پيام های مادر لطفی، ناصر زرافشان و فريبرز رئيس دانا

به جوانان پيام رسان صلح، آزادی و حقوق بشر به سازمان ملل متحد

پيام مادر لطفى (مادر ِ شهيد انوشيروان لطفى)
به جوانان حامل پيام ِ صلح و آزادى و حقوق بشر به سازمان ملل 

فرزندان عزيز ِ پيام آور صلح و آزادى و حقوق بشر، سفر شما به شهر نيويورک، براى رساندن پيام آزادى و حقوق بشر مصادف با ديدار من از اين شهر شد.
براى من مايه مباهات است که مي توانم شما فرزندان ِ عزيز را از نزديک ببينم و آرزو کنم که اين حرکت شما توأمان با موفقيت باشد.
رساندن پيام صلح و آزادى مردم ايران به گوش سازمان ملل و مردم دنيا می تواند نويد بخش مبارزين در داخل کشور باشد. اين حرکت شما قدمى در راه ِ حمايت از تداوم مبارزه تا حصول صلح و آزادى است. اين سفر نشان می دهد هر جا بی عدالتى هست، مبارزه هم هست.
روى شما را با آرزوى موفقيت در راه و گام هاى بعدى شما براى اعتلاى صلح و آزادى و حقوق بشر می بوسم.

با احترام
مادر لطفی
٢٠ فروردين ١٣٨۵
نيويورک


پيام دکتر ناصر زرافشان

با شادمانى اطلاع يافتيم که براى بدرقه ى هيئت جوانان ايرانى، که عازم سازمان ملل متحد هستند، در مراسمى در شهر ِ گوتنبرگِ سوئد گردهم آمديد. 
تلاش شما براى آگاه ساختن ِ جهانيان از آنچه که در ايران می گذرد و کوشش جوانان براى ابلاغ حقانيت مردم ايران و مبارزه ى آنان و انعکاس آن به مراجع بين المللى و وجدانهاى بيدار بشرى به من و همبندانم نيرو و اميد می بخشد.
ما مشتاقانه تلاش هاى شما را دنبال می کنيم و به اميد اين که روزى فرا رسد، که ما براى تبادل نظر و هماهنگ ساختن تلايش هايمان، براى توسعه اقتصادى و اجتماعى ميهن مان، در فضاى آزادى و عدالت اجتماعى در خود ايران گردهم جمع شويم .
از دور دستِ يکايک شما را می فشاريم و دل خود را همراه سفيران ِ جوان ِ صلح و آزادى و عدالت می کنيم.

ناصر زرافشان
تهران
١۹ فروردين ١٣٨۵

پيام به جوانان عازم دوستان صلح، مدافعان حقوق بشر و آزادی

براى من و براى همه ى دوستان آزاديخواه و صلح دوست ايرانى من مايه ى بسى مباهات است که می بينم جوانان برومند فرهيخته ى تازه نفس ما، به ويژه هم آنها که طعم رنج کشتار و حبس و آزار پدران خود را در راه آزادى و امنيت چشيده اند، به اين سفر صلح و دوستى به سازمان ملل پاى گذارده اند. آنان قطاً و يقيناً نماينده ى نسل آگاه، کوشا و آزاديخواه ميهن ما و نماينده من و ما به شمار می آيند.
در اين هنگامه ى يأس آفرينى و کشانيدن جوانان به بى راهه هاى خود بينى و سودجويى شخصى، اقدام اين نمايندگان جوان ما همانند کارهاى مشابه و فراوان ديگرى که اميدهاى آينده ى اين سررمين بدان اهتمام ورزيده اند، شعله ى فروزان خورشيد بهارى را در دل ما زنده و سرکش نگه مي دارد.
ما همه به هم و به نيروى خود و ياورى مردم آزاده وصلح دوست جهان اميد بسته ايم که آب در هاون نمي کوبيم.
سفيران صلح و دوستى جوان ما آگاه تر و برومندتر از آنند که نياز به راهنمايى خاص من در اين برهه داشته باشند. اما من به گفتن چند کلامى بديشان سخت نيازمندم: آى عزيزان عاشق، ببرهاى جوينده جوان، لحظه اى را در اين سفر و در ديدارتان با رياست محترم مجمع عمومى و مسئولان حقوق بشر سازمان ملل متحد در دفاع از مبارزه هاى آزاديخواهانه و صلح جويانه مردم مستقل ايران را از دست ندهيد. به بنديان ما بى- انديشيد و به آن همه ببرهاى عاشق که پاى در گسل هاى انسان شکن نگذاشتند و براى بهروزى مردم ايران عاشقانه جان باختند.
پيام ما را و پيام دلاوران آزاديخواه ما را از آن کرسي ها به گونه اى به همه ى مردم ستمديده و آزاديخواه جهان برسانيد و آن اين که ما بر آن آزادى می انديشيم که نه فقط راه خودکامگي هاى بومى را ببندد، بلکه فرصت از ستمگران و زور ورزان اقتصادى و سياسى و نظامى جهانى بگيرد و در اختيار مردم محروم قرار دهد.
هيچ آزادى با حضور عفريت فقر و عقب ماندگى و مخاطره ى صلح جهانى به سبب ستمگرى قدرتمداران جهان پايدار نمی ماند.
ما به آزادى راستين و فراگير و ژرف می انديشيم و نه فقط جايگزيني هاى سياسى سطحى.
پيروزى شما در گزينش همان راهى ست که می رويد و بدينسان تا کنون اميد بخش و پيروزمنديد. 
بار ديگر صورت ماه تان را مي بوسم و دستتان را می فشارم. بهاران خجسته باد!

فريبرز رئيس دانا
تهران 
١۹ فروردين ١٣٨۵

همايشى باشکوه از اميد و واخواهی!

در روز شنبه هشت آوريل ٢٠٠٦ در ساعت هفت بعدازظهر جمع کثيرى از ايرانيان در خانه مردم، شهر گوتنبرگ سوئد، جمع شدند تا در حضور و همراه با سخنرانى آقاى دکتر عبدالکريم لاهيجى (حقوقدان، رييس جمعيت دفاع از حقوق بشر ايران و نايب رييس فدراسيون بين المللى جامعه هاى حقوق بشر)، براى چهار تن دانشجو، از نمايندگان نسل جوان ايران، که روز ١٠ آوريل ٢٠٠۶ از گوتنبرگ به نيويورک پرواز می کنند، آرزوى موفقيت نمايند. چهارجوان پرشور، عاشق و آگاه، که هدفشان رساندن فرياد بند يان و جوانان محروم وطنمان بگوش جهانيان است. همايشى زيبا از شعف و اميد. 
اين همايش در واقع نتيجه بيش از يک سال تلاش هاى بی وقفه نهادهاى مدنى ايرانيان در سوئد و ديگر کشورهاى اروپا (به ويژه انگليس، آلمان)، آمريکا و در همسويى با تلاش فرزانگان و فرهيختگان ميهن ما، در ايران، که «براى توسعه اقتصادى و اجتماعى »، لحظه اى «مبارزه هاى آزاديخواهانه و صلح جويانه را از دست نمی دهند ... و براى بهروزى مردم ايران، عاشقانه» تلاش می ورزند، بوده است. بيم و اميدى که درطى نزديک به يکسال فکر و ذهن بانيان اين حرکت متمدنانه را بخود مشغول کرده بود، دراين شب به شورى يگانه تبديل شد، که جلوه اى از همبستگى شيرين دو نسل بود؛ که هر دو احساس تلخ درد شلاق، محروميت و آوارگى را برگرده هاى خويش همراه دارند.
گردهمايى با خوش آمدگوئى و اعلام برنامه به زبان هاى فارسى، سوئدى و انگليسى توسط مجرى همايش، آقاى رضا طالبى، آغاز و با سخنان نماينده حزب سوسيال دمکرات سوئد، آقاى عباس زرين پور، گشايش يافت. سپس آقاى داوود نوائيان، هماهنگ کننده پروژه، گفتارش را با خوش آمدگويى به آقاى دکتر لاهيجى و حاضران و همچنين با آرزوى موفقيت براى جوانان «کبوتران صلح و دوستي» آغاز کرد. او با ارائه ى گزارش از تاريخچه پروژه و اهداف آن؛ يعنى «دفاع از حقوق بشر»؛ «توسعه همکارى نهادهاى مدنی» و «تلاش براى نزديکى، همفکرى و همکارى با نسل جوان»؛ تاکيد کرد اين پروژه در هر سه عرصه از اهداف اعلام شده، به طور نسبى، موفق بوده است. و سخنان خويش را با قرائت پيام فرزانه در بند، دکتر ناصر زرافشان پايان داد، که با استقبال گرم شرکت کنندگان روبرو شد. پيام آقاى دکتر فريبرز رئيس دانا توسط آقاى فرهنگ تاولى خوانده شد. اين دو پيام، که از ايران ارسال شده بود، بااستقبال شديد شرکت کنندگان روبرو شد.
سخنرانى آقاى دکتر عبدالکريم لاهيجى پيرامون ساختار کميسيون حقوق بشر سازمان ملل و راههاى شکايت به کميسيون در رابطه با زير پا گذاشتن حقوق بشر در ايران بود که توجه حاضرين را به خود جلب کرد. ايشان در طى سخنان مبسوط خويش توضيح دادند که چگونه دولت هاى غربى با توجه به ملاحظات سياسى و اقتصادى کشور خويش با ناقضين حقوق بشر درکشورمان برخورد مى کنند؛ چه وظيفه ى انسانى به ظاهر ساده ولى سنگين و پيچيده در مقابل همه ى انسان هاى فرزانه ى مدافع حقوق بشر قرار دارد. آقاى دکتر لاهيجى براى سفر « عزيزان عاشق» به سازمان ملل آرزوى موفقيت نمودند و سپس به پرسش هاى حاضران، در زمينه هاى مختلف، پاسخ دادند. با پايان سخنرانى آقاى دکتر لاهيجى، که در محيطى آرام، ولى صميمى رنج، شور و اميد مردم ايران و در کنار آن فعاليت بي وقفه تلاشگران راه آزادى را با شيوايى بيان کرد ؛ بخش اول همايش نيز پايان يافت. 
بخش دوم گردهمآئى با اجراى موسقى راک؛ توسط هنرمند جوان سوئدى؛ اريک رد ِ ليوس؛ که همراه بانواى گيتار و ترانه هاى زيبا بوده، آغاز شد. سپس پيام اتحاديه سراسرى ايرانيان سوئد و نيز پيام شبکه فرهنگى ايرانيان اروپا؛ توسط آقايان بيژن شفيعى و مناف عمارى قرائت شد. آرش اسلامى شعر زيبايى از اشعار خود را خواند و آنرا تقديم جوانان کرد.
آنگاه «عزيزان عاشق، ببرهاى جوينده جوان»، «سفيران ِ جوان ِ صلح و آزادى و عدالت» 
زويا زرافشان، ثمين صادقى، مارال توحيدى و سهراب مختارى به سخن درآمدند و همايش حال و هواى ديگرى يافت. چهره هاى مصمم و اميدوار اين جوانان موجى از اميد به رهائى بنديان و خشم نسبت به آمرين نقض حقوق بشر درکشورمان، دردل ما به حرکت درآورد. گرماى سخنان اين کبوتران صلح پژواکى ازفرياد ميليون ها جوان محروم ايرانى بود. سخنانِ ساده و صميمى جوانان با شوق و اميد، خشم و اشک، مهربانى، سپاس و عشق همراه بود.

اين برنامه در حدود ساعت ٢٢، با سخنان و گفتگو آقاى دکتر لاهيجى با جوانان، در رابطه با هدف سفر شان به سازمان ملل، درميان تشويق حاضران و تقديم سپاس و گل به آقاى دکتر لاهيجى، جوانان، دست اندکاران پروژه و برگزارکنندگان همايش به پايان رسيد. ولى انتظار و اميد به نتايج سفر جوانان شروع شد. 

گزارش از:
محمود ح. شوشتری
١٠ آپريل ٢٠٠۶
گوتنبرگ - سوئد 

افزودن نظر جدید