وظیفه ملی ما در برابر یکه تازی آمریکا علیه ایران

تحلیل و برآورد پاره ای از سازمان ها و برخی کنشگران سیاسی را که می خوانی، در ذهن، فضای تیره و تا وضع مردم ایران مجسم می شود. هر روز که می گذرد حلقه رجزخوانی ترامپ و نئوکان ها علیه ایران تنگ تر می شود. گمان می رود که ترامپ قصد ندارد دست از سر ایران بردارد، اصرار او و افراطیون اسرائیل و عربستان نشانه هایی دارد که بحث احتمال جنگ با وجود سیاست تحریم علیه مردم ایران را تقویت می کند. تاکنون ما جنگ را از وجه تخریب و ویرانی آن می فهمیدیم، ولی جنگ پیش رو قبل از از اینکه وجه نظامی آن ذهن را به خود مشغول کند، جنگ خانمانسوز اقتصادی و تحریم های شداد و غلاظ امپریالیستی رادر ذهن شکل می دهد. عاملی که باعث می شود ذهن متوجه جنگ آمریکا علیه ایران شود به یکه تازی های ترامپ برمی گردد. خود می دانید، مدتی است که نئولیبرالیسم با نئوکان های برخاسته از بطن امپریالیسم آمریکا، به جهانیان و بویژه ایران چنگ و دندان نشان می دهند. دور تازه یکرتازی سرمایه داری درگیر بحران، با سیاست های ترامپ اوج گرفته است. ترامپ چنان اشتیاق جنگ در سر می پروراند که در وصف نمی گنجد. اشتیاق به جنگ توسط وی برخلاف جرج بوش پسر شاید حمله نظامی نباشد، چون منش تاجرپیشگی او و بالا بودن هزینه جنگ نظامی عواملی هستند تا ذهن ترامپ روی این امر متمرکز شود که در منازعه با ایران نخست از جنگ اقتصادی حرکت کند که سیاست تحریم در جنگ مزبور حرف اول را می زند. قرائن حاکی از آن است که تحريم های اقتصادی و فشارهای سياسی دولت ترامپ در همراهی با دولت دست راستی نتانياهو و دولت عربستان سعودی، وضعيت فوق العاده دشواری را برای کشور ما به وجود خواهد آورد. به ويژه از زمان شروع تحريم ها که به کاهش ميزان صدور نفت ايران خواهد انجاميد و بخش قابل توجهی از بازارهای نفتی روی ايران بسته خواهد شد.                                                                            در بالا تاکید کردم تحلیل و برآورد، رویاروئی ترامپ با ایران صرفا فضای تیره و توام با ناگواری های گوناگون در وضع مردم ایران را مجسم می کند که در جای خود قابل تامل است. لیکن نباید به ترسیم فضای اسفبار بدون ارائه راهکار کارساز اکتفا کرده چون مسئله ساز نخواهدبود. در اوضاع کنونی، بیم آن می رود که برخی از کنشگران هر جریان، دچار چنان خطای محاسباتی شوند که تشخیص دهند در برابر هماوردی ترامپ با ایران باید نقش ناظر بیطرف را بازی کنند و یا در صف انتظار نشسته تا جنگ آمریکا در تداوم خود، مردم ایران را به شورش علیه جمهوری اسلامی کشانیده تا بساط رژیم را برچینند. ایستادن بر تحلیل مزبور ناخواسته دقیقا معادل رژیم چنج تحت مدیریت نئوکان هاست با این تفاوت که نیروهای اجرائی آن دست نشاندگان مستقیم امپریالیسم نبوده بلکه عناصر وطن پرستی هستند. حتی طرح سرنگونی رژیم توسط مردم بدون حمایت خارجی ها دقیقا بسترساز جنگ داخلی و ترغیب امپریالیستها به حضور مداخله گرایانه در ایران بوده و تکرار تراژدی سوریه و لیبی در ابعاد جدیدتر است. تحلیل مزبور جز ناتوانی فرصت شناسی صاحبانش نبوده، تحلیل گرانی که نظیر دفعات گذشته، این بار نیز شیپور را از سر گشاد می دمند.                                                                            

 بنابراین حزب چپ ایران – فدائیان خلق – در برابر شرائط تاریخی قرار گرفته که باید موضع خود را در قبال رویاروئی ترامپ با ایران را شفاف و روشن بیان کند. فکر می کنید حزب چپ ایران – فدائیان خلق – باید براساس سنت ضدجنگ، در برابر گردنکشی ترامپ سکوت اختیار کند و یا مماشت نماید و حتی ایران را از جنگ تدافعی منع کند؟ آیا باید باوجود سنت ضدجنگ نسبت به بروز رگه های افراطی گری ناسیونالیستی بی تفاوتی اختیار کند که در چنین وضعیتی تیغ نئوکان های ترامپ و افراطیون داخل کشور را تیزتر می کند. مقایسه قرائن جنگ احتمالی ترامپ علیه ایران با تجربه تار 1914 می تواند تدوین راهکار موثر را تسهیل نماید. زیرا تدقیق بر تجربه تاریخی مزبور کمک می کند تا حزب چپ ایران – فدائیان خلق- جسارت موضعگیری را دوصد چندان کند تا بتواند تحرکات جنگ افروزی نئوکان های پیرامون ترامپ را مهار کرده و مانع تحرکات عنان گسیخته علیه ایران شود.

از طرفی حزب چپ ایران – فدائیان خلق – نباید سیاست های لحظه ای و احساسی اتخاذ کند و باید از آن شدیدا پرهیز نماید که اگر پرهیز ننماید بدون تردید تصوری در اذهان جامعه داخل کشور نسبت به خودش ایجاد خواهد کرد که مطلوب نبوده و ثابت می کند حزب چپ ایران – فدائیان خلق – هنوز حزب نشده و نیست بلکه روحیه ای بوده که این امکان را یافته که برخی از مطالبات چپ ایران را برعهده گیرد تا شاید آنرا تا مرحله تحقق، پیگیری کند. بدین خاطر ارگان ها و اندام های رهبری حزب چپ ایران ...برای الغاء ذهنیت حزب بودن خود، باید تلاش مضاعف را آغاز نماید تا از طریق تهییج مردم مانع تحقق اهداف ترامپ و ایادی جنگ طلب شود که شیوه ای کم هزینه و بدون تلفات انسانی بوده و تبعات و فواید آن صدها برابر بیشتر از نتایج نبرد جبهه - خیابانی بزرگ با جنگ طلبان است. حزب چپ ایران – فدائیان خلق – از طریق امکانات خود در روابط بین الملل باید اقداماتی را آغاز کند کوشاتر و هوشیارتر از همیشه از جغد جنگ پیشگیری کند. در این راه باید سعی وافر به کار بسته شود تا از طریق آکسیون ها، دیدارها و تماس ها و دیگر اشکال و صور با دول اروپائی بخصوص آلمان ترتیبی اتخاذ شود تا یکه تازی های ترامپ و نئوکان های آمریکا برعلیه ایران را خنثی سازند. نهایت سعی حزب چپ ایران –فدائیان خلق - باید جلوگیری از وقوع هر نوع جنگ بین آمریکا و ایران باشد و حتی کوشش فراوان به خرج دهد تا حداقل ایران آغاز کننده جنگ نشود. ولی در صورت اصرا آمریکا و اذنابش به جنگ چه نظامی یا اقتصادی، رها کردن ایران و مردمش قصور نابخشودنی بوده و عدول از انجام مسئولیت تاریخی محسوب خواهدشد. حزب ما، در صورت وقوع جنگ توسط آمریکا باید دقت کند اگر ایران وارد یک جنگ تدافعی مشروع و گریزناپذیر شد، چه می تواند بکند؟ قطعا باید با تمایلات وافر جنگ افروزانه ترامپ مقابله منطقی و موثر اعمال کند تا تلاش ترامپ برای تسلط برگلوگاه انرژی جهان که خاورمیانه باشد را خنثی نماید. نباید فراموش کرد مبارزه با جنگ افروزی ترامپ در اشکال گوناگون متناسب با امکانات ما می باشد. قطعا حزب چپ ایران – فدائیان خلق - باید به سنت سلف خود احزاب سوسیالیست آلمان و فرانسه مراجعه کند تا دریابد احزاب مزبور برخلاف سنت ضدجنگ شان در مجالس کشورهایشان به اعتبارات جنگی رای دادند. ما نیز درعین فراهم نبودن حضورمان در قدرت، مجازبه ترک صحنه و رها کردن موضوع نزاع بین ترامپ و ایران نیستیم. ما باید به نقش خود به عنوان یکی از بازیگران اصلی ناسیونالیسم دست یابیم که در تجربه تاریخی گذشته برخی هواداران رزالوکزامبورگ به آن دست یافتند و حتی باید نظیر سوسیال دمکرات های روس؛ گئورکی پلخانف شد که خود را در زمره مدافعان میهن معرفی کرد. هرآئینه به سوسیالیست های صرب و فراکسیون کوچکی از بلشویک های روس اندیشه کنیم که چگونه مخالفت با جنگ تدافعی حکومت روس را تا بدانجا رساندند تا از تائید اعتبارات جنگی سر زدند. در این راستا نیز لنین با طرح پیشنهادی به نظر بی سابقه خواستار آن شد که جنگ امپریالیستی به جنگ داخلی در روسیه تبدیل شود، وی حتی با به جان خریدن این احتمال که روسیه در صورت جنگ شکست بخورد، اقدام نمود. اگر تجربه تاریخی را که امروز با ادبیاتی دیگر لغلغه زبان کسانی شده باعث طرح مسئله ای می شود که آیا کمک به ایجاد جنگ داخلی در ایران تاکتیک درستی است؟ چون مثلا لنین آن را به کار گرفته بود. ولی قبل از هر چیز باید تعمق کرد آیا اساسا زمینه آن در ایران کنونی وجود دارد و شرائط اجتماعی جامعه ما اجازه بروز آن را می دهد؟ آیا حاکمیت ایران دچار چنان فترت و سستی گرفتار آمده است و پایه های آن سست گشته که به سقوط نزدیک شده باشد. تصریح می کنم زمان به سرعت می گذرد و ترامپ از رجزخوانی به عرصه عمل گام گذاشته است. قطعا حزب چپ ایران – فدائیان خلق – در عرصه روابط بین الملل در سطح اروپا می تواند از امکانات خود در سطح شهرهای این قاره نهایت بهره را ببرد و جبهه تبلیغاتی وسیع برعلیه سیاست های ضدمردمی ترامپ باز کند. گره زدن منافع مردم با بودن یا نبودن حاکمیت مسئله ساز خواهد شد و به نفع مردم ایران نیست، بخصوص زمانی که جمهوری اسلامی آلترناتیوی وجود ندارد و در این خلاء قدرت نیز امپریالیستها تاکنون در جهت آلترناتیوسازی حرکت مثبتی نکرده اند.

بدین خاطر نباید اجازه داد سرگردانی در جهت یابی مسیر مبارزه بر ما غلبه کند؛. حتی نباید در شطرنج رویداد تنش بین آمریکا و ایران به یک سمت و گوشه در صفحه مبارزه چشم بدوزیم. چنین نگاهی در عمل چه راهی را برای ادامه مبارزه باقی می گذارد؟ روابط بین الملل حزب چپ ایران - فدائیان خلق - چکار می تواند انجام دهد تا از آزمون چه باید کرد سربلند بیرون آید.

 

 

افزودن نظر جدید