مصاحبه با خانم شيوا نظر آهاری به مناسبت 8 مارس روز جهانی زن

در ٨ مارس ١٨۵۷ زنان کارگر پوشاک دراعتراض به شرايط غير انسانى کار و در آمد ناچيز خود در نيويورک دست به تظاهرات زدند که با سرکوب شديد پليس در آن زمان روبرو شد. در سال ١۹١٠ يعنى ۵٣ سال پس از اين تظاهرات، در کپنهاگ در کنفرانس زنان سوسياليست، ٨ مارس از طرف کلارا زتکين به عنوان روز جهانى زن پيشنهاد شد و زنان حاضر در اين کنفرانس تصميم گرفتند مراسم ٨ مارس را با هدف مبارزه براى حقوق زنان، بهبود شرايط اجتماعى و صلح برگزار کنند و به دنبال آن در مارس ١۹١١ براى اولين بار مراسم روز جهانى زن در کشورهاى آلمان، اتريش، دانمارک و سويس با خواست داشتن حق راى در انتخابات، حق اشتغال، استفاده از دوره هاى آموزشى براى زنان و از بين بردن تبعيض در محل کار برگزار شد. 

خانم نظر آهاری، با تبريک به شما به مناسبت روز جهانی زن، و با تشکر از وقتی که در اختيار ما گذاشتيد، میخواستيم نظر شما را در موارد زير جويا شويم: 

* به نظر شما زنان ايرانى پس از گذشت ١۴۹ سال از اولين تظاهرات در ٨ مارس و پس از گذشت ۹۶ سال از اعلام اين روز به عنوان روز جهانى زن تا چه حد توانسته اند به اهداف اوليه آن دست يابند؟
آنچه در مورد زنان ايرانى صادق است و با نگاهى به تاريخچه ى مبارزات آنان گمان ميکنم با وجود پرداخت هزينه هاى سنگين ما هنوزدرابتداى راه هستيم، جدا از تاريخچه ى ٨ مارس ما پيش از آن نيز شاهد مبارزه ى زنان در جريان انقلاب مشروطه بوده ايم. عرصه اى که زنان پابه پاى مردان پاى در ميدان مبارزه گذاشتند و در پيشبرد اهداف مشروطيت کوشيدند و حتى کشته شدند و پيش از آن در مقاطع مختلف زن ايرانى حضورش را به عنوان عضوى از جامعه در جريان تظاهرات بر عليه گرانى نان در سال ١٢۷۴ و يا جنبش تنباکو نشان داده بود اما آنچه حاصل شد نه تنها ازمشکلات زنان کم نکرد که به مرور زمان آن را عميق تر ساخت. گمان ميکنم آنچه از ابتدا تا کنون در زمينه ى مبارزات زنان مطرح بوده است داشتن حقوق برابر با مردان و پذيرفته شدن از سوى جامعه به عنوان يک انسان بوده است اما چه مقدار از اين خواسته ها بر آورده شده است؟
نگاهى بر قوانين حقوقى به عنوان تنها يک جزئى ازمطالبات زنان بيندازيد تا عمق فاجعه برايتان روشن شود. در جريان انقلاب ۵۷ زنان دوشادوش مردان ايستادند، کشته شدند، زندان رفتند وشکنجه شدند نه فقط براى استقلال و آزادى بلکه قسمت اعظم آن براى مطالبات خودشان و برابرى بوده است. اما آنچه پس از انقلاب شاهد آن بوده ايم محروم نمودن زنان از اولين و ابتدايى ترين حق خود که همان انتخاب نوع پوشش است بوده است. من ديگر به ساير تبعيضات حقوقى و اجتماعى اشاره نميکنم که خودتان بهتر ميدانيد. آنچه امروزدر مورد زنان وجود دارد قوانين بسيار زيادى است که جايگاه زن را در جامعه و يا خانواده به عنوان جنس دوم و يا نهايتا يک همسر خوب يا مادر فداکار تنزل داده است. در سويى شاهد اين هستيم که بيش از ۷٠ درصد صندلى هاى دانشگاه توسط دختران اشغال ميشود اما در بازار کار سهم آنان کمتر از ١١% است، شما ميتوانيد اين ١١% کل اجتماع را هم با مشکلات و چالشهايى که براى زنان در محيط کار وجود دارد نگاه کنيد.تبعيضات موجود در قوانين کار؛ عدم وجود دستمزد برابر در مقابل کار يکسان؛ و وجود آزارهاى جنسى و روانى که اغلب در محيط هاى کار براى زنان شاغل وجود دارد. ما خواستار رفع تمامى اين تبعيضها هستيم. 

* ارزيابى تان از جنبش برابر حقوقى زنان در ايران چيست ؟
چند مثال از بعضى قوانين موجود در جامعه مان ميزنم. ماده ١١٣٣ قانون مدنى: مرد ميتواند هر زمان بخواهد همسر خود را طلاق دهد. ماده ١١٠۵ همين قانون: در روابط بين زوجين رياست خانواده از خصايص شوهر است. ماده ١١١٨ قانون خانواده: مرد ميتواند هر گاه بخواهد زن را از حرفه و کارى که بر خلاف مصالح خانواده و مرد باشد بازدارد و يا مسائل و قوانين ديگرى در مورد ديه، ارث، حق انتخاب مسکن، خروج از کشور، حق تحصيل و .. که تمامى آن در جهت تنزل دادن مقام زن به عنوان نيمى از اجتماع به يک مادر خوب و يا همسر خوب است. به عقيده ى من اين وجه از جنبش زنان بسيار قوى تر است و در سطح اجتماع شايد حاميان زيادى داشته باشد چرا که بسيارى از زنان ما به دليل وجود تبعيض در اين قوانين قربانى شده اند. 
نگاهى به آمار خودکشى ها، خود سوزى ها و .. بياندازيد اينها همه به دليل نبود يک بستر مناسب براى دفاع از زن است. زن هنگاميکه مي بيند در جامعه، در قانون چهار چوبى براى دفاع از وى وجود ندارد و ناچار است به شرايط بدى که مرد براى او در زندگى به وجود آورده تن بدهد گزينه خودکشى را انتخاب ميکند. به همين دليل است که اين وجه جنبش بسيار با اهميت تر است چون قربانيان بسيارى در طول سالها به دليل عدم برابرى در قوانين حقوقى و اختصاص قوانين به مردان در جامعه وجود داشته اند .
اين جنبش سالهاست وجود دارد و راه خود را ادامه ميدهد، به عقيده ى من ما توانسته ايم در اين راه موفق باشيم شايد هنوز نتوانسته ايم قانونى را تغيير دهيم اما همين که مطالبات ما و بازگويى تبعيضات در زمينه ى زنان توانسته است به جامعه و درون لايه هاى آن راه يابد نشان ميدهد که اين جنبش موفق بوده است. امروز شايد يک زن بى سواد روستايى نيز بداند که ساختار قوانين در مملکتش تا چه حد با او در ستيز است و اين آگاهى بخشى به توده ها به عقيده ى من گام بزرگى است که فعالان حقوق زنان در اين چند سال برداشته اند و حتى اين دغدغه را در بين مسئولين به وجود آورده اند تا آنجه که ميبينيم در مجلس بحث از تغيير قوانين به نفع زنان و يا پيوستن به کنوانسيون منع تبعيض بر عليه زنان به ميان مى آيد هر چند نتيجه ندهد. و اين امرى است که بايد تحقق پيداکند، ما خواهان اصلاح قوانين و مقررات مربوط به زنان هستيم، از جمله حق اداى شهادت، رفع تبعيض در ارث، حق حضانت فرزند، حق دريافت گذرنامه و خروج از کشور بدون قيد و شرط، انتخاب پوشش و حق سکونت مستقل و.. .. 

* به نظر شما NGO ها و روشنفکران چه نقشى در شناساندن اين روز به زنان کشورمان دارند؟
؟ خيلى زياد، البته به عقيده ى من در ساير امور نيز سهم عمده بر دوش همين عزيزان است و اگر هزينه اى هم باشد بر دوش آنهاست. در واقع به نظر من نقش آنان نقش محورى و اساسى است .. تا همين قدر هم که اين روز در حال حاضر در بعضى از مجامع و افراد جا افتاده است به دليل تلاشهاى آنهاست و يقين داشته باشيد که هر سال آگاهى جامعه بيشتر خواهد شد چراکه بعد از گذشت اين روز بخشى از جامعه اخبار آن را از رسانه و .. خواهند شنيد (که البته معمولا مراسم روز جهانى زن در ايران همواره خبر ساز بوده به دليل برخوردهاى شديدى که از سوى نيروهاى امنيتى صورت ميگيرد). همين خود مزيد بر علت که سال بعد عده ى بيشترى نسبت به اين روز آگاه باشند و خواسته هاى زنان را بشناسند.. 

* آيا تفاوت هاى فرهنگى و روشى جنبش زنان درکشورهاى مختلف در حدى مى باشد که بتوان از اختلاف در اهداف اصلى اين جنبش ها صحبت کرد؟ 
؟ به عقيده ى من هدف يکى است، آنچه در تمام دنيا از سوى فعالين زن و در طول اين مبارزات مطرح شده است صرف نظر از فرهنگ و روش، را مى توان در يک کلمه خلاصه کرد" برابری" . اگر البته از تعدادى از گروه هاى تندرو مدافع حقوق زنان بگذريم که خواستار پاک کردن مرد از تمامى زواياى زندگى هستند که البته آن هم به دليل شرايط خاص ايجاد شده است. مطالبات و محوريت آن در تمامى دنيا يک چيز بوده است. برابرى و شناخته شدن زن به مثابه يک انسان، زن غربى سالها تلاش کرده است، هزينه داده، تا توانسته به قسمتى از حقوق خود دست يابد ما هنوز در پيچ هاى ابتدايى اين راه سخت و پر نشيب و فرازيم و به همين دليل هم هست که جنبشهاى زنان در تمام دنيا خود را از هم جدا نمى بينند چون محوريت خواسته ها يک چيز است و آن برابرى مردان و زنان در برخوردارى از تمامى حقوق اجتماعى، مدنى و .. است. 

* مهمترين خواسته زنان کشورمان که بازتاب نياز عمومی آنان در شرايط کنونی باشد، کدام است؟ 
در مراسم روز جهانى زن، در پارک دانشجو که البته با سرکوب شديد از سوى نهادهاى امنيتى همراه بود و خود من براى ساعاتى بازداشت و پس از ضبط تمامى اموالم از جمله موبايل، کارت دانشجويى، و .. آزادشدم. خواسته هايى به عنوان خواسته هاى محورى و کنونى زنان مطرح شد از جمله:
*پيوستن به کنوانسيون بين المللى رفع انواع تبعيض عليه زنان و پيمان منع شکنجه و پذيرش بى قيد و شرط مفاد آن 
*رفع تبعيض از حقوق زنان در کليه ى قوانين موضوعه از جمله در قوانين کار، بيمه، ارث و نيز برقرارى مستمرى پس از فوت زنان شاغل براى فرزندان آنها و تعميم حق عائله مندى به زنان شاغل،
*منع تعدد زوجات و اصلاح قوانين ازدواج و طلاق
*اصلاح قوانين و مقررات مربوط به حقوق زنان(ماده هاى ٣٠٠، ١١٣٣، ١١٠۵، ١١١۴، ١١١٨) از جمله: حق اداى شهادت، رفع تبعيض در ارث، حق حضانت فرزند ، حق دريافت گذرنامه و خروج از کشور بدون قيد و شرط، انتخاب پوشش و حق سکونت مستقل و...
*برابرى مردان و زنان در برخوردارى از تمامى حقوق اجتماعى، مدنى و ..( صرف نظر از قوميت ، مذهب، عقيده و طبقه)
*برخوردارى زنان از دستمزد و مزاياى برابر با مردان در قبال کار يکسان
*برخوردارى از حقوق و امتيازهاى برابر در آموزش و اشتغال (واگذارى مشاغل و پست هاى مديريتى به زنان) 
*لغو قراردادهاى استخدام موقت (پيمانکارى) که بيشترين قربانيان آن زنان هستند
*بيمه کردن زنان خانوار و سرپرست خانواده
*رفع تبعيض جنسيتى در ساختار قدرت و تصميم گيری
* اصلاح قوانين مربوط به حقوق والدين نسبت به فرزندان به ويژه مقررات مربوط به قتل فرزند توسط پدر و...
*زدودن فرهنگ مرد سالار از گفتار و نوشتار در تمامى عرصه هاى فرهنگى و اجتماعى به ويژه آموزشی
*اجراى مفاد کامل کنوانسيون حقوق کودک و حمايت از حقوق کودکان و تشديد برخورد قانونى با کودک آزارى.


* به نظر شما روى کار آمدن احمدى نژاد چه تاثيرى بر جنبش زنان خواهد داشت؟
البته پاسخ اين سوال براى من سخت است. ببينيد به هر حال زنان مطالباتشان را ادامه خواهند داد و به قول معروف بيدى نيستند که با اين بادها بلرزند. اما آنچه در روز گذشته در مراسم ٨ مارس در پارک دانشجو شاهد بوديم به عقيده ى من همان تفاوتى بود که بين دو دولت موجود است. 
ما اين برخوردها را ديده بوديم و تازگى نداشت. اما اينکه چه چيزى باعث ميشود که چنين برخورد سنگينى با يک جمع ۵٠٠-۶٠٠ نفرى که در گوشه اى نشسته اند و شعارى نميدهند و اختلالى هم در نظم ايجاد نکرده اند و به مصالح نظام هم خطرى نرسانده اند؛ بشود، چيزى است که بايد در سياست هاى دولت جديد جستجو کرد. ما در مقابل دانشگاه تهران تجمع کرديم، در مقابل کاخ رياست جمهورى، سالهاى گذشته در پارک لاله.. هر چند برخورد صورت مي گرفت اما يادم است که هم سربازها و هم درجه داران کمتر دستشان را به روى زنان بلند ميکردند و با باتوم و مشت به جان زنان نمى افتادند. آنچه امسال ديديم بر عکس بود. برخورد وحشيانه از سوى سربازان و درجه داران نيروى انتظامى به حدى بود که به صراحت ميتوان بگويم هيچ کس از تجمع ديروز سالم به خانه باز نگشت. 
اينها تاثيراتى است که البته نه بر جنبش زنان که بر هر جنبشى خواهد بود. اما دولت بيشتر از اين کارى نميتواند انجام دهد. ما کتک خورديم. باتوم خورديم. لگد خورديم. فحش شنيديم. اما ساکت نخواهيم بود، ما حقمان را ميخواهيم و با صلح هم ميخواهيم. ما قصد جنگ نداريم، اسلحه دستمان نگرفته ايم، حرف ميزنيم، مينويسيم، اعتراض ميکنيم... و اين ادامه خواهد داشت. هر چقدر هم که بزنندمان، زندان برويم، باز برميگرديم تا حقمان را بگيريم. نه دولت احمدى نژاد نه هيچ دولت ديگرى نمى تواند مانع اين حق خواهى باشد. 

* تشکر از وقتی که در اختيار ما گذاشتيد. 

بخش: 

افزودن نظر جدید