تاثیر انتخابات امریکا بر وضعیت سیاسی در ایران

روز 20 دسامبر، برابر 30 آذرماه، به دعوت رفقای مقیم امریکا، به همراه دکتر گودرز اقتداری، در یک جلسه دیدار و گفتگو شرکت داشتم. موضوع بحث من بررسی تاثیر انتخابات امریکا در وضعیت سیاسی در ایران، و موضوع صحبت دکتر اقتداری تحلیل چشم اندازهایی بود که ممکن است با آمدن دولت بایدن در روابط دو کشور گشوده شود.

آنچه در زیر آمده یادداشت های من برای طرح در جلسه مذکور است. سخنرایی به صورت قرائت متن نبود. لذا با بندهای ده گانه زیر یکی نیست.

  1. طی 42 سال گذشته دو خط مشی توسط همه نیروهای سیاسی ناراضی پی گرفته شده:
    1. تکیه بر انتخابات برای تغییر در تناسب قدرت در حکومت و انجام اصلاحات؛
    2. تکیه بر فشار از پائین (خیابان) یا کمک خارجی (جنگ، ترور، تحریم ..) برای کنار زدن حکومت و استقرار رژیم تازه.

هیج یک از این دو خط مشی تاکنون توفیق ملموس نداشته و حکومت به مرور بسته تر شده است. با این حال اما میزان نفوذ اجتماعی و امید به هر یک از این دو راه حل در طول این 42 سال یکسان نبوده است. در دوره هایی که فضای سیاسی رو به گشایش داشته اصلاح طلبی میداندار شده و زمانی که فضا بسته تر شده سرنگونی طلبی فربه تر شده است.

  1. بسته به این که امریکا چه سیاستی در قبال ایران داشته تناسب قدرت میان براندازان و اصلاح طلبان (طرفداران تکیه بر انتخابات) تغییر کرده است. مرور تاریخی نشان می دهد که مشی دموکرات ها با جمهوری خواهان نسبت به ایران متفاوت بوده و این شامل قبل از انقلاب هم می شود. فضای سیاسی در ایران در دوران روزولت، ترومن، کندی و کارتر با دوران آیزنهاور، نیکسون محسوسا متفاوت بود. پس از انقلاب هم دوران ریگان و جرج بوش و ترامپ با دوران کلینتون و اوباما شاهد فضاهای متفاوت هستیم.
  2. در 4 ساله اخیر، با انتخاب ترامپ و خروج امریکا از برجام، اوضاع سیاسی در ایران به وضوح تحت تاثیر قرار گرفت. تحول در امریکا تناسب قدرت در حکومت را بشدت به سود نیروهای تندرو تغییر داد. اصلاح طلبان و میانه روها از حکومت رانده و از دسترسی به قدرت محروم شدند. برخی حتی به مقابله با اصلاح طلبان برخاستند.
    انتخاب ترامپ بر تناسب قدرت میان سرنگونی طلبان و اصلاح خواهان نیز عمیقا تاثیر گذاشت. شکاف های درون طیف برانداز کاهش یافت. نه فقط روحیه، که تاکتیک های آنان هم تعرضی شد و بالنسبه در مسیر همگرایی گام برداشتند. جمهوری خواهان، سبزها، ملی مذهبی ها و دیگر نیروهای میانه رو، که عمدتا طرح هایی برای «تغییر و تحول در حکومت» را پی می گیرند، به وضعیتی کاملا تدافعی رانده شدند.
  3. در 4 سال اخیر شکاف میان حکومت و مردم بشدت و با وسعت دهان گشود.  وقایع دیماه 96 و آبان 98 نشانه تغییر کیفی در سطح نارضایی عمومی از حکومت است.
    انتخابات مجلس یازدهم در سردی بیسابقه ای انجام شد. با سطح مشارکتی زیر 40 درصد. در تهران سطح مشارکت کمتر از 20 درصد بوده است. هیچ نشانه ای تا الان وجود ندارد که در بهار 1400 حکومت قصد برگزاری یک انتخابات پرشور داشته باشد. ظاهرا حکومت به این نتیجه رسیده است که هزینه های آمدن مردم پای صندوق های رای هزینه هایی سنگین تر حد تحمل نظام را بر آن تحمیل می کند. به احتمال زیاد رئیس جمهور آینده ایران مورد حمایت اصلاح طلبان، جمهوری خواهان، ملی مذهبی ها، میلیون و دیگر طیف های مشابه قرار نخواهد گرفت. رئیس جمهور آتی از کمترین میزان آراء و از بیشترین میزان عدم اعتماد اجتماعی برخوردار خواهد بود.
  4. جمهوری اسلامی ایران در شرایطی به آستانه بازگشایی مذاکرات بر سر تحریم ها با ایالات متحده نزدیک می شود:
    1. که حکومت از کمترین اعتماد اجتماعی و بیشترین سطح نارضایی عمومی، در حد انفجار، مواجه است.
    2. که وضع اقتصادی اکثریت مردم رو به وخامت رفته و احتمال تکرار وقایع دی 96 و ابان 98 جدی است.
    3. که اصلاح طلبان و نیروهای حامی گسترش مناسبات با غرب به حاشیه رانده شده و ارتباط فعال با لایه های اجتماعی را از دست داده اند،
    4. که صاحب نفوذترین نیروهای اپوزیسیون ایرانی در خارج کشور علیه هرگونه توافق احتمالی میان ایران و امریکا هستند.
  5. ااراده غالب در تهران و واشینگتن طرفدار مذاکره و توافق برای برداشتن تحریم هاست و این فرصتی استثنائی است. اما خطاست هرگاه تصور کنیم که وجود این اراده برای به نتیجه رسیدن مذاکرات کافیست. وضعیت سیاسی عینی به گونه ای است که سخت بتوان متقاعد شد که این «تمایل متقابل» لزوما به توافق متقابل منتهی می شود. شکنندگی وضعیت سیاسی و امکان تخریب ناگهانی شرایط و اخلال و وقفه در مذاکرات کاملا جدی است. نشانه های عمده شکنندگی شرایط مذاکره عبارتند از:
    1. با توجه به عمق و گستره نارضایی و وخامت وضع اقتصادی، خطر تکرار وقایع 96 و 98 فوق العاده جدی است. و هرگاه کشتار معترضان رخ دهد کاری ترین ضربه به روند مذاکرات وارد خواهد شد. اگر چنین شود برای غرب بسیار دشوار حتی ناممکن خواهد شد که با وجود کشتار تظاهر کنندگان، تحریم ها لغو شوند و یا هرگونه توافق با ایران حاصل گردد.
    2.  شبکه عوامل اسرائیل که فخریزاده را ترور و نطنز را منفجر کردند، همچنان دست نخورده و فعالند. صدور و اجرای حکم ، مثل اعدام زم، همچنان در دستور کار قوه قضائیه است. تکرار چنین جنایاتی قطعا فضای مذاکرات تحت الشعاع آن قرار داده و یا طرف ایرانی را یا در موضع امتناع و یا در موضعی کاملا تدافعی قرار داده حاصل آن تعویق یا تعلیق مذاکرات خواهد بود.
    3. مخالفان برجام و بهبود رابطه ایران و غرب به اندازه کافی از جمهوری اسلامی سرنخ، سند و مدرک در زمینه طرح های ترور، آدم ربایی، جاسوسی، خرابکاری سایبری و غیره در دست دارند که هرگاه لازم شد برای زمین گیر کردن مذاکرات آنها را رسانه ای کنند.
    4. گرچه امکان یک درگیری نظامی گسترده میان ایران و امریکا عملا امری نامحتمل است، اما این به این معنا نیست که حمله نظامی مستقیم به خاک ایران، توسط اسرائیل یا عوامل مزدور هم منتفی باشد. تحرکات نظامی اخیر اسرائیل کاملا هشدار دهنده است. بالا گرفتن تنش میان اسرائیل و حزب الله، یا تلفات امریکایی در عراق، یا ایجاد درگیری موضعی با نیروهای ایرانی، روند مذاکرات را قطعا تحت تاثیر قرار خواهد داد.
  6. دستور دیدارنئوم در عربستان سعودی، با حضور پمپئو نتانیاهو و بن سلمان، بررسی «وظایف» عاجل برای جلوگیری از بازگشایی روابط ایران و امریکا بوده است. کاملا قابل پیش بینی است که در ماه های آتی، که زمینه ها برای مذاکره و توافق با دولت بایدن و بازگشت آنها به برجام فراهم می شود، دامنه تلاش ها برای برهم زدن این زمینه ها و به تاخیر انداختن گشایش هم بشدت بالا گیرد. مخالفان برجام در امریکا همچنان بسیار قدرتمندند. چه به لحاظ قدرت لابی، چه به لحاظ منابع مالی و چه به لحاظ شبکه نفوذ در همه جای دنیا. پیروزی بایدن تناسب قدرت را به نفع برجام در امریکا تغییر داده است. اما این به هیچ وجه به آن معنا نیست که نیروهای مخالف بهبود رابطه ایران و امریکا در امریکا و منطقه ضعیف اند و قدرت بازدارندگی و تخریب ندارند.
  7. به موضوعات مربوط به خط مشی سیاسی بازگردیم. ببینیم در روندهای پیش رو نیروهای اصلاح طلب و برانداز کدام اهداف و اقدامات را فراروی خود قرار خواهند داد. در آغاز سخن گفتیم اهداف استراتژیک هر دو طیف، یعنی «تغییر در حکومت» و «تغییر حکومت» هر دو دور از دسترس باقی خواهند ماند.
    اما از خروج امریکا از برجام، اعلام تحریم ها، و اعمال سیاست فشار حداکثری، تا اینجا به مهم ترین مساله کشور تبدیل شده و زندگی تک تک شهروندان را در چنبره خود گرفته است. هم از این روی بر عهده همه نیروهای مردمی و میهن دوست است که مبارزه برای برداشتن این تحریم ها و فشار حداکثری را در راس وظایف خود قرار دهند.
    مبارزه برای برداشتن تحریم ها مبارزه ای کاملا دو سویه است. ما از یک سو باید تلاش کنیم که حکومت جمهوری اسلامی به اقداماتی دست نزند که می تواند مذاکره با امریکا را در مخاطره قرار دهد. ما باید از سوی دیگر تلاش کنیم که نیروهای مخالف بازگشت امریکا به برجام اوضاع را به هم بزنند و تحمیل تحریم ها بر کشور ما ادامه یابد.
  8. در روندهای پیش رو این مهم نیست که شما جمهوری خواه باشی یا سلطنت طلب، اصول گرا باشی یا اصلاح طلب، سکولار باشی یا اسلام گرا؛ مهم نیست که شما مدافع جمهوری اسلامی باشی یا مخالف آن، مهم این است که همه تلاش کنیم که آمادگی هایی که اکنون در ایران و امریکا برای مذاکره، توافق و لغو تحریم ها، شکل گرفته است، توسط نیروهایی - که یا در حکومت ایران صاحب نفوذند و یا در دستگاه ترامپ - در مخاطره قرار نگیرد.
    در روندهای پیش رو فعالین و تشکل های وطن خواه و مردم دوست شایسته است مبارزه علیه اقداماتی را در راس وظایف خود قرار دهند که ممکن است به شکل گیری مذاکرات سازنده میان ایران و امریکا لطمه بزند و روند لغو تحریم ها را به تاخیر اندازد. اهم این اقدامات چنین اند:
    1. اجرای احکام اعدام علیه ناراضیان در وضع فعلی یکی از کثیف ترین کارشکنی ها علیه منافع ملی و امنیت کشور است. اعدام ناراضیان فضای مذاکرات را به زیان ایران تیره و خطر تعلیق آن را تقویت می کند. امروز دشنام به برجام و دفاع از اعدام همزاد یک دیگر شده اند. اگر کسانی در حکومت صادقانه خواهان احیای برجامند، باید با نیروی اجتماعی گسترده ای همراه شوند که می گوید #اعدام_نکنید.
    2. ترور نخبگان حکومتی، حتی اگر متهم به جرائمی باشند، بمب گذاری، خرابکاری سایبری و دیگر اشکال حملات نظامی تاکتیک هایی است که در دوره های اخیر با تکیه بر شبکه نفوذی یا بی هیچ واسطه ای توسط دشمنان سوگند خورده برجام پی گرفته می شود. بلند کردن صدای اعتراض علیه این اقدامات وظیفه یکایک ما ایرانیان است. متاسفانه بخشی از مخالفان جمهوری اسلامی در برابر این اقدامات یا ساکت اند و یا حتی آنها را تائید می کنند. وظیفه ماست که کمک کنیم که آنها ترور و تخریب را محکوم کنند.
    3. در اثر تحریم ها و ضربات مرگبار کرونا، معیشت زحمتکشان بشدت زیر فشار قرار گرفته و رو به وخامت رفته و سطح نارضایی عمومی را به حد انفجار رسانیده است. تکرار اعتراضات دی 96 و آبان 98 اصلا منتفی نیست. شلیک هر گلوله به سوی مردم تیر خلاصی به شقیقه مذاکرات ایران و امریکا. مسئولین کشور یقین کنند که اگر رفتار آنها با اعتراضات احتمالی آتی آن باشد که در 96 و 98 بود، مخالفان برجام در امریکا قطعا در موقعیتی خواهند بود که هرگونه مذاکره بر سر تحریم ها کان لم یکن گردد.
  9. و سخن پایانی این که اکثر آنان که برای دموکراسی و رفاه و عدالت اجتماعی مبارزه می کنند اکنون خوشبختانه دریافته اند که در این مسیر همپیوندی اقتصاد ایران با بازارهای عمده جهان یک شرط پایه ایست، و این اتفاق نخواهد افتاد مگر رابطه ما با قدرت های بزرگ، بخصوص امریکا، عادی و عاری از تنش گردد.

اعتراض همزمان علیه «تحریم و ترور و تنش آفرینی» و علیه «شکنجه و اعدام و سرکوب» ازموثرترین تلاش ها در راه خنثی کردن توطئه ها علیه مذاکرات پیش روست. این مبارزه کسانی را منزوی می کند که یا زیر پرچم مبارزه با اعدام از ترور و تحریم دفاع می کنند؛ و یا زیر پرچم مبارزه ترور و تحریم اعدام و سرکوب را توجیه می کنند.

بایسته و شایسته است جمهوری خواهان، اسلام گرایان (از هر طیف)، سلطنت طلبان، ملی گرایان و نیروهای قومی، ضمن حفظ هویت، در مبارزه همزمان علیه «تحریم و ترور و تنش افزایی» و علیه «اعدام و شکنجه و سرکوب» را در راس وظایف عاجل خود قرار دهند.

افزودن نظر جدید