چند نکته در مورد جنبش زنان

بعد از گذشت یک قرن از شکل گیری جنبش زنان در کشور ما، جای بسی تأسف است که هنوز تحرک ها  و اعتراض های زنان نتوانسته به درون جامعه زنان نفوذ کرده و همه گیر شود. امروز جنبش زنان را تنها عده ای از روشنفکران و تحصیل کردگان نمایندگی می کنند و در سطح جامعه پیش می برند. اینکه بعد از این همه سال چرا بخش روشنفکری این جنبش نتوانسته با توده زنان ارتباط یرقرار نماید و به سازماندهی مبارزه آنها در عرصه حقوق زنان یاری رساند، خود موضوعی مهم و قابل تعمق است، که فعالین حوزه زنان می بایستی بدان بپردازند.


وقتی می خواهیم به موضوع زنان و حقوق زنان بپردازیم بهتر است بخاطر داشته باشیم این موضوع بیش از آنکه بحث حقوقی یا اخلاقی باشد، مقوله ای است سیاسی و اجتماعی، خصوصاً در کشور ما. هنوز زنان کشور ما به تمامی معنا زن نشده اند. به واقع انسان زن به دنیا نمی آید، بلکه در چارچوب نظام طبقاتی است که زن ـ بعنوان جنس دوم ـ ساخته می شود. اگر زن در عرصۀ موجودیتش نتوانسته است به تمامی معنا زن شود علل آن مناسبات اقتصادی و ساختار حقوقی، ایدئولوژیک و قدرت سیاسی حاکم بوده است.


در طول تاریخ طبقاتی زنان تحت سیطره بوده اند و به دلیل مناسبات غیر عادلانه  حاکم از جامعه ای دمکراتیک و خانوده ای دمکراتیک بی بهره مانده اند. تقسیم جنسیتی رهآورد تقسیم طبقاتی بوده برای استیلا. استیلای جامعه طبقاتی مردسالار بر تمامی ارکان جامعه از جمله بر نیمی از جامعه بعنوان جنس دوم، بعنوان مادری تولیدگر و ارضاکننده نیازهای جنسی مرد. به باور مارکس اسطوره مادر ایثارگر و زن فداکار سال ها زن را از آنچه بود دور کرد.


در سه دهه گذشته با استیلای نئولیبرالیسم بر جهان و شکست سوسیالیسم شوروی، و در شرایطی که مبارزه طبقاتی زیر ضرب قرار گرفته و جنبش های کارگری در ضعیف ترین موقعیت خود از سده 19 به این طرف قرار داشتند، جنبش های فمنیستی، جنبش های طرفداران محیط زیست و ... رشد گسترده ای داشته اند. بی شک رشد این جنبش ها موجب امیدواری است، اما در این میان تلاشی گسترده و البته مخرب از جانب نظام سرمایه داری برای مسخ این جنبش ها در جریان است. جنبش زنان هر روز از رویکرد رادیکال خود در به چالش کشیدن نظام طبقاتی بعنوان عامل اصلی تبعیض علیه زنان، دور می گردد. تلاش هایی برای انحراف این جنبش و از زیر ضرب خارج کردن عامل اصلی تبعیض ها، یعنی نظام طبقاتی سرمایه داری به سمت مردان در جریان است.


به باور من جنبش فمینیستی باید بیش از هر چیز بر این نکته متمرکز شود که زنان هرچه بیشتر خود را بشناسند و با دنیای خود آشنا شوند، از بند و حصارهای مردانه و زبان و دنیای مردانه جدا شوند، بی آنکه با مردان بجنگند. با اتکاء بر توان خویش و با علم بر اینکه کارهای زیادی در جهان وجود دارد که انجام آن از مردان ساخته نیست، دست به آفرینش گری و خلاقیت بزنند. در این راستا نیازی نیست همچون مردان بدوند، از کوه بالا بروند، در کارخانه یا مشاغل سخت کار کنند تا خود را برای کسانی اثبات کرده باشند. در مبارزه علیه جامعه مردسالار بعنوان ابزار جوامع طبقاتی، بجای رویکردی مردستیزانه - که خود معلول مناسبات استثمارگرانه است - به ریشه ها بپردازند و برای دست یابی به حقوق خویش نظام طبقاتی سرمایه داری را بعنوان عامل اصلی تبعیض علیه زنان به چالش کشند.


از جمله مواردی که در رویکرد مردستیزانه جنبش های فمنیستی طرح می شود موضوع  تقسیم کار اجتماعی است. بلاشک در تقسیم کار می بایستی هویت اجتماعی و ارزش انسانی را لحاظ کرد. تقسیم کار در زنان با توجه به توانایی بدنی شان صورت بگیرد و این نه به خاطر مرحمتی است که جامعه به آنها می کند، بلکه بخاطر مرحمتی است که آنها به جامعه دارند و وارد مکانیزم تولید و زندگی اقتصادی می شوند. سوسیالیست ها بر این باورند از هر کس به اندازه توانایی اش. زنان اگر این گونه وارد مکانیزم تولید و زندگی اقتصادی بشوند، در آن صورت به گونه ای دموکراتیک ایفای نقش خواند کرد.


جنبش های زنان در مبارزه برای رهایی از ستمگری ها و نابرابری ها در وهله نخست باید بر نیروهای خود و جهان زنانه تکیه کنند. بی هیچ تردیدی برای فرا روی از این موقعیت آنها مجبورند جهان خود را از نو بسازند و مناسبات جدیدی را مناسب با وضع جهان کنونی تعریف نمایند. در این راستا تشکل های زنان ابزاری بی بدیل و غیرقابل انکار بشمار می آیند. زنان برای اینکه بتوانند خواستها و اعتراضات شان را بشکلی دمکراتیک طرح و ابراز نمایند، هیچ راه شناخته شده دیگری جز توسل به قدرت تشکل های زنان ندارند. همه اینها بدان مفهوم نیست که زنان در این کارزار توانفرسا و چند جانبه از یاری و همکاری دیگر نیروهای دمکراتیک و تشکلهای صنفی و سیاسی بی نیازند. نه، این همکاری ضروری است، ولی بار اصلی مبارزه بر دوش تشکل های زنان قرار دارد.


روز جهانی زن را به زنان تلاش گر عرصه حقوق زنان، زنان آگاه، زنان کارگر، دهقانان، معلمان و پرستاران و روشنفکران و نویسندگان زن تبریک می گویم.

* این متن دست نوشته ای از رفیق فدایی زنده یاد سیف اله اکبری "عمو سیفی" بود، که برای نشر ویرایش شده است.

 

بخش: 

افزودن نظر جدید