گفتار سياسی راديو رسانه "وضعيت کنونی جنبش دانشجويی در ايران"

تغييرات فکري به همراه فعاليت ها و حرکت هاي سياسي، فرهنگي و اجتماعي در ميان جامعه روشنفکري ايران و نيز تجربه هشت ساله اخير جنبش دانشجويي باعث تغيير بازي سياست در دانشگاه ها و به ويژه در ميان فعالين تشکل هاي دانشجويي شده است. در يک سال اخير دانشجويان جمهوريخواه و سکولار بيش از گذشته نفوذ و اعتبارشان در جامعه دانشگاهي گسترش يافته است و به جرات مي توان گفت که انها توانسته اند در تغيير و تحولات جنبش دانشجويي در مسير تحول خواهي نقش بسيار اساسي داشته باشند. در ظرف يک سال اخيرعمده فعاليت فعالين دانشجويي بيشتر در جهت تدارک و زدن يک نهاد سراسري دمکراتيک و سکولار در دانشگاه ها، تمرکز يافته است. همه تلاشهاي فوق نشانگر اين است که انها مي خواهند باري ديگر اميد را در ميان دانشجويان زنده نگه دارند! در واقع تشکيل يک نهاد سراسري که بتواند به شکلي فراگير تمام دانشجويان را با همه تفاوت هايشان متشکل و هدايت کند نيازش امروز روز به روز بيشتر از قبل در دانشگاه احساس مي شود. دراين خصوص تاکنون پروژه هاي متفاوتي چون پارلمان دانشجويي، دفتر تحکيم وحدت دموکراسي ، اتحاديه سراسري يا کنفدراسيون به وسيله فعالين دانشجويي در دانشگاه هاي سراسر کشور پيشنهاد شده است. البته درميان تشکل هاي موجود در دانشگاه ها، وظيفه دفترتحکيم وحدت به عنوان متشکل ترين و تاثيرگذارترين عضو جنبش دانشجويي کشور در عرصه فوق بسيار افزايش مي يابد. روشن است که دفتر تحکيم وحدت به ويژه در يکي دو ساله اخير با سياست هاي مستقل خود توانسته به نوعي به تنوع و تکثر در درون جنبش دانشجويي ياري رساند. دفاع فعالين دانشجويي از تشکيل تشکل هاي گوناگون ، تکثرگرايي ، کوشش براي باقي ماندن ديگر جريان ها و انديشه هاي دانشجويي، برقراري ارتباط ، همکاري و ايجاد گفتمان بين نيروهاي دگر انديش دانشجويي و ... از ابزار موثر جامعه مدني است. پس با اين حساب تشکيل يک ارگان سازماندهي مستقل از ساختار قدرت حاکم ، ضرورتي عيني و اساسي به نظر مي ايد و بايد متذکر شد که نيروهاي فعال دانشجويي به درستي امکانات و توان خودشان را در اين عرصه متمرکز کرده اند و اين سمت گيري در واقع به نفع جنبش دانشجويي و حتي جنبش دمکراتيک کشورمان تمام خواهد شد. 
در حال حاضر موضوع پارلمان دانشجويي در ميان فعالين سياسي، صنفي ، اجتماعي و فرهنگي دانشجويي بيش از هر پروژه ديگر مطرح است. ظرف يک سال گذشته تلقي و گفتمان هاي بسياري در ميان دانشجويان در خصوص چگونگي تشکيل و نيز مضمون پارلمان دانشجويي انجام گرفته است. امروز دانشجويان پارلمان دانشجويي را به مثابه تشکلي فراگير، دمکراتيک و کارآمد که از آراء مستقيم دانشجويان تشکيل مي شود باور دارند و نيزبه اين موضوع تاکيد مي کنند که در چنين نهادي ديگر تنها چند دانشجو نمي توانند به جاي همه تصميم گيري کنند بلکه فقط يک مجموعه مي تواند به چنين اقدامي بپردازد! در واقع در پارلمان دانشجويي هويت مستقل " ما " محور اصلي خود قرار مي گيرد. در چنين نهادي اهداف روشن براي پيشبرد فعاليت ها و استمرار انها به وجود مي ايد و انضباط ، انعطاف و تقسيم کا ر نياز مشترک اين ارگان مي شود. البته نبايد فراموش کرد که جنبش دانشجويي به دليل وضعيت سني و نو شدن بدنه دانشجويي در هر دوره اي دگرگون مي شود پس با اين حساب انتقال تجربه از ضرورت هاي اساسي پارلمان دانشجويي است . در چنين شرايطي در عمل رهبري جنبش دانشجويي ايجاد خواهد شد. دوستان فعال دانشجويي به درستي بر اين تجربه تاکيد کرده اند که تاکنون بيشتر فعاليت ها ئ اعتراض هاي دانشجويي محدود به صدوربيانيه، برگزاري تريبون ازاد و يا تجمعات دانشجويي در دانشگاه ها بوده است و درعرصه هاي صنفي، اجتماعي، علمي، تخصصي و فرهنگي بسيار کم فعال بوده اند و اين موضوع باعث فاصله افتادن ميان انها با بدنه دانشجويي شده است. 
در خلال ماه هاي گذشته فعالين تشکل هاي سياسي دانشجويي تغييراتي را در روش خود براي نزديکي هر چه بيشتر با بدنه دانشجويي اتخاذ کرده اند و اين بسيار مثبت است. در کنار اين تغيير نگرش ها و رفتارها، فعاليت براي تشکيل پارلمان دانشجويي مي تواند علاوه بر مواردي که پيش تر برشمردم به نوعي توان و خرد جمعي فعالين دانشجويي را که در عرصه هاي گوناگون فعاليت مي کنند را به حرکت در بياورد و باعث اين شود که روش ها و راه هاي نو ديگري را براي پيشبرد مبارزات صنفي و سياسي دانشجويي اتخاذ کنند. در ضمن مي توان گفت که تشکيل و فعاليت پارلمان دانشجويي مي تواند در ادامه مقدمه اي بر حرکت به سوي استقلال دانشگاه ها و تمرين دمکراسي در سطحي گسترده تر براي دانشجويان تبديل شود و اين همه به نفع جنبش دانشجويي است. در گفتمان هايي که ميان دانشجويان در خصوص پارلمان دانشجويي انجام گرفته همواره به:
ـ غيرايدئولوژيک بودن اين نهاد ، به دمکراتيسم و تنوع و اينکه معيار تصميم گيري و عضويت در اين ارگان نبايد بر اساس تعلقات مذهبي ، عقيدتي ، سياسي ، قومي و نژادي باشد . 
ـ اينکه اين نهاد نبايد با حضور ارگان هاي دولتي و حکومتي غير دانشجويي و دانشگاهي در مراکز اموزشي موافق باشد.
ـ ااينکه اين نهاد نماينده دانشجويان در مقابل هر ارگان دولتي است. 
ـ اينکه از منا فع دانشجويان همواره دفاع نمايد . ـ اينکه پارلمان محلي براي ابراز ازادانه عقايد دانشجويان باشد.
ـ اينکه از حقوق بشر وازادي بيان و عقيده در ئانشگله و در جامعه حمايت کند . 
ـ اينکه حق دخالت در تمام امور مربوط به اموزش ، استاد و دانشگاه دارد.
ـ اينکه مي تواند پروژه هايي را که مربوط به اموراموزش عالي مي شود را جهت پيشنهاد به قوه قانون گذاري ارائه دهد.
البته مي توان موارد ديگري را نيز به اين مجموعه اضافه کرد. اما به دليل محدود بودن وقت، فقط به موارد فوق خودمان را بسنده مي کنيم.
اگر به خواهيم اين بخش را جمع بندي کنيم، مي توانيم يه گوئيم که در پارلمان دانشجويي تعيين اولويت هاي سياسي ، صنفي، فرهنگي و اجتماعي و ضمانت اجرائي مصوبات اين مجموعه، و نيز چگونگي تعيين کرسي هاي جريانات متنوع دانشجويي در اين نهاد و همچنين حوزه اظهار و اعما ل نظر اين پارلمان از مواردي است که در يک سال اخير موضوع مناقشه فعالين دانشجويي در ايران بوده است . ايده پارلمان دانشجويي در صورت تحقق، نقش زيادي در ساماندهي خواسته هاي دانشجويان و پايه گذاري عقلانيت در فعاليت هاي دانشجويي خواهد بود .
در بخش دوم صحبت هايم به برخورد حکومت با دانشجويان وتشکل هاي انها مي پردازم . ارزيابي من اين است که حکومت در حال حاضر سياستش کنترل، محدويت و کاهش هر چه بيشتر فعاليت هاي دانشجويي در دانشگاه هاي ايران است. در واقع حکومت از طريق ارگان هاي غير دانشجويي و دانشگاهي سعي دارد جلوي گسترش فعاليت هاي دانشجويي را بگيرد . شايد براي روشن شدن موضوع بهتر باشد چند مثال بزنم : 
ـ برخوردهاي قضائي حکومت با فعالين سياسي تشکل هاي دانشجويي و محکوميت انان به زندان
ـ برخورد شديد کميته هاي انضباطي دانشگاه ها با دانشجويان که منجر به اخراج و محروم شدن موقت و دائم انان از تحصيل شده است.
ـ تغيير و تحت فشار روحي و امنيتي قرار دادن مديران مستقل در دانشگاه ها
ـ تصويب ايين نامه تشکل هاي اسلامي دانشگاهيان در شهريور 1378 توسط شوراي عالي انقلاب فرهنگي ، که ايجاد هر گونه تشکل مستقل در دانشجويي رادر دانشگاه ها را مي گيرد . بر اساس اين ايين نامه ، کوچک ترين فعاليت دانشجويي مي بايست با اجازه هيات نظارت دانشگاه انجام گيرد . در اين هيات نظارت ، دانشجويان جايي ندارند.
ـ کاهش اجازه براي برگذاري تجمعات دانشجويي و غيره ، همه وهمه نشانگر اين است که حکومت مي خواهد ميان فعالين تشکل هاي دانشجويي با بدنه دانشجويي فاصله ها را بيشتر و بيشتر کند و به يک عبارت ارتباط ميان اين دو بخش را قطع کند و بدين طريق زبان اعتراض و مخالفت را تنها در گروه هاي کوچک دانشجويي محدود کند . موارد زيادي ديده شده که حکومت با سياست هاي حساب شده در جهت اختلاف و تفرقه ميان فعالين دانشجويي اقدام مي کند . تنها نبايد به سرکوب اشکار حکومت و سازمان هاي امنيتي ان توجه داشت بلکه فعالين دانشجويي مي بايست با هوشياري و دقت در اين عرصه اقدام کنند . اين روشن است که قطع ارتباط تشکل هاي دانشجويي با دانشجوبان در دانشگاه ها ، امکان کنترل ، سرکوب و تحت فشار قرار گرفتن انها را افزايش خواهد داد . خوشبختانه دانشجويان فعال در دانشگاه ها به اين ترفند حکومت و دستگاه هاي امنيتي ان پي برده اند و به اشکال گوناگون سعي دارند رابطه خود را با بدنه دانشجويي سامان دهند.

افزودن نظر جدید