شاعر ملی ديپلم نداشت، مثل بنده!

Walt Whitman> 1819-1892

آي آمريكا !، گرچه وايتمن ،شاعر ملي ات ديپلم نگرفته بود، اجداد سوسياليستي ما در دانشنامه هاي به آرشيو سپرده شان، او را مهمترين شاعر مبلغ دمكراسي و هومانيسم ميشمارند كه تاكنون ايالات متحده به بشريت تقديم كرده است. وايتمن غير از شرح زندگي رنجبران و طبقه متوسط، بااعتقادبه سير ترقي و پيشرفت جامعه، به تمجيد ازنيروي رنجبران ورستاخيز تودهها پرداخت.اودر نقدهاي ادبي اش خواهان وحدت : ادبيات،خلق و دمكراسي براي نجات انسان شد و مخالف : اختلاف طبقاتي،برده داري،زن ستيزي،نژادپرستي،اختلاف بين شهر و روستا، ودشمني صنعت با طبيعت ،شد.وايتمن، زيبايي طبيعت، زندگي ،دمكراسي و كار انسان را به آواز درآورد.او با تكيه بر پيش بيني امرسن درمقاله “شاعر“، خودرا سخنور رنجبران و شاعرپيامبر گونه بشمار مي آورد.

والت وايتمن درسال 1819 درآمريكا بدنيا آمد ودرسال 1892 درآنجا درگذشت.اوفرزند يك كشاورز بود كه در محيط وميان صنف پيشه وران بزرگ شده بود،ودر ادبيات بدون تحصيلات دانشگاهي،ولي خودآموز بود ودرزندگي، اوبه شغلهاي گوناگون: نجاري،كارگر چاپخانه و معلمي پرداخت.اودرتمام عمردرفقر زيست ودرزمان حيات به مشهوريت ادبي لازم نرسيد، وبه دليل مبارزه اش عليه برده داران ازهمكاري ژورناليستي بامطبوعات ممنوع گرديد.وايتمن درجنگ داخلي سالهاي 1861-1865 در شغل پرستاري و امدادرساني تامرز نابودي جسمي و روحي خودبه درمان مجروحين پرداخت.اوسرانجام درسال 1873براثر سكته مغزي ازنظر جسمي فلج شد.

وايتمن، شعر ترقيخواهي جهاني راتحت تعثير خودقرارداد، وشعر مدرن آمريكا درقرن بيستم بدون آثار وي غير قابل تصور است.او در خارج ازآمريكا مشهورترين نويسنده اي است كه به زبانهاي ديگرترجمه شده.اوراميتوان شخصيت كليدي مهمتريت تحول درشعرآمريكا،يعني آغاز شعر نودانست.وي پايه گذار نوعي “انترناسيوناليسم ادبي“ گرديد.درزمان حيات،اشعار وايتمن در اروپا ازجانب پيشاهنگان كارگري و روشنفكران فضاي ادبي،ترجمه گرديدند و درميان مردم سينه به سينه گشتند. به اعتراف خود، اوغالب اشعارش را تحت تعثير اپرا نوشت. وايتمن اشعار خودرا در مجموع : آزمايش،بازي و تجربه زباني-ادبي ناميد.اوپويايي وزنده بودن زبان آمريكايي را عامل موفقيت شعرخودميدانست.اشعار وايتمن بيش از ساير شاعران،ديالوگهايي هستند باخواننده.اوشعرخودرا بخشي ازتراپي و خوددرماني شاعر وخواننده ناميد. وايتمن دررابطه باترور ومرگ آبراهام لينكلن و واقعيات تلخ آمريكايي و مصايب جنگ داخلي ،به سرودن اشعاري غم انگيز، جدي و بدون طنز پرداخت.دراشعارش ميتوان ايدههاي دمكراتهاي انقلابي زمان خود، انتقاداجتمايي،ميهن پرستي، اخلاق همدردي با بيچارگان، وتنوع واقعيات آمريكا راملاحظه كرد.به دليل فعاليتهاي روزنامه نگاري، وي علاقه خاصي به مسايل روز، موج اخبار واطلاعات، وروش گزارشگري داشت و آنها را وارد متن آثارش نمود. وايتمن  بعد از تجربه ؛ درمان مجروحين در جنگ،از سرودن اشعار ناسيوناليستي وقهرماني دست كشيد، و به ايده آلهاي آمريكايي بدليل وجود مرگ و درد و رنج ،شك نمود ودرپايان عمر به سبب تسلط هم وطنان بر مردم جنوب آمريكا بعد از استقلال، سرخورده از دمكراسي آمريكايي، نااميد شد.

از جمله آثار وايتمن : ساقه پرچم هاي گياهي، چشم اندازهاي آزاديخواهانه، كارگران آمريكايي، بچه هاي حضرت آدم، ضدالكل، ضرب هاي طبلي، سرودي براي خودم، زمان شكوفه هاي ياس، “كاپيتان!،آي ناخداي من“، و غيره هستند.دركتاب مجموعه شعر او يعني “ساقه پرچم هاي گياهي“،396 شعر مدرن بدون قافيه گردآوري شده اند.اولين شعركتاب فوق بااعتماد به نفس خاصي “سرودي براي خودم“ نام دارد، ودر روي جلد كتاب،تصويري ازشاعردرلباس كارگران فصلي نقاشي شده است. بهترين اشعار وي درباره مرگ آبراهام لينكلن و مصايب جنگ داخلي، دراين كتاب گردآوري شده اند. صاحبنظران،غالب اشعار او در اين كتاب را سندي از ايدئولوژي درحال رشد آنزمان آمريكا ميدانند، ايدئولوژي كه برپايه روسوگرايي و آزادي طبيعي و اجتمايي با اشاره به آزادي طبيعت بود. وايتمن كتاب فوق را درآغاز،در سال 1855به مناسبت روز استقلال آمريكا،بانام مستعار و شامل 13 شعر منتشرنمود،ولي آن در سال 1882 بدليل غيراخلاقي بودن ،و مبارزه با “كاست برهمني گونه “فرهنگ پوريتاني-ويكتوريايي با اصلاحگرايان آمريكا،ممنوع شد.دراين كتاب كه شاهكار وايتمن نام گرفت، واژههاي خياباني، زبان عاميانه و گاه مبتذل پيرامون لذتهاي جسمي انسان و در مخالفت با جو سنتي حاكم ،جا داده شده اند. وايتمن كوشيد دركتاب “چشم اندازهاي آزاديخواهانه “با كمك مقالات ژورناليستي خود،به فرم دولت دمكراتيك و امكانات عملي  آن بپردازد.اودراين كتاب، نااميدي خودرا درباره احتمال شكست دمكراسي درآمريكا بزبان آورد.وايتمن در مقالات رئاليستي -ادبي نيز پيرامون تئوري دورانديشانه ادبيات واقعگرايانه سخن گفت.دركتاب نامبرده، درسال 1871 باسودجويي وماترياليسم تجاري درحال رشد آمريكا،تصفيه حساب شد. در كتاب “ بچه هاي حضرت آدم“،اوبه تعريف  و تحسين از عشق و رابطه آزاد بين انسانها ،و جسم و پيكرهاي زيباي آنها پرداخت. كتاب “كارگران آمريكايي“ اورا گزارش و تحقيقي ضد نظام برده داري مي شمارند.گرچه وايتمن در كتاب “ضرب هاي طبلي”،به تحسين جنگ ميهني و عدالتخواهانه و قهرمان سربازان ميپردازد، ولي درپايان عمر متوجه شد كه چگونه جنگ موجب نابودي روح و جسم زيباي فرزندان حضرت!آدم ميشود. اوتحت تعثير انديشه هاي امرسن و فلسفه ترانسندنت، خودرا شاعري روشنگر و مسيحاي پيش بيني شده امرسن، دانست.وايتمن بدليل اين گونه اشعار انساني و روشنگرانه اش آنزمان در اروپا،مخصوصا درفرانسه و انگليس،محبوبيت يافت.

اشعار تصويري اورا زير تعثير اشعار: شكسپير، دانته، هومر و سبك انجيل و فلسفه رمانتيك اروپايي،مخصوصا ايده آليسم هگل ميدانند.درآثار اوميتوان شباهتهايي با سبك نوشتن والتر اسكات،چالز ديكنز، و امرسن نيز مشاهده نمود.دربعضي از اشعارش، وايتمن به تقليد از نيچه و واگنر، به وصف قهرماني انسان درمبارزه با بيعدالتيها و پليديها ميپردازد.اوروي شاعران مدرني مانند: جويس،اليوت،پاوند،ويليامز،گينزبرگ،كرواك، لانگستون هيوز، و ه.كرانه، اثر گذاشت. لوركا، نرودا، بورخس، آندره ژيد، به ترجمه اشعارش دركشورهاي خود پرداختند. وايتمن در شوروي سابق، يكي از مشهورترين شاعران مردمي و انقلابي آمريكا بشمار مي آمد.در فرانسه، سنبوليستها و اكسپرسيونيست ها به پخش بعضي از اشعارش پرداختند.پاوند ميگفت كه او تنها شاعر آمريكايي است كه لخت و مادرزاد به شنا رفت و مثل ساير شاعران ، لباس دوخته شده اروپايي، به تن نداشت. گرچه اليوت از اينهمه تحسين وايتمن ،خودداري نمود.شاعري بنام يت نوشت كه دمكراسي و آزادي تفكر باهم سازگار نيستند و منتقدي در مجله “ ساتردي رويوو“، ادعا كرد كه وايتمن همانقدر از شعر مي فهمد كه خوك از رياضيات!.

تاكيد وايتمن روي زيبايي جسم و طبيعت و روابط عشقي بين انسانها آنزمان باعث بدنامي و سوء تفاهم هاي زيادي شد.درپايان اورا عارفي ناميدند كه كوشيد تا واسطه اي ميان رمانتيك و مدرنيته  گردد.نوسان نظري وايتمن ميان اوتوپي و فاجعه روز قيامت و صحراي محشر! را، عكس العملي در برابر پايان عصر رمانتيك و تحولات تاريخي دورانساز آنزمان ميشمارند.درنظر منتقدين فرهنگي، صداي شاعر مدرن جديد آمريكا از طبيعت سرچشمه گرفته بود.به اين دليل شعر او خلاف اشعار امرسن احساسي تر شد.اوميگفت كه جسم بايد از زير تربيت خشن اخلاق و عقل بيرون آيد و استقلال يابد تا بتواند منبع الهام شعر و مبلغ آن گردد. وايتمن خلاف مسيحيت پوريتاني و فلسفه ترانسندنت حاكم آنزمان، جسم و رمانتيك اروتيك را وارد شعر نمود.اوغيراز اشعار پان اروتيك و تبليغ وحدت با طبيعت،تاحد پرستش به تحسين زندگي ،آزادي جسمي و دمكراسي پرداخت.وايتمن جهان را پروسه اي ترقيخواهانه از دگرديسي،استحاله و مسخ ميدانست.اودرزمان حيات در آمريكا برخلاف اروپا بدليل ارزشهاي پوريتاني فرهنگ ويكتوريايي، طرد و ايزوله شد، ولي دراروپا محبوبيت خاصي يافت. وايتمن مي گفت كه شعر بايد راديكال، آزاد و در راه اتحاد دمكراتيك مردم باشد. او در جواني خواهان آزادي و دمكراسي نامحدود فرد و جامعه شده بود.

افزودن نظر جدید