جمهوری اسلامی در آستانه نشست ۱۳ سپتامبر گام بگام عقب می نشيند!

کار: پس از توافق وزراي خارجه سه کشور آلمان، فرانسه و انگليس با جمهوري اسلامي برسر امضاي پروتکل الحاقي در اکتبر سال 2003، بنظر ميرسيد که موضوع فعاليت هاي هسته اي ايران از جنبه سياسي ـ امنيتي به جنبه حقوقي ـ فني گذر کند و بتدريج به روال عادي بيافتد. اما قضيه به اين صورت پيش نرفت و در چند ماه اخير ييک موضوع حاد و بيک بحران جدي در مناسبات ايران و غرب تبديل گرديد. بنظر شما دلايل آن چيست و سياستهاي جمهوري اسلامي در شکل گيري آين بحران چه نقشي داشت؟ 
احمد فرهادی: من سه عامل زیر را در این رابطه بسیار موثر میدانم. 
ماجراجوئي حكومت جمهوري اسلامي:
حکومت جمهوري اسلامي از ابتدا با در پیش گرفتن حداكثر پنهانكاري و سرباز زدن از شفاف سازي در رابطه با فعالیتهای هسته اي خود اين شك را ایجاد کرد كه هدف اصلي اش دستيابي به تسليحات اتمي است. برملا شدن موارد متعددی از جنبه هاي پنهاني این فعالیتها سبب تقویت سوءظن و اعمال فشار بیشتر شد. پس از اوج گیری بحران جمهوري اسلامي ابتدا به سیاست برانگيختن كشورهاي مقتدر و صاحب نفوذ عليه يكديگر، مانوور روي اختلافات بين آنها و تطميع اروپا و روسيه پرداخت. زمانی که کاملا در تنگنا قرار گرفت مختصر تغییر و نرمشي از خود نشان داد و قرارداد سعدآباد را امضا کرد و پروتکل الحاقی را پذیرفت. ولی پس از کوتاه زمانی دوباره برگشت سر همان روش سابق خود و با تمسك به مفاد پيمان منع گسترش تسليحات اتمي و متمم آن و با توسل به اين بهانه كه طرف هاي اروپايي قرارداد سعدآباد در بستن پرونده اتمي ايران تعلل و بدقولي كرده اند اعلام داشت که ساخت سانترفيوژها را از سر خواهد گرفت و تهديد کرد تعليق "داوطلبانه" غني سازي اورانيوم را لغو خواهد کرد. نقطه اوج این سیاست ماجراجویانه سخنان اخير شماري از دولتمردان در زمينه ضرورت برخورداري ايران از توانائي هاي هسته اي تا حد دستيابي به تسليحات اتمي بود. گمان میکنم این سیاهه دلایل کافی برای تقویت شدید بي اعتمادي نسبت به اين حکومت و سياستهاي آن و برانگيخته شدن جهانی علیه وی را بدست داده باشد. البته اکنون در آستانه نشست 13 سپتامبر آژانس، حکومت دارد گام به گام عقب مینشیند.
جمهوري اسلامي طی یک سال و نیم گذشته از اقدامات بسيار مدبرانه و مهم آژانس، از جمله گزارشهای وی مبنی بر "مربوط بودن آثار یافته شده از اورانيوم غنی شده به ابزارهاي وارداتي" و اينكه "بازرسان آژانس نتوانسته اند شواهد و مدارک کافي و قانع کننده اي گردآورند که نشان دهد ايران به دنبال دستيابي به جنگ افزار هسته اي است" استفادهء منطقی و منطبق بر منافع ملي ايران بكند.
بهانه جوئي و ماجراجوئي دولت جرج بوش
از طرف دیگر برخلاف آژانس بين المللي انرژي اتمي وکشورهاي اروپائي كه جمهوري اسلامي ايران را به شفاف تر کردن فعاليتهاي هسته اي و رفع نگرانيهاي موجود ترغيب ميکنند، دولت آقاي جرج بوش از توليد سلاح اتمي توسط ايران سخن ميراند، دقت کنید صحبت حتا از احتمال تولید سلاح اتمی هم نیست بلکه از تولید آن است. قطعا خوانندگان شما گفت وگو ی چند روز پيش آقای بوش با شبكه خبري NBC را ملاحظه کرده اند. او در این گفت و گو برخلاف نوشته های حتا مطبوعات تندروي آمريکايي که اذعان ميکنند "بازرسان آژانس بين المللي انرژي اتمي نتوانسته اند شواهد و مدارک کافي و قانع کننده اي گردآورند که نشان دهد ايران به دنبال دستيابي به جنگ افزار هسته اي است . . ."، ادعا کرد: ". . . ما عميقا نسبت به این کشور (منظور ايران است) كه به توليد سلاح هسته يي ميپردازد . . . نگران هستيم ". 
این صحبت ها را مقایسه کنید با ادعای آقای بوش و دولتمردان کنونی آمریکا در رابطه با عراق. آنهاآن زمان با ادعاي اين که عراق داراي تسليحات کشتار جمعي است و با اصرار بر اين امر و بر خلاف تمام تلاشهاي جامعه بين المللي به عراق حمله کردند و فاجعه اي آفریدند که آثار زيانبارش سالهای سال دامن عراق، کل منطقه خاورميانه و جهان را رها نخواهند کرد. امروز حتا خود دولت ايالات متحده آمريکا نيز اذعان ميکند که ادعاي نادرستي داشته است اما این اذعان فاجعه را جبران نمیکند. زبان دولت آقاي بوش زبان صحبت از اطلاعات ثابت شده و قابل اثبات نيست، بل که زبان ادعا و اصرار بر حقانيت ادعا بر مبناي حدس و گمان است. آقای بوش ابتدا تصمیم میگیرد سپس دلیل پیدا میکند. تجربه تاریخی این چند ساله نشان نمیدهد که دغدغه خاطر آقای بوش و یارانش وفاداری به واقعیات و حمایت از دمکراسی باشد. زبان آقای بوش زبان زور و تهدید است. 
ماجراجوئي و تحريكات دولت اسرائيل
به دو عامل نامبرده بالا که به اندازه کافی برای داغ کردن صحنه کافی هستند، دولت آريل شارون را اضافه کنید. اين دولت که آشکارا سیاست ترور دولتی پیش گرفته و از آن علنا حمایت میکند و به هیچ کدام از قطعنامه های سازمان ملل و اخطارهای جامعه جهانی توجه نمیکند، دولتی که خود داشتن تسليحات اتمي را هيچگاه تکذيب نکرده، به خودش اجازه ميدهد معلم اخلاق جمهوري اسلامي باشد و گاه حتا از امکان استفاده از حملات محدود بر عليه ايران صحبت کند. این روی صحنه است، اما پشت صحنه نیز دولت اسرائیل بشدت فعال است. ماجرای کشف جاسوس اسرائیل در دستگاه امنیتی دولت بوش که مشخصا در رابطه با پروژه فعالیتهای اتمی ایران کار میکرده، تنها یک نمونه از خروار است. گفته میشود دولت آمریکا برای پیش گیری از اقدامات تند دولت اسرائیل گاه مواضعی تندتر از آن چه معتقد است اتخاذ میکند. یک ضرب المثل خودمان میگوید در جهنم مارهائی پیدا میشوند که از دست آنها باید به اژدها پناه برد.

جمهوري اسلامي تا کنون از تفاوت سياستهاي اتحاديه اروپا با امريکا بيشترين بهره را برده است. آيا در حال حاضر اتحاديه اروپا و دولت امريکا سياستهاي متفاوتي را در زمينه فعاليتهاي هسته اي جمهوري اسلامي پيش ميبرند و يا اينکه سياستهاي آنها برهم انطباق دارد؟ 
يكي از پايه هاي اصلي سیاست خارجی جمهوری اسلامی مانوور روی اختلافات كشورهاي صاحب نفوذ و برانگيختن آنها عليه يكديگر بوده است، این بار نیز برای کنترل و تخفیف بحران از این سياست غافل نبود. واقعیت هم این است که سیاستهای اتحادیه اروپا و ایالات متحده آمریکا، بویژه تحت مدیریت دولت بوش، باهم متفاوت بوده است. همان طور که قبلا هم گفتم آژانس بين المللي انرژي اتمي و اتحادیه اروپا با در پیش گرفتن سیاست مسئولانه در پی پیدا کردن راههای مناسب برای وادار کردن جمهوري اسلامي ايران به شفاف تر کردن فعاليتهاي هسته اي و رفع نگرانيهاي موجود بودند و هستند اما دولت آقاي بوش در پی تهدید ایران و داغ کردن موضوع بوده و هست. این دو سیاست کاملا از هم متمایزند. طی 18 ماه گذشته آژانس و اتحادیه اروپا بر حل مسئله توسط آژانس پا فشرده اند و آمریکا بر احاله موضوع به شورای امنیت. اما سیاست ها و برخوردهای نادرست حکومت ایران این دو سیاست را بهم نزدیکتر کرده است و این یک پیروزی برای ایالات متحده آمریکا است. اکنون دولتهای بريتانيا، فرانسه و آلمان طبق رسوم دیپلماسی از زبان سخنگویان بی نام و نشان خود اعلام میکنند که کاسه صبرشان سر آمده و بطور رسمی نیز اولتیماتوم میدهند که اگر دولت ايران تا ماه نوامبر آينده برنامه خود برای دستيابی به فناوری غنی سازی اورانيوم را کاملاً متوقف نکند رسيدگی به ابهاماتی که در مورد برنامه هسته ای ايران وجود دارد به شورای امنيت سازمان ملل متحد سپرده خواهد شد. میبینید که فاصله و اختلاف بين برخوردهاي کشورهاي مختلف روز به روز بيشتر رنگ ميبازد اما اختلاف هنوز هم هست.

بنظر شما اهداف و انگيزه هاي جمهوري اسلامي از تداوم فعاليتهاي هسته اي، راه اندازي مجدد سانتريفوژها و توليد اورانيوم چيست؟ آيا صرفا دستيابي به دانش و تکنولوژي هسته اي براي اهداف صلح جويانه است يا اهداف ديگري را دنبال ميکند؟ اگر شق اول مطرح باشد، چرا موضوع به چنين بحراني تبديل شده است؟ چرا جمهوري اسلامي شفاف عمل نميکند؟ چرا به خواسته هاي آژانس پاسخ روشن نميدهد؟
اين موضوع را بايد دقيقتر مورد مطالعه قرار داد. گروه كار روابط بين المللي در نظر دارد از هفته بعد كل مسئله فعاليتهاي اتمي در ايران، از جمله شناخت از اهداف جمهوري اسلامي، را به بحث عمومي بگذارد. قطعا بر پایه این بحث عمومي ميتوان در اين مورد دقيقتر اظهار نظر كرد. 
برداشت كنوني من اين است كه درون و پيرامون حكومت جمهوري اسلامي افراد و محافل بانفوذي وجود دارند كه با انگيزه هاي متفاوت خواهان دستيابي ايران به تسليحات اتمي هستند و این اندیشه که بهترین دفاع حمله متقابل است و در منطقه بسیار پرآشوب خاورمیانه که سه کشور دارای تسلیحات اتمی هستند که ماجراجوترین و جنگ افروزترین دولت منطقه، اسرائیل، نیز جزو آنهاست، نداشتن تسلیحات اتمی سبب عدم امنیت بیشتر میشود، قطعا طرفداران پر و پا قرصی در این محافل دارند. اما در ون و پيرامون همین حكومت کم نستند کسانی که با این سیاست مخالفند. به هرحال به گمان من سیاست عمومي حاكم بر حکومت تولید تسلیحات اتمی نیست. من فکر میکنم جمهوری اسلامی برای داشتن وزن بیشتر در سیاست خارجی با این حربه خطرناک به بازی با منافع ملی ایران دست زده است. گزافه گوئی این حکومت در خدمت چانه زنی های قدرت قابل تفسیر و تحلیلند. اما این سخن نباید مانع دقت موشکافانه و مستمر در رفتار و سیاستهای حکومت شود و به غفلت خوشبینانه بیانجامد. باید نیروهای میهن دوست ایران همراه با بخش مسئول جامعه جهانی برای واداشتن حکومت جمهوری اسلامی به تبعیت از تصمیمات آژانس بکوشند.

جمهوري اسلامي بر حق خود براي دستيابي به تکنولوژي هسته اي تاکيد ميکند. آيا در شرايط کنوني دستيابي به تکنولوژي هسته اي بدون تامين اعتماد بين المللي و فراهم آوردن شرايط نظارت و بازرسي آژانس، امکان پذير است؟
در شرایط کنونی و تا زمانی که سوءظن بکلی برطرف نشده است با تکیه بر حق اصولی اقدام به عملی که تشدید کننده بی اعتمادی باشد کاملا غیرعقلانی و خلاف منافع ملی است. من کاملا معتقدم حق اصولي، پيوسته و غيرقابل انكار ايران است که همانند ساير كشورها از امکان بهره گيري از دانش هسته اي برخوردار باشد و بحران جاري نبايد هيچ توجيهي براي محروميت استثنايي كشور ما از دانش يادشده ايجاد كند. اما در عین حال بسیار بیشتر معتقدم حرکت غیرمسئولانه حکومت جمهوری اسلامی میتواند ما را از تحقق این حق طبیعی و غیرقابل بحث دورتر کند. البته جمهوری اسلامی سابقه این گونه بی عقلی ها را دارد. مردم ایران فراموش نکرده اند فرصتهای بسیار مناسب برای پایان جنگ پس از فتح خرمشهر و بیرون راندن متجاوز ازکشور چگونه فدای مطامع بلندپروازانه و ایدئولوژیک رهبر حکومت آیت الله خمینی و یاران او شدند و چگونه "جام زهر" در بدترین شرایط سر کشیده شد. با تکیه بر حق دست به تشدید بحران زدن خلاف منافع ملی است.

بحران کنوني ممکن است پيآمدهاي فاجعه باري براي کشور ما ببار آورد. فوري ترين اقدام براي مهار بحران، چه ميتواند باشد؟ 
من بر این باورم که مبناي عقلايي حل اين بحران خطرناک، اجراي بي درنگ و کنترل پذير رهنمودها و مصوبه هاي آژانس بين المللي انرژي اتمي است. عدم از سرگيري ساخت سانترفيوژها و اجتناب از لغو تعليق غني سازي اورانيوم، همچنين شفاف كردن هر پروژه مرتبط با انرژي هسته اي ايران مطابق استانداردهاي آژانس بين المللي انرژي اتمي، گام هاي نخستين و ضرور در تخفيف بحران جاري است. تا بحران برطرف نشود و اعتماد بین المللی حاصل نباید دست به اقدامی زد که میتواند تشدید کننده بحران باشد. حتا اگر از دید نظامی نیز به مسئله نگاه کنیم بیشترین زیان تشدید بحران عاید کشور ما خواهد شد چون میدان این چالش ایران است. 
از توصیه حجت الاسلام روحانی، دبیر شورای امنیت و نماینده تام الاختیار رهبر در بحران اتمی جاری، به سفرا و دیپلماتها مبنی بر این که به دولت هائی که با رجوع مسئله به شورای امنیت مخالفند قول عقد قراردادهای اقتصادی بدهید، بوی وقت کشی به مشام میرسد. این سیاست دلال منشانه در بهترین حالت نقش یک مسکن را بازی میکند. رهائی از بحران راه حل های اصولی و شجاعانه لازم دارد. دوری از سیاست های تنش آفرین، پیشقدم شدن در رفع اختلاف با همه دولتها در راستای برقراری روابط دیپلماتیک با آنها، از جمله با دولت ایالات متحده آمریکا، و تبلیغ بر این سیاست است که زمینه قطعی حل بحران و همچنین امکان استفاده کامل از دانش هسته ای در راه مقاصد صلح آمیز را فراهم میکند. 
از مسئولان نشریه کار برای اینکه به من امکان دادند نظراتم را به اطلاع خوانندگان نشریه برسانم سپاسگزارم. 

افزودن نظر جدید