شعار مرگ بر آمریکا، شناسه ایدئولوژیک جمهوری اسلامی است

علیرغم اینکه چندین هفته از خروج آمریکا از "برجام" گذشته است، این موضوع نه فقط در ایران، بلکه در سطح جهان تبعاتی از خود  بر جای گذاشته و پیامدهای بزرگی را با خودش به میدان کشیده است. واقعیت این است که  آمریکا توانست به نظم مورد نظر خود در مورد حذف جمهوری اسلامی از چرخه نزدیکی به تولیدات هسته ای فائق آید، و امروز هم با تجدید نظر در قرارداد بین المللی "برجام"، جمهوری اسلامی را در لبه تیغ تنها واگذاشته است.

خروج آمریکا از برجام، تبعات سیاستهای ناسنجیدە جمهوری اسلامی در تمامی این سالها را بیشتر نمایان ساخت. سیاست مدارانی که قرار بود کشور را از شرایط تغذیه تک محصولی دربیاورند، پس از گذشت ۴۰ سال، علیرغم شرایط مناسب و درآمدهای میلیاردی و به مراتب بیشتر و حتی غیرقابل مقایسه با رژیم گذشته، همه منابع مالی را به باد فنا دادەاند. آنان کشور را به روزمرگی کشانده اند و همه امورات کشور را در گرو تجارت و بده و بستان های غیر تولیدی گذاشتند و امروز کشور را در چمبره مناسبات چین و روسیه خلاصه کردەاند  کشور ما از حیث  تغذیه، آموزش، و تولید بیش از ده میلون بی سواد مطلق، فساد و فحشا و مصرف مواد افیونی که جوانان مملکت را از پا در آورده اند، به زانو نشسته است. با  تجاوز به طبیعت و محیط زیست، آلودگی آبها و دریاها و نابودی منابع آبی و جنگل ها و قلع و قمع نیرو های دیگراندیش و احزاب سیاسی، سرکوب اعتراضات مردم، کارگران، زنان، دانشجویان و جوانان  و برای آسایش و امنیت زندگی روزمره، روزنه امیدی از خود بر جای نگذاشته اند. مردم ایران جز دروغ و پرده دری های وقیحانه از زندگی خصوصی مردم و نمایش های ملال آور اسلامی که جز در مقابله با فرهنگ ایرانی، معنی نمی دهد، هیچ نکته مثبتی از این "نظام" استبدادی ندیده اند. از طرفی جمهوری اسلامی موقعیت هایش را یکی پس از دیگری از دست میدهد و بیشتر به شیر بی یال و دم شبیه مانده است. چنانکه در نشست گذشته "پیمان شانگهای"، کشورهای پاکستان و هند به کمیسیون دفاعی شانگهای پیوستند و عضویت کاملشان پذیرفته شد، اما کشور چین به دلیل پیامدهای تحریم آمریکا از عضویت جمهوری اسلامی جلوگیری کرد. در حالیکه صنایع کشورهای اروپایی در حال ترک کشور ما هستند که عواقب آن چیزی به غیر از افزودن به ارقام بیکاری نخواهد بود، کشور چین با  قراردادهای میلیاردی با کشورهای عضو اتحادیه اروپا به موقعیت بین المللی خودش بهبود بخشید و روسیه با اعلام پلان جدید صدور گاز از طریق دو خط اروپایی و ترکیه، موقعیت خود را تقویت نمود. اما جمهوری اسلامی برای تکمیل خط راه آهن شمال (گیلان - آذربایجان)، عاجز مانده است و قادر به تامین اعتبار این  پروژه  که قرار بود سال های پیش مورد بهره برداری قرار گیرد، نیست. در واقع جمهوری اسلامی به دلیل بیماری خود بزرگ بینی که ناشی از نگاه پس مانده ایدولوژیک آن است، نمی تواند قوانین بازی و سیاست کلان را درک کند و بهمین دلیل همیشه سعی کرده از تبعات ایدئولوژیک اسلامی استفاده نماید یا که با رشوه و باج دهی خود را به نمایش بگذارد. اما این بازی همیشه و همه جا نمی تواند ادامه پیدا کند و به همین دلیل در واقع پس از "برجام"، دست و پایش در پوست  گردو گیر کرده است و نتیجه اش، همین انتظار کشیدن بر لبه تیغی است که سرانجام، بە احتمال زیاد عقب نشینی تا انتها را تجربه خواهد کرد.

 آنها به این نتیجه رسیده اند که با به وجود آوردن فضای جنگی در کشور، می توانند خودشان را بازسازی کنند، و هم در خواست های مطالباتی تلمبار شده را به دلیل شرایط ویژه جنگی به عقب بیندازند و نسبت به مطالبه کنندگان چرخ بازداشت ها و بگیر و ببندها را تندتر نمایند. به همین دلیل فرصت برای بخشی از سرداران سپاه فراهم شده تا بر طبل جنگ بکوبند تا به خیال خود دنیا را بترسانند! جمهوری اسلامی این طور وانمود می کند که در آرایش جنگی و آماده باش بسر می برد و آمادگی دفع هر گونه تعرض خارجی را دارد. سخنان ناسنجیدە آقای روحانی رئیس جمهور مبنی بر اینکه تنگه هرمز را می بندیم و هشدار به آمریکا که با دوم شیر بازی نکنید، در محافل ایرانیان داخل و خارج کشور دیگر به طنز و مضحکه دولت اسلامی تبدیل شده است. از طرفی شرایط کشور ما را بدتر از آنی که بود نمود و هر گونه حمایت هایی را هم که از طریق نیروهای صلح دوست می توانستند انجام گیرد در مخاطره انداخت. واقعیت این است که سیاست آمریکا در منطقه خاورمیانه از دوران ریاست جمهوری اوباما تغییر کرده است، و تمرکز امریکا بیشتر به طور مشخص روی کشور چین و آسیای جنوب شرقی است و بهمین دلیل تمایلی به حمایت های سفت و سخت از این کشورها دیده نمی شود. و فقط هر از گاهی با تبلیغ خطر جمهوری اسلامی، اقدام به فروش میلون ها دلار اسلحه و ادوات نظامی می نماید!

تا زمانی که از طرف مسولین جمهوری اسلامی، شعار "مرگ بر آمریکا" سر دادە می شود، کمتر کشوری در منطقه با ایران حاضر به دوستی است و اعتمادی هم به سیاست های جمهوری اسلامی ندارند و دائم از حمایت های بین المللی حتی کشورهای اسلامی هم کم می شود. در هفته های اخیر تظاهرات سنگینی و بویژه در مناطق نفت خیز عراق صورت گرفت که خیلی زود هم جنبه ضد شیعی گرفت و هم بە ضد مداخلات جمهوری اسلامی فراروئید.

دگرگونی اساسی در جامعه ایران شروع شده و نمای اصلی آن، گسست مردم ایران از جمهوری اسلامی است که  دامنه اش دائم در حال توسعه است و شعارهای ساختار شکنانه، هر چند بار تند و تیزتر می شود. اگر گسست از حکومت را یکی از اساسی ترین مسائل بر خوردهای جهت دار مردم ببینیم، و اگر تظاهرات دی ما سال ۹۶ و در پی آن، تظاهرات مردم کازرون را هم به آن اضافه نموده و مورد بررسی قرار دهیم و علل این گسست ها را پایه و اساس سیاست خود قرار بدهیم، حال چه بپذیرم که جامعه در شرایط انقلابی است و چه نپذیریم، اما حرکت های اعتراضی مردم که عموما معیشتی و بحث نان و آب است، نمی تواند از نظر دور بماند و همین نکته می بایست پایه اتحادهای امکان پذیر نیروهای چپ را  تقویت کند و با صدای مشترک، قوی تر اقدام نماید.

صدای جنگ طلبی و سخنان غیر مسولانه رییس جمهور و اذناب، در واقع آماده کردن فضای کشور برای گروگان گیری جوانان مردم و استفاده از آنها به عنوان گوشت دم توپ است. در حالیکه در این کشور مردم آب ندارند، نان ندارند، کار ندارند، زنان و دختران امنیت ندارند. دنیا بداند و همه می دانند که  مردم ما به جمهوری اسلامی، به چشم یک نیروی ویرانگر نگاه می کنند  و حق خود را برای یک زندگی بهتر و آینده ای روشن تر، کاملا انسانی و قانونی و در چهارچوب مفاد حقوق بشر محفوظ می دانند. مردم ایران شایسته زندگی در آزادی هستند. به امید آن روز!

 

 

افزودن نظر جدید