آیا ما نژاد پرستیم؟

بیایید انسان ها را انسان ببینیم، نه ایرانی یا غیر ایرانی. نه مسلمان یا غیر مسلمان، نه زن و مرد. نه ترک و نه عرب و نه فارس. نه غربی و نه شرقی. نه سیاه و نه سفید. نه زشت و نه زیبا: انسان! همانگونه که مادرمان زاده است

ما همه، انسان به دنیا آمدیم. اما سیاستمداران و دینداران، به ما رنگ سیاست و دین زدند. سپس ما را به جنگ هم فرستادند تا منافع آن ها را تامین کنیم

آن ها هم دیگر را می شناختند. برای همین، هم دیگر را نکشتند. ولی ما، سر باز آنان شدیم. ما که هم دیگر را نمی شناختیم، سر هم دیگر را زدیم. هم دیگر را کشتیم. از کشتن هم لذت بردیم

دین فروشان هم با ما همان کار را کردند.

در این وسط، ما بودیم که همیشه نقش قربانی برای آن دو را بازی می کردیم و آن ها قهرمان نمایش زندگی و تاریخ بودند. از میلیاردها انسانی که در راه دین و سیاست، کشته شده اند، نام چند تن ار ما میلیاردها کشته در راه دین و سیاستمداران ،در حافظه تاریخ مانده است؟

در مقابل، نام همه سیاستمداران و تاجران دین، در تاریخ ماندگار است. نمانده است؟ می خواهیم خودمان را گول بزنیم؟ یا می خواهیم بفهمیم که سیاستمداران و خدایان دین، با ما چه کرده اند؟

" سیاستمداران، سلاح "وطن"، "ناموس"، "شجاعت"، "قهرمان، "خاک"، "فرزند وطن"، "قربانی خاک"، "دشمن"، "اجنبی"، "بیگانه"، "متجاوز"، "و ..." را ساخته و به خورد ما دادند.

ما آن ساخته ها را باور کردیم و در راه شان، دیگر انسان ها را کشتیم.

در دلمان برای دیگر انسان ها، معبد کینه ساختیم. از کشتن دیگران، با هر عنوانی که به ما (دینداران و سیاستمداران» می دادند، خوشحال می شدیم و می شویم. سیاستمداران و دین سازان، ایدئولوژی و اندیشه را می سازند و به مغز بی مخ ما، فرو می کنند و ما ماشین های "بله قربان" گوی آن ها می شویم.

ایدئولوژی ها به هر نام و نشانی که باشند، ما را به مخالفت با دیگران وادار می کنند. ما همان هایی هستیم که انسان ها را از دیدگاه دین و سیاست، طبقه بندی می کنیم.

بعد دیگران را در ذهن خودمان، مخالف خودمان و داشته هایمان می سازیم. آنها را همسان

خودمان نمی بینیم. حقیرشان می شماریم و بعد خودمان را برای کشتن شان آماده می کنیم و بعد آن ها را محکوم می کنیم و بعد مجازاتشان می کنیم و بعد هم احساس آرامش می کنیم. وجدان تربیت و آموزش یدیده ما، راحت می شود که چند آدم را کشته ایم.

اگر بخواهیم از گروه "بله قربان!" گویان خارج شویم، سیاست مداران و خدایان دین و ایدئولوژی، به جاسوسی، خیانت به دین و خاک و مردم متهم مان یا مرتدمان می کنند. همان انسان هایی که تا دیروز، دوستان ما بودند، آن قضاوت و اندیشه را می پذیرند. تسلیم می شوند. خود و صاحبان ایدئولوژی را حق می شمارند. آن گاه، ما را محکوم می کنند. حکم مرگ ما را صادر می کنند. بعد اعدام مان می کنند و بعد، آسوده می شوند که انسانی خائن، دشمن یا جاسوس را کشته اند و شاید به قهرمان هم تبدیل شوند

بیایید:

1- به انسان ها به خاطر آن که انسان هستند، احترام بگذاریم

2- بیایید رنگ هایی که دین و سیاست به ما زده را از خودمان بزداییم. بی رنگ شویم. انسان شویم و کینه ها را از دل هایمان دور بریزیم

3- بیایید هم دیگر را محکوم نکنیم

4- بیایید آزادی را برای همه به رسمیت بشناسیم

5 - بیایید خود و دین، خاک، نژاد، اندیشه و هر چه تصور می کنیم مال ما است را برتر از آن چه مال دیگران است ندانیم

6 - بیایید زنان را به خاطر زن بودنشان که ما را زاده اند، تحقیر نکنیم

7- بیایید کسانی که هم خون و هم نژاد ما نیستند را هم شان با خودمان بدانیم

8- بیایید هرعقیده و دینی که دیگران دارند را محترم بدانیم. به آنان، دین و عقایدشان احترام بگذاریم

9 - بیایید برتری نژادی را از خودمان دور بریزیم. خودمان را برتر از دیگران ندانیم

10- بیایید بپذیریم که هر نژاد، ملت و میهنی، پستی و بلندی هایی داشته و خواهد داشت و آن پستی و بلندی ها باعث برتری نمی شود

11- بیایید بپذیریم که قضاوت های ما، در تاریخ و زمان، با دگرگونی سیاستمداران و دینداران، عوض می شود

12- بیایید بدانیم که آن چه دیروز، مایه افتخار پدران ما بوده، ممکن است امروز یا فردا، مایه شرمندگی ما باشد . بیایید در باورهایمان زیاده روی نداشته باشیم

13- بیایید بپذیریم که همه انسان ها در رگ هایشان، خون دارند و همه از مادر زاده شداه اند و همه در روی خاکی به دنیا آمده اند. همه زبانی دارند که از مادرشان دریافته اند و همه انسان ها داشته ها یا هویت خود را دوست دارند و هر انسانی دوست دارد که مورد اخترام دیگران باشد و پست شمرده نشود

14- بیایید مرزها را که دین ها و سیاستمداران ساخته اند و ما انسانها را از هم جدا کرده اند را نپذیریم

مرزهای میان ما انسان ها عبارتند از: دین، خاک، مرز، نژاد، رنگ، عقیده، زبان و هر آن چه که به دور ما خط می کشد و ما را از دیگران و دیگران را از ما، دور می کند و بین ما انسان ها فاصله می اندازد.

مرزبانان عبارتند از :سیاستمداران، دینداران، نظامیان، مدافعان نژادی، مدافعان زبان ها، معلمان تاریخ، معلمان جغرافیا، و …

آیا ما نژاد پرستیم؟

اگر: از دین، آیین، عقیده، زبان، خاک، تاریخ، فرهنگ، آداب و رسوم دیگران بدمان می آید، یا آن ها را در این موارد، پست می دانیم یا خودمان را برتر از دیگران می دانیم، ما نژاد پرستیم.

اگر روزها، ماه ها، فصل های ما، زیباتر از روزها، ماه ها و فصل های دیگران است، ما نژاد پرستیم

اگر ما "بهترین"، " خوب ترین" ، "زیباترین"، "شجاع ترین" ، هستیم، و اگر "... ترین" داریم، ما نژاد پرستیم.

اگر ما "اولین" هستیم، نژاد پرستیم.

اگر قهرمانان ما، برتر ار قهرمانان دیگران هستند، ما نژاد پرستیم.

اگر "شعر و شعرای ما" بر شعر و شعرای دیگران برترند، ما نژاد پرستیم.

اگر تاریخ ما پر ستاره تر از تاریخ دیگران است، ما نژاد پرستیم.

اگر مملکت ما بهترین، زیباترین، تاریخی ترین، پیشرفته ترین، بزرگ ترین و ... کشورها است، ما نژاد پرستیم.

اگر قرار است ما فرمان برانیم و دیگران از ما فرمان بری داشته باشند، ما نژاد پرستیم.

اگر زبان ما شیرین ترین زبان است، ما نژاد پرستیم.

اگر هنر تنها در نزد ما است و دیگران بی هنرند، ما نژاد پرستیم.

اگر ادبیات ما لنگه ندارد، ما نژاد پرستیم.

اگر ما ... داشته باشیم، نژاد پرستیم.

اندیشه نژاد پرستی مانند اندیشه برده داری است. باید نه تنها آن را محکوم کرد، بلکه باید با طرفداران آن گفت و گو کرد تا بدانند که همه انسان ها با هم برابرند.

هیچ کس بر دیگری مزیتی ندارد. همه ما عمر بسیار بسیار کوتاهی داریم. همه ما می میریم. پس دنیا را برای هم زندان و جهنم نسازیم. خاک، خون و نژاد، زبان، تاریخ، پدران ما، ساخته های پدران ما، هنرهای ما، ادبیات ما، در کنار داشته های دیگران و هم سطح آن ها است و بر هیچ چیز دیگر انسان ها برتری نداریم.

چون دیگران را آن چنان که هستند، نمیشناسیم و تا تنها حدودی خودمان را می شناسیم، برای همین، تنها در ذهن خودمان، خودمان را از دیگران برتر می سازیم. سپس آن قضاوت ذهنی خودمان را به عنوان واقعیت قبول کرده و اعلام می کنیم. این، از جهل ما به داشته های دیگران و نداشته های خودمان، سرچشمه گرفته است. بیایید جهل مان را عامل برتریمان ندانیم. بدانیم که دیگران، کم از ما نیستند و نبوده اند و ما دردانه خاک و طبیعت و تاریخ نیستیم.

بیایید اندیشه برابری و تساوی انسان ها را بپذیریم و با اندیشه برتری خود یا هر کس و نژادی، مبارزه کنیم. بیایید بدی نژادپرستی را به خودمان و دیگران نشان دهیم و همانند انسان های مدرن، رفتار کنیم.

بیایید نژاد پرستانی را که در اطراف ما هستند و ممکن است، دیگران آنها را نمی شناسند را به هم دیگر معرفی کنیم.

بیایید به بد و زشت بودن نژاد پرستی ایمان بیاوریم و آن را از خودمان دور کنیم

بیایید نژاد پرستی را محکوم کنیم.

انصافعلی هدایت

کانادا – تورونتو

26.12.2009

افزودن نظر جدید