پاسخ به هتاکی های آقای حمید شوکت

نحوۀ برخورد و نگرش با افکار و عقاید جریانهای سیاسی و همچنین بررسی و تحلیل آثار نویسندگان بر دو گونه است.
نگرش اول: نقد منصفانه که بر اساس واقـعیات، شواهد و مستندات استوار است و ارزیابی واقـع گرایانه ای از جنبه های مثبت یا منفی افکار و یا آثا مورد نظر را بیان نماید. مسلماً نقدی می تواند دارای اعتبار باشد که منعـقد دیدگا ههای خود را ملاک و معیار قضاوت قرار ندهد و افزون بر آن از بکار بردن واژه های توهین آمیز و تحقیر آمیز خوداری نماید.
نگرش دوم استفاده از شیوه های هتاکی است. منـقد افکار خود را مبنای قضاوت قرار می دهد و بر پایه معیارهای خود افکار و آثار دگراندیشان را مورد سرزنش و تحقیر قراد داده و با بکار بردن واژه های توهین آمیز و لمپنی دیدگاه یا اثر مورد نظر را باطل و بی ارزش جلوه می دهند. اخیراً کتابی تحت عنوان نگاهی از درون به جنبش چپ ایران که شامل گفتگو با محسن رضوانی از رهبران سابق حزب رنجبران می باشد، انتشار یافته است. مؤلف و مصاحبه گر این کتاب آقای حمید شوکت از اعضای فعال کنفراسیون سابق می باشد که تاکنون چهار جلد کتاب تحت عنوان: (1. تاریخچه کنفدارسیون و سه جلد کتاب دیگر شامل 2. گفتگو با خانبابا تهرانی 3. ایرج کشکولی 4. کورش لاشائی) از ایشان انتشار یافته است.
مسلماً تلاش آقای شوکت در جهت شناساندن فعالیت کنفدراسیون و حزب رنجبران شایسته تقدیر است اما ایشان در این کتاب در بارۀ سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت) مطالبی را عنوان کرده اند کــه نشانگر قصاوت غیر منصفانه، مغرضانه و تــوهین آمیز نسبت به ایــن سازمان می باشد. ایشان به جای نقد اصولی و تحلیل تاریخچه سازمان عملکردها و تحولات آن، مطالبی بسیار سطحی و بی پایه را عنوان کرده اند.
ایشان در این زمینه چنین نوشته اند.... می توان در زندگی سیاسی کسانی جستجو کرد که 25 سال است در فرنگ هم چنان عنوان چریک و فدائی را یدک می کشند و از سر پیسی اصلاح طلب شده اند و با این اقدام واژه غریب و بی سروپای چریک اصلاح طلب را به ادبیات سیاسی تحمیل کرده اند. چریک هائی که با حقـوق تقاعد زندگی می کنند و به جای بوی باروت بوی نا می دهند.
عبارت بالا نوشته حسین شریعتمداری سردبیر کیهان تهران نیست بلکه دیدگاه آقای حمید شوکت است که در صفحه 222 کتاب نگاهی از دورن به جنبش چپ در گفتگو با محسن رضوانی عنوان کرده اند. برای جنبش دمکراتیک و عدالت خواه ایران تأسف بار است که نویسنده ای که بیش از 40 سال در عرصه سیاسی فعالیت دارد و تاکنون 5 جلد کتاب تألیف کرده است در باره دگرانــدیشان این چنین کینه جویانه وتحقیــر آمــیز قضاوت نماید بویژه ایــن که واژه هائی را بکار می برد که جایگاهی در ادبیات سیاسی ما ندارد. از این رو ضروریست که نکاتی چند را در بارۀ داوری مغرضانه ایشان که شیوۀ هتاکی را به جای نقد اصولی بکار برده اند ابراز دارم.

1. تغییر خط مشی سیاسی تابع ضروریات و شرایط سیاسی جامعه است که خود عامل پدیدار شدن نگرش ها و اندیشه های نوینی در فعالین و سازمانهای سیاسی می باشد. واژۀ پیسی که یک واژه عامیانه و کنایه ار یک بیماری پوستی است هیچ گونه ارتباطی با مسائل سیاسی ندارد و نمی تواند عامل تغییر خط مشی یک سازمان سیاسی باشد. در اواخر دهه 60 رژی دبری انقلابی معروف فرانسوی در مبارزات مسلحانه مردم امریکای لاتین شرکت داشت، او پس از آزادی از زندان به فرانسه بازگشت و در حزب سوسیالیست به فعالیت پرداخت و هیچ گاه تغییر خط مشی او با انتقاد روشنفکران فرانسه مواجه نشد
2. در بارۀ عنوان چریک به اطلاع ایشان می رسانم که سازمان فدائیان خلق اکثریت سالهاست که واژۀ چریک را از نام خود حذف کرده است. زیرا سالهاست که شیوۀ مبارزه مسلحانه را در راه دست یابی به آرمانهای خود رد کرده است .

3. ایشان نوشته اند اینان به جای این که بوی باروت بدهند بوی نا می دهند، آیا فعالین سیاسی و تلاشگران راه آزادی و عدالت اجتماعی حتما باید بوی باروت بدهند تا مورد تأیید ایشان باشند؟ آیا رهبران بزرگی مانند گاندی، مصدق و نلسون ماندلا که بوی باروت نمی دهند بوی نا می دهند و آیا نویسندگان، روشنفکران، روزنامه نگاران و فعالین سیاسی ایران و دهها هزار دانشجوی آزادی خواه که در زیر سرنیزه رژیم جمهوری اسلامی مبارزه سالمت آمیز را منطقی ترین راه کسب آزادی می دانند بوی نا می دهند آیا گروه انسان ستیز و جنایتکار القاعده که فعالیت در راه کسب خواسته های فوق ارتجاعی خود را فـقـط از دریچه اسلحه می نگرند بوی نا نمی دهند و اگر کادرها و رهبران سازمان در ایران مانده بودند و مانند هزاران فعال سیاسی به جوخه های اعدام سپرده شده بودند آیا باز هم قضاوت ایشان چنین بود آقای شوکت آیا اطلاع دارید که در اعدامهای فاجعه ملی سال 67 بیشترین میزان اعدام شدگان بعد از سازمان مجاهدین از اعضا و هواداران سازمان اکثریت بودند.

4. در مورد حقـوق تقاعد اثبات نوشته ایشان باید بر اساس مدارک باشد نه غرض ورزی و کینه جوئی اگر ایشان کسانی از رهبران و کادرهای سازمان اکثریت را می شناسند ایشان را معرفی نمایند، تمام رهبران و اعضای سازمان اکثریت از بام تا شام در حرفه های گوناگون بــه کار مشغـولند و بخشی از درآمد خــود را نیز به عنوان کمک مالی بــه سازمان می پردازند و افزون بر آن آیا دریافت حقـوق تقاعد جرم محسوب می شود.
آقای حمید شوکت اگر به استقرار دمکراسی و عدالت جتماعی در جامعه مان اعتقاد داریم باید به جای خاک پاشیدن به چشم دیگران و ایراد تهمت های ناروا و به کار بردن واژه های تحقـیرآمیز فضائی را ایجاد نمائیم که در آن بدون غرض ورزی و در کمال انصاف و صداقت عملکردها یمان را به نقد بکشیم و گر نه هتاکی و کینه ورزی ره به جائی نخواهد برد.

یداله بلدی 

افزودن نظر جدید