ناسیونالیسم سازمانی بە از سرگشتگی انترناسیونالی!

رفیق عزیزم، حجت نارنجی، مطلبی تحت عنوان "تشکیل حزب چپ ایران (فداییان خلق) آغازی بود بر پایان جداسری ها"در کار آنلاین درج کردەاست. مطلبی احساسی و شعارگونە کە نە تنها حامل هیچگونە تحلیل و دیدگاە جدیدی در مورد فلسفە تشکیل حزب چپ نیست بلکە بە نظر می رسد دغدغە حجت تنها یادآوری چندبارە بعضی مسائل بودە، آن هم با رفقایش و نە با خوانندگان کارآنلاین.

بحث های مربوط بە تشکیل حزب چپ بارها از طرف فعالین در تریبونهای مختلف مطرح شدە و شاید طرح آنها باز بنوعی تکرار بە نظر برسند، اما من هم بر همان منوال هدف نویسندە، دوبارە در اینجا بنوبە خود چند مورد را در بارە حزب چپ بیان می کنم. البتە قبل از اینکە بە اصل مطلب بپردازم، سئوالی از حجت عزیز دارم و آن هم اینکە بە نظر او سایت 'بە پیش' کە سایت رسمی حزب چپ ایران (فدائیان خلق) هست آیا بە همان اندازە کە سایت کارآنلاین بعنوان سایت رسمی سازمان فدائیان خلق ایران ـ اکثریت مستعد زدن مطالبی در دفاع از وجود حزب چپ هست، می تواند وجود مقالەای در ضرورت ادامە حیات سازمان اکثریت در خود را تحمل کند!؟ کمااینکە یکی از مشخصەهای حزب چپ، متاسفانە حذف دستاوردهای سازمان اکثریت در پذیرش دمکراسی درون حزبی و وجود نحلەهای مختلف فکری در درون آن بودەاست، و بە نظر می رسد تا از عمر این حزب زمان بیشتری می گذرد، این خصیصە ضد دمکراتیک عمق بیشتری در آن می یابد.   

بە اصل مطلب بپردازیم:

 ـ حجت عزیز از پایان جدا سری ها می گوید، اما آیا تشکیل حزب چپ واقعا بر جداسری ها پایان داد (حتی در فرم آغازین آن)، و یا در خود منجر بە جدائی های بیشتری شد؟ حجت عزیز خود نیک می داند کە از چهار مولفە تشکیل دهندە حزب چپ، شورای موقت سوسیالیستهای انقلابی عقب کشید، بخش مهمی از کنشگران چپ بە روند نپیوستند، در اتحاد فدائیان خلق انشقاق بوجود آمد و آنانی کە از این سازمان بە روند تشکیل حزب چپ پیوستند در واقع راندەشدگان از این سازمان بودند، و در سازمان اکثریت هم کماکان تعابیر مختلفی در مورد بنیانگذاری این حزب و روند پیوستن نیروهای سازمان بە آن وجود دارد. کمااینکە در قرار مصوبە کنگرە سازمان صراحتا از پیوستن فردی اعضاء بە حزب چپ سخن بە میان آمدە و نە از پیوستن بصورت سازمانی. بە بیانی دیگر تشکیل حزب چپ نە تنها پایانی بر جداسری ها نبود، بلکە حتی روند تشکیل آن همراە با جداسری ها بود! چە برسد بە وضعیت کنونی کە پیچیدەتر از هر زمان دیگریست،

ـ رفیق حجت در مطلب خود، تاکید بخش مهمی از اعضاء سازمان فدائیان ـ اکثریت را برای حفظ سازمان خود ناسیونالیسم سازمانی و یا تلاش برای ماندن در جزیرە امن می نامد. اما رفیق عزیز فراموش می کند کە ایجاد حزب سیاسی در خارج کشور بنوعی بمنزلە خودکشی سیاسی است. همە سازمانهای ریشەدار کشور با آن همە سابقە و تاریخ، بعلت مهاجرت ماندەاند کە چگونە بر شرایط دشوار خود فائق آیند و حال گویا انتظار این است کە جریانی جدید بتواند در شرایط غربت پا بگیرد و رشد کند!

بە چند دلیل تشکیل حزب چپ از درایت سیاسی بدوربود: ١ـ در خارج کشور و بدور از مردم خود نمی توان حزب سیاسی موثر تشکیل داد. تاریخ سیاسی ما پر از جریاناتی از این قبیل است کە چند صباحی ماندند و رفتند و یا بە جریانات بی تاثیر در تاریخ میهن تبدیل شدند ٢ـ درخارج از کشور نمی توان تاریخ ساخت ٣ـ تاریخ هیچ حزب سیاسی در خارج کشور بە جریانی دیگر نمی تواند منتقل شود، شاید بتوان تاریخ دیجیتالی درست کرد، اما تاریخ واقعی و مادی نە ٤ـ در خارج حزب درست کردن بمنزلە خودکشی سیاسی و فراموش کردن تاریخ پنجاە سالە جریانیست کە سازمان اکثریت بر تارک آن ایستادەاست ٥ـ در روند تشکیل حزب چپ بدنە اجتماعی سازمان اکثریت در داخل کشور جلب نشد و بیرون از گود ماند.

نهایتا اینکە رفیق حجت از تاثیرگذاری های آنچنانی حزب چپ و اعلامیەهای مایەدارش می گوید. آیا واقعا رفیق حجت بە سخنان خود باور دارند یا این تنها یک تبلیغ سیاسی است؟ آیا او می داند در هنگام اعدام یک زندانی کرد در اعلامیەای کە از سوی این حزب انتشار یافت بە جای اینکە از مسرور بارزانی بە نام نخست وزیر اقلیم کردستان نام بردەشود از نچیروان بارزانی نام بردەشدەبود!؟ مسئلەای کە می رساند حزب از تحولات بعد از رفراندم اقلیم کردستان و پیامدهای آن آگاهی کافی نداشت! آیا حجت عزیز بە متن طولانی گروە کار قومی ـ ملی حزب چپ نظری انداختەاند و متوجە هستند کە آنچە در این متن در مورد مسئلە کرد وجود دارد نە تنها بروز نیست و تجربە اقلیم کردستان را بعنوان مهمترین تجربە کردها مبنا قرار نمی دهد بلکە کماکان در همان روشهای قدیمی نگاە غرق شدەاست؟ فکر کنم خودشیفتەبودن در دنیای پست مدرن کنونی کە عیبها و نواقص هر جریان و تشکل سیاسی عیانتر از هر زمان دیگری اند، روش خوبی برای تبلیغ نباشد.

نهایتا اینکە نزدیکی و  وحدت نیروهای چپ خوب است، اما بشرطی کە وحدت باشد و روندهای آن در داخل خود کشور صورت گرفتە باشند. حزب چپی کە نتوانستە همە مولفەهای تشکیل دهندە خود را هم همراە کند، اساسا از هویت و هدف اصلی خود بسیار دور است. البتە با توجە بە روندهای طی شدە می شود حزب چپ را نگە داشت، اما وجود این حزب بدون سازمان اکثریت یک وجود بی ریشە و فارغ از تاریخ است کە بە نفع خود حزب چپ هم نیست. پس برای اینکە این حزب بتواند پا بگیرد و رشد کند و در تاریخ ایران نقش ایفا کند، وجودش کماکان و تا برگشت بە کشور وابستە بە سازمان فدائیان خلق ایران ـ اکثریت بعنوان مولفە اصلی تشکیل دهندە آن است.

با این شرایط، ناسیونالیسم سازمانی بە از سرگشتگی انترناسیونالی!

 

افزودن نظر جدید