منصور اسانلو و حيات غيبى را بايد آزاد کنيم! اين و ظيفه انسانى ما است!

رفقا و همسرنواشتان عزيزم در شرکت واحد! پيشاپيش سال نو را به همگی شما تبريک ميگويم . 
دوستان عزيز ! 
اعتصاب ومبارزه شما   در اعتراض به پايمال شدن حقوق و مطالباتتان، سرمايه داران و حاميان آنها را به ترس وحشت انداخت. عمل شما به همه نشان داد که ما کارگران دارای چه قدرت عظيمی هستيم ودشمنان طبقه کارگر تا چه اندازه در مقابل اتحاد ما کارگران آسيب پزيرند. اعتصاب کارگران شرکت واحد با تمام کاستيهايش چنان سرمايه داران و دولتشان را به تلاش انداخت که همه با هم از خانه کارگر و مرکز اطلاعات تا دادگاه و زندانشان عليه ما بسيج شدند. بسيج شدند تا صدای حق طلبی کارگر شرکت واحد را در همان روز اول چنان خفه کنند که ايرانخودرو و نفت و ذوب آهن و دهها مرکز بزرگ و کوچک ديگر باخبر نشوند. ترس از اتحاد ما، ترس از دفاع و همبستگی و بميدان آمدن همگی ما برای حق خودمان و برای زندگی انسانيتر و قابل تحملتر همگی آنها را از مديريت شرکت واحد تا شهردار تهران و نيروی انتظامی را در مقابلمان قرار دادند. البته در اين ميدان هر چند ما نتوانستيم در مراکز مهم و کليدی رفقايمان را با خود داشته باشيم و حرکتی قوی را عليه اين همه بی عدالتی سازمان دهيم، اما تنها هم نبوديم. ميليونها انسان شريف در سراسر جهان، همراه با کارگران و مردم تهران دلشان با ما بود و همراه ما بودند . 
اکنون وارد سال ٨٥ شده ايم و هنوز تعدادی از عزيزان ما چون منصور اسانلو و حيات غيبی در زندانند. اين يکی را ديگر نبايد تحمل کرد. نبايد گذاشت خانواده و بچه های آنها در اين ميدان تنها بمانند. دولت ميخواهد با ايزوله کردن آنها هر کارگر معترض و هر نماينده و سخنگوی کارگری را تنبيه کند تا دست از پا خطا نکنند. قرار است با ماندگار کردن اسانلو در زندان همگی ما را درس عبرت دهند و ما نبايد اجازه اين گستاخی را به سرمايه داران   بدهيم. آنها به اين اکتفا نکرده و دهها کارگر شرکت واحد را به جرم اعتراض به بردگی و جهت تامين ابتدايی ترين خواستهای خود، از کار اخراج کرده اند. قرار است نان شب ما را گرو بگيرند تا به هر فلاکتی تن دهيم و لب به اعتراض نگشاييم. چه کار بايد بکنيم؟ نقشه عمل ما کارگران چه بايد باشد؟ آيا بايد اخراج شدگان و زندانيان را به حال خود رها کنيم و همچنين نظاره گر اعمال حاميان سرمايه باشيم؟ آيا بايد سکوت کرد و به اين زندگی نکبتبار قناعت کرد؟ آيا وجدان کارگری و انسانی ما ميتواند قبول کند که منصور اسانلو و حيات غيبی در زندان بمانند، رفقای ديگرمان را از کار محروم، تعرض دولت و سرمايه دار به زندگی ما همچنان افسارگسيخته رها شده و ما نيز چشم بسته نظاره گر اوضاع باشيم؟ 
کارگران ايرانخودرو اعتراضات و اعتصاباتی را شروع کردند، اکنون انها در شروع همين دوره که بر شرکت واحد گذشت قرار دارند. 
فردا بخشی ديگر از ما در مقابل تعرض دولت مستعضف پنای آقای احمدی نژاد قرار خواهيم گرفت و پس فردا بخشی ديگر و بخشی ديگر و اين سيکل قرار است ادامه يابد. اکنون حربه جنگ و فضای جنگی را نيز دارند وسيله و توجيهگر زندگی فلاکتبار ما کارگران کنند. فردا خطر جنگ و حمله آمريکا نيز بهانه ای خواهد شد که ما را از بيکار تا شاغل، از اخراجی تا زندانی را به سکوت وادارند . 
اما اينها جواب ما نيست. ايران با بمب اتم يا بدون آن، ما کارگران رفاه و اسايش ميخواهيم. زندان و حمله هر روزه را ما قبول نخواهيم کرد. اسانلو بايد فوری آزاد شود را، بايد در هر مبارزه و اعتراضی از شرکت واحد تا ذوب آهن و هر جا اعتراضی باشد را بايد علم کرد. ما نبايد بگذاريم و نبايد سکوت کنيم . 
از حق نگذريم که تلاشهای اين دوره شما قابل تحسين بود. شما کارگران شرکت واحد سنگ تمام گذاشتيد و برای تحقق مطالبات خود از همه چيز مايه گذاشتيد و متحد و هماهنگ ايستاديد و اين برای طبقه کارگر آموزنده بود . 
با تمام اينها در اين مدت جای کارگران ذوب آهن، مس، پتروشيمي، نفت، کارخانه های مختلف ماشين سازي، نساجی و ديگر مراکز کليدی کارگری در اين مبارزه خالی بود. اين يکی از نقاط ضعف طبقه کارگر در مبارزات اخير شما کارگران شرکت واحد بود. بايد طبقه کارگر به اين عدم تحرک پايان دهد. چون سرنوشت آنها و کل طبقه کارگر در اين موقعيت به سرنوشت شما کارگران شرکت واحد بستگی دارد. مگر نه اين است که فردا همين شتر دم در کارگران ديگر مراکز کارگری هم خواهد خوابيد. مگر نه اين است که دها سال است نظام سرمايه   از افتراق و جدائيها و از عدم تحرک ما سود برده است. مگر همين بی تشکلی و عدم انسجام باعث تشديد استثمار و سرکوب بيشتر ما کارگران نشده است؟ 
دوستان عزيز، ما کارگران در سراسر جهان تقريبا خواسته، مطالبات و درد مشترکی داريم، بخاطر همين دردهای مشترک است که مبارزه بی امان خود را با سرمايه داری اغاز کرده ايم. ما طبقه کارگر برای ايجاد يک دنيای بهتر که پر از رفاه و آسايش و شادی برای همه باشد مبارزه می کنيم. مبارزه ما برای برابری تمام انسانها است. برای اين است که در تمام جهان ديگر هيج انسانی بخاطر ترس از بيکاری، نداشتن شغل و عدم امنيت شغلی دچار مشکل نشود. ديگر هيچ کودکی با شکم گرسنه سر بر بالين نگذارد. زنان و کودکان ما هم همانند ديگر انسانها در جامعه از حقوق برابر و يکسانی بر خوردار باشند. بازگو کردن اين مسائل دقيقا چيزی است که جهان سرمايه داری به ويژه   نوع جهان سومی اش و بخصوص در ايران بشدت به آن مخالف است. نظام سرمايه برای تحقق نيافتن اين خواسته ها با تمام امکانات در برابر ما کارگران ايستاده است . زيرا ارکان حکومتهای سرمايه داری بر اين مبنا بنا شده وعادت کرده است که اقليت مفتخور حاکم، اکثريت   جامعه را مورد استثمار و سرکوب شديد قرار دهد. به همين دليل يورش وسيع و دامنه داری از طرف نظام سرمايه داری در سطح جهان برعليه کارگران آغاز شده است. يورش وحشيانه خانه کارگريها و ديگر عوامل نظام به شما کارگران شرکت واحد از همين نوع می باشد . 
دوستان خواست شما يک خواست فردی نيست و با اتکا به اين نکته که خواست و مطالبات شما برای ايجاد تشکل مستقل و آزادی اعضای هيئت مديره سنديکايتان و درخواست دستمزدی که کفاف يک زندگی انسانی را بکند خواست و مطالبه تمام کارگران و مردم آزاديخواه ايران است. يورش به شما يورش به تمام کارگران ايران بود. اين کارگران در برابر سرکوب، زندان واخراج شما از کار بايد از خود واکنش نشان دهند. حمايت های آنچنانی اصلا کارساز نيست. شما کارگران شرکت واحد مبارزه را شروع کرده ايد تداوم و وسعت بخشيدن به آن وظيفه ما تمام کارگران ايران است. نبايد از يورش وحشيانه سرمايه ترس و واهمه ای داشته باشيم. زيرا تا زمانی که سرمايه حاکم است، تازمانی که استثمار وجود دارد مبارزه برای رهائی و يورش برای سر کوب مبارزه   وجود خواهد داشت. شما با تحمل زندان، شکنجه، يورش ددمنشانه شبانه به حريم خصوصی خانه هايتان نشان داديد که اين مبارزه بايد ادامه داشته باشد. شکنجه و بازداشت زنان و کودکانتان، فرستادن رهبرانتان به سلاخ خانه بخصوص منصور اسانلو رئيس هيئت مديره سنديکا در عزم شما برای رسيدن به خواسته هايتان خللی ايجاد نکرد. تدوام مبارزه شما برای احقاق حق و حقوقتان نشان از اين واقعيت دارد که خواسته های شما بر حق و غيره قابل گذشت است. اولين قدم شما در ايجاد و احيايی دوباره سنديکای مستقل آنهم بعد از يورش آغازين به سنديکا و بستن آن و اعتصاب متحدانه شما که با دستگيری بيش از ۱۲۰۰ نفر از کارگران و همسران و بچه هايتان گويای اين واقعيت است که حاميان نظام سرمايه داری از شما و حرکتهای اعتراضی و متحدانه کارگران تا چه اندازه وحشت دارند. حرکت و اعتراضات شما بايد پيروز شود. اين پيروزی برای تمام کارگران ومردم آزاديخواه ايران حياتی است. بايد با تمام قوا از خواسته ها ومطالبات شما کارگران حمايت کرد. اين بار بايد ديگر کارگران مراکز کارگری در سنگر واقعی خود جای گيرند واين مبارزه را به پيروزی برسانند. شخصا بارها و بارها همراه با خانواده ام مورد يورش ددمنشانه مامورين اداره اطلاعات قرار گرفته ام. به همين خاطر درد شما عزيزان را به خوبی درک می کنم با اين وصف خودم را در کنار شما و همسنگر شما ميدانم. ضمن حمايت از مبارزات شما از تمام کارگران، زنان، جوانان ومردم آزاديخواه   چه در داخل و چه در خارج از کشور ميخواهم به ياری شما بشتابند و از خواسته ها و مطالبات شما از جمله ۱- آزادی منصور اسانلو، منصور حيات غيبی و ديگر دستگير شدگان ۲- باز گشائی مجدد سنديکا ٣- باز گشت بکار کليه اخراج شدگان اعتصابات اخير- پرداخت حقوق و مزايای به عقب افتاده شما حمايت و پشتيبانی کنند. کارگران نبايد بگذارند دشمنان طبقه کارگر به اهداف ضد کارگری خود برسند . 
قدرت طبقاتی ما تنها سلاح برنده ما است از اين قدرت استفاده کنيم ! 
زند باد اتحاد وهمبستگی کارگران ايران ! 
برهان ديوارگر

بخش: 

افزودن نظر جدید