حکومت اسلامی، اسرائيل ستيز است!

در اواخر قرن نوزدهم نهضتی از سوی جماعت پراکنده يهوديان در اقصی نقاط جهان پا به عرصه فعاليت گذارد تا سرزمين قديم قوم يهود (فلسطين) را به مثابه وطن ملی به يهوديان بازگرداند. با گسترش موج يهود ستيزی در اروپا ِ دهه سی، مدافعان تحقق اين پروژه، به تکاپوی گسترده تری دست زدند و با سازماندهی سراسری جمعيت قابل توجهی دست زدند و با سازماندهی سراسری، جمعيت قابل توجهی از يهوديان را به فلسطين اعزام داشتند. اما از آنجائی که انگلستان از سوی سازمان ملل قيموميت فلسطين را بر عهده داشت، مانع اجرايی شدن اين طرح و گسيل بی حد و مرز مهاجران يهودی از اروپا به فلسطين گرديد.
با شعله ور شدن جنگ جهانی و قتل عام يهوديان، فلسطين از زير چتر حمايت بين المللی و دولت انگليس خارج شد و موانع ورود به فلسطين از پيش پای يهوديان اروپايی برداشته شد. از آن پس يهوديان به آسانی امکان مهاجرت به فلسطين را بدست آوردند و سيل مهاجران يهودی به فلسطين سرازير شد. 
با اسکان هرچه گسترده تر يهوديان در فلسطين و سرمايه گذاری روی خريد زمينها، مزارع و خانه های اعراب فلسطين، اندک اندک جمعيت يهوديان بطرز غيرقابل تصوری فزونی گرفت.
با خروج نيروهای انگليسی از فلسطين و درهم شکسته شدن مقاومت ملت فلسطين، شورای امنيت سازمان ملل با تصويب قطعنامه ای، مقدمات تقسيم فلسطين و تشکيل نخستين کابينه اسرائيل را در سال ١٩٤٧ فراهم ساخت. شش ماه بعد با اعلام رسمی موجوديت دولت اسرائيل، پروژۀ سياسی اين نهضت به مرحلۀ اجرا در آمد.
گروهی از مبتکرين اين نهضت که نبض اقتصاد آمريکا را در دست داشتند و از نيرومندترين گروه های فشار در دستگاه ديپلماسی آمريکا به شمار می روند، اگرچه به هدف نهائی خود در برپائی دولت اسرائيل نائل آمده اند، اما هيچ گاه از تکاپو برای تثبيت دولت اسرائيل باز نمانده اند. امروزه نيز، تلاش متمرکز لابی اسرائيل در سياست گذاری های دولت ايالت متحده آمريکا، همچنان برجسته است. 
مسئولين جمهوری اسلامي، اين نفوذگران و دولت برآمده از آن نهضت را « صهيونيست » می نامند. اصل ستيز و مخالفت جمهوری اسلامی با دولت اسرائيل نيز مرتبط با اين حرکت و محتوای سياسی آن است. 
از اين رو نبايد مقابله حکومت اسلامی و ديگر جريانات تندرو با اسرائيل را، از زاويه « يهودی ستيزی» دید. زيرا که آئين قوم يهود يکی از « اديان ابراهيمی » است که از سوی همۀ علمای دين، مقدس اعلام شده است. 
بنابراين ضديت جمهوری اسلامی با اسرائيل، نبايد با تفکر يهودی ستيزی يک سان قلمداد شود. مخالفت جمهوری اسلامی با موجوديت اسرائيل از وجه سياسی و امنيتی آن قابل تعريف است و نه وجه دينی آن!
اظهارات اخير احمدی نژاد چه در ايران و چه در عربستان سعودي، همگی آگاهانه ايراد شده اند؛ زيرا که حکومت اسلامی، قبل از تشکيل اجلاس سران کشورهای مسلمان در عربستان، اطلاع يافته بود که برخی از کشورهای شرکت کننده قصد دارند هيأت های نمايندگی را تشويق به صدور قطع نامه ای مبنی بر به رسميت شناختن اسرائيل نمايند. از همين رو احمدی نژاد به نمايندگی از حکومت، بيانات شديدالحنی در چند مرحله عليه اسراييل ايراد داشت تا از طريق تأثيرگذاری بر افکار عمومی مردم منطقه، امکان صدور قطع نامه را منتفی سازد.

٢٥ دی ١٣٨٤

افزودن نظر جدید