در دفاع از اعتراضات و اعتصابات مردم عليه فقر، بيکاری و گرانی

در روزهای اخير موج جديدی از اعتراضات و اعتصابات راه افتاده است. اعتصاب سراسری رانندگان کامیون و حمل و نقل جاده‌ای در اعتراض به گرانی قطعات یدکی، بیمه بازنشستگی و بالا بودن هزینه کمیسیون که به گفته رانندگان اعتصاب به ۸۵ شهر در ۲۵ استان گسترش یافته است، اعتراض معلمان استان خوزستان نسبت به کاهش ضرایب سختی و فوق‌العاده کار، اعتراضات کارگران راه‌آهن حوزه آذربایجان، سمنان، دامغان، شاهرود، درود، اندیمشک و اسلامشهر، اعتراض کارکنان شرکت ملی حفاری اهواز و تجمع سپرده‌گذاران موسسات مالی، از جمله اعتراضات در روزهای اخير هستند. همزمان با اين اعتراضات، سه روز است که مردم در شاپور جدید در نزدیکی اصفهان در اعتراض به فقر، بيکاری و گرانی به اعتراض برخاسته اند. اين اعتراض بلافاصله به شهرهای ديگر گسترش يافته است. در دو روز گذشته مردم در اصفهان، کرج، رشت، مشهد، شيراز، اراک و تهران به خيابان ها آمدند و عليه گرانی و حکومت شعار دادند.

اعتراضات در حال گسترش به شهرهای مختلف کشورند. در اين موج اعتراض، گروه های وسعيتری از جامعه شرکت دارند: کارگران واحدهای توليدی، کارگران راه آهن، بيکاران، معلمان، کاميونداران، کارمندان، جوانان و مالباختگان. اين بار اعتراضات خيابانی با اعتصابات همراه و همزمان شده اند. اعتراضات ديماه خصلت بارزتر سياسی داشتند و اعتراضات پراکنده از ديماه به اين سو خصلت صنفی و مطالباتی. در موج جديد شعار بیشتر تظاهرکنندگان اعتراض به گرانی، فقر، بيکاری و تورم است: «مرگ برگرانی» و «گرانی، تورم، بلای جان مردم». اما در اين موج شعارهای صنفی سريعاً به شعارهای سياسی فرا می رويند. شعارهای تظاهرکنندگان مشخصاً متوجه نظام ولائی و شخص علی خامنه ای است: «توپ تانک فشفه، آخوند باید گم بشه»، "ملت گدائی می کند، آقا خدائی می کند"، "مرگ بر ديکتاتور" و "مرگ برخامنه ای".

 هم ميهنانان!

چهل سال است که جمهوری اسلامی بر سرنوشت مردم ایران حکم می راند. حاصل عملکرد چهل ساله این حکومت رشد بحران اقتصادی و تشدید استبداد سیاسی بوده است. در نتیجه مجموعه سیاست ها و اقدامات این حکومت طی چند دهه، فشارها به مردم افزایش یافته و جان مردم به لب رسیده است. اعتراضات و حرکاتی که پیش از این کمتر به شکل گسترده بروز می یافت، به اشکال مختلف و در بسیاری از شهرها راه به خیابان ها باز کرده و هرحرکتی حتی در ارتباط با تقسیمات کشوری به سرعت رنگ و بوی سیاسی به خود می گیرند و به شعارهایی علیه فساد و دزدی حکومتیان فرا می رویند.

وضعيت فلاکتبار کنونی ـ فقر، بيکاری، گرانی، شکاف طبقاتی، فساد، بحران آب، بحران محيط زيست، آسيب های اجتماعی و... ـ حاصل سياست ها و کارکرد جمهوری اسلامی است، جمهوری اسلامی رژيمی است مبتنی بر تبعیض و نابرابری و سرکوب و ناتوان از مدیریت جامعه امروزی. ستون اصلی این رژیم ولایت فقیه است. این رژيم مانع هرگونه تغيير به نفع خواسته های شما و منافع ملی کشور است. شما به درستی در شعارهای خود علی خامنه ای را زير ضرب گرفته ايد. جمهوری اسلامی، رژيم فاسدی است و قادر به اداره کشور و حل بحران های جامعه ما نيست. بايد از این رژيم گذار کرد و حکومتی جمهوريخواه، دموکراتيک و عرفی را جايگزين آن نمود.

حزب چپ ايران (فدائيان خلق) از اعتراضات شما دفاع می کند و در مبارزه علیه جمهوری اسلامی و طرد رژیم ولايت فقيه که در اساس حکومت روحانيت و سپاه پاسداران است، با شما همراه است. 

 

هيئت سياسی ـ اجرائی حزب چپ ايران (فدائيان خلق)

۱۱ مرداد ۱۳۹۷ (۲ اوت ۲۰۱۸)

افزودن نظر جدید

دیدگاه‌ها

در همان صفحه دوستداران به اندازه کافی و مستدل راجع به نوشتن جمله ای در پارا گراف های آخر این متن (حکومتی جمهوریخواه - دموکراتیک -عرفی )توضیح داده ایم - ولی گویا گوشهائی برای شنیدن نیست و چشمهائی برای دیدن وجود ندارد - یکی از دوستان از بیان نقد ما نسبت به این مسئله تشکر می کند (علی صمد ) و دیگری (راحله طارانی ) همچنان بر این اشتباه پافشاری می نماید - حکومتی که گذار کرده و مستقر شده نتیجه خواست مردمی بوده که خصلت جمهوریخواهی حزئی از این خواست بوده پس حکومت مستقر دیگر خود نمی تواند جمهوریخواه باشد چرا که جمهوری تشکیل شده - در مورد کلمه عرفی هم که مثلا توجیه اینستکه بجای سکولار آورده شده است اصلا این معنی مستفاد نمیشود وحداقل دوستان را به دیکشنری و حتی اینترنت مراجعه می دهیم - متاسفانه گویا متن ها را کسانی می نویسند که سواد لازم را ندارند و یا گرایشات خود را بجای نظرات هیئت سیاسی و ... مطرح می کنند - جالب است بتازگی پی بردم بسیاری از کسانیکه در صفحات متعلق به حزب چپ مسئولیت دارند حتی از گذشته سازمان فدائیان هم خبر ندارند و بنازگی و همزمان با تشکیل حزب چپ با مفاهیم سیاسی و تاریخی آشنا شده اند و این در حالیستکه صدها نفر از اعضا و هواداران سازمان چه در داخل و چه در خارج کشور کنار گذاشته شده و سکان کارهای سیاسی و تشکیلاتی بدست عده ای خاص افتاده است - کسانیکه حتی جرئت ندارند در صفحات شخصی خود در فیس بوک و فضای مجازی از مواضع فدائیان و حزب چپ دفاع کنند - برایم جالب بود یکی از این افراد که ظاهرا هم خیلی فعال است و دائما هم از کمبود وقت و... ناله می کند در پاسخ فردی که در صفحه اش به حزب چپ و فدائیان تاخته بود براحتی سعی می کرد خود را از فدائیان و اکثریت مبرا کند و تبری بجوید - واین در حالی بود که تنها با دو سه برخورد توسط من مشخص شد فرد توهین کننده اساسا برای سمپاشی آمده و دمش را روی کولش گذاشت و رفت - برای من و بسیاری دیگر که همواره دغدغه کار سیاسی و .. بوده است مصادره کردن تمام تاریخ یک جریان بنام فدائیان و سپردن مسئولیتهای آن به شکل تقسیم اراضی بین خودی ها قابل توجیه نیست و دور و خارج از روابط دموکراتیک بین اعضا و هواداران یک سازمان است - مطمئنا با اینگونه روشها و برنامه ها ووجود افراد بی صلاحیت و کم صلاحیت و تا حد زیادی نا آگاه به مسائل سیاسی و ... نمی توان به نتیجه رسید - فدائیان خلق - ملک و طلق شخصی کسی نیست که براحتی بتوان آنرا در اختیار خانوادگی قرار داد - این جریان نتیجه فعالیت صدها و هزاران کنشگر فدائی در طول تاریخ خود بوده است - عده ای معدود نمی توانند با نام و با اتکا به تاریخ آن این جریان را تنها منتسب به خود و دور و بری های خود بدانند - جریانی که در روند تشکیل حزب چپ ایران اتفاق افتاده تنها مصادره است - چطور می توان کسانی را در شورای مرکزی این حزب چپ قرار داد که هیچگاه خود را فدائی ندانسته و به آن هم تاکید دارند و وقتی هوا پس است از آن تبری می جویند - چگونه می توان پذیرفت سازمانی با پرنسیب باشد وقتیکه هنوز در یک اعلامیه هیئت سیاسی و نگارش آن گرایش گروهی قبل از تشکیل حزب چپ عمل می کند - چطور می توان پذیرفت کسانیکه به عنوان ناخدا یان کشتی می بایست آخرین نفر ها برای ترک کشتی باشند اول همه سوار قایق نجات شدند و فرار را بر قرار ترجیح دادند و اکنون دوباره خود را به عنوان ناخدا مطرح کنند - آیا جان و تن این افراد از ریختن خون هواداران و اعضا وصدای خرد شدن گردنها بر روی دار نمی لرزد - چطور می توان پذیرفت سازمان بالنده و یکپارچه ای تشکیل شده که فقط در فضای مجازی فعالیت دارد و برای خالی نبودن عریضه وشاید رعایت دموکراسی در یک صفحه مجازی بنام دوستداران حزب چپ - 30 نفر عهده دار وظیفه سرپرستی باشند ----خنده دار است که حتی این سی نفر به اندازه یکنفر کارائی ندارند و همواره پستهائی از راست ترین محافل و لیبرالهای شناخته شده هم در این فضا می بینیم - با عث خجالت است که حتی نمی توانند یک بیانیه ساده را بدرستی نگارش کنند بعد ادعای تشکیل حزب چپ دارند و زمانی که انتقاد می کنی در پاسخ می گویند شما انتظاراتت از ما زیاد است - بیجا کرده ای مسئولیتی را قبول کرده ای که نمی توانی انجام دهی - به کس دیگری واگذار کن - چه کسی از شما انتظار دارد ؟ چه انتظاری ؟ آیا گفتن اینکه این جملات هم از نظر معنی و هم سیاسی غلط است انتظار است ؟ افراد باسابقه و قدیمی را کنار گذاشته و به عده ای رجوع کرده اند که نه تشکیلات را می شناسند و نه سیاست و نه مبارزه حزبی و تشکیلاتی - روی چه معیاری این افراد دارای مسئولیت شده اند ؟ کسیکه حتی از وجود نشریه سازمانی به پیش در گذشته اطلاع ندارد و بقول خودش طی سالهای اخیر تا حدی با مواضع آشنا شده پطور می تواند عضوی از شورای مرکزی حزب چپ ایران باشد ؟من به شما می گویم حتی با این روشها و با این دیدگاه ها که آش همه دردی درست کرده اید راهتان نیمه راه است - تا زمانیکه پیوند درست و حسابی با جریانهای داخل کشور بر قرار نکنید و آنها را در ارکان رهبری این جریان وارد نسازید و تا زمانیکه افراد کم تجربه و بی تجربه را کنار نگذارید و از افراد مسئول و باسابقه و دلسوز استفاده نکنید هیچپاه نمی توانید موفق باشید