رفع تبعيض در گرو تغيير است

داستان خیلی ساده است .امضا کنندگان طرح «یک میلیون امضا برای تغییر قوانين تبعيض آميز »فقط و فقط در پي برابری هستند. هیچ مقوله ی دیگری در کار نیست. آنها  می خواهد در جامعه ای باز ، آزاد و انسانی احساس امنیت کنند.می خواهند درپناه شایستگی به امکانات و فرصت‌های برابر دست یابند چرا که از هر گونه فرودستی رنج می‌برند . واقعیت این است که امضا کنندگان این طرح مي خواهند که دختران و زنان این مرز وبوم امروز و فردا طعم ترس ناشی از خشونت را نچشند و برای فرار از خشونت راه فرار وخودکشی ودیگرکشی را انتخاب نکنند .مستقل زندگی کنند و در همه امور مشارکت داشته باشند .و از حق انتخاب شغل مسکن مسافرت بهره مند شوند .

بدون تردید جهان در حال پیشرفت و دگرگونی است. تحولی که نیازهای جدیدی برای بشر امروز ایجاد کرده که پاسخ گویی به این نیازها اجتناب ناپذیر است و ایران به عنوان حلقه ای از زنجیر جامعه جهانی از این قاعده مستثنی نیست.

خیلی ساده است ،اگر ما نتوانیم پاسخ قانع کننده ای به نیازها و مطالبات نسل جدید بدهیم ،قطعا دچار بحران و عدم تعادل در مناسبات اجتماعی خواهیم شد. بنا براین لازم است که تا وقت باقیست و تا بحران ها مانند موریانه تمامی پایه های اجتماعی را از بنیان متلاشی نکرده است با اصلاح،تغییر و حتی وضع قوانین جدید پاسخی درخور به چالش ها و سوالات نسل امروز دهیم.

نسلی که دیگر باور ندارد زن برای خانه و پستو و آشپزخانه و زاییدن و خدمت به مرد آفریده شده است و مرد برای کار و بازار و کارخانه و تجارت و انحصار قدرت و ریاست.

نسلی که مایل است پا به پای مردان علم بیاموزد، حضور اجتماعی داشته باشد و از فرصت ها و مشاغل ، هویت و مالکیت برابر با مردان بهرمند شود و در نهایت در سایه ی برابری جنسیتی از تمامی حقوق انسانی استفاده کند. چرا که دیگر امروز مفهوم زن خوب ، زنی نیست که تنها اطاعت کند و مرد نان آور ، به قیمت نفقه ای که می پردازد تمکین جنسی زن را خریداری نماید.

زن امروز ، مایل به باز تعریف نقش های کلیشه ای گذشته است . نقش هایی که در طول تاریخ برای زنان رقم زده اند و چه بسا بسیاری از زنان نیز باور کرده بودند که این نقش ها تعریف شده و کاری جز همین تکالیف خانگی از آنها بر نمی آید. زنانی که تنها میتوانستند مردان بزرگ تربیت کنند اما هرگز خود به بزرگی دست نمی یافتند ، زنانی که تاریخ می ساختند ولی خود در تاریخ فراموش می شدند .

همچنان که بسیاری از مردان امروز هم به این باور رسیده اند که زنان در خلقت و قوانین و تکالیف برابر با مردان آفریده شده اند . نا برابری را بر نمی‌تابند و از هر گونه تبعیض و استثمار و تجاوز و تحقیر انسان دیگر به هر بهانه ای رنج می برند و مایل اند که در تعاریفی جدید میان تکالیف و حقوق و مسئولیت ها تعادل بر قرار شود .

بدیهی است در این میان گام اول ، اصلاح و تغییر در قانون اساسی و مدنی است ، اصلاحی که می تواند پایه های خاانواده را محکم و روابط خانوادگی و اجتماعی را مبتنی بر عقلانیت نماید .چرا که برخورد خشک و جمود در رابطه با با تفسیر کذشتگان از احکام و روایات که متوجه به زمان خود بوده اند، مناسب و شایسته ی جامعه ی در حال تغییر و تحول نیست و گره از مشکلات امروزی باز نخواهد کرد .چه بسا اگر اینمقاومت در مقابل تبعض و تحقیر با بهانه ی حفظ دین صورت گیرد ، اسلام را به عجز و نا توانی در برابر حل مشکلات و مسائل جهان و انسان معاصر متهم کند و هم چنان زن را قربانی قوانین تبعیض گرایانه ی اجتماعی سازد.

در کمال تاسف در یک هیاهوی تبلیغاتی مرد سالارانه ، مطالبات برابری خواهانه ، مطالباتی رادیکال و افراطی تلقی می شود . برخی حرکت جنبش زنان را جدایی طلبانه از روند اصلاح و یا دموکراسی خواهی می دانند ، برخی دیگر این جنبش را محکوم به بستر سازی برای انقلاب نرم و مخملی و ساتنی و انواع رنگ ها می کنند ، چه بسا عده ای این گونه فعالیت ها را مبتنی بر نوعی تنفر یا عقده گشایی از مردان می دانند ؛ تنفری که حذف مردان را می طلبد و رو در روی انان ایستاده است .بعضی دیگر جنبش را متهم به پیروی از یک مد یا تب داغ می کنند .

اما داستان خیلی ساده است .امضا کنندگان طرح «یک میلیون امضا برای تغییر قوانين تبعيض آميز »فقط و فقط در پي برابری هستند.

هیچ مقوله ی دیگری در کار نیست آنها . می خواهد در جامعه ای باز ، آزاد و انسانی احساس امنیت کنند.می خواهند درپناه شایستگی به امکانات و فرصت‌های برابر دست یابند چرا که از هر گونه فرودستی رنج می‌برند .نمی‌خواهند که بر مردان سلطه پیدا کنند که خود سال‌ها تحت سلطه بوده اند و هر گونه نظام مبتنی بر تبعیض و سلسله مراتب را نقد می کنند .بر مردان کینه نمی ورزند چرا که خود منادی صلح ودوستی و برابری و عشق هستند و معتقدند که تنهادر سایه چنین ارزش‌هایی است که می توان به یک خانواده و جامعه مدرن و متعادل دست یافت.

از مد و تب هم پیروی نمی کنند که نه تنها وقت آن گذشته است بلکه هزینه بالای ان به پز وپرستیز نمی ارزد.واقعیت این است که امضا کنندگان این طرح مایلند که دختران و زنان این مرز وبوم امروز و فردا طعم ترس ناشی از خشونت را نچشند و برای فرار از خشونت راه فرار وخودکشی ودیگرکشی را انتخاب نکنند .مستقل زندگی کنند و در همه امور مشارکت داشته باشند .و از حق انتخاب شغل مسکن مسافرت بهره مند شوند .

انقلاب به رنگهای مختلف را هم به رقبای سیاسی سپرده اند تا در پس این رقابت ها قدرت و ثروت را میان خود تقسیم کنند که هرگز بهرهای از ان نصیب جامعه زنان نخواهد شد .

در نهایت این راه را آغاز کرده ایم و امید واریم همراهاني داشته باشیم که عقیده و عملشان یکی است. لاف حقوق زنان را نمی زنند تا در این میان نمد کلاهشان را ببافنند، رای زنان را در انتخابات مختلف مصادره کنند، روی دوش زنان به پست ومقام وپولی دست یابند و در اولین حرکت پس از دست یابی به قدرت به بهانه حفظ حریم خانه زنان را خانه نشین کنند و یا به دلیل پرهیز از ویترینی شدن زنان آنها را از قدرت حذف کنند .

ما امید واریم بتوانیم از یاری دوستانی بهره مند شویم که به همه ابنا بشر با هر عقیده ومسلکی و یا رنگ ومذهب و نژادی عشق بورزند وبه دلیل اینکه خود را حق و دیگران را باطل می دانند چاقوی حدف وطرد بر یکدیگر نکشند.

 

يكشنبه 8 اكتبر 2006

 

منبع: 
تغيير برای برابری
بخش: 

افزودن نظر جدید