وضعیت دختران و زنان جوان در مراکز آموزشی متوسطه و عالی

در طول سالهاي بعد ازانقلاب، يکي از قـشرهاي اجتماعي که توانسته در عـرصه اجتماعي به ويژه در عـرصه آموزش و پرورش مـتوسطه و عـا لي مو فـق شود، دختران و زنان نوجوان و جوان مي باشند. آنها تنها در سالهاي اخير توانسته اند بيش از ۶۲% دانشجويان و بيش از ۴۶% دانش آموزان ر در کشور را تشکيل دهـند.

در اين نوشته، ما وضعيت زنان و دختران نوجوان و جوان را مورد بررسي قـرار خواهـيم داد و سعي مان در عـرصه اي متمرکز خواهـد شد که بتوانيم شمائي کوتاه از وضعيت اين قـشر اجتما عـي که به صورت روزانه در جامعه، با حکومت و ارگانهاي ريز ودرشت آن در مراکز فـوق درگـير است، ارائه دهـيم. در اين مقا له به سه عـرصه:

1- دختران نوجوان و جوان دانش آموز در عـرصه آموزش و پرورش.

2- وضعـيت زنان و دختران جوان دانشجو در دانشگاهها.

3ـ وضعـيت دختران و زنان فارغ التحصيل شده از مراکز آموزش عالي ، خواهـيم پرداخت.

 

1ـ دختران نوجوان و جوان دانش آموز درعـرصه آموزش و پرورش

از جمعيت تقـريباً 70 ميليو ني ايران ، رقمي در حدود 49% را زنان تشکـيل مي دهـند. در حال حاضر رقـمي در حدود 75% از زنان با سواد و 25% بقـيه بي سواد هستند . با يد پيش از هـر چيزي گفـته شود که بعد از انقلاب در عـرصه حقوقي يا قانوني ، ساختا ر و محتواي آموزش دختران و پسران به صورت يکسان در آمده است . يعـني اينکه کتا بهاي درسي براي هـر دو جنس يکسان مي باشد . اما در عـرصه مضمو ني در کتب درسي از نقـش و تصا وير زنان بسيار کاسته شده است . لازم به تأ کيد است که آن تصا ويري هـم که از زنان در کـتب درسي موجود است متأ سفانه د رحد بچه داري ، خا نه داري ، نظا فـت و..... خلا صه شده است . البته روشن است که چنين درکي از زنان ناشي از نگرش هاي مسئو لين حکومت و نيز قـوانين ومقررات اسلامي حاکم بر جامعه که با واقعيت زندگي روزمره زنان بيگانه است ، ناشي مي شو د.

در طول سالهاي بعد از انقلاب، يکي از قـشرهاي اجتماعي که توانسته درعـرصه اجتماعي به ويژه در عـرصه آموزش و پرورش مـتو سطه و عـا لي مو فـق شود، دختران و زنان نوجوان و جوان مي باشند. آنها تنها در سالهاي اخير توانسته اند بيش از 62% دانشجو يان و بيش از 46% دانش آموزان ر در کشور را تشکيل دهـند. بعد از انقلاب با اسلامي کردن اجباري جامعه، محدوديتهاي زيادي در زمينه شغـلي و نيز جداسازي بسياري از فضـاهاي جامعه و به ويژه درمدارس و در دانشگاه ها ا نجام شد. به عـنوان نمونه مي توان گفـت بعد از اجباري شدن حجاب اسلامي دراين مراکز اموزشي و يا کللأ در جامعه، به تدريج رفـته رفـته باعـث شکل گيري نوعي مبارزه و اعـتراض دختران را درعـرصه هايي در جامعه ايجاد کرد و از اين بابت هـزاران دختر دانش آموز و دانشگاهي به دليل رعا يت نکردن کامل حجاب اسلامي ، از مدارس و دانشگاه ها به صورت دائمي و يا موقـت اخراج شدند. اما با اين هـمه، اين فـشارها با عـث نگرديد که آنها دست از مبارزه براي احـقا ق حقـو ق از دست رفـته خـود بکو شند. در واقع آنها در چهار چوب تنگ و بسته حجاب اسلامي ، صـدها نو آوري انجام دادند و بدين طريق به مبارزه بر عـليه نگرش زن ستيزانه مسئو لين و ارگانهاي رژ يم اسلامي در جامعه پرداختند. بطوري که امروزه در ايران، آزاد شدن رنگ هاي زنده مانتوها ، نقـش و نگار دادن به پو ششهاي اسلا مي و رعـايت نکردن کامل پوشش اسلامي و غـيره ، نشانگـر پيروزي و مو فـقـيت دختران نوجوان و جوان کشور برعـليه سياست اسلامي و اجباري کردن پو شش بوده است. در واقـع يکي از بزرگترين مـقاومتها در جامعه ، بر عـليه فـرهـنگ زور و اجبا ردر پو شش اسلامي توسط اين دختران نوجوان و جوان صورت گرفـته است و مي با يست هـمواره به مقاومت دختران جوان و نوجوان کشورمان ، ارج گذاشـت.

عـلاوه بر موارد فـوق لازم به تأ کـيد است که عـليرغـم افـزايش درصد دختران در مدارس و دانشگاه ها ، هـنوز نا برابري هاي زيا دي در اين عـرصه در جامعه وجود دارد . تبعيضات و فـشارهاي اجتماعـي ، فـر هـنگي و حتي سياسي بر دانش آموزان دخترو پسر، باعـث تقويت و گسترش مشکلات روحي ورواني زيادي در مدارس و نيز در کـل جامعه شده است. امکانات محدود و اندک ورزشي به صورت نابرابر ميان دختران و پسران در جامعه ، تقـسيم شده است. مشکلات، تبعيضات و امکانات کم و فـقـر اقـتصادي و اجتماعـي فـشار زيادي رابه دختران نوجوان و جوان کشور وارد مي کند و دولت در اين عـرصه ، حرکتي در جهـت تغـيير اين وضعـيت براي دستيابي دختران و زنان به حقـو ق برابر انجام نمي دهـد . اين قـشر اجتماعي کشورمان داراي خواسته ها و تغيـيرات اساسي در کل جامعه مي باشند. در واقع اقشارنوجوان و جوان کشور جزئ نيروي تحول در جامعه محسوب مي شوند و در اين عـرصه تاکنون انها نشان داده اند که تنها از راه هايي که خود مناسب مي دانند به اشکال گو ناگون ، مبارزه خود را به پيش مي برند. ما بر اين باوريم که نيروهاي جمهوري خواه دمکرات و لائيک در داخل و خارج از کشور مي بايست از تلا ش و مبارزه صميما نه و صا د قـا نه اين قشر از نوجوانان و جوانان کشور که در واقع براي برخورداري از حقـوق اولـيه انساني ما نند حق انتخاب ، شاد، آزاد و برابر زيستن که به صـورت وسيع و گسترده در سطـح جا معه به پيش مي برند حمايت همه جانبه انجام دهند. در واقـع اين دختران و زنان شجاع کشورمان، حکومت رامجبور به آزاد کردن استفاده از انواع رنگ ها ي شاد و نيز شکـل هاي متنوع لـباس و ما نتو کـرده اند. آنها حـق ورزش کردن در پارک ها و شرکـت در اماکن ورزشي و عـمو مي، حـق رابطه دوستي با پسران، مـقابله با محدوديت هاي تحميلي هـمچون حـق حضور شادمانه و آزادانه و پا گذاشـتن مدام دختران و زنان نوجوان و جوان بر روي خط هاي قـرمز امنيتي و اجتما عـي و گاه سيا سي حکومت، هـمه نشا نه ها يي از مـوفـقـيت دختران به ويژه در عـرصه هاي گو نا گون اجـتما عي است. اين موارد باعـث ايجا د فـضاي بارزتر و آزاد تر در جا معـه براي دختران شد ه است و حکومـت استبدادي ايران در حال حاضر ديگـر امکان مقـا بله همه جانبه براي حضور گستر ده دخـتران ، در عـرصـه ها ي فـوق را ندارد . فـشار اجـتما عي دختران و زنان نوجوان و جوان برعـليه حکومت در سا لهاي اخـير بسيار افـزايش يا فـته است در اين مـبارزه زژيم روز به روز مجـبور به عـقـب نشيني شده است و حـرکت مقـطعي و نيز مـبارزه روزانه نسل جوان و نوجوان کشور در مدارس و در جا معـه در درازمد ت مي تواند حـلقـه تنگ آزادهاي اجـتما عي و حـتي سيـا سي را با زتر کـند وحقيقتا در اين بين دختران و زنان نو جوان و جوان کشور نقـشي بسيار اسا سي و مرکـزي ايفـا مي کنند.

 

2ـ و ضـعـيت زنان و دختران جوان دانشـجو در دانشگاهها

در ايران زنان از اواخر قـرن گذ شته و در طول انقـلاب مشروطه به طرز چشمگيري، وارد زند گي اجتما عي شد ند. اما حضور آنهـا به د ليل وجود مقـا ومـت مراکز سـنتي و نـيز سطـح فـرهـنگ جا معـه نتوا نسـته به نهـا دي شدن اين مشا رکت مـنجـر شود. با ورود تکـنولوژي جـديـد و منا سبا ت تا زه اقـتصا دي اين مقـا ومــت سـنتي تا حـد زيا دي به تد ريج شکـسته شد. بعـد از انقـلا ب 1357 خا نواده هاي سـنتي شـهري وروسـتا يي و نيز تحـصيل کـرده هـا هـرچـه بيشتر از قـبل به سرنوشت تحـصيلي فـرزندا نشا ن به ويژه دخـتران خود حساس شد ند و سعـي کردند با تقـبل هـزينه ها ، دخـترانشا ن را براي تحـصيل در عـرصه آمو زش مـتو سطه و عـالي در اين مراکـز ثبت نام کنند. ولي حکومـت بعـد از انقـلا ب به جـاي تقـو يت تشو يـق خا نوا د ه ها ، به مذ هـبي و اجباري کردن تمام شئون زند گي به خـصوص از سا ل 60 به بعـد پرداخـت و بد ين طريـق براي زنان و د خـتران مـشکلا ت ز يا دي را به لحآ ظ حقـو قي، اجتما عي، فـرهـنگي و .... بوجود آورد. اما خـو شبخـتا نه هـمه اين مسا ئـل و مـشکلات باعـث مأ يوس شـدن د ختران دا نش آموز و د انشجو از ادامه تحـصـيل نشد و آنان هـمواره در طـول اين سا لـها سعـي نمودند جاي پاي خود را در سـطح آموزش مـتوسطـه و عا لي، روز بروز گـسترش و محـکم کـنند.

بعـد از انقـلا ب فـرهـنگي، فـشارهاي سيا سي و حقـو قي روز به روز در جا معه و در دانشگا ه براين زنان جوان افـزايش يا فـت. در واقـع با اسلامي کـردن سيا ست، فـرهـنگ و.... جا معه ، مي خواستند زنان و دخـتران را به کنج خا نه ها بفـرستند که خـو شبختا نه

با مقـا ومت و مبارزه زنا ن د ر اين عـرصـه موفـق نشد ند. در مراکز آمـوزش عـا لي سعـي کردند به اصطلاح با اسلامي کردن محـيط دانشگاهها، روا بط دخـتران و پسران را به شکـل توهـين آميزو خشني، به کنـترل خـود در آورند. انجمنهاي اسلامي دانشـجو يي براي زميني کردن قوانين اسلامي حکومت، برخوردهاي غـلط، ناجوانمردا نه و خـشونت آمـيزي را در آن سالها با دخـتران دانشجو انجام دادند و سعـي در ايجاد محـدوديت هر چه بيشتر درسطح مراکز آموزش عـا لي، براي دختران جوان دانشـجو نمود ند. در اين سا لهـا د هها رشته دانشگاهي توسط مسئولين نهـادهاي آموزشي بر روي دختران دانشجو بسته شـد و بدين ترتيب آنهـا به جرم زن بودن نتوانستند در آن رشته ها به تحـصيل و آموزش عـلوم ادامه دهـند. در فـعا ليتهاي ورزشي و هـنري امکانا ت به صورت نا برابر بين دختران و پسران تقـسيم شد. در اين دوره کـنترل پليسي و برخورد هاي تحقـيرانه دائماً بالاي سر دختران جوان دانشجو وجود داشته است و اين روش هـا منجر به اخراج و پاکسازي تعـداد زيادي دختر دانشجو ازمراکز دانشگاهي کشور شد. در اين بين دختران دانشجو با مشارکـت خود همانند ديگـر اقـشار زنان به مـقـاومت و مـبارزه وسيع بر عـليه تفـکر ضـد زن حکو مت به اشکال گوناگون در تما م سطوح جا معـه پرداختند و جاي تأ کيد دارد که دختران جوان دانشجو و دانش آموز و نيز فا ر غ التحـصيل شدگان زن، در مـبارزه با استبداد و د يکتاتوري مذهـبي در اين سالها نقـش اساسي داشته اند.

بعـد از انقـلا ب چـنا نچه گفـته شد محدوديت هاي سياسي، حقـو قي، اجتما عـي و فـرهـنگي زيادي برعـليه زنان در جامعـه ايجا د گشت و درواقع اين محدوديت ها برعـکس با عـث ترغيب بيش از بيش دختران به ادامه تحـصيل شد . در سا ل تحـصيلي 80ـ 1379، در رده هاي ابتدا ئي، راهـنما يي و متوسطـه بطور ميا نگين نزد يک به 3/48 در صـد دانش آموزان را دخـتران تشـکيل مي دادند و در دورة متو سطه اين نسبت به 8/48 رسيد. بنا به آمارموجودازسال 1377 به بعـد ، هـر سال به تعـداد پذ يرفـته شد گا ن دخـتر درکنکور سراسري کشور، افـزوده شد ه است . براي اولين بار در سال 1377 ، تعداد ورودي هاي دانش جويان دخـتر به ميزان 1/52 درصـد و در سال 80 به 5/61 درصد و در سا ل 82 به سقـف با لاتر از 62 درصـد رسيـد ه اسـت. يعـني اينکه در دانشگاه ها ، دختران اکثريت دانشجو يان را تشکيل مي دهـند.

در ضمـن در فـعـا ليتهـاي صنـفي – سياسي تا قـبل ا زخرداد 1376، دخـتران دانشجو به دلايل موجود در دانشگاهها و نيز مردانه بودن انجمن هـاي اسلامي دانشجويي، چندان فـعـا ليت شان در مراکز آموزش عـالي به چشم نمي آمد ولي بعـد از خـرداد 76 ، نقـش آنان روز به روز افـزايش يا فـته است و حضـور آنها بيشتر از گـذشته درعـرصه هاي صنفـي- سياسي، فـرهـنگي و ژورنا ليستي احسا س مي شود. اين موضـوع را هـم با يد تأ کيد کرد که تشکل ها ي اسلامي دانشجويي به شدت تحـت فـشار اين دخـتران دانشجو قـرار دارند و ديگر نمي توان به حضور انها در دانشگاهها بي توجه بود. متأ سفـا نه تشکل هاي زنان يا د ختران دانشجو به صـورت مستقـل و مشخـص در دانشـگاهها فـعاليت ندارند و اغـلب در " واحد خوا هـران" انجمن اسلامي و يا خود در انجمن هاي اسلامي به فـعا ليت مشغـول هـستند. امروز هنوز جو مردسالارانه در دانشگاهها و فـضاها ي ديگر، ما نع در برابر فـعا ليتهاي وسيع دختران دانشجو ايجاد مي کند و به نظر مي رسد افـزا يش تعـداد دانشجو يان دخـتر و تغيـيرات فـکري که در سالهاي اخـير در فـضاهاي اجـتماعي و فـرهـنگي جامعه و دانشگاه بوجود آمده، جلوي فـعا ليت وسيع دختران را مي گيرند. به عـنوان نمو نه در شو راي مرکزي دفـتر تحـکـيم وحدت که به عـنوان بزرگـترين عـضو جنبش دا نشجويي کشور محسوب مي شود، دخـتران در اين شورا به دلا يل گو نا گون عـضو يت ندارند. از فـرداي حـا دثه کوي دانشگاه ، د خـتران هـمچون پسران دانشجو به فـعا ليت اعـتراضي عـلني بر عـليه سرکوب دانشجو يان و اصـلاح طـلبان راديکا ل پرداختند و در اين چند سا ل اخـير در فـعا ليت هاي اعـتراضي، کـنفرانس ها و سخنراني ها حضورشان بيش از پيش افـزايش يا فـته است. ما جمهوري خواهان دمکرات مي با يست از مشارکت وسيع دختران دانشجو در مبا رزات صـنفي- سياسي شان حـمايت هـمه جا نبه کـنيم و بر اين باور که شرکـت آنها در اين مبارزه به نفـع جنبش دا نشجويي و کلا" جنبش دمکـراتيک کشورما ن تمام خواهد شد همواره پاي به فشاريم .

 

3ـ وضـعيت دخـتران و زنان فـارغ التحـصيل شده از مراکز آموزش عـا لي

دختران جوان دانشجو بعـد از اتمام تحـصيلات خـود به د ليل وضـعيت بد اقـتصادي و نيز فـرهـنگ حـا کم در جا معه به راحـتي جذ ب بازار کار نمي شوند. در واقـع مشارکت آنها در با زار کار ايران ، بسيار اندک است. در ايران تنهـا 17 تا 18 در صـد فـرصت هاي شغـلي کشور در اخـتيار زنان است. اما از هـمين تعـداد کم زنان شا غـل نيز بخـش عـمد ه آنها در مشا غـل رده هاي پا يين به کار گـرفـته شده اند. در ايران مد يريت يکي از مشا غـلي است که کا ملا" در اخـتيار مردان قـرار گرفـته است و در حا ل حاضر در برابر هـر 10 مرد تحصيل کرده تنها يک زن در برخي پستهاي مديريتي قـرار گـرفـته است و به هـيچ عـنوان امکان اينکه تمام 61.5 درصـد دخـتران فا رغ التحـصيل شده بتوانند وارد با زار کار شوند، اصلا" وجود ندارد. در وا قـع ميزان مشارکت زنان در مشاغـل موجود براي آنها و نيز فـرصت هاي شغـلي که براي زنان در جامعه ايجا د مي شود، بسيار پا يين تر از سطح تحـصيلي انان است. اين بخش از زنان امروزه در ايران با توجه به بحـران موجود اقتـصادي و نيز عـد م بر نامه ريزي مناسب براي جذ ب آنان، عـد م پذ يرش شان در بازار کار و ما هـيت مردانه برخي شغـل ها و ضعف هاي برنامه ريزي و سرمايه گـذ اري زيربنا يي که اصلا ربطي به تو سعـه آموزش عـالي و افـزايش تعـداد دخـتران در دانشگا ه ها ندارد علنا نمي توانند وارد بازار کار ايران شوند. در سا ل 80ـ 1379، در حـدود 70 هـزار دخـتر جوان از مـراکز آمو زش عـا لي فـا رغ التحـصيل شدند که اگر به اين رقـم تعـداد 249 هـزار دخـتر دانش آموز که هـر سا له از دبيرستا نهـا فـا رغ ا لتحـصيل مي شو ند را اضـافـه کنيم سا لا نه در ايران به بيش از 300 هـزار شغـل جد يد فـقـط براي زنان مورد نيا ز است. اين يک نيا ز اجـتماعـي است که نمي توان به را حتي از کنارآن گـذ شت. هـر سا ل حـدود يک ميلـون جوان ايراني به جمـع نيروي بيکا رمي پيو ندند. اين در حا لي است که فـقـط براي نيمي از آنان کا ر پيد ا مي شود. در حا ل حـا ضـر بر اساس آما رها ي موجود نرخ غـير رسمي بيکا ري حـدود 18 در صـد رو به افـزايش برآورد مي شود. درطول سـه سال گـذشته حدود 285 هـزار نيروي کا رما هـرو متخصص ايراني مـها جرت کرد ه اند که بخـشي از آنا ن زنان و دخـتران تحـصيل کرده بو ده اند. امروزه، تورم و بيکاري در کشور بيداد مي کند. به عـنوان مثال به قـول خـبر نگار اجتماعي خـبر گزاري " مـهر" که مي گويد " جا معـه پزشکي کشور امروزه با مـشکلات عـد يد ه اي د ست و پنجـه نرم مي کند که شرا يط اشـتغا ل به کا راز مهـم ترين مواردي است که آ نهـا را مستا صل و د لسرد سا خـته است. بر اسا س آما رها ي ارائه شد ه از وزارت بهـد اشت و ديگر سا زما نها ي پزشکي، در حـا ل حا ضـر بيش از 8 هـزار پزشک بيکار در جا معـه داريم"( اول شهـريور 1383 ) . امروزه بر اسا س آمارها ، 50 در صـد پزشکا ن براي تا مين نيا زها ي ا ولـيه خـود با مـشکلا ت زيا دي روبرو هـستنـد به گونه اي که ناچار شده اند به شغـل ها ي دوم و سوم روي آورند و به شغـل ها يي نظـير" بساز بفـروشي"، " مغـا زه داري" روز نا مه نگاي و حـتي فـيلم برداري مشغـول شد ه اند. از اين عـد ه فـوق ، تعـداد زيا دي زن فا رغ ا لـحصيل شده بيکار هـستند و متأ سفا نه جامعـه و سيستم حـکو متي ، اجا زه قـرار گـرفـتن در جا يگا ه واقـعي خـود را به آنـها نداد ه است . در ضـمن در ايران به د لـيل پاره اي از سنت ها و قـوا نين مو جود متعـصبانه و کورکورانه، بسياري از زنا ن قـبل از ورود به بازارکا رازکارکـردن بطوردائم منـصرف مي شوند. درجا معه به دلـيل نفوذ کم زنا ن در رده ها ي با لاي مـد يـريتي، در واقـع نوعي بي اعـتما دي نسبت به توا ن و شايستگي، تخـصص و قـا بـليت زنان فـارغ الـتحتصيل شده بوجود آمده است و حکومت جمهـوري اسلامي در تقـويت اين بي اعـتمادي نسبت به زنان نقـش زيا دي دا شته و دارد. با يد با مشارکـت هـر چه بيشتر زنان تحـصيل کرده در بازار کار اين فـضاي ضـد زن را هـر چـه بيشتر تضـعيـف و در آخـراز بين برد. شا يد بشود گـفـت که ا مروزه در جامعه ايران بدون مشارکـت گسترد ه زنان در فـرا يـند هاي اقـتصا دي و اجتما عي، امکان دست يا فـتن به تو سعـه، بسيار تضـعـيف مي شود.

بخش: 

افزودن نظر جدید