شكست آمريكا از ايران در عراق

ترجمه از: 
احمد‌مزارعي

قبل از اين مقاله اي از سوي اين مركز انتشار يافت و به اين موضوع پرداخت كه آنچه در عراق ميگذرد نه يك انتخابات دمكراتيك بلكه رفراندومي است ميان ايران و آمريكا براي پايان دادن به موجوديت دولت عراق و هر آن كس كه در اين رفراندوم برنده شود، صاحب نفوذ و بر ديگري تفوق خواهد داشت. 
براين اساس گروههاي انتخاباتي در عراق به دو بخش تقسيم شده و هر كدام براي پيروزي در انتخابات به فعاليت پرداختند. دولت آمريكا براي برنامه ي انتخاباتي عراق مبلغ 90 ميليون دلار بودجه تعيين نمود كه هر دو گروه ميتوانستند از اين بودجه بهره ببرند. اما از آنطرف دولت ايران نيز به تنهايي مبلغ 82 ميليون دلار براي گروههاي طرفدار خود به تنهايي بودجه تعيين نمود كه قدرت فعاليت آنان را بسيار بالا برد. 
هدف اصلي هر دو اين بود كه هر يك بتواند بر عراق مسلط شود. ايران ميدانست كه اگر اين پيروزي در انتخابات نصيب آمريكا شود به مثابه پايان حاكميت دولت ايران نيز خواهد بود، لذا اين كشور با تمام توان كوشيد كه از پيروزي آمريكاييها در انتخابات جلو گيرد. در حقيقت انتخابات عراق مبارزه اي بود ميان آمريكا و ايران براي موجوديت. 
آمريكاييها از ابتداي ورودشان به عراق كوشيدند تا حوزه علميه شيعيان را در عراق بي طرف نگه دارند و تا قبل از انتخابات نيز چنين بود. اين جهل آمريكاييها آنان را در دام انداخت. وقتي انتخابات فرا رسيد به يك باره حوزه ي شيعه از انتخابات و گروه ائتلاف كه طرفداران ايران بودند ‌پشتيباني نمود. 
بويژه اينكه دكتر شهرستاني كانديد‌ نخست وزيري خواهرزاده آيت الله سيستاني بود. حوزه شركت در انتخابات را امري شرعي و عدم شركت در آن را موجب عقاب و حرام شدن همسر و بسياري چيزهاي ديگر دانستند. اين موضع گيري حوزه كفه گروههاي وابسته به ايران را به يك باره و بسيار بالا برد. 
در نتيجه در پايان انتخابات ايران توانست 142 (اكنون به 145 رسيده است) كرسي از مجموع 275 كرسي پارلمان آينده را نصيب خود نمايد و اين در نتيجه جهل آمريكاييها از اوضاع فرهنگي و اجتماعي ملت عراق بود. اگر آمريكايي ها ميدانستند كه به چنين شكست فاحشي دچار ميشوند هيچگاه به چنين رفراندومي تن در نميدادند. نتيجه اينكه امروز در عراق موضع ايران بسيار قدرتمندانه عمل ميكند. اين پيروزي نيز موجب آن شد تا ايران اعلام نمايد كه از بهره برداري و گسترش برنامه هاي اتمي خود عقب نخواهد نشست. 
با اين نتايج انتخاباتي اكنون آمريكا حيران مانده است، آمريكا نميتواند نتيجه گيري اين رفراندوم را رد كند، زيرا خود باني و درخواست كننده آن بوده و از آن سوي چگونه ميتواند دولت نيرومندي را به طرفداري از ايران در عراق تحمل كند، زيرا اين دولت طرفدار ايران مانع حمله نظامي آمريكا به ايران خواهد شد. از آنسو كردها و سني ها نيز وجود دارند. 
طرفين آمريكا و ايران كوشيدند با بياناتي ديپلماتيك اوضاع را آرام نشان دهند. كاندوليزا رايس با تمجيد از آيت الله سيستاني وي را به عنوان شخصيتي مهم مورد ستايش قرار داد و آيت الله حكيم نيز اعلام نموده كه در عراق حكومت مذهبي بر سر كار نخواهد آمد و رئيس جمهوري كشور ميتواند شخص سني باشد. 
مطلبي كه شايد بسياري در اين مورد متوجه نباشند اينكه وقتي آيت الله حكيم ميپذيرد كه رئيس جمهوري ميتواند فردي سني باشد از نظر شيعيان عراق كه به ولايت فقيه باور ندارند، رياست اصلي جامعه با "امام زمان" است و هيچ حكومتي به جز با ظهور "حضرتش" مشروعيت ندارد. لذا آنان رياست جمهوري برايشان مهم نيست و به همين دليل حوزه علميه در عراق از ابتدا كوشيد تا نخست وزيري را سهم خود كند. اضافه بر آن حكومت آينده در عراق نظام پارلماني خواهد بود و رئيس جمهوري در اين نظام تسلط اصلي را در دست ندارد. لذا شيعيان با پذيرش رياست جمهوري يك شخص سني و بخصوص از طرف كردها، دوستي آنان را نيز به سوي خود جلب خواهند كرد، رياستي كه از طرف شيعيان در زمان غيبت "حضرت صاحب الامر" جايز نيست. 
هم اكنون با تفوق طرفداران ايران در انتخابات عراق فرصتي بسيار طلايي نصيب ايران شد، تا بتواند در برابر آمريكا ايستادگي كند. اگر آمريكا بكوشد تا اين حقوق شيعيان را كه خود آمريكا از ابتدا "حامي" آن بوده خدشه دار كند موجب مقاومت شيعيان و در راس آن حوزه علميه خواهد شد كه از كمكهاي عظيم مالي و سياسي ايران نيز برخوردار خواهد بود و اگر در اين ميان جنگي درگير شود اين جنگ در شهرهاي عراق و ميدان جنگ نيز سرزمين عراق خواهد بود و شهرهاي ايران از اين نظر امن خواهند بود. با در نظر گرفتن اينكه اكنون آمريكا در عراق دچار شكستهاي فراوان و زيانهاي مالي عظيمي گرديده است، آمريكا دست بالايي ندارد. 
پذيرش شرايط فعلي از طرف آمريكا مصالح نفتي وي را دچار زيان فراوان خواهد نمود، زيرا آمريكا اگر چه نيروي نظامي عظيمي را در عراق گرد‌ آورده اما مشروعيت ندارد و نتوانسته در انتخابات نيز مشروعيتي براي خود ‌كسب نمايد. علت اين است كه عناصري كه آمريكا به كمك آنان اميدوار بود اكنون از وي كنار كشيده و از خارج‌ از عراق حمايت ميشوند. هم اكنون احتمالات موجود اينچنين است، نخست اينكه آمريكا نيروهاي خود را از عراق خارج كند كه در اين صورت دست نشاندگان خود را در معرض خطر نابودي و سقوط قرار خواهد داد و از طرفي نفت عراق را نيز از دست خواهد داد. دوم اينكه با ايران وارد جنگي شود كه با مشكلات عظيمي كه آمريكا در عراق و منطقه دارد شكست حتمي در انتظارش خواهد بود و مسئول اصلي اين جنگ نيز عراق خواهد بود. 
جهل آمريكاييان به آنان اجازه نداد تا نخست به فرداي بعد‌ از اشغال كشور عراق بينديشند و سپس به انطباق سيستم دمكراسي كه آنان ادعايش را داشتند و اينكه چگونه و چه نتايجي دربر خواهد داشت. آنان به اين موضوع نينديشيده بودند كه براي آينده اين دولت و اين كشور چه برنامه اي داشته باشند. رفراندوم (انتخابات ــ مترجم) ميان دو نيرويي در عراق انجام گرفت كه تنها به منافع خودشان ميانديشند. اما در اين ميان در عراق نيز ملتي وجود دارد كه ميكوشد تاريخ و افتخارات گذشته خود را برگرداند، آنان بدون شك با دو كشوري كه با استفاده از رياكاري ديني و فحشاي سياسي موجب تخريب و تقسيم كشور عراق گرديدند نيز موضع گيري دارند. 

منبع: 
basrah.net

افزودن نظر جدید