بر دریاچۀ خشکیدۀ هامون

بلم های فرسوده در امتداد ساحل خشک هامون پوزک، که زمانی دریاچه ای بوده است، به خاک نشسته اند. در گرمای بعدازظهر، سرابی از صخره های مواج در افق دیده می شود. این روزها بلم ها دیگر به کار نمی آیند. هامون پوزک و دو خواهرش، هامون شاپوری (صابری) و هامون هیرمند، اکنون به دریائی از شن تبدیل شده اند. باتلاقها تماماً خشکیده اند.

نیرۀ پورمولائی، رئیس دپارتمان محیط زیست استان سیستان و بلوچستان در جنوب غربی ایران، می گوید: "می شد اینجا ماهیگیری و شنا کرد، اما دیگر نه". تالابهای هامون که زمانی بیش از 5800 کیلومتر مربع را در امتداد مرز ایران و افعانستان می پوشاندند و زیستگاه هائی گاه با قدمت 5هزار ساله را میسر کرده بودند، به قول پورمولائی، "اکنون به یک فاجعه زیست محیطی تبدیل شده اند." روستاهای در سمت ایران دارند تماماً خالی از سکنه می شوند. باد در آنچه که اکنون به کاسۀ عظیمی از خاک تبدیل شده است، محصولات زراعی را نابود می کند و بقایای مواد ضدآفات و پاک کننده را به هوا می دهد. بهشتی برای پرندگان مهاجر و دیگر وحوش دارد نابود می شود.

اما پس از سالها ستیزه بر سر این که کدام کشور مقصر بوده است، اکنون ایران و افعانستان به بحث در بارۀ راه حل ها نشسته اند.

"برنامۀ توسعۀ سازمان ملل" از سال 2014 در کار تدوین طرحی برای احیای هامون بوده است که تحقق آن مستلزم بازگرداندن مسیر هیرمند، منبع اصلی دریاچۀ هامون، توسط افغانستان و تجدید نظر جامع ایران در مدیریت آب خویش است. ماه گذشته، کارشناسانی از دو کشور برای شرکت در کارگاهی راجع به موضوع آبهای مرزی و مرزگذر در پاریس حضور و با هم دیدار داشتند. این کوشش دوجانبه موجب دلگرمی محققان مسائل آب شده است. فرهاد یزداندوست، از متخصصان مدیریت منابع آب در دانشگاه صنعتی خواجه نصیر طوسی در تهران، می گوید: "گرچه وضع بسیار وخیم است، اما هامون را می توان نجات داد."

دغدغۀ آب ایران را فراگرفته است. میزان بارندگی در بسیاری از مناطق کم و نامطمئن است، اما برخی از بدترین فلاکتها "خودکرده" اند. مثلاً صدهاهزار حلقه چاه غیرقانونی در سراسر کشور سفره های آب زیرزمینی را خشکانده اند. ده ها سد بزرگ نیز برای آبیاری ایجاد شده اند. حکومت در اقدامی با ریسک بالا، می کوشد دریاچۀ ارومیه را نجات دهد. تقریباً تمام این دریاچه، که زمانی 5200 کیلومتر مربع مساحت داشت، اکنون تبخیر شده است. زوال هامون، که در یک منطقۀ فقیر مرزی ... قرار دارد، در تاریکی و سکوت اتفاق افتاده است. این روند تهدیدی برای انسانها و اکوسیستم در هر دو سوی مرز است و به قول احمد ابریشمچی، کارشناس آب در دانشگاه صنعتی شریف در تهران، "به یکی از بزرگترین چالشهای امنیتی در جنوب یا غرب آسیا تبدیل شده است."

 

دریای شن

هر سه دریاچۀ هامون بیش از یک دهه پیش خشک شدند و همراه با آنها یک اکوسیستم تالابی کامل نابود شد.

این آب شناسی شکنندۀ واحۀ هامون بود که موجب نابودی آن شد. آبهائی که از سلسله کوه های هندوکش سرچشمه می گیرند، منبع رود هیرمند بودند. هیرمند به هامون پوزک ختم می شد و آب از هامون پوزک به دو هامون دیگر می ریخت. نتیجه، ایستگاه وسیعی برای فلامینگوها و دیگر پرندگان مهاجر، و مأمنی برای سمور آبی، گوزن و پلنگ بود. قرار بود دلتای هیرمند پهن شود، به تناسب فصل کوتاه شود جوری که در بهار گردش آب به داخل افغانستان سمت گیرد.

اما این داستان ده ها سال پیش است. افعانستان در اوایل دهۀ 1950 سد کجکی را در بالادست هیرمند بر روی آن بنا کرد. جریان هیرمند به هامون باریک شد، اما واحۀ هامون دوام آورد، تا این که افغانستان در سالهای دهۀ 90 قرن گذشته اقدام به حفر کانالهای آبیاری کرد. یزداندوست از قول مقامات ایران می گوید: "عملاً همه چیز به آنچه در بالادست هیرمند در افغانستان اتقاق می افتد، بستگی یافته است."

شرجان احمدزای، کارشناس آب و مدیر مرکز مطالعات افغانستان در دانشگاه نبراسکا می گوید: "چنین نیست. در 40 سال گذشته در طرف افغانستان هیچ تحولی رخ نداده است." احمدزای و مقامات افغان تمام تقصیر را به گردن مدیریت آب ایران می اندازند و از جمله از اقدام ایران به منحرف کردن مسیر هامون برای تأمین "چاه نیمۀ چهارگانه" یاد می کنند. این منابع چهارگانه در سالهای دهۀ 90 و دهۀ نخست قرن حاضر برای ذخیرۀ آب شیرین مورد نیاز زاهدان، مرکز استان، و چند شهر دیگر، آبگیری شدند.

رضا میرشکار، از اکولوژیستهای دپارتمان محیط زیست استان، می گوید: "علت هرچه بوده باشد، امروزه دیگر هیرمند خشکیده است؛ الا آن باریکه آبی که در فاصلۀ بهمن تا فروردین در آن جریان می یابد." آبان ماه گذشته وقتی "ساینس" از سد جاریکه – محل ورود هیرمند به ایران - دیدن کرد، یک قطره آب هم در بستر رودخانۀ پوشیده از شن زرد و درختان تکیدۀ گز، وجود نداشت. میرشکار می گوید: "جاریکه در سالهای 1960 ساخته شد تا جریانهای آب بهاری را مهار کند. اما الان، این ساختار غبارگرفته سخت بی مورد است."

با نابودی منابع آب دوام پذیری منطقه نیز به شدت متزلزل شده است. زنجیره ای از برجهای مزین به لوزیهای آبی و سفید، بر بالای سر بسیاری از روستاهای سیستان ایستاده است. این برجها با آبی که از دیگر مناطق آورده شده، آبگیری شده اند. اتکای شهرهائی مثل زاهدان و زابل به چاه نیمۀ چهارگانه است. پورمولائی می گوید: "اگر این منابع هم خشک شوند، همه مجبور به مهاجرت از اینجا خواهند شد." و احمدزای می گوید: "وضع در آن طرف مرز، در افغانستان، از این هم مهیب تر است. امورات بیشتر مردم در آنجا با آبی می گذرد که با کامیون از ایران می آورند."

خشک شدن دریاچه ها و تالاب هامون – پروسه ای که در اواخر دهۀ 1990 سرعت گرفت تا در سال 2004 تقریباً تمام آب سطحی از بین رفت – یک بحران مرکب است. بادهای هولناکی که از اردیبهشت تا سپتامیر می وزند، غبار زهرآگینی را به هوا می دهند. بنا به داده های سازمان بهداشت جهانی، زابل در سال 2016 بالاترین سطح ریزگرد شهری در جهان را داشت: 217 میکروگرم در هر متر مکعب از کوچکترین ریزگردها که PM2.5 نامیده می شود؛ یعنی آلوده تر از شهرهای به شدت آلوده ای چون پکن و دهلی نو.

طرح احیای "برنامۀ توسعۀ سازمان ملل"، که مبتنی بر داده های تأمین شده توسط دو کشور ایران و افغانستان تدوین شده، می باید تضمین کند که فقط مقدار کمی از آب هیرمند برای کشاورزی مصرف شود، بخشی از آب منابع چاه نیمه در ماه های بی باران به هیرمند منتقل شود، و هردو کشور از کشت محصولات "آب بر" به آبیاری قطره ای روی آوردند. احمدزای می گوید: "دولت افغانستان آمادۀ همکاری با ایران حول این طرح است."

احمدزای پیش بینی می کند که مذاکره پیرامون جزئیات طرح و تأمین منابع مالی سالها به درازا بکشد. با این وجود سروش سروشیان، یک متخصص آب در دانشگاه کالیفرنیا، باور دارد که هامون یک مورد از دست رفته نیست. او می گوید: "تجربه نشان داده است که منابع آبی که زمانی رو به خشکی گذاشته بوده اند، گاه دوباره جان تازه گرفته اند. ممکن است سالها طول بکشد، اما هنوز امیدی هست."

در دهکدۀ متروکی در غرب زابل، نزدیک به "ساحل" دریاچه، کلبه های یک طبقه ای از خشت خاک سرخ تا نیمه در شن دفن شده اند. در بیرون از خانۀ یکی از آخرین خانواده های باقیمانده، دخترکی بره ای به قد خودش را مثل یک بچه در آغوش گرفته است. خانوادۀ او، علیرغم انهدام تقریباً همه چیز، هنوز امید دارد. میرشکار می گوید: "آنها در انتظار اند تا آب برگردد".

افزودن نظر جدید