انرژی هسته ای، يک بهانه يا نياز؟ بخش اول

بخش اول 


آيا با وجود منابع سرشار نفت و گاز در ايران، استفاده از انرژی هسته ای به صرفه خواهد بود؟

واقعيت اين است که هنوز انرژی فسيلی بعنوان راحتترين و بصرفه ترين نوع،همچنان در صدر انرژيهای بکار رفته محسوب ميشود. اما از اين واقعيت نميتوان به نفی استفاده از تکنولوژی صلح آميز هسته ای برای ايران رسيد. محدوديت انرژی فسيلی و نگرانيهای زيست محيطی، فکرکردن به منابع جايگزين و ديگر انواع انرژی را تقويت کرده است. هم اکنون انرژی فسيلی با حدود ۵۵ تا ۶٠ درصد کل انرژی مصرفی جهان را به خود اختصاص داده است، توليد انرژی الکتريکی به وسيله سد با حدود ٢۵ درصد و نيروگاههای هسته ای با ١٨ درصد در مقامهای دوم و سوم هستند. اما اين آمار در آينده ميتواند تغيير کند که با مراحل تکامل تکنولوژی انرژی هسته ای و بوجود آمدن ضريب اطمينان های لازم از نظر فنی و سياسی جهت کنترل تاثيرات زيست محيطی و نگرانی های ناشی از آن، گرايش به سمت آن فزونی يافته، بطوری که کشورهايی مانند کره جنوبی، هند، پاکستان، برزيل، آرژانتين و اروپای شرقی، مراحل پيشرفته ای در دستيابی و تسلط بر اين تکنولوژی را پشت سر گذاشته اند.
ايران نيز از جمله کشورهاييست که تحقيق در اين زمينه را از مدتها پيش آغاز کرده و کمتر از دو دهه بخش عمده ای از دانش بکارگيری انرژی هسته ای را پشت سر گذاشته است.شرايط ايران از نظر تامين انرژی با توجه به ذخائر فراوان نفت و گاز به عنوان يکی از کشورهای انگشت شمار جهان و همچنين شرايط مساعد طبيعی برای ايجاد سد و توربينهای آبی، نه سرمايه گذاری درحد لزوم بلکه سرمايه گذاری در ابعاد وسيع را سئوال برانگيز ميکند. همچنين موضع گيری برخی از مسئولين رسمی و غير رسمی نظام مبنی بر داشتن سلاح اتمی توسط اسرائيل و موجه دادن داشتن آن و پنهانکاريها و تاخيراندازيها در بازديد آژانس بين المللی انرژی اتمی، همگی بيانگر مشکوک بودن نيات واقعی جمهوری اسلاميست.

در حال حاضر مشکل آژانس و کشورهای جهان با جمهوری اسلامی بر غنی سازی اورانيوم در داخل ايران متمرکز شده است.اين حساسيت از چه بابت است؟
فعاليتهای هسته ای ايران را ميتوان در سه شکل متصور شد.ابتدا توليد انرژی الکتريکی توسط انرژی اتمی، دوم توليد اورانيوم غنی شده به عنوان سوخت اوليه راکتورها و يا مصارف صنعتی و پزشکی، سوم توليد سلاح اتمي.
نيروگاههای اتمی بوشهر، اهواز، نطنز و اراک، با طرح توليد انرژی الکتريکی از اين نيروگاهها طرح ريزی شده و برای ادامه کار خود، احتياج به اورانيوم داشته که اين منظور با غنی کردن سنگ اورانيوم تا عيار حدود ٣ درصد از اورانيوم ٢٣۵ تامين ميگردد.
پس از نفت و يا کلاً سوخت های فسيلی تامين سوخت راکتورها در آينده ای نه چندان دور،مهمترين دغدغه کشورهای صنعتی خواهد بود.وجود منابع غنی اورانيوم در ايران که در حال حاضر تنها يکی از اين معادن در ساغند نزديک کاشان بهره برداری ميشود. دستيابی به امکانات غنی سازی با خريد سانتريفوژها از واسطه های پاکستانی، شرايط ورود ايران به بازار جهانی را فراهم کرده است. غنی سازی تا حدود ٣٠ درصد در حد استاندارد در صورتی که شبهه توليد سلاح هسته ای وجود نداشت، ميتوانست با نظارت آژانس بين المللی انرژی اتمی،صورت گيرد.اما با توجه به موضع گيری برخی از افراد در نظام و فعاليتهای سپاه پاسداران بخصوص در مرکز تحقيقات نظامی و موشکی پارچين، واقع در ٣٠ کيلومتری جنوب شرقی تهران، گمان جهانيان به حرکت ايران در جهت توليد سلاح هسته ای افزايش يافته است.
برای توليد سلاح اتمی به اورانيومی با غنای حدود ۹٠ درصد نياز خواهد بود. برای اين منظور از باقی مانده سوخت حاصل از واکنش در راکتور نيز ميتوان استفاده کرد که نوع راکتور نيز در آن دخيل خواهد بود که مبحثی جداگانه است و در بحث امروز ما نميگنجد.
دليل عمده در برخورد با فعاليتهای هسته ای جمهوری اسلامی، تنها داشتن و يا قادر بودن به ساخت سلاح هسته ای نيست بلکه عمدتاً وضعيت سياسی منطقه و ايران ميباشد.همانطور که ميدانيم برخی از کشورهای منطقه مانند هند و پاکستان خود به داشتن سلاح هسته ای معترف هستند و مجهز بودن اسرائيل به سلاح هسته ای برای جهانيان روشن است. در مورد ايران، وجود مراکز چندگانه قدرت و تصميم گيری در نظام و عدم وجود يک مرکز واحد تصميم گيری که مسئول و پاسخگو باشد، حمايت جمهوری اسلامی از نيروهای تند رو منطقه، وضعيت نابسامان حقوق بشر در ايران، تلاش برای حذف رقبای سياسی و ايدئولوژيک، بی اعتنايی به قوانين بين الملل و نقض معاهده ان ت پ، ميتواند از دلايل تقابل جهانی برای دستيابی ايران به سلاح هسته ای باشد.

آيا انرژی هسته ای در بخش صلح آميز آن به مرحله ای رسيده است که از نظر ايمنی قابل اطمينان باشد و فاجعه چرنوبيل تکرار نشود؟
در اين مورد تنها ميشود گفت که تکنولوژی هسته ای نسبت به دهه گذشته به مانند علوم ديگر تکامل قابل توجه ای داشته و ضريب اطمينان بالا رفته است. قبل از اينکه به مورد خاص ايران برسيم، توضيحاتی لازم است.
انرژی حاصل از نيروگاه هسته ای عمدتاً بصورت انرژی الکتريکی و گاهً بصورت حرارتی صنعتی بوده، با انجام واکنش در راکتور توسط مواد اوليه اورانيوم ٢٣۵ و پلوتونيوم ٢٣۹ با غنای ٣ تا ٢٠ درصد که بستگی به نوع راکتور دارد توليد ميشود. در راکتوری که از اورانيوم طبيعی يا غنی شده استفاده ميکند، حرارت توليد شده و به صورت تصاعدی افزايش ميابد.
برای کاهش حرارت و کنترل واکنشی در اين نوع راکتوروهمچنين به منظور بازيافت انرژی، ازسيالی در قلب راکتور استفاده ميشود که اين سيال عمدتاً آب سبک يا آب سنگين و گرافيت است. در راکتورهايی که اورانيوم با غنای تقريبی ١۵ تا ٢٠ درصد همراه با پلوتونيوم به عنوان سوخت بکار ميرود، از سيال سديم وپتاسيم يا گازاستفاده ميشود.گروه اول بنام راکتورهای حرارتی و گروه دوم بنام راکتور واکنش سريع معروف هستند.در اين دسته با بمباران نوترونيک پلوتونيوم، واکنش کنترل ميشود. راکتورهای واکنش سريع بعلت احتمال آتش سوزی و خطر انفجار سديم و پتاسيم با آب و هوا کمتر متداول است ولی به علت بهره وری بالا نسبت به ديگر راکتورها و همينطور بازيافت سوختی حدود ۴٠ برابر راکتور حرارتی، جايگاه مطمئنی را در آينده خواهند داشت.اين راکتورها در حال حاضر بيشتر در کشورهای صنعتی پيشرفته متداول است. سوخت اين نوع راکتورها از تبديل اورانيوم غنی شده٢٣۵ و پلوتونيوم٢٣۹ ميباشد. نيروگاه بوشهر از نوع راکتور حرارتی با خنک کننده آب سبک ميباشد.

نيروگاه چرنوبيل از کدام نوع بود و دليل استفاده از آب سنگين،مسئله ايمنی است؟
نيروگاه چرنوبيل از نوع حرارتی با خنک کننده آب سبک و گرافيت بود.
علت کاربری آب سنگين در برخی راکتورها به جای آب سبک، عدم نوترون گيری توسط آن که باعث بازيافت سوخت بهتر و عدم آلودگی دستگاهها و محيط بدليل عدم جذب مواد راديواکتيو ميباشد.
رشد استفاده ازتکنولوژی هسته ای برای توليد انرژی،پس از دهه ١۹۷٠ قابل ملاحظه بود، ولی از اواسط دهه ٨٠ و اوائل دهه ۹٠ دچار رکود شد و از ١۹ درصد به ١۵ درصد از کل انرژی توليد شده الکتريکی در سطح جهان تنزل کرد. ناگفته نماند که پس از اين رکود، منحنی نمودار استفاده از اين نوع انرژی دوباره سير صعودی را نشان ميدهد.علت رکود نسبی دهه قبل ميتواند به دلايل مختلفی از جمله پايين بودن قيمت نفت، پايين تر بودن رشد تقاضای انرژی نسبت به پيش بينی های قبلی، عدم پذيرش عمومی و نگرانيهای حاصل از حوادث چرنوبيل و تی ام ای نسبت داد.
علت گرايش دوباره کشورها به استفاده از اين تکنولوژی را ميتوان تاثير سوختهای فسيلی بر محيط زيست و محدوديتهای بوجود آمده برای استفاده از آن، کاهش اين ذخاير و پيدا شدن قابليت رقابت انرژی هسته ای و فسيلی در درازمدت، استفاده از انرژی اتمی را افزايش داده است. در همين راستا بوجود آمدن تشکلها و معاهدات بين المللی جهت کنترل و نظارت بر نحوه صلح آميز استفاده از انرژی هسته ای، بکارگيری اين تکنولوژی را به يک بخش مسلم از فعاليتهای علمی و عملی اکثر کشورها تبديل کرده است.

پس ايران نيز ميتواند خود را محق برای ادامه تحقيقات و استفاده ازانرژی هسته ای بداند؟
در صورت اجرای قوانينی که ايران بدانها متعهد است، بله. ولی همانطور که توضيح داده شد، مشکلات به دليل عدم اطمينان به قولها وعدم رعايت قوانين بين المللی توسط حکومت ايران است. حکومت ايران با ناديده گرفتن معاهدات بين المللی و بخصوص سياستهای اخير دولت احمدی نژاد، با کشاندن پرونده ايران به شورای امنيت سازمان ملل، عملاً کشور را از يک حق مسلم محروم ميسازد. با رفتن پرونده ايران به شورای امنيت، محکوميت ايران در نقض معاهده منع گسترش سلاح اتمی قطعی به نظر ميرسد، که در اين صورت ايران موظف به توقف کامل فعاليتهای هسته ای خواهد شد.

اگر ايران به اين محروميت تن ندهد چه؟
اگر ايران در مهلت مقرر به اين امر گردن ننهد، مجازاتهای ديگری در نظر گرفته خواهد شد که ميتواند کشور را در شرايط بسيار بدی قرار دهد. تحريم اقتصادی و يا در صورت بدتر شدن شرايط حمله نظامی را ميتوان در نظر داشت.


rez2940@yahoo.com

افزودن نظر جدید