مذاکرە ایران ـ آمریکا شکست خوردە، اما متوقف نشدە!

 قرائن مهمی وجود دارد که نشان می‌دهد اوضاع کنونی حداقل تا پایان سال ادامه پیدا خواهد کرد. دیپلمات‌های آمریکایی می‌گویند در ابتدای به قدرت رسیدن ترامپ و از طریق مجاری دیپلماتیک، واشنگتن تقاضای مذاکره با ایران را به اطلاع مقامات تهران رساند اما تهران با شروع مذاکرات به طور کلی مخالفت کرد. متعاقب این دیدار تیلرسون و ظریف هم در وین ملاقات محرمانه‌ای انجام دادند؛ ملاقاتی که اگرچه همان هنگام در محافل رسانه‌ای منعکس نشد اما بعدها و به طور ضمنی، موضوع ملاقات دو وزیر خارجه در برخی روزنامه‌های آمریکایی مانند واشنگتن‌پست مطرح و تایید شد. علاوه بر این ظریف و جان کری در ماه‌های گذشته یک بار و در حاشیه کنفرانس مونیخ ملاقات پنهانی داشتند و اگرچه جان کری در پاسخ به خبرنگاران انجام چنین دیداری را تکذیب کرد اما در هفته‌های بعد برخی ناظران مسایل سیاسی در توئیت‌های خود انجام چنین دیداری را به طور کلی تایید ولی از محتوای آن ابراز بی‌اطلاعی کردند. تا اینجا اخبار فوق نشان می‌دهد که با وجود همه مواضع هیجانی و تبلیغاتی در جمهوری اسلامی ایران، مذاکره تهران- واشنگتن متوقف نشده و همچنان ادامه داشته است. نگارنده به طور غیررسمی مطلع شده که یکی از دلایل کنار رفتن رکس تیلرسون از پست وزارت خارجه ایالات متحده، شکست او در برقراری رابطه با ایران و به ثمر رسیدن این مذاکرات پنهانی بوده است چنان که در نتیجه این رایزنی‌ها نه فقط خواست‌ها و شروط ایالات متحده از سوی ایران پذیرفته نشد بلکه اصولا تهران به انجام مذاکرات علنی هم تن نداد و به این ترتیب امیدها برای حصول توافق میان تهران- واشنگتن کمرنگ شد.
به نظر می‌رسد پس از ناکامی تیلرسون در جلب موافقت تهران، دونالد ترامپ به اقدامات تنبیهی علیه ایران متوسل شد و در گام اول پمپئو و بولتون را که از چهره‌های ضدایرانی در اردوی محافظه‌کاران آمریکا هستند وارد کابینه کرد. در گام دوم ترامپ نه فقط از برجام خارج شد بلکه اقدامات تحریمی هم علیه ایران تدبیر کرد. در واقع با چنین اقداماتی ترامپ به ایران پیام داده که مخالفت با برگزاری مذاکره و توجه به خواست‌های منطقه‌ای واشنگتن می‌تواند عواقب آزاردهنده‌ای برای تهران داشته باشد.
با این همه مذاکره میان آمریکا و ایران متوقف نشده است چنان که مقاله اخیر محمدجواد ظریف و تعیین شروط 15 گانه برای آمریکا، به ویژه در محافل آمریکایی پاسخ ایران به شروط 15گانه ایالات متحده آمریکا تعبیر شده است. ناظران مسایل دیپلماتیک در این باره توضیح می‌دهند که حداکثری بودن شروط ایران و ایالات متحده دراین مذاکره غیرمستقیم، بار دیگر این مذاکرات را به سوی شکست راهنمایی می‌کند و از این بابت امیدها برای ثمربخشی تعامل ایران و ایالات متحده آمریکا، بسیار کمرنگ شده است.
با این همه نمی‌توان چشم‌انداز انجام مذاکره مستقیم یا غیرمستقیم میان ایران و آمریکا را به طور قطعی منتفی و ناممکن دانست. در واقع شروط و تقاضا‌های حداکثری تهران- واشنگتن، شانس موفقیت چنین مذاکره‌ای را به شدت کاهش داده است. 
در این شرایط تهران نه فقط از طریق دور زدن تحریم‌ها و پیدا کردن راه‌هایی برای زنده ماندن، می‌کوشد استحکام نظام سیاسی خود را حفظ کند بلکه با شدت بخشیدن به مجموعه فعالیت‌های غیرسیاسی در منطقه، قدرت چانه‌زنی خویش را حفظ می‌کند.
از این منظر و براساس آنچه برخی سیاستمداران ایرانی در محافل نیمه‌رسمی می‌گویند حداقل تا پایان سال‌جاری سختی‌ها در ایران و منازعه تهران- واشنگتن ادامه پیدا خواهد کرد. در چنین سناریویی، اگرچه طرفین از توسل به جنگ پرهیز می‌کنند اما شدت یافتن منازعه اقتصادی- سیاسی ممکن است کنترل اوضاع را از دست سیاستمداران خارج سازد.

منبع: 
جهان صنعت

افزودن نظر جدید

دیدگاه‌ها

گرچه مطلب بالا به اشتراک گذاشته شده از مجله جهان صنعت است. نشریه ای که احتمالا در داخل کشور چاپ و توزیع می شود. اما وقتی در رسانه سازمان یا حزبی دیگر بازنشر شود. نشانه تائید جزئیات مفاد مطلب نباشد می تواند حداقل همسوئی بازنشرکننده با جانمایه مطلب را تداعی کند و در هرصورت موضوع از بازنشرکننده اعتبار می گیرد. بهرحال مذاکره بین ایران و آمریکا انکارناپذیر است. لیکن باید تاکید کرد سیاست خارجی و روابط دیپلماتیک بین المللی عرصه های گوناگون دارد که مذاکره یکی از آنهاست. بنابراین مذاکره زمانی مفید و ثمربخش خواهدشد که حداقل دو مولفه پیش شرط را در نظر بگیرد. نخست خروجی مذاکره تا چه حد بازی برد – برد باشد و نباید نتیجه مذاکره برد – باخت باشد. دوم اینکه تا چه میزان طرفین به تعهدات خود پایبند باشند. با این مقدمه چینی به سراغ پرونده مذاکره ایران و آمریکا می رویم. اساسا آیا امپریالیسم آمریکا به تعهدات بین المللی خود پایبند بوده است. پاسخ نیاز به زمان ندارد. نمونه های آن در مورد ایران بسیار است. در مرحله دفع طالبان از افغانستان دولت محمد خاتمی با نیروهای نظامی ایالات متحد آمریکا نهایت همکاری داشت. فکر می کنید چه نتیجه سیاسی و امتیاز اقتصادی برای ایران در برداشت. در مورد برجام نیز بعد از کلی تلاش و دوندگی در ماراتن سیاسی ایران با 1+ 5 کدام طرف مذاکره بود که زیر تعهدات برجام زد؟ قطعا پاسخ روشن است ایالات متحده آمریکا و ترامپ بود که قلدرمآبانه و به بهانه های واهی از برجام خارج شد. در مورد مذاکره ترامپ با کره شمالی نیز توجه کنیم که ترامپ طرف قدرت می رود و چون کره شمالی به تولید سلاح هسته ای دست یافته ترامپ و تیم سیاست خارجی ش ناچار به مذاکره با کره شمالی شد. حواس مان باشد. عامل دیگر این مذاکره برخورداری کره شمالی از همسایگانی دانا و دمکرات و توسعه یافته است که از کمک به تامین منافع همسایه خود کره شمالی دریغ نمی ورزند. اما آیا کشور ما ایران از چنین همسایه های دمکراتیک برخورادر است قطعا دولت های کشورهای همسایه ما غلام حلقه به گوش امپریالیسم بوده که به جای امپریالیستها عهده دار جنگ نیابتی هستند. نمونه عربستان و مدل های گروههای تروریستی از طالبان تا داعش هستند که از حمایت مالی – لجستیکی عربستان و کمک اطلاعاتی اسرائیل بازوی نظامی امپریالیسم شده اند. باوجود این پارامترهای بازدارنده ایران می تواند کاملا امیدوار به مذاکره باشد؟