خطرسازان در کارند!

دربارۀ سازمان جعلی مخفی جوانان مسلح چریک های فدایی خلق

مرحله ای جدید از برخورد نظام اسلامی با جوانان فعال و سیاسی در حال شکل گیری است! در حالی که مهمترین گزینۀ احمدی نژاد برای پست وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی حسین صفارهرندی، نویسندۀ روزنامۀ کیهان و پرونده ساز مشهوری است که در آخرین اقدامات ژورنالیستی خود نشریات چپ در دانشگاه تهران را هدف حمله قرار داده و با ذکر نام و مرام هر نشریه مستقل و متفاوت سعی در زمینه سازی برای توقیف و تنبیه نشریه و گردانندگان آنرا داشت. عده ای مجهول الهویه و مشکوک با تاسیس وبلاگهایی که هم اکنون تنها لاشه ای از آن ها باقی مانده* با نام سازمان مخفی جوانان مسلح چریک های فدایی خلق ایران! و پذیرفتن مسئولیت ترور قاضی احمد مقدسی، قصد دارند جریان های سیاسی در داخل و خارج را زیر ضرب برده و زمینه را برای دستگیری و جلوگیری از فعالیت مسالمت آمیز دانشجویان مستقل و فعال سیاسی برقرار سازند. 
نکتۀ دیگری که می بایست مورد توجه قرار گیرد اینست که سازمان مخفی ... ادعا می کند که از اعضای خانواده های اعدامیان سیاسی تشکیل شده است. این امر با توجه به فشاری که اخیرا از سوی وزارت اطلاعات بر این خانواده ها و فرزندان آنها وارد می آید، باز نظر را به شک می اندارد که همۀ این بازی ها در زمینه سازی برای فشار بیشتر بر گروهی خاص و کوچک است که در تمام این سالها بیشترین فشار را متحمل شده اند. 
ادبیاتی که در وبلاگ های این گروه مجهول الهویه دیده می شود کمابیش شبیه ادبیات سازمان مجاهدین خلق است، استفاده از واژه هایی مانند: جماعت کثیف آخوندی و مزدورانش... و فاحشه های اسلامی... و ... حتا به کار بردن دشنام هایی مانند: آخوند های عقب مانده و ديوانه های عمامه به سر... مراکز مملو از نيروهای کثيف اطلاعاتی و حزب اللهی و انصار نجس (!)... مامورين نجس اطلاعاتی (!)... برو گوهت رو بخور... که تنها ممکن است از دهان عده ای هوچی و ماجراجوی ناپخته و ابله بیرون بیاید از این دست اقدامات است. چرا که یک چریک در مرحلۀ نخست، یک روشنفکر است، کتاب خوانده است و برخوردش الزاماً و حتماً برخوردی مودبانه و انسانی خواهد بود، آن هم در یک بحث سیاسی و در هنگام مبارزه.
از نوع نوشتار و لینکهای این صفحات چنین بر می آید که بر خلاف ادعای وبلاگ مذکور که: "فقط ۵ نفر از رفقا در بخش اینترنتی سازمان فعالیت می کنند . ۹ نفر از رفقای کادر مرکزی که همگی عضو خانواده های اعدامیان هستند . بیش از سی ( ۳۰ ) هسته چریکی که اکثریت آنان نیز یا جزو خانواده های اعدامیان بوده ویا جزو خانواده های زندایان سیاسی که مورد شکنجه و اذیت و آزار قرار گرفته اند. که این هسته ها در حال حاضر در تهران -- اصفهان و شیراز و در حال مبارزه هستند و..." ایشان کمترین اطلاعای از سایت های و مواضع اپوزيسیون چپ و حتا سازمانهای فدائیان خلق نداشته و ندارند. نوع برخورد نویسندگان این وبلاگها با مقالات چپ در سایت ها و معرفی و لینک هایشان بسیار مبتدی و یادآور پرونده سازی های روزنامه های کیهان و رسالت است که دائماً سعی در کشف ارتباط های به زعم خود مشکوک دارند!!!
تاکید چندین باره بر عضویت اعضای این گروه در خانوادۀ زندانیان سیاسی در حالی که در هیچ کجای وبلاگ های آنان اشاره ای هم ـ جز یک مورد کوچک در باز نشر یک سند ـ به اصل ماجرای زندانیان سیاسی و کشتار آن ها نمی شود، جالب توجه است. 
جالب اینست که وبلاگ این گروه کمی پیش از انتخابات ریاست جمهوری فعال شده و مسئولیت انفجارهای اهواز را نیز پذیرفته بود؛ درحالی که در آن زمان روزنامه ـ مکتشفان پرونده ساز جمهوری اسلامی هیچ اشاره ای به این ماجرا نکردند، چرا که مواد خام برای پرونده سازی و خبر سازی در اختیار بود و مبارز طلبیدن مشتی دیوانۀ ابله لازم نبود، اما حالا با ارتباط ترور اخیری قاضی احمدی مقدس با پروندۀ گنجی و سازمان فدائیان! مبحث مورد علاقۀ آقایان برای پرونده سازی گشوده خواهد شد.
نکتۀ جالب دیگر این که این گروه که در بیانیه های سیاسی خود از دشنام های اسلامی مانند نجس! نیز استفاده می کنند دقیقاً در زمان انتخابات ریاست جمهوری، در تاریخ 26 خرداد 1384 بدون هیچ موضع گیری در قبال مهمترین اتفاق سیاسی کشور، در مقالاتی که به نام مقالۀ سیاسی از گفتگوی خسرو شمیرانی با هوشنگ بوذری! منتشر کرده اند با الفاظی مانند: "خانواده حرامزاده رفسنجاني کوسه ماهي" سعی در تخریب چهرۀ مخروبۀ هاشمی رفسنجانی دارند! جالب اینکه باز در همان زمان انتخابات یعنی در تاریخ 27 خرداد 1384 با انتشار تصویری از مهدی کروبی در یکی از سفرهای خارج از کشور، دقیقاً با ادبیات نشریان انصار حزب الله مانند یالثارات و یا شلمچه چنین می نویسند که: نگاه کنيد هم زن بی حجاب است وهم مردان کافر و بيخدا. این برخورد در تخریب کروبی و امثالهم یادآور برخوردهای نشریات دست راستی جمهوری اسلامی در تمام سال های گذشته با جناح چپ حاکمیت است. بی شک چنین رویه ای نه تنها رویه یک سازمان مارکسیستی نبوده و نیست، بلکه با توجه به این که سازمان فدائیان خلق (اکثریت) نیز در بیانیه ای گروه نامبرده را جعلی خوانده و نسبت به طرح آن هشدار داده، لازم است که در رابطه با چنین برنامه ریزی هایی از سوی روزنامۀ کیهان و جناح تمامیت خواه رژیم جمهوری اسلامی، دقت نظر بیشتری روا داشته شود. 
وبلاگ گروه مذکور سپس در تاریخ 30 خرداد 84 با همان لحن هتاکانه و با استفاده از شعارهای دودهۀ گذشته از موضع گیری در قبال انتخابات طفره می رود و با حمله به تلوزیون های لس آنجلس (بازهم با لحنی مشابه نویسندگان روزنامه های رسمی حکومتی) با پرگویی مغلطه آمیزی و شعارهای دهان پر کنی درباب خلق قهرمان ایران و ... هیچ نظر مشخصی ارائه نمی دهد! اما پس از انتخاب احمدی نژاد باز با فحاشی و لجن پراکنی تنها به این نکته در چند خط می پردازد که مبارزۀ مسلحانه که تنها ره رهایی (!) است! 
در تاریخ 19 تیر 1384 در وبلاگ گروه مذکور با هجو مقاله ای از علی کشتگر و دشنام و ناسزای فراوان به وی لحن نگارنده به گونه ای است که گویی نه تنها با شيرین عبادی مخالف است بلکه گنجی را شخصی می داند که به صورت دختران اسید می پاشیده(!)
روز سه شنبه 21 تیر ماه وبلاگ گروه مذکور با انتشار تصویری از پاسدار اسماعیل احمدی مقدم اعلام می کند که قصد ترور وی را دارد و احتمالاً بعداً به دلیل شباهت اسمی، قاضی احمدی مقدس ترور می شود، گرچه به دلیل اغلاط فاحش املایی و انشایی در نوشته های وبلاگ ایشان، هیچ بعید نیست که سواد خواندن و نوشتن نداشته یا سواد مکتبی! داشته باشند. جالب تر این که عکس پاسدار احمدی را از سایت شریف نیوز برداشته اند که یک روز قبل در آن سایت منتشر شده بود؛ این دقت نظر در انتخاب طعمه هایشان و شناختن آن ها و هماهنگی با سایت های ویژه (!) توسط این گروه بسیار جالب توجه و باز نمایانگر خطری است که حرکت موازی این جریان نو ظهور را با باندهای مافیایی رژیم اسلامی و پرونده سازی های آیندۀ کیهانیان! روشن می سازد. 
نکتۀ دیگری که همواره در مطالب منتشره در وبلاگ های "سازمان مخفی چریک های فدایی خلق ایران" به چشم می خورد، تلاش غیر مستقیم، اما آگاهانه در تخریب نام فدائیان خلق و فحاشی نسبت به آنان است. الاخصوص در تهدیدهایشان علیه "قدیری ابیانه" و "هوشنگ بوذی" و پاسخ هایی که از آن ها منتشر کرده اند، این موضوع به چشم می خورد. 
اغتشاش فکری و عدم درک و آگاهی تاریخی در پاسخ های نویسندگان وبلاگ گروه مذکور به خوبی مشخص است. این گروه هیچ موضع مشخصی جز شعار و فحاشی اختیار نمی کند و مرام و منسک آن رندانه، همواره مخفی می ماند تا احتمالاً به وقت لزوم، روزنامه های رسالت و کیهان و جمهوری اسلامی بتوانند آن ها را به وقایه پیش آمده و هر دو را به هر بار به بخشی از اپوزوسیون بچسبانند.
آنچه مشخص است، با توجه به اطلاعیۀ هیات سیاسی ـ اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران(اکثریت) گروه مذکور (سازمان مخفی جوانان مسلح) هیچ ارتباطی با آن جریان ندارد و اگرچه تا هنگام نوشتن این مقاله سایر شاخه ها و اتنشعابات فدائیان خلق در صدد صدور بیانیه ای علیه و در رد گروه مذکور بر نیامده اند، قدر مسلم آن ها را در شرایط حساس کنونی چندان جدی نگرفته و قائله را شوخی و ابزار تبلیغی دیگری برای رژیم پنداشته اند، اگر نه ادبیات و مواضع غبارآلود سازمان مخفی چریک های فدایی خلق ایران... (!) هیچ شباهت و همسویی با هیچ کدام از جریان های منشعب فدایی ندارد. 
باز هم هشدار می دهم که موج جدید حمله به جوانان فعال سیاسی و احتمالاً خانواده های زندانیان و قربانیان سیاسی در ایران آغاز شده است و چنین اقدامات کور و ابلهانه ای زمینه ساز چنین ضربه ای خواهد بود. فعالان سیاسی و آگاهان به امور باید با هوشیاری و چشمان باز در برابر چنین اقدام های تخریبی موضع گیری کنند.

* هر سه وبلاگ این گروه، ابتدا در پرشین بلاگ و بعد در بلاگ اسکای و در نهایت در بلاگ فا مسدود شده اند! 

افزودن نظر جدید