روز جهانی زن با الهه شکرائی و فرزانه عظیمی

در پالتاک اتحاد جمهوری خواهان ایران

شنبه، پنج مارس پال تاک اتحاد جمهوری خواهان به زن و نقش آن در تحولات اجتماعی پرداخت. خانم منصوره شجاعی عضو هیئت مدیره "انجمن فرهنگی زنان ایران" که از ایران به این نشست دعوت شده بود به دلائل فنی و مشکلات ارتباطی تنها دقایقی در اتاق حضور یافت و موفق به ارائه کامل بحث خود که قرار بود به موضوع اکو- فمینیسم بپردازد نشد.
اداره این جلسه را خانم پروین آبادی به عهده داشت.
گروه پال تاک اتحاد جمهوری خواهان ایران

فرزانه عظيمی

فرزانه عظیمی در آغاز گفتار خود به موانع حضور زنان در عرصه اقتصادی ایران پرداخت:
طبق قوانین ایران، همچنان مرد نان آور اصلی و رئیس خانواده محسوب می شود. این امر سبب می شود تا زنان طبق قانون مسئولیت مستقیم در امور مدیریت خانواده را نداشته باشند. این قانون سنتی از سوی دیگر در زنان نیز همواره تفکری همسو را دامن زده است. طبق آمار 11% زنان و 68% مردان شاغل هستند. از سال 1335 تا امروز یعنی پس از نیم قرن این نسبت ها تفاوت چندانی نکرده اند. با وجودی که امروز 66 % دانشجویان را زنان تشکیل می دهند، این امر در بازار کار تأثیر زیادی نداشته است. در عین حال اما باید اذعان داشت که سطح اشتغال زنان با تحصیلات عالی چهار برابر زنان با تحصیلات متوسط و 13 برابر زنان بی سواد است. این نشانگر آن است که درجه آموزش به طور روشنی در امر اشتغال زنان تأثیر دارد. نکته دیگری که در زمینه اشتغال زنان حائز اهمیت است محدودیت زنان برای تصدی بعضی از مشاغل است. یک بخش آن محدودیت های قانونی است همچون محدودیت تصدی شغل قضاوت، که خانم شیرین عبادی نمونه معروف آن است اما بخش دیگر فرهنگی و اجتماعی است. مثلا بعضی مشاغل صنعتی کلا به عنوان "کارمردانه" محسوب می شوند و از این رو دستیابی زنان به آنها با موانع متعدد روبرو هستند.

وظیفه بیولوژیکی بارداری و تولد کودک از دیگر موارد محدودیت زا برای زنان در عرصه اشغال است. در بعضی موارد کارفرما به دلیل احتمال بارداری، مرخصی زایمان، احتمال بیماری فرزندان و غیره از استخدام زنان خودداری می کنند. درصد بالاتر اشتغال زنان مجرد نسبت به زنان متأهل یکی از فاکتورهای نشان دهنده این امر است.
از سوی دیگر کمبود امکانات کاری پاره وقت و کمبود مهدکودک ها موانع دیگر بر سر راه اشتغال زنان هستند. در اروپا شاهد هستیم که قوانین و سیستم بر ایجاد امکانات کاری پاره وقت به ویژه برای زنان تأکید دارند. گرچه در اینجا نیز عدم تساوی حقوق برابر در مقابل کار برابر، برای زن و مرد همچنان یک موضوع مهم و قابل بحث است.
یک عامل فرهنگی دیگر اجبار فردی و اجتماعی زنان شاغل به انجام تمام امور خانه داری و پرورش کودکان است که سبب فشار مضاعفی بر زنان شده و آنها را از تمایل به اشتغال دورمی کند. 
در اروپا شاهد الویت برای استخدام زنان هستیم و در بسیاری موارد رسما اعلام می شود که در مقابل ارائه توانائی های برابر متقاضی زن و مرد، استخدام زنان تقدم دارد. این شیوه راه را برای ارتقاء زنان به سطوح مدیریتی بازتر می کند. در ایران نیز چنین قوانین و مقرراتی ضروری می نماید.

منصوره شجاعی
سپس خانم منصوره شجاعی که از ایران و توسط ارتباط تلفنی وارد اتاق مجازی شده بود قبل از قطع ارتباط ، طی توضیح کوتاهی گفت:
من تصمیم داشتم درباره نقش زنان در تحولات فرهنگی، حقوق، سیاسی و ... بگویم. می خواستم از فشارهای وارده بگویم که به نوبه خود بزرگتر شدن آرزوها و خواسته های ما را سبب شده اند. میخواستم در باره نبود امکانات برای N.G.O های مستقل تعریف کنم. اما متأسفانه نبود امکانات به دشواری ارتباط انجامید. البته ما یک NGO مستقل هستیم که هیچگاه نخواستیم به بهای از دست دادن استقلال و چهره مردمی خود به امکانات بهتر دست پیدا کنیم. هر استقلالی هزینه های خاص خود را دارد. البته تحمل این وضع خیلی هم آسان نیست. کاش امکانات اجازه برقراری این ارتباط مناسب را می داد.

الهه شکرائی
پس از قطع ارتباط تلفنی با منصوره شجاعی، خانم الهه شکرائی سخنان خود را آغاز کرد.
من امروز می خواهم به نیمه پر لیوان توجه دهم. بگذارید به یاد بیاوریم که هنوز زمان زیادی از کسب حق رأی برای زنان در کشورهای پیشرفته نمی گذرد، اما پیشرفت زنان در عرصه های مختلف زندگی اجتماعی، علمی، هنری، فرهنگی، سیاسی و ... به شدت خیره کننده می نماید.
بی نیاز از توضیح است که این پیشرفت ها با وجود مشکلات و محدودیت های موجود صورت گرفته است. رئیس فدراسیون زنان کوبا چندی پیش در گفتگوئی که با وی داشتم اظهار می داشت که به عقیده او مشکلات زنان در سراسر جهان از یک منبع ناشی می شود و آن رابطه بین زن و مرد است که بر پایه مناسبات ارباب رعیتی واقع شده است.
البته بسته به اینکه چه سیستم حکومتی در کشورها حاکم است "مناسبات ارباب رعیتی" میان زن و مرد رنگ های مختلف به خود می گیرد. به عنوان مثال در عربستان این رابطه تیره و تار است. در مصر خاکستری تیره، در یونان و ترکیه خاکستری و حتی در اسکاندیناوی نیز هنوز سایه های خاکستری در این رابطه دیده می شود.
در گفتگو ما او اینچنین ادامه داد که اگر در سابق گفته می شد که طبقه کارگر چنین و چنان است، امروز می بینیم که زن با نقش محوری خود در خانواده که واحد سلولی اجتماع را تشکیل 
می دهد، محروم ترین بخش در هر طبقه محسوب می شود. به دلیل اهمیت جایگاه زن در خانواده فقر و خشونت روا داشته نسبت به زن، تأثیر به سزائی در کل جامعه می گذارد.
زنان تولید کننده بخش بزرگی از ثروت جهانی هستند در حالی که مالکیت بخش بسیار کوچکی را از آن خود دارند. آنچه در سالهای اخیر چشمگیر است اما، همانا جنبش وسیعی در سطح جهان است که طی آن زنان از یکدیگر می آموزند و با اتکاء به تجربیان متقابل به جلو حرکت می کنند. اجازه بدهید در اینجا به راهپیمائی جهانی زنان و پیامدهای آن به عنوان یک کار فوق العاده، با تأکید بر همبستگی جهانی بپردازم.
منشور جهانی زنان به دنبال راهپیمائی که در سال 2000 اتفاق افتاد، مطرح شد. قرار بر آن بود که پنج سال بعد یعنی در مارس 2005 منشور جهانی زنان تدوین و انتشار یابد. طی پنج سال اخیر روی طرح منشور کار فراوان صورت گرفت و در(8مارس) در برزیل رسما اعلام خواهد شد.
در اینجا می خواهم درباره مفاد این منشور قدری توضیح دهم. در ابتدا اگر اجازه دهید بخشی از مقدمه آن را حضور شما می خوانم:
" ما زنان، سال های سال ستم روا داشته به زنان را افشاء کرده ایم تا بگوییم، تسلط، استثمار، خودخواهی و سودجوئی که به بی عدالتی، جنگ و خشونت ختم می شوند، روزی به پایان خواهد رسید. مبارزات فمینیستی ما و مبارزات گذشتگان ما در تمام قاره ها از خودآگاهی زنان نشأت 
گرفته است. تا برای فرزندان و نوادگان ما که پس ازا ین به دنیا می آیند دنیائی بسازیم که فردیت و جامعه منشاء غنا قرار گیرد. دنیائی که در آن تعامل بدون قید و بند شکوفا می شود و برابری، آزادی، همبستگی و عدالت و صلح همه گستر می شود. این دنیائی است که ما توانائی ساختن آن را داریم. زنان به عنوان نیمی از بشریت، زندگی می آفرینند، می بخشند و مبارزه می کنند. اما همچنان در جایگاه با ارزش کمتر قرار دارند.
منشور، پدرسالاری و سرمایه داری را به عنوان سیستم سرکوبگر زنان و استثمار بخش وسیع زنان و مردان را به دست یک اقلیت شناسائی کرده است. سیستم هائی که پایه در نژادپرستی، امپریالیسم، بردگی و کار اجباری دارند بستری خواهند بود برای بنیادگرایی که زنان و مردان را از آزاد بودن باز می دارد و تداوم بخش فقر، به حاشیه راندن و تجاوز به حقوق بشر، خصوصا زنان هستند. ما چنین جهانی را نمی خواهیم. ما می خواهیم دنیای دیگری بسازیم، جائی که استثمار، سرکوب و عدم تحمل وجود نداشته باشد. جائی که حرمت انسانی همه زنان و مردان محترم شمرده شوند و اساس بر برابری و صلح نهاده شود.
با دوستی که متن را به فارسی ترجمه می کردیم وارد گفتگو شدم. می گفت: اما چه دنیای رؤیائی خواهد بود. به نظر من این رؤیاها نه خواب و خیال بلکه مسائلی هستند که می توانند به واقعیت بپیوندند. آنهائی که رؤیائی در سر نمی پرورانند واقعا نمی شود نامشان را زندگان نهاد.
در ماده اول این منشور برابری برجسته شده است و می گوید تمامی انسان ها، خلق ها و ملت ها در تمامی جوامع برابرند. آنها باید به طور برابر در ثروت، زمین، کار، تولید، مسکن، آموزش، تغذیه سالم و کافی، خدمات بهداشتی، روانی، جسمانی، بیمه سالمندی، محیط زیست سالم، مالکیت، فعالیت های اجتماعی، سیاسی، تصمیم گیری، انرژی، آب آشامیدنی، هوای سالم، تکنولوژی، خبررسانی، ارتباطات، تفریح و فرهنگ و ... شریک باشند و هیچگونه برتری براساس قومیت، نژاد، رنگ پوست، ملیت، شیوه و محل زندگی، جنسیت و غیره جایز نیست.
هیچ عادت، سنت، مذهب و ایدئولوژی حق ندارد انسان را تحقیر کند.

فرزانه عظيمی
الهه شکرائی پس از برشمردن برخی دیگر از مفاد این منشور میکروفون را به فرزانه عظیمی سپرد:
من در بخش اول صحبتم به قول دوست عزیز خانم شکرائی بیشتر نیمه خالی لیوان را تصویر کردم. اما هدف من از آن سیاهی نمایی نبود بلکه هدفم تشریح وضعیت و مشکلات جاری بود. 
می خواستم تأکید کنم که علت فشارها و مصائب موجود نه تنها قوانین و سیستم سیاسی بلکه و شاید حتی در ابتدای امر ریشه در فرهنگ سنتی داشته باشد. تأکید من بر این است که زنان خود ناقل این فرهنگ هستند و به طور ناخودآگاه بر محدودیت های موجود برای خود دامن می زنند. اخیرا به آماری برخورد کردم که برمبنای آن پنجاه درصد دختران جوان در ایران از جنسیت خود ناراضی هستند. من بیش از بیست سال است که از ایران خارج شده ام، طبیعتا به طور مستقیم از وضعیت زنان و دختران در ایران اطلاع ندارم اما در اینجا شاهد هستم که دختران نه تنها با جنسیت خود مشکل ندارند بلکه برعکس به آن می بالند و با آن راحت هستند. از این رو این آمار برای من قدری تکان دهنده بود.
به نظر من زن بودن موهبتی است طبیعی. خیلی از زیبائی ها ی طبیعی همچون مادر شدن که زنان از آن نصیب دارند برای مردان وجود ندارد. برای آنها آرزو می کردم که ای کاش از بخشی از این موهبت ما برخوردار بودند. بنابراین علی رغم اینکه در کشورهائی مثل ایران و یا همسایگانش که سنت در آنها حاکم است زنان از زن بودن خود ناراضی هستند، اما در واقع زنان بهترین شانس را برای ساختن جامعه دارند آنها از طریق تربیت نسل آینده به طور مستقیم در شکل گیری آینده نقش دارند. دنیائی را که دوست ما الهه ترسیم کرد توسط زنان ساخته می شود. نه به این دلیل که زنان مادر هستند ویا نیمی از جامعه هستند بلکه بدین سبب که زنان در تماس مستقیم و گسترده، نسل آینده را شکل می دهند.
می خواهم شما را به این موضوع توجه دهم که چطور ما می توانیم زن بودن را مثبت ببینیم و از آن به عنوان شانس استفاده کنیم. از این رو بر وضعیت اقتصادی زنان تأکید کردم که آن را یکی از عوامل اصلی برای نقش و تأثیر زن در اجتماع می دانم.
تاریخ مادرسالاری نشان می دهد که هرگاه زن به لحاظ اقتصادی به مرد متکی نباشد می تواند از آزادی وسیعی برخوردار باشد.
به نظر من تحقیقات آماری و مقایسه ای و مشاهده ای نشان می دهند که زنان و دختران بیشتر به اهمیت استقلال اقتصادی پی برده اند. گستردگی حضور زنان در مؤسسات تحصیلات عالی نشانه دیگری از آگاهی زنان نسبت به نقش خودشان و لزوم ایفای نقش مستقل در سطوح مختلف اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و غیره است. 

بخش: 

افزودن نظر جدید