داشتن مسکن در ايران حق همگانى بايد باشد

يکى ازشعارهاى رايج دوران انقلاب ١٣۵۷ داشتن مسکن بود. همه مى بايست ازحق داشتن مسکن برخوردارمى شدند. درتهران از همان زمان پهلوى بى مسکنان درحلبى آبادها سکنى گزيده بودند. مهاجرت از روستاها به شهرها و شهرستانها به پايتخت مشکلات خاص خود را مى آفريد که همانا يکى از آنها بى مسکنى بود. عمده بى مسکنان زحمتکشانى بودند که درآمد آنها کفاف خريدن و يا ساختن سرپناهى را نمى کرد. اجاره نشينى و مشکلات صاحب خانه و مستاجر به شعر و راديو تلويزيون و روزنامه ها هم کشيده مى شد. اين معضل اجتماعى بسيارى از محرومان و زحمتکشان حاشيه شهرها را به انقلاب برعليه حکومت شاه کشانيد. آرزوى داشتن کار و سرپناه مردم را به خيابانها کشاند و اسلاميون هم از اين آرزوى مردم استفاده لازم راکردند. 
اما با روى کارآمدن دولت جمهورى اسلامى به رهبرى آخوندها، مردم بى مسکن صاحب مسکن نشدند. جمهورى اسلامى براى اين معضل بنياد مسکن و حساب ١٠٠ امام و تقسيم اراضى شهرى و انواع اقسام بوروکراتيسم را به اداره مسکن و شهرسازى زمان شاه اضافه کرد. مشکل بى مسکنى مردم هيچ حل نشد، اين بار صاحبان اسلامى ديگرى نظير بنيادها و اوقاف و مساجد و سپاه و بسيج بر زمينهاى شهرى ظاهر شدند و هرنهاد بنا به شدت قوتش برزمين شهرها مالک گرديد. در اين ميان تنها سر مردم بى مسکن بى کلاه ماند، همان مردمى که زاغه نشين خوانده شدند و برايشان تنها در حرف وعده دادند. 
بيش از ربع قرن جمهورى اسلامى بر ايران حکم مى راند، اما مشکلات مسکن مردم همچنان لاينحل مانده است. اخيرا کارتون خواب و خيابان خواب و پارک خواب ها هم به بى مسکنان اضافه گشته اند. نرخ افزايش مسکن دربعضى ازشهرستان ها بالغ بر۵٠ درصد است. يعنى اگر کسى مسکنش را بفروشد بايد ۵٠ درصد بهره بدهد تا همان مسکن را بخرد. اين آمار خود جرايد منتشره درايران است.
پس اگر کسى مسکنش را به هر دليل فروخت ديگر نمى توان حتى با پول خود خانه اى درهمان سطح قبلى بخرد. کم نيستند خانواده هاى کم درآمدى که به واسطه افزايش جمعيت خانواده مسکن را فروخته و ديگر قادربه خريد خانه نشده اند و به صف بى خانمانان يا اجاره نشينان پيوسته اند. عده اى ديگر براساس نزول نرخ پول رايج و يا تورم نتوانسته اند دوباره خانه اى را تهيه و در آن سکنى گزينند. واسطه هاى زمين و خانه و دلالان و بسازوبفروش ها هم نقش بزرگى در بالابردن نرخ مساکن دارند. افزايش بى رويه جمعيت، ويرانى روستاها و مهاجرت به سوى شهرها، جستجوى کار و بعضا ناامنى سبب تراکم جمعيت و بى مسکنى هم مى شود. 
جمهورى اسلامى که وعده بهبود وضع بى خانمانان را داد. براى آنها کارى جدى انجام نداده و تنها بنيادهاى نمادين را ساخت که قادر به حل مشکل بى مسکنى نبوده اند. مردم چوب سياستهاى عقب مانده و به غايت غير اقتصادى متکى برفرهنگ دلالى جمهورى اسلامى را مى خورند که اقتصاد ايران را نه تنها شکوفا نکرده، بلکه آن را به قهقرا برده است. و يکى ازنمودهاى آن تجارت زمين ومسکن و بالارفتن نرخ آنها و بى مسکن قشر کم درآمد و گرانى اجاره مسکن است.

چهارشنبه ٢۶ بهمن ١٣٨۴ برابر١۵ فوريه ٢٠٠۶ 

افزودن نظر جدید