نه به خاطر همه انسانها- به خاطر نوزاد دشمناش شاید

به قول شاملو:
نه به خاطر دیوارها- به خاطر یک چپر
نه به خاطر همه انسانها- به خاطر نوزاد دشمناش شاید
به خاطر عروسکهای تو، به خاطر انسانهای بزرگ

عبادی همان کسی بود که در زمانهای که کودکان هم سنگ عروسکهایشان ارزش داشتند، نه ببخشید بیارزش بودند، به خاطر عروسکهای ما عروسکهای گمناممان، شعار حقوق کودک را سرداد و اکنون پس از گذشت سالها، چنان این ندا در جامعه پیچیده است که مخالفان حقوق بشر را به ترس واداشته است.

او حقوق کودک، حقوق زنان، حقوق بشر و حتی حقوق متهمان سیاسی را از سیاست زدگی رهانید و در زمانهای که همه چیز از پشت عینک سیاست زدگی پیچیدهتر میشد حقوق آدمیان را با زبانی ساده بازگفت و با روشی سخت بازستاند. اکنون که با ترس کمتری از حقوق بشر سخن میگوییم و راه رفتهی پیشینیان را گشوده نگاه میداریم، بی شک در دل از تلاشهای سالیان اخیر شیرین عبادی یاد میکنیم و دلیل یورش به دفتر کانون مدافعان حقوق بشر و دفتر وکالت ایشان را در مییابیم.

به تاریخ برمیگردیم. آیا برای حق تحصیل زنان در همین سدهی اخیر زنان کمی مورد هجوم و یورش قرار گرفتند؟ دست آخر نتیجه آن شد که در زمانهای که به تحصیل ما رسیده بود ما بی خیال از آن همه ایثار و تلاش مادرانمان درس خواندیم و بالیدیم و به یمن روزگار هفتاد درصد صندلیهای دانشگاه را اشغال کردیم. اما پس از آنکه سالها بعد از فارغالتحصیل شدنم از کوشش مادرانمان برای تحصیل دختران در ایران مطلع شدم، بی اختیار سر تعظیم فرود آوردم و برای تحصیل همه دختران ایرانی ادای احترام بیشتری نمودم.

برای حقوق بشر هم باید هزینه پرداخت. عبادی با اتخاذ روشهای کاملاً مسالمتآمیز، قانونی، غیر سیاسی و بیاعتنایی کامل به قدرت سیاسی برای دستیابی به آن، در طی سه دههی گذشته اهداف خود را با صداقت تمام پیش برده است.

من که در کسوت روزنامهنگاری از ۱۷ سال پیش با ایشان آشنا شدم و سپس افتخار همکاری در حرفه وکالت را نیز داشتم فکر میکنم دو عنصر در پیشرفت چشمگیر و افتخار آفرینیهای عبادی برای ایرانیان مؤثر بوده است که اولین و مهمترین آن صداقت و دومین عنصر، بی اعتنایی وی به قدرت سیاسی برای دستیابی به آن بوده است. به ویژه عنصر دوم همواره باعث شده است که نه تنها برای دستیابی به قدرت سیاسی تلاش نکند و کل توش و توان خود را صرف مبارزه در جهت احیاء حقوق بشر نماید بلکه از قدرت سیاسی حاکم نیز نهراسد.

گرچه عبادی با حقوق کودکش در ایران شناخته شد اما به سرعت از مرزهای موضوعی و جغرافیایی عبور کرد تا جایی که در حملات اخیر علیه ایشان بیشترین حجم اخبار جهانی را به خود اختصاص داد و کانون تابناکی برای ارزیابی وضعیت حقوق بشر و مدافعان آن در ایران شد.

جهان اکنون دماسنج ارزیابی خود را از وضعیت حقوق بشر در ایران با وضعیت و امنیت عبادی به عنوان فردی تنظیم میکند جز به صداقت سخن نگفته است و با پرداخت هزینههایی سنگین ماندن را ترجیح داده است. او با احترام کامل به تمامیت حقوق بشر که مجموعهای به هم پیوسته و غیر قابل تفکیک است به سرعت به حوزه حقوق زنان، دانشجویان معلول، پاکسازی مین، متهمان سیاسی و حتی غیر هم کیشان وارد شد و البته با صدایی رسا اعلام کرد که وکالت دفاع از متهمان سیاسی فعال در گروههای سیاسی و هموطنان بهایی را میپذیرد.

مصاحبههای عبادی برای دفاع از حقوق متهمان سیاسی که گاه سالها در زندان به سر میبرند برای جلب توجه افکار عمومی و بالمال احقاق حقوق آنان ستودنی است. در این خصوص یادآوری میکنم که تلاش وی در دفاع از اکبر گنجی و اعلام شرایط خطرناک او در زمان اعتصاب غذا و بستری شدن در بیمارستان میلاد، باعث تشکیل پروندهای علیه عبادی شد که هنوز در دادگاه انقلاب مفتوح است. به قول رئیس کمیته بینالمللی حقوق بشر ایتالیا آقای آدولف فیتچر: «آنان از حقوق دیگران دفاع میکنند، اما چه کسانی از حقوق آنان دفاع میکنند؟»

البته مجموعهی راهی که عبادی طی کرده است مغضوب مخالفان حقوق بشر بوده است اما او با احترام کامل به ادعاهایش در مراجعهی اولیهی سه تن از کسانی که خود را مأمور مالیاتی معرفی کرده بودند تا دفاتر ایشان را مورد بررسی قرار دهند، ضمن اعلام اینکه اکنون سالهاست که فقط وکالت رایگان قبول میکند، با دادن کارت ویزیت خود به مأموران مربوطه از آنان خواست تا اگر مشکل حقوق بشری پیدا کردند و خدای ناکرده روزی بازداشت شدند به وی اطلاع دهند به رایگان از آنان دفاع کند.

البته این توصیه به پسران دشمناش نبود، آن چنان که شاملو گفته است، زیرا که او دست آخر دشمنی ندارد. بلکه به هموطنان خود بوده است که در لباس مأمور مالیاتی آمده بودند...

افزودن نظر جدید