قرارداد منع گسترش سلاح هاي اتمي

کنفرانس بررسي قرارداد منع گسترش سلاح هاي اتمي- سال 2005، از 2 تا 27 مه در مقر سازمان ملل در نیویورک برگزار شد. این قرارداد هر پنج سال یکبار بررسي مي شود. در کنفرانس سال 2000، پنج کشور ایالات متحده، بریتانیا، فرانسه، چین و روسیه قول داده بودند که در جهت از بین بردن سلاح هاي اتمي خود گام هاي عملي بردارند. 

کشورهاي اتمي امضاء کننده قرارداد همچنین متعهد شده بودند که از دادن سلاح هسته اي یا فني آوري تولید سلاح هاي هسته اي به کشورها غیراتمي خودداري کنند. دولت هاي غیر اتمي امضاء کننده قرارداد متعهد شده بودند که در صدد تولید سلاح هاي اتمي و یا دست یافتن به فن آوري تولید سلاح هاي اتمي بر نیایند.
در شرایطي که دولت هاي داراي سلاح هاي هسته اي هیچ گام جدي بسمت کاهش و محو زرادخانه هاي اتمي خود بر نمي دارند، قرارداد منع گسترش سلاح هاي اتمي به ابزاري براي حفظ انحصار این کشور ها در این زمینه تبدیل شده است.

البته هدف اصلي قرارداد منع گسترش سلاح هاي اتمي که در سال 1968 به تصویب سازمان ملل رسید غیر از این است. در سال 1996، دادگاه بین المللي لاهه به اتفاق آرا نظر داد که ماده 6 قراداد منع گسترش سلاح هاي اتمي براي کشورهاي اتمي الزام قانوني نابود کردن زرادخانه سلاح هاي اتمي شان را همراه دارد. کنفرانس بعد از کنفرانس خواهان خلع سلاح اتمي - کامل و بدون قید وشرط- شده است. 

بدون تردید در سال 2005، جهان با خطر فزاینده گسترش سلاح ها اتمي روبرو است. دولت بوش به خصوص از انجام تعهدات خود در چهارچوب قرارداد منع گسترش سلاح هاي اتمي و مصوبات کنفرانس 2000 ، طفره مي رود. دولت بوش تولید نسل جدیدیي از سلاح هاي اتمي – که کوچک و جمع و جور هستند- را آغاز کرده است. ایالات متحده آمریکا به بهانه « جنگ با تروریسم» زیرپا گذاشتن قرارداد منع گسترش سلاح هاي اتمي را توجیهه مي کند.

دولت بوش در صدد تغییر قرارداد منع گسترش سلاح هاي اتمي به شکلي است که دولت هاي داراي سلاح هاي اتمي موظف به نابود کردن زرادخانه هاي اتمي خود نباشند. دولت بوش بر این نظر است که توافقنامه کنفرانس سال 2000 صرفاً اهمیت تاریخي داشته و از این به بعد آماده حمایت از مواد سیزده گانه آن توافقنامه نیست.

همزمان با کنفرانس فوق، فعالیت هایي از طرف جنبش جهاني براي پایان دادن به تولید سلاح هاي اتمي و جنبش ضد جنگ برگزار شد. در روز اول ماه مه، راه پیمایي بزرگ « نه به سلاح اتمي، نه به جنگ» در برابر مقر سازمان ملل و محل برگزاري کنفرانس صورت گرفت.
سازمان هاي غیردولتي از بیش از 90 کشور جهان در مراسم متنوعي که در این ماه برگزار شد شرکت داشتند. هیباکوشا ( بازماندگان ژاپني بمباران اتمي هیروشیما و ناگازاکي از طرف آمریکا) در این فعالیت هاي شرکت کردند. هئیت « شهرداران براي صلح» به نمایندگي از طرف 105 شهر در 25 کشور جهان در این فعالیت ها شرکت داشت و خواست نابودي کامل سلاح هاي اتمي تا سال 2020 را در دستور فعالیت هاي خود قرار داد. همچنین چند نشست همگاني در ارتباط با کاربرد اورانیوم مصرف شده درسلاح هاي امریکایي در جنگ عراق، اعلام خاورمیانه بعنوان یک منطقه عاري از سلاح هاي هسته اي برگزار شد.


برنامه هسته اي ایران و اهداف جنبش صلح 

در ارتباط با سلاح هاي اتمي، جنبش جهاني صلح دو هدف را دنبال مي کند: نابود کردن سلاح هاي اتمي موجود و جلوگیري از گسترش سلاح هاي اتمي. اما دولت آمریکا سیاست خارجي، دیپلوماسي و تبلیغات خود را کلاً بر موضوع منع گسترش سلاح هاي اتمي ديگران متمرکز کرده است، بدون آن که بخواهد به زرادخانه هسته اي عظیم خود بپردازد. اکثر کشورهاي جهان بر این نظرند که بدون خلع سلاح اتمي 5 قدرت بزرگ اتمي، پیشرفت واقعي در زمینه منع گسترش محتمل نخواهد بود.

به گفته زاکري آلن، مسئول اجرایي « ابتکار قدرت هاي میاني» که از نزدیک با دولت هاي غیر اتمي براي تحت فشار قرار دادن ایالات متحده جهت گام برداشتن در مسیر خلع سلاح کار مي کند « بدون پیشرفت در عرصه خلع سلاح، منع گسترش سلاح هاي اتمي راه به جایي نخواهد برد.» بروس گاگنون، سرپرست « شبکه جهاني علیه سلاح و انرژي اتمي در فضا» مي گوید ایالات متحده در صدد ساختن نسل جدیدي از سلاح هاي هسته اي است. او این سلاح ها را « زرادخانه عوامفریبي» مي نامد، زیرا آمریکا همزمان کشورهاي جهان را به خودداري از ساختن چنین بمب هایي موعظه مي کند. گاگنون مي افزاید: « آمریکا با پي گیري «جنگ ستاره ها» و ساختن سپر دفاع موشکي در عمل به مسابقه تسلیحاتي اتمي در فضا دامن مي زند.»

حمله اتمي 

بعد از حملات یازده سپتامبر، دولت بوش از فرصت به دست آمده براي دست زدن به یک سیاست بسیار تجاوزکارانه، یک جانبه و میلیتاریستي استفادهده کرد. دولت بوش به بهانه « جنگ با تروریسم» از تعهدات خود در چهاچوب کنفرانس بررسي قرارداد منع گسترش سلاح هاي اتمي در سال 2000 فاصله گرفته است. بعنوان مثال، دولت بوش در سال 2002، منطبق با « استراتژي امنیت ملي» خود اعلام کرد که اگر لازم بداند از سلاح هاي اتمي بر علیه کشورهاي غیر اتمي استفاده خواهد کرد. این سیاست بر خلاف مفاد قرارداد منع گسترش سلاح هاي اتمي است.

در سازمان ملل، دو گروه از کشورها- جنبش عدم تعهد و ائتلاف برنامه جدید که قدرت هاي میاني مانند ایرلند و آفریقاي جنوبي را در بر مي گیرد خواهان پای بندي پنج قدرت بزرگ اتمي- به ویژه آمریکا- به تعهدات خود در کنفرانس 2000 هستند.

استفاده صلح آمیز از فن آوري هسته اي

موضوع دیگر، سیاست خصمانه آمریکا نسبت به کشورهایي است که منطبق با حقوق تضمین شده خود در قرارداد منع گسترش سلاحهاي اتمي، تصمیم به استفاده صلح آمیز از فن آوري هسته اي بگیرند. خانم لوسیا ماریرا، سرپرست دفتر نمایندگي برزیل در سازمان ملل معتقد است که دولت ها حق برخورداري از کاربرد فن آوري هسته اي براي تولید انرژي را دارند « فن آوري هسته اي ما از آن خود ما است و تماماً در داخل کشور ما حاصل شده است. این چیزي است که براي توسعه آینده کشورمان به آن نیاز داریم.»
متاسفانه بخش قابل توجهي از نیروهاي صلح خواه کشور ما که همزمان وظیفه خطیر اپوزیسیون بودن را هم بر دوش دارند، در انطباق با سیاست بیرون نگر خود، همسو با سیاست خارجي آمریکا در این عرصه گام بر مي دارند. برای مثال دیدگاهي که سیاست داخلي خود را ادامه سیاست خارجي آمریکا قرار داده است، هر قدر هم که در باره خطر بنیادگرایي صحبت و تبلیغ کند، طبیعتاً به برداشت محدود و تنگي از بنیادگرایي مي رسد. در تبلیغات آنان نظر دولت هاي غربي در باره بنیادگرایي تکرار مي شود. آنان به تبع این تبلیغات، بنیادگرایي یهودي و تنش آفریني آن در منطقه را نمي بینند، آنان بنیادگرایي مسیحي اوانجلیست هاي نومحافظه کار را نمي بینیند. آنان بنیادگرایي هندو و تبلور آن در اعمال سیک های هندو و بنیادگرایي بودایي و تبلور آن در شخص دالایي لاما را نمي بینیم. و بدتر از همه، حمایت غرب از این بنیادگرایي ها و حتي حمایت تاریخي غرب از بنیادگرایي اسلامي را نميبینند. این غفلت موجب شده است که احتمال سازش بنیادگرایان داخلي و بنیادگرایان آمریکایي را نبینند. آنها از یک طرف هدف اصلي جنبش صلح یعني خلع سلاح اتمي عمومي و کاهش زرادخانه اتمي قدرت هاي بزرگ و نابود نهایي آن را کنار گذاشته اند و تبلیغات خود را نه تنها بر موضوع منع گسترش سلاح هسته اي از طرف ایران بلکه بر منع گسترش فن آوري هسته اي از طرف ایران متمرکز کرده اند.

آیا می دانیم نتیجه غفلت از ندیدن این موضوعات چیست؟
خطر اینست که اینان احتمال سازش بنیادگرایان داخلی کشورمان را با بنیادگرایان آمریکائی نبینند، یعنی مشابه سازشی که در ترکیه به رهبری حزب توسعه و عدالت صورت گرفت، سازشی که در همین زمان آمریکا در عراق با شیعیان بنیادگرا انجام می دهد.بنابراین آیا در محاسبات و ملاحظات سیاسي خود به این فکر کرده ایم که جمهوري اسلامي ممکن است در مرحله ای در برابر فشار غرب به اصطلاح وا بدهد و سازش کند؟ آیا ما واقعاً باورمان شده که جمهوري اسلامي راه صدام را تا درگیري کامل و تمام عیار ادامه خواهد داد؟ اگر فردا طبق خواست هاي ما جمهوري اسلامي سازش کرد، دست از حمایت تروریسم برداشت، غني سازي را متوقف کرد و مثل لیبي همه چیز را در بسته بندي مخصوص به واشنگتن فرستاد، و آمریکا هم مانند مورد لیبي، مصر، اردن، عربستان سعودي و غیره چشم بر تجاوز به حقوق بشر در ایران بست و رژیم را بعنوان متحد خود در آغوش گرفت و دفاع از منافع حیاتي خود در منطقه را به رژیم واگذار کرد، آنوقت تکلیف ما بعنوان اپوزیسیوني که مبارزه سیاسي خود را بر اساس آنچه براي غرب خوب است براي ایران هم خوب است، قرار داده چه خواهد بود؟ 

این دیدگاه هدف اصلی جنبش صلح یعنی خلع سلاح اتمی عمومی و کاهش زرادخانه اتمی قدرتهای بزرگ و نابودی نهایی آنرا کنار گذاشته و تبلیغات خود را نه بر موضوع منع گسترش سلاح هسته ای از طرف ایران بلکه بر منع گسترش فن آوری هسته ای از طرف ایران متمرکز کرده است.
در شرایطي که قرارداد منع گسترش سلاح هاي اتمي نه تنها به خطر اتمي واقعي که متوجه جهان است نمي پردازد، بلکه حتي کمترین تاثیر منفي بر منافع قدرت هاي اتمي ندارد، سیاست این بخش از اپوزیسیون هر چه بیشتر از جنبش جهاني صلح، کشورهاي غیر متعهد، قدرت هاي میاني فاصله گرفته و ناخواسته در خدمت سیاست خارجي قدرت هاي بزرگ قرار مي گیرد. چنین سیاسـي در عمل به اعتبار این نیروها در میان مردم لطمه خواهد زد.

اگر امروز نه، در آینده باید به مردم پاسخ داد که اگر ما واقعاً خواهان صلح هستیم چرا در قبال خطر واقعي و حاضر سکوت اختیار کرده ایم و بر طبل خطر مفروض و آتي مي کوبیم؟ چرا در کنار مخالفت با هرگونه برنامه نظامي اتمي از طرف ایران، مخالفت خود با سیاست قدرت هاي اتمي در استفاده از سلاح اتمي علیه کشورهاي غیر اتمي، و بر علیه سیاست حمله پیشگیرانه اتمي را اعلام نمي کنیم؟ 

برنامه عمل پیشنهادي

1- توقف کامل تولید سلاح هاي اتمي از طرف قدرت هاي اتمي
2- توقف کامل تولید مواد اولیه تولید سلاح هاي اتمي از طرف همه کشورها
3- امضاء قراداد همه جانبه منع آزمایش سلاح هاي اتمي
4- امضاء قرارداد غیر قانوني کردن استفاده و تهدید استفاد از سلاح اتمي- طي دوره انتقالي لازم براي محو سلاح هاي اتمي.
5- تعهد کشورهاي غیر اتمي نسبت به سیاست غیر اتمي باقي ماندن
6- موافقتنامه زمان بندي شده براي محو سلاح هاي اتمي موجود
7- ایجاد سیستم مناسب نظارت بر اجراي اصول فوق.

تنها با فعالیت، تبلیغ و روشنگري همه جانبه در این عرصه هاست که مي توان در انظار عمومي و در سطح جامعه بعنوان یک نیروی صلح دوست، آگاه و مستقل اعتبار کسب کرد و قادر شد در کنار مردم با نیروهاي جنگ طلب و تنش آفرین داخلي و خارجي مقابله کرد. 

افزودن نظر جدید