نگاهی به نظرات ملیحه محمدی، حزب توده و فرخ نگهدار در مورد انتخابات

علیرغم آن که اعتقاد دارم که مباحث مربوط به انتخابات در حد کافی در بین نیروهای روشنفکر در داخل و خارج مطرح شده و نیروهای دلسوز برای منافع ملی کشور وظیفه دارند از هم اکنون به تعیین سیاست ها و راهکارهای خود در برخورد با آینده سیاسی ایران بپردازند. اما با توجه به صف آرائی نیروها و تفکرات مدافع و مخالف حضور در انتخابات و تحلیل ها و نظراتی که خصوصا از جانب نیروهای اصلاح طلب و طرفدار دمکراسی در خارج از حاکمیت برای توجیه و توضیح علل حضور خود در دفاع از معین ارائه میکنند مرا بر این داشت که بار دیگر نگاهی به نظرات این دوستان بیندازم.
من اعتقاد دارم با توجه به شرایط موجود و تحولاتی که در درون کشور خود شاهد و ناظر آن هستم سیاست تحریم ، تاکتیک درست این مرحله از جنبش اصلاحی میباشد، اما در نقد مواضع نیروهائی که بر خلاف ما به تاکتیک شرکت اعتقاد دارند، برخورد مناسب تحلیلی بر اساس روند واقعی تحولات از دوم خرداد به بعد از کیفیت لازم برخوردار نیست. چرا که متاسفانه بخش زیادی از نظرات و دیدگاه های مدافع تحریم در مباحث خود با اعلام اینکه اساسا تحریم هم در دوم خرداد و هم در این شرایط درست بوده، با این اقدام به دوستانی که شرکت را در هر دو حال صحیح میدانند این فرصت را میدهد تا با استفاده از این خطا مبنای تحلیل خود را دارای انسجام و تحکیم بدانند.
من در مقاله ای با عنوان شرکت در انتخابات مشروعیت دادن به انتخاب هاشمی است به علل اصلی ضرورت اتخاذ سیاست تحریم اشاره کردم. برخی از دوستان به این جمله من در آن نوشته که در صورتی که مردم در این انتخابات حضور فعال داشتند حمایت از معین لازم بود ایراد گرفته و آن را خطا دانستند. من لازم میدانم در این باره اشارتی داشته باشم. دوستان شرطی که من برای دفاع مشروط از معین گذاشتم اجرای آن منوط به این بود که اصلاح طلبان در بعد از دوم خرداد از چنان عملکرد و کارنامه ای برخوردار می بودند که بتوانند در این مرحله از حمایت مردمی بهره جویند. که این موضوع خصوصا در مجلس هفتم برای خود اصلاح طلبان به اثبات رسیده که فرصت سوزی های تاریخی آنان حمایت مورد نیاز مردم را از آنان سلب کرده است.
با توجه به اینکه شاخص ترین افراد و نیروهای مدافع شرکت در اپوزیسیون خارج ، افرادی مانند خانم محمدی و نگهدار و حزب توده هستند ، من به طور مختصر به نقد مواضع آنان می پردازم. درابتدا باردیگر اعلام میکنم بخش زیادی از نیروهای دمکراتی که بر خلاف ما شرکت در انتخابات را درست میدانند متحدین ما در آینده هستند و نقد مواضع آنها باید بدون توهین و اتهام زنی صورت گیرد. اساس تحلیل نگرش خانم محمدی بر این دیدگاه استوار است که عقب ماندگی دمکراسی در جوامعی مانند ایران و عدم رشد نهادهای دمکراتیک و گرایشات توده وار و وجود تفکرات سنتی و پوپولیستی بخش زیادی از مردم در دفاع از حاکمیت ، نیروهای سیاسی را وادار میسازد که از وجود افراد و جناحها در ساختار قدرت برای پیشبرد دمکراسی استفاده نموده و با حمایت از اقدامات آنان و وزن بخشیدن به این نیروها در توازن قوای درون حاکمیت وزن آنها را افزایش داده و به همراه آنان گام به گام تحولات جامعه را به سمت دمکراسی هدایت نمود.
من به عنوان یک فرد سیاسی از آنجا که خود از اصلاح طلبان حکومتی در دوم خرداد حمایت مشروط نموده ام با آنکه آنان به علل گفته شده در دیگر نوشته های اینجانب و دیگران اعتبار خود را تا حد بسیار زیادی از دست دادند ، هنوز هم از تاکتیک حمایت مشروط خود در آن شرایط دفاع میکنم. تاکید بر این موضوع به این علت است که خانم محمدی فکر نکند بنده از کی بود کی بود من نبودم دفاع میکنم. ایشان در سخنان خود مطرح میکند: کسانی که دنبال شرایط رادیکال و گذر از حکومت و مباحثی مانند رفراندم و حذف ولایت فقیه هستند چرا نمیخواهند ببینند که حتی در ستادهای امثال قالیباف جوانان کشور حضور دارند و با توضیح این موضوع که در کشور هنوز رضائی و قالیباف و احمدی نژاد و ... دارای قدرت جذب نیرو هستند نتیجه میگیرند دفاع از معین در برابر آنها ضروری است چون در غیر این صورت راستها به قدرت میرسند و این حداقل روزنه ها هم از بین میرود.
سئوال من از ایشان این است که دوست من مگر امثال من که از اصلاح طلبان دفاع کردیم در همان شرایط از برخی از همین نیروهای اصلاح طلب که بدون توجه به شرایط ، شعارهای چپ و رادیکال و زودهنگام میدادند برخورد انتقادی نمیکردیم؟ مگر ما در انتخابات مجلس ششم و شوراها از نیروهائی که برنامه آنان به نظر ما نزدیک تر بود ولی به علت اقبال عمومی به کاندیدای محافظه کارتر اصلاح طلبان از آنها نمیخواستیم برای نشکستن آرا به نفع جناح مقابل ، به سود کاندیدای محافظه کارتر کنار برود و هزاران دلیل دیگر که نشانگر این بوده و هست که ما تمام دغدغه های خانم محمدی را در مورد توازن قوا و عدم چپ روی و ...داشته و داریم. اما تفاوت ما با ایشان در این است که ایشان برای اثبات نظرات خود در دفاع از معین فقط فاکت هائی که تایید کننده تحلیل های ایشان است را به کار گرفته و ازکنار صدها فاکتور دیگرکه میتوانند وجود شرایط کاملا متفاوت با دوم خرداد را اثبات کنند به سادگی عمدا و یا سهوا میگذرند. چرا خانم محمدی به این مسئله کاملا مشخص که در زیر به آن می پردازم توجه ندارند؟ 
در این شرایط شاهد آنیم که بسیاری از شعارهای معین از شعارهای خاتمی در دوم خرداد رادیکال تر است. چرا اقبال مردم به معین بیشتر و حتی در حد دفاع از خاتمی نیست؟ در دوم خرداد خاتمی و اصلاح طلبان برخی شعارها و خواست هائی را که بعد از سالهای 60 برای مردم به صورت تابو در آمده بود طرح کردند که در آن شرایط توانست انگیزه های قوی برای حضور حداکثری مردم در دفاع از او فراهم کنند. ولی امروز به هزار و یک دلیل که حتما چندین مورد آن به علت دستاوردهای مثبتی بوده که در دوران اصلاحات بر اثر فشار مردم و شرایط و تحولات داخلی و خارجی و البته اهتمام اصلاح طلبان به دست آمده ، خواستها و انتظارات مردم افزایش پیدا کرده واقدامات فرصت سوزانه اصلاح طلبان عامل اصلی این گشته که باوجود شوراها وبرنامه های رادیکال معین نسبت به خاتمی ، حمایت از معین فراگیر و مطلوب نیست. 
خانم محمدی که حضور مردم را در ستاد قالیباف می بینند حتما حضور مردم و جوانان را در ستاد هاشمی هم نظاره گرند ، چرا گرایش به هاشمی در این چند روز در بین افراد عادی که هنوز کاندیدای خود را انتخاب نکرده اند به هاشمی افزایش دارد؟ آیا کادرها ومبلغین معین از هاشمی ضعیف ترند؟ آیا فقط پارامتر پول و قدرت هاشمی برگ برنده اوست؟ عامل ضعف اصلاح طلبان در از دست دادن آن همه مبلغ و مروج دانشجو و روشنفکر که در دوم خرداد در حمایت از خاتمی اقدام کردند کدام نیرو و حزب و سازمان است؟
همان طور که خانم محمدی هم معتقد است به علت عدم وجود نهادها و تشکلل های حزبی قوی گرایش احساسی ، لحظه ای و فله ای به سیاست و سیاست گزاران از مشخصه های جوامعی مانند ایران است. اصلاح طلبان حکومتی در زمان قدرت خود چه اقداماتی برای سازمان دادن و نهادینه کردن هواداران خود انجام دادند؟ چرا به جای پرداختن به خطاهای دوستان مشارکت و مجاهد انقلاب خود از هم اکنون خود را آماده نمودید که برای فردای شکست معین اپوزیسیون را عامل اصلی شکست معرفی کنید؟ 
خانم محمدی لطفا پاسخ دهید اگر همه کاندیداهای منتسب به جبهه دوم خرداد رد صلاحیت میشدند شما چه میکردید؟ با توجه به نگرش شما به قدرت و ضرورت همیشگی و در همه حال توسل به یکی از جناحها آیا باید از بد یعنی هاشمی در مقابل بدتر دفاع میکردید؟ یا با توجه به اینکه رضائی و قالیباف و احمدی نژاد ضدامپریالیست تر از هاشمی هستند ؛ به یکی از آنان رای میدادید؟ خانم محمدی چرا نمی پذیرید که رای مشروط ما در دوم خرداد به دلیل شرایط داخلی و خارجی و عدم وجود آلترناتیو بوده و ما راهی جز حمایت مشروط نداشتیم. آیا شرایط امروز با آن زمان یکیست؟ در آن زمان پیروزی جناح اقتدارگرا برای آنان بسیار مهم تر از مشارکت حداکثری بود ، در این زمان عمده ترین نیاز اقتارگرایان مشارکت حداکثری است و شما و دوستانتان با شرکت خود به نیاز آنان به مشروعیت لبیک میگوئید.
اگر می فرمایئد کسانی که خواهان عدم مشروعیت نظام هستند انقلابی ، تندرو و مخالف اصلاحات هستند صراحتا اعلام میدارم که من و هم فکران من تحولات اصلاحی را با روشهای مسالمت آمیز خواستاریم. خانم محمدی در دوم خرداد و کمی بعد از آن هم نیروهائی در بین همین اصلاح طلبان خواهان گذار از خاتمی و اصلاحات دمکراتیک با تحلیل های شتاب زده بودند در همان زمان هم امثال بنده و همفکرانم با اقدامات شتابزده آنها موافق نبودیم ولی این حق را به تفکری که سالها با حمایت مشروط از اصلاحات و با هشیاری و برخورد مسئولانه به نیروهای درون آن در مورد توجه به میزان قدرت و توان خود وتحلیل واقع بینانه اوضاع در نیفتادن به تحلیلهای چپ روانه هشدار داده و در کنار آنها قرار داشته ، بدهید. امروز که از داخل ایران و از بین همان نیروها گفتمان رفراندم و بیانیه هائی مانند 615 نفر و ... بیرون میاید با توجه به مناسب بودن شرایط و همخوانی این نظرات با شرایط عملا موجود از حامیان آن باشید. 
شما که بر ستاد قالیباف نورافکن انداخته و حضور مردم و جوانان را در این ستادها به عنوان لولوئی برای ترسانن نیروهای دمکرات به رخ آنها میکشید چرا نمی پذیرید که گفتمان رفراندم و بیانیه هائی مانند 615 نفر و مواضع دفتر تحکیم وحدت هم توسط مردم و جوانان طرح و حمایت میشود چرا از این بخش از مردم و جوانان نامی نمی برید؟ شما فکر میکنید به لحاظ قدرت تحلیل و تاثیر گزاری جبهه مشارکت و مجاهدین انقلاب از نیروهای نام برده شده قوی ترند- در پاسخ قطعا می فرمائد اینها در قدرتند و باید از حضور در قدرت آنها سود جست. من ضمن تایید این تاکتیک در زمان مناسب و نه هر زمانی از شما می پرسم از طرف اصلاح طلبان حکومتی چه تضمینی برای عدم مماشات آنان دارید که این بار از قدرت خود بی جا و بی موقع و صد البته بدون چپ روی در حد نیاز جنبش استفاده کنند. خانم محمدی ضمن اینکه داشتن هر گرایشی حق دمکراتیک افراد است چرا بخشی از انرژی خود را به برخورد به دوستان اصلاح طلب حکومتی در مورد این همه فرصت سوزی و جفا به وعده ها قرار نمیدهید؟

خانم محمدی چگونه باید تحلیل کرد که خوشبینی شما و بعضی همفکران شما در خارج از کشور در مورد میزان مشارکت مردم در انتخابات از آقای حجاریان هم بیشتر است؟ خانم محمدی به نیروهای دمکرات توضیح دهید آیا شما به گفتمان دمکراسی در خارج از حاکمیت حتی در صورت سراسری و همه گیر و غالب شدن در جامعه اعتقاد دارید؟ یا نهایتا اگر چنین شرایطی حاکم گردد با متهم کردن همه به شورشگر و انقلابی ، با وجود سوگند آنها به اصلاح طلب بودن ، به نتیجه ای که خاتمی رسیدخواهید رسید؟ و آن نتیجه این است : من حفظ و ادامه حاکمیت فعلی را حتی با شیوه استبدادی به تعویض آن با یک نظام لائیک ترجیح میدهم؟ در ذیل به نقد مهمترین عاملی که دوستان حزب توده و فرخ نگهدار برای حضور خود در انتخابات و رای به معین استناد کرده اند می پردازم.
این تفکر با عنوان نمودن اینکه ما با ولایت فقیه مخالف بوده و تمام سعی و کوشش ما در ضمن حضور و حمایت از جنبش دمکراسی خواهی مبارزه برای تعدیل و نفی قدرت ولایت فقیه و نهادهای انتصابی است به این کارزار تبلیغاتی وارد گشته است. اینکه من تفکر نگهدار و حزب توده را تا حدودی از نظرات محمدی جدا کردم به این دلیل است که با وجود آنکه محمدی را در ایده آل هایش فردی دمکرات میدانم ولی سمت اصلی نتیجه گیری که از نظرات ایشان به دست میاید موید این است که تفکر ایشان در مقایسه با نظرات نگهدار و حزب توده با وجود مشابهات فراوان در نحوه برخورد با ساختار نهادهای انتصابی بسیار ضعیف و مماشات گرایانه تر است.
در ادامه به مواضع نگهدار و حزب توده در مورد انتخابات می پردازم. این دوستان با عمده کردن خطر آمریکا و عواقبی که حضور و پیروزی رفسنجانی برای منافع ملی ما در بر دارد حمایت از معین را در دستور کار خود قرار میدهند. از این دوستان می پرسم شما که مدعی هستید مهمترین راهکار شما برای از بین بردن موانع دمکراسی در کشور قدرت نهادهای انتصابی و در راس آن ولایت فقیه میباشد ، چگونه با خواسته او که با تحلیل دقیق و درست عدم حضور معین را در کارزار انتخاباتی عامل مشروعیت نداشتن انتخابات و حاکمیت تشخیص داده و با صدور حکم حکومتی و پذیراندن آن به د وستان اصلاح طلب و مدافعین آنها عملا شما را در کمک به استراتژی مورد نیاز خود که همانا مشروعیت نظام در این برهه است سهیم نموده، همسو شده اید؟
دوستان اگر به واقعیت های موجود توجه کنیم اصلاح طلبان که بعد از این همه فرصت سوزی ، هنگامی که پس از رد صلاحیت معین زمینه بسیار مساعدی برای حداقل سیاست چانه زنی آنان برای گرفتن امتیازات بیشتر فراهم گشته بود ، چرا به این مهم توجه نکردند؟ فکر نمی کنید با توجه به زمینه های موجود اگر برای حضور خود خواستار تغییر در ساختار شورای نگهبان و مسائلی از این دست میشدند چه اتفاقی می افتاد؟ مطمئن باشید که حاکمیت به بسیاری از این خواست ها تن میداد چرا که فدرتمداران اصلی حکومت اوضاع را بسیار بهتر از شما تشخیص داده اند و در این شرایط ضمن آنکه انتخاب معین یا هاشمی یا دیگران برایشان تفاوت دارد ولی مهمترین عملی که به دنبال آن هستند که حتی از انتخاب افراد در انتخابات برایشان از اهمیت استراتژیک تری برخوردار است حضور حداکثری مردم برای اثبات مشروعیت نظام به جهانیان میباشد.
با توجه به اینکه احتمال انتخاب هاشمی بسیار زیاد و تاحدودی مسجل است و به نظر من همانگونه که تحریم اکثر اپوزیسیون در دوم خرداد مانع از تصمیم درست 22 میلیون مردم در دفاع از خاتمی نشد در این مرحله هم به دلیل عملکرد اصلاح طلبان ، حمایت همه گروههای اپوزیسیون از انتخابات نمیتوانست در انتخاب معین تاثیر تعیین کننده به جای گذارد. با این اوصاف آیا حضور و شرکت شما عملا مشروعیت بخشیدن به انتخاب هاشمی نیست؟ دوستان شما که تحریم کنندگان را از یک دست شدن حاکمیت می ترسانید و کرارا اعلام میکنید باید هزینه و فایده را در اتخاذ تاکتیک مد نظر داشت ، آیا خود به این هزینه و فایده و بالانس آن نظری افکنده اید؟ در حالی که اکثر مردم ایران خواهان تغییرات بنیادی هستند اگر مشارکت و مجاهدین انقلاب از فرصت تاریخی رد صلاحیت استفاده میکردند و به گفتمان رفراندم خواهی غنای بیشتر می بخشیدند وضع به چه شکل در میامد؟ شما که از خطر آمریکا و سازش هاشمی با او نگرانید در فردای انتخابات در پاسخ به دولتمردان فعلی آمریکا و بعضی از جناح های اروپائی که علیرغم خواست افکار عمومی خود درعدم سازش با امثال هاشمی ، در عمل هاشمی را ترجیح میدهند ، در رابطه با اینکه نماینده شما در یک انتخابات دمکراتیک حداقل در بین خودیها رای نیاورده و شما چه اعتراضی به انتخاب نماینده مردم دارید چه خواهید گفت؟

در خاتمه مایلم به نکته کلیدی که دوستانی مانند خانم محمدی و همفکرانش در تحلیل های خود مد نظر دارند که آن مسئله دفاع از جناحی در برابر جناح دیگر در هر شرایطی است ، اشاره ای داشته باشم.
این دوستان از نیروهای مخالف خود دائم این پرسش را مطرح میکنند : آیا به نظر شما حکومت ظرفیتی برای اصلاح دارد یا خیر؟ و بعد از اینکه عمدتا با پاسخ منفی موجه میشوند به صحت تحلیل های خود رغبت بیشتری پیدا میکنند ، من به این دوستان میگویم در این نظام امکان اصلاح هست اما چگونه؟ دوستان من اوضاع جهان به شرایطی رسیده که حتی کشورهائی مانند آمریکا مجبور شده اند که برخی مواضع اصلاحی در برنامه های اجتماعی سیاسی و فرهنگی را بین خود و کشورهای وابسته به خود به صورت عملی پذیرا شوند. درشرایط فعلی حکومت هائی مانند ایران نیز با توجه به اوضاع داخلی و خارجی حتی بدون افرادی مانند معین و همفکرانش در زمان لازم برای حفظ و بقای خود مجبور به پذیرش برخی اصلاحات در ساختار خود خواهند شد.
اینکه نیروهای مدافع دمکراسی که ماهیتا تحولات ساختاری را در برنامه های خود داشته و دارند چگونه با در نظر گرفتن شرایط از این اقدامات و از میزان پتانسیل موجود در بین نیروهای درون قدرت بهره گیرند بحثی است که خوشبختانه تحولات جامعه ما خصوصا در سالهای گذشته تجربه فراوانی برای ما به جا گذاشته است. در این شرایط عملکرد نیروهای مدعی دمکراسی در چگونگی اتخاذ تاکتیک مناسب از اهمیت فراوان برخوردار است. به این معنی که اپوزیسیون دمکرات بتواند با درک درست از شرایط و ارائه برنامه مناسب ضمن روشهای حمایتی یا تهاجمی با حضور در کنار بخشی از نیروهای درون قدرت در زمان لازم و جدا کردن خود حتی در حمایت مشروط از جناحهای درون حاکمیت در زمان مناسب تحولات مورد نیاز جنبش و جامعه را به پیش هدایت نماید.
در این شرایط عدم توجه به اتخاذ سیاست مبتنی بر روند تحولات کشور بخشی از نیروهای دمکرات را با وجود داشتن نیت مثبت از صف اکثریت مردم تحول طلب جدا نموده و آنان را به تماشاگران صرف و یا در نهایت به هورا کشانی برای تحولاتی که حاکمان حتی بدون رقابت خود ناچار به انجام آنند ، مبدل خواهد نمود. نیاز امروز کشور تشکیل جبهه دمکراسی خواهی و هدایت گفتمانی است که میرود به گفتمان غالب جامعه ایران تبدیل شود. حمایت از گفتمان رفراندم و تبلیغ و ترویج اصولی آن بدون شتابزدگی و بهره جوئی از توان عملا موجود جنبش مردم ایران وظیفه عاجل نیروهای تحول طلب و مدعی دمکراسی میباشد.

افزودن نظر جدید