و خواهدكرد . 
ــ بهمين دليل فرصتها و امكانات وسيعئ در سطح جهان بوجود خواهد آمد . كشورئ كه نتواند و يا نخواهد از اين امكانات گسترده استفاده نمايد از دايره تحولات قابل پيش بينئ آينده جدا مانده و زيان جبران ناپذيرئ را متحمل خواهد شد .
ــ طئ اين روند ، بشرمئ تواند از امكانات خود( نيروئ كار ، سرمايه ، تكنيك و..... ) استفاده بهينه بكند . اگر چه كشورها و اقشارئ از مردم جهان ازاين روند بيشترين سود را مئ برند ، ولي در صورت دمكراتيك كردن اين پروسه ، كل بشريت مئ تواند از آن بصورتي عادلانه تر بهره مند شود . 
ــ از پيامدهائ مهم سياسئ اين پروسه مئ توان به افزايش شكل گيرئ روند استقرار دمكراسئ پارلمانئ در
كشورهائ عقب افتاده و پيراموني كه هم چنان در چنبره استبداد گرفتارند ، تاكيد كرد . 

5 ــ وقتي از جهاني شدن و فوائد آن سخن مي رود به اين معنا نيست كه بر جنبه هاي منفي آن چشم پوشي كنيم .
در اين رابطه بايد تاكيد كرد كه از جمله پيامدهائ منفئ جهانئ شدن ، يكه تازئ سرمايه جهانئ در سياست گذارئ هائ اقتصادئ ، سياسئ و اجتمايئ مئ باشد . 
ـــ سرمايه جهانئ بخصوص بخش مالئ آن با ناكار شدن قوانين ملئ در اين روند ، آزادئ عمل بيشترئ يافته است . 
ـــ سرمايه جهانئ از وجود نيروئ كار صدها ميليونئ ئ ماهر و ارزان در جهان دوم و سوم ، امكان حدا كثر فرصت طلبئ را برائ پر كردن انبان خود پيدا كرده است . 
6 ــ ما بعنوان نيروهائ چپ دمكرات با در نظر داشت منافع و مصالح ملئ در همفكرئ با ساير نيروهائ چپ و دمكرات جهانئ و با مشاركت فعال خود در اين روند ، بايد تلاش خود را در جهت هر چه انسانئ و دمكراتيك تر كردن آن بكارببريم . 

منطقه ( و سياست خارجئ ) 

ما در سياست خارجئ دوست و دشمن دايمئ نداريم . اگر چه ايران دمكرات مئ تواند دوستئ ئ بلند مدترئ با ديگر كشورهائ دمكرات منطقه و جهان داشته باشد .
در سياست خارجئ اصل بر مصالح و منافع ملئ ما قرار دارد . ما از هر سياست خارجئ ، آنجا كه با مصالح و منافع ملئ ما همسويئ داشته باشد ، استقبال كرده و آنرا تقويت خواهيم كرد . 

1 ــ منطقه خاورميانه ،عمد تا از كشورهائ اسلامئ تشكيل شده است . در جهان اسلام با بيش از يك ميليارد جمعيتئ كه در ده ها كشور مختلف زنده گئ مئ كنند ،‌ بجز كشور تركيه ،‌ كشور دموكراتيكئ وجود ندارد . در 
اكثر اين كشورها رژيم هائ ارتجاعي ، عقب افتاده و مستبد ، كه خود بستر مناسبئ برائ رشد و گسترش تروريسم بين المللئ مئ باشد ، حاكم مئ باشند . نبرد اصلئ در اين كشورها نبرد بين دمكراسئ و استبداد و نبرد بين مدرنيته و سنت مئ باشد . 
2 ــ خطر اصلئ در منطقه ( خاورميانه و آسيائ ميانه ) جريانهاي بنيادگراي اسلامئ مئ باشند . اين نيروها به هيج منشور و قانون بين المللئ پايبند نبوده وبه آنهادر عمل گردن نمئ گذارند . اين نيرو از بكار گيرئ هيج سلاح كشتار جمعئ و از نابودئ ميليونها انسان هراسئ نداشته و ندارد . دسترسئ اين نيروها به قدرت دولتئ و سلاح هسته ائ ( مثلا سلاح هسته ائ پاكستان ) مئ تواند منطقه و جهان را با فاجعه ائ جبران ناپذير روبرو سازد . 
3 ــ با توجه به حضور گسترده و مستقيم نظامئ آمريكا در منطقه و اهميت استراتژيك آن ، منطقه شاهد دگرگونئ هائ وسيعئ خواهد بود . در صورت همكارئ جامعه ترقئ خواه جهانئ ، بويژه اتحاديه اروپا ، مئ توان اميدوار بود كه تعداد بيشترئ از اين كشورها در مسير دمكراسئ گام بردارند . شكل گيرئ و استقرار يك حكومت دمكراتيك در عراق مئ تواند به اين روند شتاب بيشترئ داده و روئ ديگر كشورهائ منطقه تاثير مثبت داشته باشد . 
4 ــ حل صلح آميز مسئله اسرايئل و فلسطين به سمتگيرئ روند دمكراسئ در منطقه شتاب بيشترئ خواهد داد. جناح راست حاكم بر اسرايئل( دولت شارون) و وجود نيروهائ قدرت مند بنياد گرا و ترورست در فلسطين ( حماس و .. .. ) مانع اصلئ عدم د ستيابئ به صلح در منطقه هستنند .
ما ضمن حمليت از حق مردم فلسطين در داشتن كشوري مستقل و دمكراتيك ، خواهان برقراري روابط غير خصمانه با دولت اسرائيل بوده و سياست كنوني رژيم جمهوري اسلامي در رابطه با اسرائيل را مغاير مصالح و منافع ملي كشورمان مئ دانيم . 

رابطه با امريكا و اروپا
1 ــ تا قبل از پايان جنگ سرد بلوك غرب به رهبرئ آمريكا با عمده كردن نكات اشتراك خود سياستهائ تقريبا واحدئ را در عرصه جهانئ به پيش مئ بردند . امروز ه اما منا فع بلوك بندئ هائ مختلف اقتصادئ در عين داشتن وحدت تضادهائ خويش را نير نمايان ساخته اند . 
ــ استفاده درست و ماهرانه ار اين تضاد ها و اشتراكات درراه استقرار دمكرا سئ در كشورمان اهميت جدئ ائ يافته است . 
ــ در اين راستا بايد پذيرفت كه ، سياست هائ تبعيت از اين و يا آن بلوك بندئ ، تاكنون زيان هائ جبران نا پذيرئ بر منافع ملئ ما در تمامئ عرصه ها و بويـژه در عرصه دمكراسئ وارد آورده است . 
ــ به گمان ما ، سياست موازنه مثبت آن راه كارئ است كه مئ تواند ما را از سياست دنباله روئ و يا دشمنئ با اين يا آن بلوك بندئ نجات دهد ! 
2 ــ انقلاب بهمن اختلا ف منافع اروپا و امريكا را بر سر ايران به سود اروپا حل كرد .
ـــ سياست ايجاد كمر بند سبز دور اتحاد جماهير شوروئ سابق و ترس از خطر سلطه چپ ها در ايران ، آن حلقه هايئ بودنند ، كه امريكا را با اروپائ ناراضئ از سياست « شاه » همراه كرد . 
ــــ حاصل توافق اروپا و امريكا در كنفرانس گوادلوپ ، حكومت جهنمئ ائ است بنام جمهورئ اسلامئ ، كه بر كشور ما حكم ميراند . 
ـــ با استقرار جمهورئ اسلامئ و در نهايت با گروگانگيرئ سفارت امريكا، رابطه سياسي با امريكا قطح گرديد . 
ـــ به موازات افزايش دشمنئ بين ج . اسلامئ و امريكا ، اروپا به گسترش روابط اقتصادئ ؤ سياسئ با كشورمان پرداخت . جائ خالئ امريكا ، توسط برخئ كشورهائ اروپايئ ؤ بويژه ، فرانسه ، آلمان ، ايتاليا و انگليس پر شد !
ـــ 26 سال سياست ستيزه جويانه جمهورئ اسلامئ با امريكا با پشتيبانئ اروپا عملئ و قابل دوا م بوده است . حكومت ملا ها آن حلقه استراتژيكئ است كه اتحاديه اروپا و روسيه به ويژه ، فرانسه ، آلمان را با منطقه خاور ميانه پيوند داده است . شكستن اين حلقه معنايئ جز قطع شدن حلقه مهم اتصالئ اتحاديه اروپا با خاور ميانه ندارد . از اين رو كشورهائ اروپايئ ، پشتيبان جدي حكومت آخوندها مئ باشند . 
ـــ اتحاديه اروپا ، در جهت حفظ منافع خويش در خاورميانه ، كشورهايئ مانند كشور ما را ، شايسته دمكراسئ نميداند ! اين تئورئ راهنمائ اصلئ كشورهايئ نظير آلمان ، فرانسه و انگليس ، در رابطه با كشور ماست ! افشاي اين سياست اروپا از ملزومات ، قطع حمايت بين المللي از رژيم جمهوري اسلامي مي باشد . 

سياسئ 

1 ــ كشور ماايران عليرغم دستاوردهائ سياسئ ئ مثبت بدست آمده ، طئ صد سال مبارزه مردم، هنوز در 
فاز گذر از يك جامعه استبدادئ به جامعه دموكراتيك مئ باشد . هدف ا صلئ و عمومئ سياسئ جامعه ما ، هم چنان د ستيابئ به نظامئ دموكراتيك و لايئك بوده و مانع اصلئ برائ رسيدن به اين هدف هم جمهورئ اسلامئ مئ باشد .
2 ـــ نظام جمهورئ اسلامئ نظامئ ارتجاعئ ، عقب افتاده و مستبد مئ باشد . اين نظام برائ ادامه حيات خود به هر جنايتئ دست زده و در آينده هم از تكرار آن ابايئ نخواهد داشت . 
3 ـــ رژيم تمام تلاش خود را برائ دستبابئ به سلاح هسته ائ انجام مئ دهد . اين سياستئ خطر ناك و فاجعه آفرين برائ كشور ما و تمام منطقه مئ باشد ! 
ـــ هشت سال تلاش جنبش اصلاحات و شكست آن بار ديگر نشان داد كه اين رژيم اصلاح پذير نبوده وبايد بر كنار و با رژيمئ دموكراتيك جايگزين گردد . 
ـــ‌ رژيم جايگزين بايد بر اساس منشور جهانئ حقوق بشر و ضمايم پيوست آن بنيان گذارئ شود . 
4 ــ نظامهائ دمكراتيك پارلمانئ ــ ليبرالئ مستقر در جوامع پيشرفته سرمايه دارئ ( جدا از تفاوتهائ بين آنها در رابطه با ميزان نقش سوسيال در آن جوامع )آن نظامهائ دمكراتيكئ هستنند كه در عمل برترئ خودرا نشان داد ه اند . تمام تلاش ما بايد در استقرار چنين نظامهايئ قرار گيرد. ديگراشكال و نظامهايئ مانند ، جمهورئ توده ائ ، جمهورئ دمكراتيك خلق ، و ......... تجربه شده و به شكست انجاميده و ناكارآئئ خويش را درنهادينه شدن دمكراسئ در عمل نشان داده اند . 
5 ــ رژيم جمهورئ اسلامئ همانند گذشته با استفاده از تمامئ امكانات مالئ ، امنيتئ ، بين المللئ و .... و با خشن ترين شكل آن ، تمام تلاش خودرا مئ كند تا يك اپوزيسيون مطرح در بعد ملئ و بين المللئ ، شكل نگيرد .
6 ــ بركنارئ اين رژيم ايدئولوژيك ، مستبد و خشن از عهده هيج يك از اپوزيسيون به تنهايئ بر نمئ آيد . به همين دليل بايد تمامئ اپوزيسيون دمكرات بهم پيوسته و با استفاده ار همه امكانات بين المللئ به عمر اين رژيم پايان داد . 
7 ــ شكل گيرئ يك نهاد گسترده از تمامئ نيروهائ اپوزيسيون دمكرات ( مانند پارلمان در تبعيد و يا كنگره ملئ ايران ) و شناساندن آن در سطح ملئ و بين المللئ ، مئ تواند كمك زيادئ به اين هدف بكند . 
8 ــ به اعتقاد ما ” فراخوان ملئ برائ برگذارئ رفراندوم “ گام اوليه ائ است كه مئ تواند راه گشائ تحقق اهداف فوق گشته ، و زمينه را برائ ايجاد يك ائتلاف گسترده تر سياسئ حول استقرار دمكراسئ در ايران فراهم سازد . موفقيت پروژه رفراندم در آن است كه بتواند جريانهاي مختلف سياسي را كه براي استقرار دمكراسي و نفي جمهوري اسلامي مبارزه مئ كنند را به همكاري بكشاند . 
هر گونه تلاش براي اينكه اين پروژه را به خود اختصاص داده و تنها با بسيج نيروي خود ي و از يك نحله سياسي دست به اقدام عملي بزند ، مغاير با هدف فراگير شدن آن بوده وكل پروژه را با شكست مواجه مي كند . 

اقتصادی
1 ــ تز هايئ نظير تز اقتصاد دولتئ ، تعاونئ وخصوصئ ، در سياست گذارئ اقتصادئ در شرايط كنونئ جهانئ ، نه تنها راه گشا نيستنند ، بلكه به عنوان ترمزئ در برابر پيشرفت و توسعه اقتصادئ و سياسئ عمل مئ كنند . 
2 ــ قبول و اعلام اين واقعيت كه ، راه رشد منطبق بر واقيعت هائ جهانئ و جامعه ما ، در ايران راه رشد سرمايه دارئ بوده و راهائ ديگرئ مانند راه رشد سوسياليستئ و راه رشد غير سرمايه دارئ در شرايط كنونئ جهان
خواب و خيالئ بيش نيست . 
3 ــ بيان و قبول واقيعت فوق از وظايف ما به عنوان نيروئ چپ دمكرات در راه مبارزه جهت تحقق عدالت اجتماعئ نمئ كاهد . 
«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«


به باور ما مبارزه براي عدالت اجتماعي با دادن شعارهاي سرخ و با تكرار شعار ” با ايمان به راهمان “ و يا غرق شدن در آرزوهاي شيرين ناممكن است . 
زمان آن فرارسيده است كه در انتظار ظهور ” امام زمان “ نمانيم و با درك شرايط زمان خويش گام هاي عملي براي تحقق پاره اي از خواستهاي زحمتكشان بر داريم . بلند پروازي هاي نظري در مورد آيند گان نه تنها سودي به آنها نخواهد رساند ، بلكه سود مندي ما را به خويش و نسل كنوني نيز بر باد خواهد داد . كما اينكه تا كنون نيز چنين بود ه است . 
بگذاريم آيند گان خود تصميم بگيرند ، چگونه و با چه نظامي زند گي كنند ، بيائيم آنچه كه ما در شرايط كنوني توانائي انجام آنرا داريم ، انجام دهيم . و فردا را به نسل فردا واگذار كنيم . 
در مختصات كنوني جهان و جامعه ما ، گام نخستين در راه بهبود شرايط زندگي مردم كشورمان ، همانا تلاش براي استقرار نظامي مبتني بر دمكراسي پارلماني و با تشكيل دولت رفاه اجتماعي ، با مختصاتي است كه در كشورهاي پيشرفته سرمايه داري وجود دارد . 

ماشاالله سليمي . كيانوش توكلي . منوچهر مقصودنيا 

افزودن نظر جدید