حضور مجازی در صحن مبارزات اجتماعی و سیاسی چاره‌ی کار نیست

گروه "در دفاع از سوسیالیسم"، هواداران فدائیان اکثریت در داخل کشور

گفتگوی اخبار روز با صاحب نظران در باره اوضاع ایران
اخبار روز - علی مختاری: نام گروه آنان "در دفاع از سوسیالیسم"، جمعی از هواداران سازمان فداییان خلق ایران – اکثریت (داخل کشور) است. گروهی که برخلاف نام و نشان شخصی اعضای آن ، سیمای سیاسی و نظری شناخته شده ای در داخل و خارج از کشور دارند. همه ی فعالان چپ ایران با این نام و سیاستی که اعضای آن پیگیری می کنند آشنا هستند و اگر خطر پلیس امنیتی جان آنان را تهدید نمی کرد مسلما ما می توانستیم به نام شخصی از آنان سخن بگوییم. گروهی که از بیش از یک دهه ی پیش به عنوان یک جمع در داخل فعالیت می کند و در این فاصله نزدیک به 90 اعلامیه، بیانیه در باره ی رویدادهای مهم کشور و مسائل مربوط به چپ با نام و نشان چپ مارکسیست و مدافع سوسیالیسم منتشر کرده است. وحالا با اتکا بر تجربه فعالیت سازمانی زیسته ی خود در فضای امنیتی داخل کشور با ارسال پاسخ به اخبارروز بر ضرورت حضور سازمانی فعال چپ در مبارزه جاری مردم تاکید کرده و نوشته اند: چپ وقتی می‌تواند در تحولات اجتماعی کشور موثر باشد و کارایی فکری و سازمانی خود را در بطن جنبش جاری سازد که حضور سازمانی و عملی در تحولات جامعه داشته باشد. فائق آمدن بر یکی از تشکیلاتی‌ترین و ایدئولوژیک ترین رژیم‌ها، بدون تجهیز به ابزارهای سازمانی لازم، بدون تشکیلات و بدون داشتن برنامه‌ی اقدام عملی و استراتژی روشن امکان پذیر نیست. چپ باید خود متشکل شود، در ایجاد جبهه گسنرده ای از نیروهای دمکراتیک همت گمارد و در سازماندهی مردم به ستوه آمده فعال باشد و آمادگی پرداخت هزینه‌های احتمالی این حضور را هم داشته باشد. اینجا نوشته گروه "در دفاع از سوسیالیسم" و پاسخ آن به پرسش های اخبارروز را می خوانید. سوالاتی که ما در گفتگو با صاحب نظران چپ در باره ی اوضاع کشور طرح کرده ایم.

                                                             ****
 
رفقای هیئت تحریریه ی اخبار روز ما گروهی از فعالان چپ داخل کشور سلسله مطالبی را که شما در گفتگو با عده ای از صاحب نظران سرشناس چپ ایران در باره ی اوضاع ایران، همکاری و اتحاد نیروهای چپ و گذر از استبداد منتشر می کنید با دقت و جدیت پیگیری می کنیم. گفتگوهایی که کمک می کند با نظرات شخصیت های صاحب نظر چپ درباره ی مسائلی که ما فعالان در داخل کشور با آن درگیر هستیم آشنا شویم و از نکات آموزنده ی مطرح در این مصاحبه ها بهره بگیریم. برای ما قابل تصور است که اخبار روز آگاهانه و بنا بر ملاحظات شرایط فعالان چپ داخل کشور از مراجعه به بسیاری از شخصیت های چپ که در بطن مبارزه ی روزمره در کنار مردم حضور دارند اجتناب کرده است. ما فکر می کنیم مخاطب سوالات شما همه نیروهای چپ و از جمله گروه "در دفاع از سوسیالیسم" است و با این نگاه بر آن شدیم که به پرسش های اخبار روز که در دسترس همه است پاسخ دهیم و از این طریق هم نظر خود را با خوانندگان اخبار روز در باره ی سوالاتی که طرح کرده اید، در میان بگذاریم و هم از این ابتکارشما برای تقویت گفتگوی جمعی سازنده و اتحاد عمل مجموعه نیروهای چپ پشتیبانی کنیم.

اخبار روز: در ایران چه خبر است؟

در دفاع از سوسیالیسم: امروز در ایران در هر زمینه ای خبرهای مهمی هست، حال مانده چه چیزی مد نظر شما باشد. آنچه بیشتر نظر ما را به خود جلب میکند به بار نشستن سه دهه تلاش برای کاربست سیاستهای تعدیل ساختاری و پیگیری مصرانه ی برنامه‌های نئولیبرالیستی و نهایتاً اجرای سیاست شوک درمانی رژیم است. هر چند آنچه که رخ میدهد حیرت‌آور است، ولی غیر مترقبه نیست. بحرانهای گسترده تمامی حوزه‌های‌ سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، زیست محیطی و حتی اخلاقی و ایدئولوژیک را فرا گرفته، بطوریکه حکومت در چهار دهه ی گذشته دچار چنین بحرانی فراگیر و همه‌جانبه‌ نبوده است. به عبارتی صریحتر، اجرای برنامه‌های نولیبرالی تعدیل ساختاری بویژه در دو دهه گذشته به عریان‌ترین شکل، نتایج فاجعه‌بار خود را نشان میدهد. شرایط وحشتناکی از بی‌عدالتی‌ها، فساد، دزدی و غارت، گرانی، فقر و گرسنگی، بی‌خانمانی اکثریت مردم، بیکاری، ورشکستگی و تعطیلی واحدهای تولیدی، تشدید رکود، افت فزاینده ی ارزش پول ملی، تورم افسار گسیخته، فساد و رانت خواری، اختلاس و ثروت‌اندوزی شخصی حکومتیان و وابستگان را شاهدیم. در اعتراض به این وضع، توده‌های به ستوه آمده، از دی ماه 96 با حضور گسترده در شهرهای کوچک و بزرگ و روستاهای کشور ضمن فریاد خواستهای صنفی و اقتصادی و سیاسی، در عریانترین شکل خود راس هرم قدرت را نشانه گرفته و حوزه‌های سیاسی – اجتماعی کشور را تحت الشعاع قرار داده اند. در ادامه این حرکت، امروز تقریبا در تمام نقاط کشور شاهد اعتراضات گسترده و عمومی شدن مبارزات هستیم. از مبارزات زنان و جوانان گرفته تا حرکت‌های کارگری با شعارهای صنفی و طبقاتی، از خیزش‌های اجتماعی اقشار مردم به ستوه آمده از ظلم و بیدادگری رژیم تا مبارزات فعالین ملی و مدنی در مناطق ملی کشور، از اعتراضات و مبارزات فعالین محیط زیست تا نقش‌آفرینی نهادهای مدنی روشنفکران در راستای مطالبات دمکراتیک، از اعتراض و حضور خیابانی مال‌باختگان نهادهای مالی و اقتصادی وابستگان نظام و اعتراضات بازنشستگان تا اعتصاب و اعتراضات سراسری صنوف مختلف. علیرغم پراکندگی این مبارزات و خیزش‌ها، مولفه‌هایی همچون تعدد، استمرار و فراگیری اعتراضات، اشکال مبارزاتی متنوع و رویکردهای سیاسی متفاوت شرایط جدیدی را در چشم‌انداز سیاسی کشور تعریف می‌کنند. طرح شعارهای سیاسی عبور از جناح‌ها و باندهای حکومتی در اکثر این تحرکات سیاسی و اعتراضات صنفی و اقتصادی، نشان می‌دهد که زمینه‌های مادی برای تشکل‌یابی و سازمانگری معترضین و مخالفین حکومت بیش ار پیش فراهم می‌شود. این در حالیست که جامعه بدون دخالت پیشاهنگ سازمانی، جنبش خود را شکل می‌دهد. تفاوت در تاکتیکها و حتی طرح برخی شعارهای ظاهراً خارج از ظرفیت فعلی جنبشهای اجتماعی و کارگری را نیز در همین راستا می‌توان ارزیابی نمود. 


اخبار روز: در طول دو دهه ی اخیر گفتمان اصلاح طلبی بر فضای سیاسی ایران حاکم بود. در این فاصله در کنار اعتراضات پراکنده اقشار و گروه‌های مختلف اجتماعی، حرکت دانشجویی تیر ۷٨، حرکت گسترده ی «رای من کو» معروف به جنبش سبز و خیزشی در دی ماه گذشته روی داده که بدون فاصله زمانی به اعتصاب و اعتراض زنجیره ای و جاری گارگران نیشکر هفت تپه و فولاد اهواز پیوسته است. آیا این حرکات اعتراضی در امتداد یکدیگر هستند و یا آن که در نقطه ای از همدیگر فاصله گرفته‌اند.

در دفاع از سوسیالیسم: طبیعتاً اعتراضات یک سال اخیر رابطه ای دیالکتیکی با حرکتهای قبلی داشته و نمیتوانست متأثر از آنها نباشد. فراموش نکنیم که منشاء تمامی حرکتهای صورت گرفته جمهوری اسلامی است که در اشکال متفاوت بروز می‌کنند. نکته حائز اهمیت در جنبش اعتراضی و اجتماعی مردم طی بیست سال گذشته، تفاوت در خاستگاه نیروهای عمل کننده بوده است. بنحوی که یک نیروی عامل در مقطعی خاص، در مقطعی دیگر بعنوان نیروی محدود کننده و حتی یازدارنده عمل میکند. برخورد «اطلاح طلبان انتخاباتی» نسبت به حرکتهای اعتراضی کارگران و زحمتکشان در ماههای اخیر نمونه ی بارز این مدعاست. به نحوی که در پی تعمیق مبارزات یک ساله ی اخیر و سمتگیری متفاوت آنها، این نیروها در مقطع کنونی به نیروی مانع تعمیق و شکل گیری جنبش تبدیل شده اند. این جنبش‌ها هر چند در طول سالهای اخیر بعنوان جنبشهای مقطعی به نظر می‌رسند و سوگیریهای متفاوتی را متناسب با شرایط تاریخی خود نشان می‌دهند، ولی بواسطه ی دور شدن از نظام و رادیکالیزه شدن، امتدادی رو به جلو را دنبال میکنند. حرکتهای قبلی عموماً مطالبات اقشار میانی و روشنفکران را منعکس میکردند؛ اکثریت غالب نیروهای آن را قشر متوسط و متوسط به بالا همراه با روشنفکران و فعالین سیاسی تشکیل میدادند، ولی شرایط بحرانی حاضر در حرکتهای یک سال اخیر، کارگران و زحمتکشان و اقشار فرودست جامعه را به میدان مبارزه کشانده و نیروهایی متفاوت با خواسته های متفاوت پا به عرصه مبارزه گذاشته اند. نیروهای عامل حرکتهای قبلی خود تجزیه شده و بخشی از آنها هنوز منافع خود را در حفظ نظام و بهره مندی از مزایای آن با امید به احتمال تعدیل در شیوه های حکومت داری و مشارکت آنها در اداره حکومت دنبال میکنند، ولی آنچه مسلم است توهم اصلاح‌پذیری نظام در حال فروپاشی است. 


اخبار روز: حکومت همراه با سرکوب معترضان می‌کوشد این تلقی را جا بیندازد که مضمون اعتراضات اقتصادی است و نه سیاسی و در مطالبات معترضان عبور از جمهوری اسلامی مطرح نیست. اما ما شاهد هستیم که در بیانیه ها و تظاهرات خود جوش و یا سازمان یافته کارگران، معلمان و سایر اقشار از مطالبات دفاعی از قبیل دستمزد معوقه، امنیت اشتغال تا نفی جمهوری اسلامی طرح می شود، آیا می توان ازیک سمت‌گیری مشخص و هدفمند اعتراضات جاری سخن گفت؟ نشانه‌های آن چیست؟

در دفاع از سوسیالیسم: جمهوری اسلامی برای غلبه بر بحرانهای رو به تعمیق، همچون چهار دهه ی گذشته، سیاست سرکوب جنبش های اعتراضی و آزادی خواه ی را دنبال می کند. این رویکرد بعد از خیزش سراسری مردم در دی ماه سال گذشته و ادامه آن در سال جاری، به شکل ترور مخالفین در خارج از کشور، گسترش اعدام‌ها در داخل، تداوم و تعمیق آزار و اذیت زندانیان، افزایش دستگیری‌ها ادامه یافته است. جمهوری اسلامی خوب می‌داند که اعتراض و مبارزات مردم علیه وضعیت حاکم عمیق شده و هر حرکت صنفی اقتصادی به لحاظ ساختار فاسد و غیرقابل اصلاح نظام در ادامه خود به خواستهای سیاسی حتی در رادیکالترین شکل آن و نفی جمهوری اسلامی و ولایت فقیه فرا میروید. بنابر این رژیم به هر شیوه‌ای متوسل می‌شود تا نشان دهد «ثبات و آرامش» در کشور حاکم است و این حرکات کار «دشمنان انقلاب» است و از «خارج» هدایت می‌شود. شیوه‌ای که تمام رژیم‌های دیکتاتوری تاریخ به آن متوسل شده‌اند و جمهوری اسلامی هم از آن مستثنی نیست. ولی غافل از آن هستند که در شرایطی که ساختار اقتصادی فاسد با نظام سیاسی فاسد و سرکوبگر غیرپاسخگو در هم تنیده است، دیگر خط فاصلی بین خواستهای صنفی و سیاسی مردم – که اساساً خط فاصلی هم ندارند - نمی‌توان قائل شد. همین که این خیزشها و حرکتها و حضور مردم در خیابانها حداقل در شرایط فعلی در فضایی صورت می‌گیرد که نیروهای ترقیخواه و پیشرو سیاسی در بطن مبارزات مردم به جان آمده از ظلم و جور رژیم مستبد دینی حضور فعال و سازمانده ی شده‌ای ندارند و بار اصلی همانا بر دوش خود شرکت کنندگان قرار دارد، همین که هر روزه شاهد همدلی بیشتر گروه‌های معترض کارگری، زنان، معلمین، جوانان، زنان، دانشجویان، حتی مال باختگان و دیگر اقشار اجتماعی با همدیگر هستیم و هر گروه معترض از حقوق سرکوب شده گروه دیگر در شعارها و حرکات اعتراضی خود یاد می‌کند و مطالبات خود را با مطالبات اقشار دیگر گره می‌زند، نشانگر آن است که وضعیت در ایران استبدادزده امروزی طوریست که دیگر نمی‌توان بین مطالبات صنفی و سیاسی مردم مرز کشید. این واقعیت باید مورد توجه آن نیروها و افرادی نیز باشد که کماکان با «امید» به اصلاح این ساختار فاسد و غیرپاسخگو، فکر می‌کنند که «تدبیر» می‌کنند.


اخبار روز: تغییر گفتمان اعتراضات از مطالبات و روش اقشار متوسط که عمدتاً نگاه به رفرم دارد به غلبه ی گفتمان رادیکال فرودستان در حرکات اعتراضی چه تاثیری در موقعیت جریان اصلاح طلبی در ایران دارد؟ آیا نقش جریان اصلاح طلبی در سپهر سیاسی ایران پایان یافته و دیگر نمی تواند در سمت دهی بر تحولات اثر بگذارد؟

در دفاع از سوسیالیسم: همانطور که گفتیم، توهم اصلاح‌پذیری نظام که بخش قابل توجه ی از نیروهای با تعلق خاطر به آزادی و عدالت اجتماعی را نیز از گردونه مبارزات اجتماعی و سیاسی واقعی مردم و بویژه کارگران، اقشار فرودست و توده‌های زحمتکش شهری و روستایی خارج کرده بود در حال فروپاشی است و این موضوع موقعیت نیروهای باصطلاح اصلاح طلب را تضعیف و آنها را در موقعیت ضعیفی قرار داده است. بروز اشکال مبارزاتی متنوع و رویکردهای سیاسی متفاوت در اعتراضات مردمی بویژه بعد از خیزش دی ماه به شکل طرح شعارهای سیاسی عبور از جناح ها و باندهای حکومتی، نشان می‌دهد که زمینه‌های مادی برای تشکل‌یابی و سازمانگری معترضین و مخالفین نظام اسلامی بیش ار پیش فراهم می‌شود. حرکت‌های اخیر نشان دادند که ظرفیت مادی لازم برای ظهور بالفعل یک نیروی سوم عدالت‌طلب و آزادی خواه که مشخصه‌ها و سوگیری آن نه در چارچوب اصلاحات نظام ولایت‌فقیه ی، بلکه در چشم‌انداز حاکمیت مردم و استقرار یک نظام سیاسی آزاد، دمکراتیک و غیردینی قابل تعریف می‌باشد، امکانپذیر است. «اصلاح‌طلبان» حرفه‌ای جمهوری اسلامی در داخل و خارج از کشور نگران رادیکالیزه شدن مبارزات مردم هستند. آنها در برابر جهت گیری‌های جدید مردمی یا سکوت اختیار کرده‌اند، یا بدون توجه به زمینه‌های مادی حرکتهای اخیر و بر اساس منافع خود در صدد تخطئه کردن آن می‌باشند. این که اصلاح‌طلبان را از سپهر سیاسی ایران حذف شده بدانیم غیرواقع بینانه خواهد بود. اصلاح طلبی نیروها و پایگاه اجتماعی خود را دارد، ولی در شرایط کنونی با وجود جمهوری اسلامی که با تمسک به سرکوب و دیکتاتوری و اقدامات سرکوبگرانه در صدد ادامه حیات خود میباشد، نمیتوانند نقش تعیین کننده ای در سپهر سیاسی کشور ایفاء نمایند، اما بدون تردید به شکلی تضعیف شده و البته در کنار حاکمیت اسلامی به حیات خود ادامه خواهند داد.


اخبار روز: با شدت گرفتن اعتراضات کارگران، معلمان و فرودستان ما شاهد چرخش در رفتار نیروهای راست اپوزیسیون و بخشی از اصلاح‌طلبان نسبت به این اعتراضات هستیم، این دو جریان که در برنامه اقتصادی چندان تفاوتی با هم ندارند هریک به شکلی می‌کوشند از طریق دفاع از اعتصاب کارگران و یا تحصن معلمان و همصدایی با بخشی از مطالبات آنان خیزش فرودستان را مصادره به مطلوب کنند. این همپوشانی جریان راست و نئولیبرال با اعتراضات نیروی رادیکال تا کجا می تواند دوام یابد؟

در دفاع از سوسیالیسم: نیروهای راست مزورانه و فرصت طلبانه بنوعی همدردی با کارگران و زحمتکشان و فرودستان جامعه را در ظاهر امر پیشه ساخته‌اند، آنها فریبکارانه چرخشی در رفتار داشته اند، اما تغییری در رویکرد واقعی خود نه. به باور ما، دفاع یا همصدایی نیروهای راست با بخشی از خواست های کارگران و معلمان و فرودستان جامعه که اساساً اعتراض‌شان به کاربست سیاست های نئولیبرالی و البته بی کفایتی و ناسلامتی حکومتیان بوده، از جنسی متفاوتی هستند. طبیعی است این اعتراضات تا جایی که نظام را نشانه گرفته از حمایت و همصدایی ظاهری آنها هم که شده بهره مند خواهد شد، ولی با تعمیق خواست ها و گسترش آن به نفی سیاست های نئولیبرالی، آنها را به تقابل و رودرویی با کارگران و زحمتکشان خواهد کشاند. متاسفانه حتی اصلاح طلبان خارج از دایره قدرت نیز ضمن حمایت از این حرکات، در هراس از تعمیق مبارزات مردم نگران روند «اصلاح» نظام هستند و شرمگینانه از طرح «شعارهای غیرواقعی» در حرکات کارگری اخیر در جنوب کشور آزرده شده و آن را «تندروی» ارزیابی می‌کنند. طرح شعار «مدیریت شورایی» را بهانه‌ای برای توجیه و جا انداختن تسلیم طلبی و «تدبیر» اصلاح‌طلبی خود تبدیل کرده اند. تحریف خواست کارگران نیشکر هفت تپه برای «لغو خصوصی سازی» این مجتمع صنعتی کشاورزی به «ابطال خصوصی‌سازی معیوب» که بنگاه خبرپراکنی بی بی سی نیز در ترویج آن میکوشد، نشانه ی بارز جا انداختن رویکردی جعلی در برخورد با جنبشهای کارگری است. این امر نشان می‌دهد که در ادامه، بخشی از اصلاح طلبان نیز به مقابله با جنبش های کارگری و اقشار فرودست جامعه برخواهند خاست و جایگاه خود را در طیف راست تثبیت خواهند کرد. این رویکرد هم در مورد نیروهای اصلاح طلب حکومتی و هم در خصوص بخشی از اصلاح طلبان خارج از رژیم صادق است. در این میان برخوردهای ابهام آمیز و مغشوش برخی جریانات چپ در مواجهه با خواست جنبش‌های کارگری از این منظر که گویا «خصوصی سازی معیوب» زمینه ساز این حرکات بوده، در نتیجه گیری نهایی به تأیید و تقدیس «خصوصی سازی غیرمعیوب» که خود مفهومی بورژوایی و نئولیرالیستی است، منجر خواهد شد. طرح چنین دیدگاه‌های سیاسی مغشوش، در خوش بینانه ترین شکل چیزی جز «برخوردهای غیرمسئولانه» و «ندانم کاری»های تاسف برانگیز نیست. این نیروها یا مبارزه جاری کارگران علیه رویکردهای نئولیرالیستی و سمت گیریشان علیه نظام سرمایه داری را درک نکرده اند و یا عملاً نمیتوانند نقش تاریخی خود را بعنوان نیروی چپ در قبال جنبش‌های کارگری و خیزش های اجتماعی فرودستان جامعه ایفاء نمایند.


اخبار روز: اعتراضات در ایران محدود به کارگران، معلمان و اقشار کم‌در آمد نیست. ما در کنار شکاف طبقاتی، شکاف اتنیکی، شکاف مدرن و سنتی، شکاف نسلی، شکاف جنسیتی و ... انواع تبعیض را داریم. کارگران بنا به موقعیت کاری خود زیرچتر نهادهای کارگری متشکل عمل می کنند. برای سایر اقشار چه شکلی از سازمانده ی قابل تصور است؟ چپ ها در این ارتباط چه وظیفه‌ای دارند؟

در دفاع از سوسیالیسم: وقتی بحران همه گیر شد، طبیعی است اعتراضات هم همه جانبه باشند. بحرانهای اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، جنسیتی، اتنیکی، فرهنگی، محیط زیستی، مذهبی، اخلاقی و حقوقی بلاشک اعتراضات و حرکت های خود را در پی خواهند داشت. هیچ خواستی منتظر حل و رفع مشکل دیگری نخواهد ماند. برای پاسخگویی به این مشکلات نمیتوان اولویتی برای متقاضیان آن تکلیف کرد. اگر اولویتی هست برای حاکمان است نه برای گروه های اجتماعی. شما نمیتوانید از کارگران و زحمتکشان، زنان، جوانان و دانشجویان، فعالین مناطق ملی و دیگر نیروهای اجتماعی بخواهید تا تعیین تکلیف حکومت اسلامی منتظر بمانند و یا فعلا اعتراضی نکنند و امیدوار باشند که نظام اصلاح شود. هنر انقلابی در ترکیب این خواست ها و ارتقاء آنها در راستای دستیابی به هدف اصلی همزمان با پاسخگویی به خواست های موردی است. هر گروه اجتماعی تشکل و سازمانده ی مناسب خود را باید داشته باشد. اگر سندیکاها و اتحادیه ها شکل مناسبی در طرح خواست های صنفی بشمار میروند، تشکل‌ها و نهادهای مدنی و اجتماعی نیز میتوانند بعنوان محل گردهمآیی آن نیروها و اقشار اجتماعی مطرح گردند. در این خصوص باید الزامات سازمانی، برنامه‌ای و رهبری خود ویژه جنبش‌های اجتماعی جاری در بطن جامعه تحقق یابند. در حال حاضر سازماندهی مشارکت‌کنندگان در جنبش‌های جاری در جامعه ی ایران در قالب این تشکل‌های خود ویژه و مستقل دارای برنامه و رهبری، عاجل‌ترین وظیفه نیروهای دمکراتیک، آزادیخواه و عدالت‌طلب میباشد. چپ برای رسیدن به سازمان سراسری و تاثیرگذار در عرصه جنبش‌های دمکراتیک و آزادیخواهی در بطن جامعه ناگزیر از مشارکت فعال، هدفمند و با برنامه در شکل‌گیری و سازمانیابی این تشکل‌ها و سازمانهای اجتماعی و ایفای نقش خود در راستای اهداف غایی کارگران و زحمتکشان میباشد. چپ بعنوان یک نیروی سیاسی و اجتماعی پویا نباید دامنه فعالیتش را صرفاً به حزب سیاسی مطبوع خویش محدود کند. هر چند که حضور احزاب سیاسی و حتی جبهه چپ شرط لازم برای مشارکت در تحولات سیاسی – اجتماعی کشورمان می‌باشد، ولی به موازات آن، چپ باید در تمامی عرصه های اجتماعی و مبارزات توده ای و دمکراتیک و در تشکلهایی که بنوعی بخشی از خواستها و مطالبات مردم ایران را نمایندگی میکنند حضور فعال و تأثیرگذاری داشته باشد. 


اخبار روز: بخشی ازنیروهای راست اپوزیسیون از جمله سلطنت‌طلبان با استناد به یکی دو شعار که در آغاز قیام دی ماه طرح شد ادعا می‌کنند که خیزش دی ماه نه تنها ادامه ی انقلاب بهمن نیست بلکه گسست از ایدئولوژی آن است. آیا حرکت اعتراضی مردم در دی ماه بازگشت به گذشته و دوری از اهداف انقلاب بهمن است؟

در دفاع از سوسیالیسم: سلطنت بیشتر یک خاطره ی نوستالژیک در مقایسه با فجایع جمهوری اسلامی است و سلطنت‌طلبان فی‌نفسه نیروی سیاسی میدانی و تأثیرگذار در جامعه ی ایران بشمار نمیروند و نمودهای عینی آن نیز بعنوان یک نیروی بالفعل در متن مبارزات جاری در جامعه ایران مشهود نیست. شیفتگان سلطنت در انعکاس توان خود و تمایل مردم به گذشته، بواسطه رسانه هایی که در اختیار دارند اغراق و موضوع شعارهای داده شده در حمایت از سلطنت را بزرگ نمایی میکنند. درست است که در خیزش دی ماه چنین شعارهایی هم شنیده شد، البته شعارهایی همچون: «نه میر میخوایم نه رهبر، نه بد میخوایم نه بدتر»، «اصلاح طلب اصولگرا، دیگه تمومه ماجرا» و دیگر شعارهای انقلابی و مردمی هم تقریباً در بیشتر شهرها از سوی معترضین سر داده شد؛ متأسفانه خیلی ها رغبتی برای شنیدن و انعکاس آن نداشتند. به نظر می رسد برجسته کردن نیروهایی همچون «رضا پهلوی» از طرف آمریکا بعنوان آلترناتیوهای آتی رژیم جمهوری اسلامی بیش از آن که یک موضوع جدی استراتژیک باشد، استفاده ابزاری از این نیروها بعنوان اهرم‌های فشار بر رهبران «جمهوری اسلامی» برای گردن نهادن و تسلیم شدن در برابر خواسته‌های امریکا بویژه در عرصه سیاست خارجی است، ولی این که حنبش های یک سال اخیر ادامه ی انقلاب شکست خورده بهمن 57 است یا گسست از ایدئولوژی آن، به تعریف ما از ایدئولوژی و اهداف انقلاب بهمن 57 باز میگردد. اگر تعریف مان را به ایدئولوژی حقنه شده روحانیت شیعه و تصمیمات "کنفرانس گوادلپ" در ایجاد حصار سبز حول شوروی سابق محدود کنیم، طبیعی است که گسست از آن اهداف و ایدئولوژی است؛ و اما اگر منظور بازگشت به خواست استقلال سیاسی، عدالت اجتماعی، دموکراسی و توسعه اقتصادی است که تعریف ما و خیلی از فعالین سیاسی بعد از کودتای 28 مرداد 1332 از اهداف و ایدئولوژی انقلاب 57 بود، در آن صورت میتوان حرکتهای اعتراضی یک سال اخیر را در ادامه اهداف انقلاب بهمن ارزیابی نمود.


اخبار روز: من شخصا انقلابی را نمیشناسم که بدون رهبری به ثمر رسیده باشد. حالا رهبری یک شخص کاریزماتیک باشد، یا یک و چند حزب متحد و یا ترکیبی از این اینها. به نظر شما با توجه به نامتجانس بودن مخالفان مسئله رهبری تحولات آتی در ایران چگونه پیش خواهد رفت؟

در دفاع از سوسیالیسم: اصل رهبری و خرد جمعی همچنان خدشه ناپذیر و شرط لازم موفقیت است. در نبود رهبری و سازماندهندگان دارای هدف و برنامه، طبیعی است کسانی که رسانه های جمعی را در اختیار دارند آن نقش را برعهده گرفته و هدایتگر جنبش یا انقلاب در راستای منافع و خواست های خود باشند. در نبود تشکل یا حزبی سازمانگر که بتواند توده های معترض را پشت سر برنامه ها و خواست هایش سازماندهی کند - که وضعیت کشور ما در شرایط فعلی دچار چنین نقیصه ای است – و اگر جنبش را به زایمانی مدیریت شده و زودرس وادار نسازند، رهبری جنبش از دل مبارزات مردمی در داخل کشور بوجود خواهد آمد. مطمئناً با گسترش و تعمیق اعتراضات مردمی ابتکار عمل نیز به دست نهادها و تشکلهایی که مستقیما از دل مبارزات مردم پدید میآیند، خواهد افتاد و بطور منطقی با گسترش دامنه و قدرتیابی جنبش های مردمی شانس رهبری جنبش توسط نیروهای راست و ارتجاعی نیز کاسته می‌شود. لازم است اضافه کنیم، ضرورت رهبری الزاماً به معنی نیاز به رهبری کاریزماتیک نیست. موضوع رهبری هم باید در متن مبارزه و متناسب با شرایط موجود دیده شود، و نباید آن را بعنوان موضوعی مجرد و بی ارتباط با شرایط بروز و ظهورش تعریف نمود. حرکات اعتراضی و خیزش‌های اجتماعی یکی دو سال اخیر کشورمان نشان دادند که جنبش‌های اعتراضی و مبارزات اجتماعی، رهبران خود را در دل خود پرورش می‌دهند. ترکیب رهبران زندانی جنبش‌های اجتماعی و سیاسی کارگران، معلمان، زنان، دانشجویان، جوانان، کوشندگان مطالبات دموکراتیک در زندان‌های جمهوری اسلامی نمونه‌های عینی این چشم‌انداز هستند. هر چه حرکات سیاسی اجتماعی توده‌های زحمتکش و اقشار مختلف اجتماعی گسترش می‌یابند و شکل سازمانی و برنامه‌ای به خود می‌گیرند، گذر از رهبری کاریزماتیک نیز شتاب بیشتری می‌گیرد، و مبارزات مردم، رهبران و سخنگویان جدیدی را معرفی می‌کند. بنابر این در چشم‌انداز سیاسی جامعه ایران آن نیرویی موفق خواهد بود که بتواند رهبری سازمانی خود را با برنامه مشخص در بطن مبارزات مردم شکل دهد. چپ نیز از این امر مستثنی نیست. 


اخبار روز: نحله های مختلف مخالفان جمهوری اسلامی در باره ی همکاری موردی، اتحاد و ائتلاف کم کار نکرده اند اما هیج کدام از جریانات، چه چپ و چه مخالفان راست اپوزیسیون به جز ایجاد تجمع های کوچک تا به حال به جایی نرسیده اند. آیا این ناتوانی در ایجاد ائتلاف و اتحاد ناشی از وضعیت عینی و سرنوشت مقدر مخالفان است و یا این که میتوان بر این دور باطل نقطه پایان گذاشت. چگونه؟

در دفاع از سوسیالیسم: برای عدم موفقیت اپوزیسیون در ایجاد ائتلاف یا اتحادی در سپهر سیاسی ایران فارغ از شرایط امنیتی حاکم بر کشور و تلاش چهل ساله رژیم در متفرق نگه داشتن اپوزیسیون، علل متعددی را میتوان برشمرد، ولی مهمتر از همه آنکه تلاش های فوق اساساً بر زمینه‌های مادی اهداف مورد نظر جنبش‌های اجتماعی و سیاسی مردم کشورمان شکل نگرفته اند. از این رو عموماً موفق نبوده و خیلی سریع از هم پاشیده و یا عملاً کارآیی و اثربخشی نداشته اند. هر جنبش و انقلابی ضرورتاً ظرف مورد نظر خود را لازم دارد. باید واکاوی نماییم که این ظروف با مظروف خود مطابقتی داشته و یا به شکل وصله ای ناجور به هم وصل شده اند. عدم موفقیت این ائتلاف و اتحادها خود بنوعی از ناسازگاری ظرف و مظروف دارد. همچنین گرایش به تک روی و خود محوری عامل دیگری در ناکامی هاست که متاسفانه ریشه در فرهنگ احزاب و سازمان‌های سیاسی کشورمان دارد. تلاش جمهوری اسلامی برای متفرق نگهداشتن اپوزیسیون و ایجاد شک و شبه بین نیروهای آن نسبت به همدیگر از عوامل دیگر این انشقاق میباشد. آلوده شدن بعضی از نیروهای اپوزیسیون و دمخور شدنشان با جناح های حکومتی را نیز میتوان به موارد یاد شده اضافه کرد. اما از عوامل مهم و موثر در عدم موفقیت نیروهای اپوزیسیون در همگرایی، نداشتن پایه های نظری و عدم انسجام فکری و ایدئولوژیکشان میباشد که با هر تغییری در رفتارهای سیاسی حکومت پایه های فکریشان فرو میریزد. با این حال، این وضعیت از مقدرات تغییرناپذیر مردم کشورمان نیست. می‌توان و باید بر این پراکندگی فائق آمد. امروز که شرایط بحرانی و جامعه در تلاطم است، شاهد رویش اتحادهایی از پایین و در میدان مبارزه و ظهور رهبرانی جمعی و فردی از دل این مبارزات هستیم. تقویت و حمایت از این مبارزات و رهبری خود ویژه آنان از معقولترین و منطقیترین راهکارهاست. رهبرانی از جنس جوانان دهه 40 و 50 که تز "ضرورت بقاء" به هر قیمتی را پشت سر گذاشته و حاضرند در راستای خواست های انسانی و مطالبات صنفی و سیاسی خود هزینه نیز بکنند. 


اخبار روز: مسأله ی ملی در ایران یکی از آن شکافهای تاریخی در حال جوشش است و ما هر از گاهی شاهد سرریز شدن خشم اعتراضی مردم در کردستان، آذربایجان، خوزستان و... هستیم. چپ چگونه میتواند بدون آنکه به چرخ پنجم جریانات ناسیونالیستی تبدیل شود بدبینی ها را برطرف و اعتماد مردم این مناطق را که در سرنوشت جنبش دمکراسی و عدالتخواهی نقش و سهم دارند به خود جلب کند؟

در دفاع از سوسیالیسم: مسئله ملی واقعیت انکارناپذیر حیات سیاسی معاصر کشورمان هست. ایران کشوری چند ملیتی و مسئله ملی یک مسئله جدی، عمومی و سراسری جنبش ضد استبدادی و ضدارتجاعی مردم ایران است. چشم پوشی بر این واقعیت از سوی هر نیروی سیاسی ترقیخواه و عدالت طلب، چشم پوشی بر بخش انکارناپذیر مبارزات برابری طلبانه و دموکراتیک مردم ایران است. برخورداری از حق آموزش به زبان مادری، برخورداری عادلانه از توزیع امکانات و ثروت ملی، بهره‌مندی از مدیریت منطقه‌ای با تمرکز زدایی از مدیریت سیاسی مرکزگرا و بهره مندی از حقوق ملی، حق دموکراتیک ملیت‌های تشکیل دهنده ایران واحد می‌باشد. مسئله ی ملیت‌ها و اقوام ایرانی یکی از بحرانهایی است که باید به شکل دموکراتیک حل شود. این موضوع شمشیر دولبه‌ایست که اگر با درایت سیاسی و با احترام به حق ملیت‌ها و تامین حقوق آنها حل نشود، چه بسا هزینه‌های جبران ناپذیری را بر کشور تحمیل کند. بر کسی پوشیده نیست که مسئله ملی بواسطه داشتن پتانسیل دوگانه و بسیار بالایی در همراهی و ارتقاء جنبش دمکراتیک و یا مقابله ی با آن، مورد توجه تمامی طرفهای درگیر در فضای سیاسی ایران قرار دارد. جمهوری اسلامی به موازات سرکوب بی‌رحمانه مطالبات ملی- دمکراتیک مردم در این مناطق، با راه انداختن تنش های قومی و ملی و ایجاد مناقشات محلی در پی اهداف ضدمردمی خود هست. در سیستان و بلوچستان اختلاف بین بلوچ‌ها و سیستانی ها بر زمینه تنوع مذهبی، در ترکمن صحرا اختلاف بین ترکمنها و زابلیها بر زمینه سکونت اقوام مختلف ساکن در منطقه، در آذربایجان و کردستان اختلاف بین ترک و کرد بر زمینه مشترکات جغرافیایی و در خوزستان اختلاف بین عرب و بختیاری ها بر زمینه مشترکات سرزمینی دامن می‌زند و عملاً برای حذف صورت مسئله، خلق های محروم و زحمتکش را به رو در رویی با همدیگر میکشاند و واگرایی بین آنها و بریدنشان از مبارزات سراسری ضد جمهوری اسلامی را تشدید می‌کند. نیروهای افراطی و ناسیونالیست این ملیت‌ها نیز در این راستا آتش بیار معرکه هستند و در مقاطعی بعنوان بازیچه قدرت ها و جمهوری اسلامی عمل می‌کنند.
در این میان، آمریکا و سایر کشورهای امپریالیستی و ارتجاعی منطقه نیز با استفاده از شرایط و زمینه‌های فرهنگی موجود، به موازات تشدید نفرت بین خلق ها و راه انداختن درگیریهای قومی و ملی، به سوءاستفاده از پتانسیل‌های مبارزاتی این مناطق برای بهره‌برداری در معادلات سیاسی منطقه‌ای خود می‌‍‌پردازند. بنا بر این، ضرورت دارد در برخورد با مسئله ملیت‌ها و اقوام، در دفاع از حقوق آنها و برای بهره‌مندیشان از حق تعیین سرنوشت در یک ایران واحد و دمکراتیک تعللی از سوی نیروهای ترقیخواه و بویژه چپ نشود. چپ در تاریخ سیاسی معاصر ایران همیشه منادی برابری خلق ها و اتحاد داوطلبانه آنها در یک ایران واحد و دمکراتیک بوده است. چپ توجه به مسئله ملی را بخشی از مبارزات دمکراتیک با رویکرد سوسیالیستی خود تعریف نموده، بنابر این، باید نقش تاریخی خود را ایفاء نماید و با دفاع عملی و برنامه‌ای از حقوق دمکراتیک ملیت‌ها و اقوام ایرانی جنبش ضد استبدادی و آزادیخواه ی مردم را با جنبش‌های ملی پیوند زند. 


اخبار روز: سیاست چپ برای دفاع از مطالبات خود و جلوگیری از هژمونی جریانات راست بر روند تحولات آتی چه می‌تواند باشد، آیا چپ باید مستقل از سایرین عمل کند و یا آن که باید به دنبال سیاست اتحاد عمل با سایر نیروها باشد و در واقع مطالبات و گامهای خود را با سایرین هماهنگ سازد؟

در دفاع از سوسیالیسم: میهن ما شرایط حاد و نگران کننده‌ای را سپری می‌کند، هر روز تعلل و غفلت نیروهای چپ و دمکراتیک می‌تواند نتایج فاجعه باری را برای چندین دهه بدنبال داشته باشد. اکنون نوبت نیروهای ترقیخواه و تحول طلب سیاسی و بویژه سازمان‌های سیاسی چپ است که تصمیم بگیرند، میخواهند در کدام سو قرار ‌گیرند. تداوم این حرکتها و خیزش‌ها، و سرکوب مکرر آنها در شرایط فقدان سازمانی، برنامه و رهبری سیاسی، یاس و سرخوردگی را برای جنبش‌های‌ اعتراضی مردم و بویژه کارگران و زحمتکشان که زیر بار فقر و نداری کمر خم کرده‌اند، در پی خواهد داشت. چپ به عنوان «نیروی سوم» که با کلیت نظام ولایت‌فقیه ی و دولت نئولیبرال و امنیتی آن مخالف است. بایستی در راستای اهداف انسانی خود و خواست برحق مردم ایران با حرکتها و جنبش های اعتراضی حاضر همراه ی نموده و از آن حمایت نماید. بایستی در تقویت این سیاست که نیروی اصلی تغییر، مردم ایران در داخل کشور هستند و این نیرو متناسب با ظرفیت‌های مبارزاتی و سطح جنبش اعتراضی باید به سازمان، برنامه و رهبری سیاسی خود ویژه‌ تجهیز شود، تلاش ورزند. ضمن این که، چپ باید هویت مستقل خود را نیز داشته باشد و از پایگاه اجتماعی خود و از منافع طبقه ی کارگر و زحمتکشان جامعه صراحتاً دفاع کند. در غیر این صورت به دنباله‌بند جریان‌های متشکل و منسجم تبدیل خواهد شد. مثل چپ های اصلاح طلب که عملا به چرخ پنجم اصلاح طلبان حکومتی تبدیل شدند. طفره رفتن از این موضوع و پنهان شدن زیر عبارت‌های کلی، تنها اعتبار و منزلت چپ را خدشه دار می‌سازد و آن را به حاشیه می‌راند. چپ وقتی می‌تواند در تحولات اجتماعی کشور موثر باشد و کارایی فکری و سازمانی خود را در بطن جنبش جاری سازد که حضور سازمانی و عملی در تحولات جامعه داشته باشد. فائق آمدن بر یکی از تشکیلاتی‌ترین و ایدئولوژیک ترین رژیم‌ها، بدون تجهیز به ابزارهای سازمانی لازم، بدون تشکیلات و بدون داشتن برنامه ی اقدام عملی و استراتژی روشن امکان پذیر نیست. چپ باید خود متشکل شود، در ایجاد جبهه گسترده ای از نیروهای دمکراتیک همت گمارد و در سازماندهی مردم به ستوه آمده فعال باشد و آمادگی پرداخت هزینه‌های احتمالی این حضور را هم داشته باشد. حضور مجازی در صحن مبارزات اجتماعی و سیاسی مردم ستمدیده و اکتفا کردن به صدور اعلامیه‌ها و موضع‌گیری‌های سیاسی موردی و ادواری چاره ی کار نیست. چپ در وهله اول باید هویت مستقل خود را داشته و نیروهای خود را متشکل و متحد سازد. در آن صورت است که چپ متحد به نیرویی تأثیرگذار در سپهر سیاسی کشورمان تبدیل خواهد شد و در چنین موقعیتی است که میتواند در اتحاد با سایر نیروهای دمکرات و سکولار برای گذار از جمهوری اسلامی بیاندیشد و اقدام کند.

منبع: 
اخبار روز

افزودن نظر جدید

دیدگاه‌ها