تشکیل حزب چپ ایران (فداییان خلق) آغازی بود بر پایان جداسری ها

 

بيش از ده سال طول کشيد که تلاش های پیگیر بخشی از نیروهای چپ،با تدوین اولین اسناد پایه ایی و تشکيل حزب چپ ایران (فداییان خلق) به ثمر نشست.

برای آنهایی که پيگيرانه تلاش کردند و در آن سهم گرفتند و یا به انحاء مختلف پشتیبانی کردند، یک انگیزه مشترک و ارزشمند وجود داشته و دارد. و آن چیزی نیست جز انکه همه ما دل در گرو برآمد شایسته نیروهای باورمند به آزادی، عدالت اجتماعی، دمکراسی، صلح، امنیت و سعادت برای مردم ایران داریم. تشتت و پراکندگی فعالان چپ، زیان های بس بزرگی برای کشور ما بدنبال داشته و خواهد داشت. حضور قدرتمند چپ در جامعه يک ضرورت است. چرا که هیچ کشوری بدون حضور تأثیر گذار باورمندان به سوسیالیسم و دمکراسی، مسیر رشد موزون و عادلانه طی نکرده و نخواهد کرد. 

تشکیل حزب چپ ایران (فداییان خلق) تلاشی بود و هست درجهت پاسخگویی به این نیاز، برای فعالیت مشترک و متحد با هدف اخذ جایگاهی که خالی مانده است. غيرواقعی است اگر ادعا کنیم که حزب چپ اکنون در آن جایگاه قرار دارد. برای رسیدن به آن هنوز راه درازی در پیش است. اما راه گشوده شده و قدم های جدی در آن مسیر برداشته شده است.

سه سال از فعالیت حزب چپ میگذرد، مشکلات و موانع روبروی این حزب بسیارند، اما عزم راسخ نیز برای ادامه کار وجود دارد. در همین سه سال حزب چپ توانسته است در جغرافیای سیاسی ایرانی جا باز کند و خود را به عنوان نیرویی که حرف برای گفتن دارد به افکار عمومی معرفی کرده و شنوندگان و مخاطبین بسیاری را متوجه خود سازد. «راستاهای عمومی برنامه حزب چپ ایران (فداییان خلق)» دارای مفاهیم و مضمامینی است که تا بحال و بدین گونه منسجم از طرف نیروی دیگری تولید نشده است. موضع گیر های سیاسی و واکنش های آن به روند های جاری علیرغم نارسایی هایی چند، اما از پختگی و تجربه انباشته اند. سرمایه ایی که حاصل ۵۰ سال حضور اعضای فعال آن در حیات سیاسی کشور است، اکنون در یک تن واحد به جامعه ارایه می شود.  

آنچه که سرآغاز راهی شد که تشکیل حزب چپ را به ارمغان آورد، اعتراف به بی ثمر بودن اصرار بر حفظ جزیره های جدا از هم نیروهای چپ در اقیانوس سیاسی ایران بود. آغاز اندیشیدن به پایان جداسری ها و راه یابی برای یکی شدن ها.

در این مسیر اما فکرهای دیگری بودند و هستند که ماندن در جزیره را امن تر میدانند. ماهی سیاه کوچولو و پیامش را فراموش کرده اند و افتخارات گذشته برایشان کافی است که از وضع موجود راضی باشند. اصرار وافرشان بر «هویت تاریخی» و مقدس کردن «نام و نشان» های پرافتخار نشانگر روحیه «ناسيوناليسم سازمانی»  است. این دسته از رفقا حزب چپ را دوست دارند، اما نه در آن حد که از جزیره کوچک و امن خود دل بکنند. کم و کاستی های موجود در حیات پرتلاش حزب چپ را به سنگری برای پنهان کردن نیاز خود به ماندن در گوشه امن تبدیل کرده اند، اما جزیره کوچک خود را که هر ساله بیشتر آب می رود نمی بینند و یا اگر میبنند عمق فاجعه برایشان ناپیداست. استدلال و بحث هم بی ثمر چرا که تصمیم به ماندن گرفته اند و نه رفتن براهی نو.

در آستانه ۵۰ سالگی جنیش فدایی قرار داريم. جنبشی که با تمام فراز و نشیب هایش، به حيات و پویایی خود ادامه داده است. بیشترین نیروهای فعال در تشکیل حزب چپ پیشینه فدایی دارند. همچنین اعضایی در صفوف حزب چپ فعال اند که پیشینه فدایی ندارند و این از افتخارات حزب چپ است که بتواند ظرفی باشد برای در بر گرفتن همه آنهایی که خود را چپ میدانند و به پیوند میان دمکراسی و سوسیالسم، لزوم مبارزه با استبداد حاکم و همکاری میان نیروهای گذاراز جمهوری اسلامی و استقرار جمهوری مقید به آراي آزادنه مردم  باور دارند. جنبش فدایی در کنار لغزش و خطاهای جدی مملو از صفحات پر افتخار است. اگرجدای ها و انشعاب ها در میان نیروهای فدایی از نقاط ضعف آن بشمار میرود، مشارکت وسیع در تشکیل حزب چپ ایران (فداییان خلق) که میراث دار چیهای ایران از جمله جنبش فدایی است، از جمله دستاوردهای پرافتخارش است.  آن را پاس بداریم.

 

افزودن نظر جدید