خواهان و حامی مذاکره مستقیم ایران و آمریکا هستیم!

دیدار رهبران آمريکا و کره شمالی که محبوبیت چندانی در افکار عمومی بین المللی ندارند، مورد استقبال و حمایت و خرسندی بخش بزرگی از مردم جهان قرار گرفت. این رویداد نشان داد که عموم انسان ها نسبت به هر حرکتی که به آسایش و آرامش مردمان گوشه ای از جهان منجر شود، همدل و همراه اند. این دیدار هم چنین بار دیگر اثبات کرد که «هر اختلافی روزی به پایان خواهد رسید».

ما افرادی از طیف های مختلف فکری و سیاسی براين نظريم که اینک وقت آن رسیده است که بر اختلاف های دیرینه ایران و آمریکا نیز نقطه پایانی گذاشته شود. از این رو خواهان «مذاکره مستقيم و بدون هیچ پیش شرط»ی از سوی طرفین هستیم.

انقلاب بهمن۵۷ در عرصه بین الملل بدنبال اعمال سیاست «موازنه منفی» و «نه شرقی و نه غربی» بود. این اما به هیچوجه به معنای یک جدال و قهر بی پایان  و پرهزینه نبوده است. دشمنی دو دولت ايران و آمريکا هزینه های سنگینی را بر کشور ما تحميل کرده است. حال گذشته را باید چراغ راه آینده ساخت. این کاری است که اکثر کشورهای جهان کرده اند و آینده را بر دشمنی ها و اختلافات گذشته بنا نکرده اند. بدون اینکه هیچیک از حقانیت خویش کوتاه آمده باشند.

با توجه به وضعیت ناامن و پر خطر منطقه پیرامون ما و نیز بحران های مختلف و متراکمی که در داخل، زندگی روزمره بخش مهمی از مردمان و نیز سامانه اقتصادی و اجتماعی و حیات ایران و ایرانیان را تهدید می کند، ما اکنون نیازمند یک عزم جدی و مسئولانه برای  تغییر سياست ها هستیم. یکی از مهم ترین سياست ها به تنش های بین ایران و آمریکا بر می گردد.

ما از دولت و حکومت ایران می خواهیم حال که فرصت مناسب دوران اوباما از دست رفته است، فارغ از جنگ های روانی کاخ سفیدکه در پشت آن هیاهو تاجرپیشگی خاص خویش را نیز دنبال می کند؛ با یک تصمیم ملی شجاعانه اعلام کند که حاضر به انجام مذاکرات بدون قید و شرط با آمریکاست تا قدمی در راه حل مشکلات و اختلافات برداشته شود. پیش بینی می شود دولت پر مسئله ترامپ نیز برای جلب افکار عمومی داخلی و بین المللی از این اقدام به عنوان یک امتیاز بزرگ و مثبت استقبال کند.

این مذاکرات می تواند با قدرت و از موضع حفظ منافع ملی دنبال شود. مسلم است که بنا به برخی سوابق در صورت هرگونه زیاده خواهی و یا عدم ارائه تضمین برای پابرجاماندن تعهدات، راه بازگشت همیشه باز است.

ما اطمینان داریم  این اقدام  مورد حمایت قاطبه مردم ایران و افکار عمومی جهانیان قرار خواهد گرفت. همه می دانند گفتگو هیچ گاه به معنای سازش و شکست نیست. مبارزان مقاوم ویتنام در اوج منازعه نظامی با آمریکایی ها، با آنان مذاکره هم می کردند.

ما امضا کنندگان این بیانیه در پشتیبانی از منافع ملی و بهبود زندگی مردم میهن و دفاع از استقلال و حفظ کیان ملی و سرزمینی مان؛ از گفتگوی مستقیم و رسمی و شفاف ایران و آمریکا حمایت می کنیم و آن را به نفع برقراری صلح و امنیت در جهان و منطقه و بهبود رفاه و آزادی و سربلندی ایران و ایرانیان می دانیم.

اسامی امضاکنندگان

ابوالقاسم عابدین پور

احسان رضائی

احمد زمانی

احمد علوی

احمد منتظری

احمد نجاتی

اسماعيل ختائی

اسماعیل فکوری

اشرف ميرهاشمی

اکبر ولائی

امیر جمشیدی

اميرحسين بهبودی

بهروز خليق

بهناز کیانی

پروانه شمیرانی

پروین فهیمی (اعرابی)

پروین کهزادی

پروين ملک

جعفر جودکی

جلال جلالی زاده

جلال درود

جلال کيابی

جلیل ولی بیگ

جمال مشتاق

جمشید شفیعی

جميله کديور

جواد سليمانی

جواد لعل محمدی

حجت نارنجی

حسن زهتاب

حسن شمس

حسن فرشتیان

حسن نورزاد

حسین چابک

حسين کروبی

حسین کیانی

حسین مجاهد

حسین میرزانیا

حميد احمدزاده

حمید آصفی

حیاس حسینی

خسرو ميرمالک ثانی

داود فرهادپور

رحيم قيومی

رضا علوی

رضا علیجانی

رضا کاظمی

سعید رضایی

سيامک سلطانی

سيامک فريد

سیدعبدالمجید الهامی

سیدمسعود حسینی

شهرام قریشی

صادق رضائي

صدیقه وسمقی

عبدالعلی بازرگان

عبدالله مرادی

عزیز قاسم زاده

علی  نوری زاده

علی جباری

علی سلطانی

علی قنبری

علی کشتگر

علی کلایی

علیاصغر غلامی

عيسی سحرخيز

غلامحسین کرباسچی

فرانک چالاک

فرخ نعمت پور

فرهاد توانایی نیا

کاک حسن امينی

کيوان اسکی

لقمان ستوده

مجید وثوقی

محبوبه بهمنی

محسن زینلی پور

محمد اوليائی فرد

محمد توفيقی

محمد جوادی حصار

محمد محمد پور

مرتضی صادقی

مرتضی نيکی

مرضیه درود

مرضیه زیاری

مریم احمدی

مريم درستانی

مزدک ليماکشی

مسعود شب افروز

مسعود لدنی

معصومه شاپوری

ملااحمد بهرامی

مهدی جامی

مهراب زمانی

مهران میرزاده

مهرداد احمدزاده

مهرداد مرادخانی

ميلاد ملک

مینا کیمیایی

ناصر فهیمی

هاجر فکوری

هاشم حسین پناهی

ويدا فرهودی

يدی قربانی

یونس رستمی

افزودن نظر جدید

دیدگاه‌ها

يكي از نكات جالب اين نامه كنار هم قرار گرفتن نام‌هايي است كه قرابت سياسي كمي با يكديگر دارند. اینکه در داخل کشور تنی چند از افراد سرشناس و ناسرشناس نام در کنار هم گذاردند جای تامل دارد البته در میان نام ها کسانی هستند که به تمنای خیال پذیرش درخواست شان توسط ترامپ امضا کرده اند. بهرحال ولی نباید پنداشت که این نامه در فضای سیاسی ایران تعیین کننده باشد. روح حاکم بر نامه آرزوی نویسندگان ان است بی آنکه به تمایل و ظرفیت طرفین منازعه توجه داشته باشند یعنی اینکه جمهوری اسلامی و ایالات متحده امریکا تمایل واقعی و استراتژیک دارند؟ یا فقط حرف از آن می زنند. البته مذاکرات بی قید شرط را ترامپ و پمپئو نمی پذیرند و جمهوری اسلامی نیز در این رابطه حداکثری برخورد می کند یعنی مذاکره باقید شرط هرگز. هرچند خروج غیر قانونی آمریکا از برجام، مانند بسیاری دیگر از اقدامات دولت آقای ترامپ در حوزه سیاست خارجی‌، واکنش بسیار منفی‌ جهان را بدنبال داشته است. بنابراین ایالات متحده آمریکا علاوه بر برجام، تاکنون دو معاهده دیگر با ایران و تعهدات خود در قبال آنها را نقض کرده است. برای روشنگری اذهان مردم که مقامات آمریکائی پایبند به قول خود نیستند، تاریخ رابطه ایران و ایالات متحده آمریکا را تورق می کنم. در رابطه با ایران، آمریکا تقریبا از زمان انقلاب ۱۳۵۷ امقامات کاخ سفید مفاد دو معاهده قانونی خود با ایران را نقض نموده است.
اول: "معاهده حسن تفاهم، روابط اقتصادی و حقوق کنسولی،" ,Treaty of Amity Economic Relations and Consular Rights, که در سال ۱۹۵۵، دو سال بعد از کودتای سازمان‌های سیا و MI۶, امضا شد. معاهده را آقایان عباس سمیعی [معاون وزیر خارجه آن زمان] و شلدون چپین، نماینده و سفیر ویژه آمریکا امضا نمودند، در سازمان ملل ثبت شد. بند ۲۱ معاهده صریحا اعلام می‌کند که اختلافات دو کشور، اگر از طریق دیپلماتیک حل نشوند، باید به دیوان بین المللی لاهه ارجاع شوند، و تصمیم فقط یک طرف برای مراجعه به دادگاه کافی‌ است. این معاهده همچنان به قوت خود باقی‌ است، و در نتیجه تمامی تحریم‌های اقتصادی، تهدید‌های نظامی، کمک به رژیم صدام حسین در طول جنگ با عراق، حمله به میدان‌های نفتی‌ ایران در خالیج فارس در دهه ۱۹۸۰، و غیره نقض صریح این معاهده میباشند. جالب است که حتی خود آمریکا نیز پایان یافتن و یا لغو این معاهده دوستی‌ را اعلام نکرده است.
دوم: معاهده الجزائر که در ژانویه ۱۹۸۱ برای پایان یافتن به بحران گروگانگیری امضا شد. برابر بند ۱ از پاراگراف یکم آن توافق تعهد و قول آمریکا در قبال ایران را چنین توصیف نمود: "عدم دخالت در امور ایران: آمریکا قول میدهد که از حالا و در آینده سیاست آن در قبال ایران عدم مداخله، مستقیم و غیر مستقیم، نظامی و یا سیاسی، در امور داخلی‌ ایران باشد." بنابراین تمامی کمک‌های آمریکا به احمد چلبی‌های ایرانی در واشنگتن؛که طرفدار تحریم اقتصادی، تهدید و جنگ نظامی، و حتی تجزیه طلبی است ازجمله مواردی هستند که عدم پایبندی ایالات متحده به توافقات بین المللی را ثابت میکند.
من خود نیز همیشه مذاکره بین همه کشور ها، بویژه بین ایران و آمریکا را می فهمیدم. ولی‌، انصافا آیا آمریکا و نظام سیاسی آن با این نقض ها قابل اعتماد هستند؟ خود شما قضاوت کنید