مامور و معذور

انقلاب ۲۲ بهمن سال ۱۳۵۷ یک واقعیت انکار ناپذیر!

روزنامه اطلاعات نوشت: "دیروز ملت کاخ ۵۷ سال ظلم را ویران کرد".

 بسیاری از کارگذاران نظام پهلوی از جمله محمد رضا شاه پهلوی همراه با خانواده پیش از ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ کشور را ترک کرده بودند. اما بودند کسانی که یا به میل خود و یا عدم فرصت کافی نتوانستند جان خود را از مهلکه نجات دهند. از جمله نخست وزیر، امیر عباس هویدا آخرین نخست وزیر حکومت پهلوی بواسطه دستگیری وی توسط شاه و در زندان بودن نتوانست از ایران خارج شود و شاید هم اگر آزاد بود به میل خود در ایران باقی می ماند؟

وی دستگیر و در یک دادگاه "خلقی-اسلامی" توسط صادق خلخالی محاکمه شد. هویدا ١٣ سال نخست وزیر شاه بود. بعد از "شش و نیم ساعت محاکمه، در پی اعلام تنفس و در حالی که ماموران او را از راهرویی به سمت حیاط می بردند، با شلیک گلوله ای، که مشخص نشد دقیقا از جانب چه کسی (صادق خلخالی یا هادی غفاری!؟ روایات متفاوت) اعدام شد".

وی در دادگاه خود گفت: "ما گرفتار سیستمی بودیم که هرکسی در آن سیستم به نحویی در خدمت رژیم بود".

"من به عنوان نخست وزیر باید کنار می رفتم و ادامه نمی دادم  حق با شماست، اما اگر من نمی کردم، شخص دیگری می کرد".

"سیستم آنطور بود. من آن سیستم را بوجود نیاورده بودم. قبل از من و بعد از من نخست وزیرانی بودندکه با آن سیستم کار کردند. من هم ادامه دهنده همان راه بودم نه بوجود آورنده...".

" من فقط هماهنگ کننده بودم".

آقای امیر عباس هویدا همانند آقای محمد خاتمی کسانی نبودند جز "تدارکاتچی" سیستم. هویدا همراه با کابینه خود 13 سال و خاتمی نیز همراه با وزرای خود 8 سال. امروز هم آقای روحانی با وزیر امور خارجه خود، آقای ظریف بعد از هشت سال جز مجری سیاست نظام (سیستم) در عرصه داخلی و خارجی نقش دیگری برای خود قائل نیستند.

در مورد مصاحبه آقای ظریف وزیرامورخارجه دولت روحانی و جمهوری اسلامی ایران.

دولت های حاکم در کشورهای دمکراتیک در وحله اول مسئولیت مدون کردن سیاست خارجی کشورشان می باشند. در قدم بعدی، این مجلس است که سیاست خارجی پیشنهاد شده از سوی دولت را بایستی مورد تائید قرار دهد تا دولت بتواند آن را به اجرا درآورد. بنابراین نخست وزیر یا رئیس جمهور همراه با وزیر خارجه خود دو عنصر کلیدی در تعیین سیاست خارجی دولت هستند. اما در کشوری مانند ایران با توجه به اعترافات صورت گرفته از عناصر دولت در مجری و تدارکاتچی بودن به این معنا که آنان هیچ نقشی در اتخاذ تصمیمات دولت چه در عرصه داخلی و خارجی ندارند. آنها تابع نظام (سیستم) هستند. مامور و معذور. پس باید از این دولت مردان پرسید که شما مجری و تدارکاتچی چه کسی یا چه کسانی هستید. مطمئن هستم که پاسخی در حال حاضر داده نخواهد شد.

یک احتمال تاریخی!

امروز انقلاب شکوهمند مردم ایران، طومار ٤٢سال تحجر و استبدا مذهبی را به زبالدان تاریخ سپرد. عده ای از عوامل رژیم موفق شدند به خارج  فرار کنند ولی عده ای دیگر از جمله یک رئیس جمهور و یک وزیر امور خارجه توسط رزمندگان انقلاب دستگیر و به دادگاه خلق تحویل داده شدند.  

متهم ردیف اول: من تدارکاتچی نظام بودم و اگر من این کار را نمی کردم کس دیگری آن را انجام می داد.

متهم ردیف دوم: من فقط مجری سیاست خارجی نظام بودم و نقش من "صفر" بود. همه وزیران خارجه همین کار را می کنند.

 درضمن یادتان نرود که "ما خودمان تصمیم گرفتیم که اینطور زندگی کنیم".

  آیا هویدا سزاوار اعدام بود؟

فکر می کنید رای دادگاه برای این آقایون چه باید باشد؟

 

افزودن نظر جدید

دیدگاه‌ها

بنظر شما اين نوشته مربوط به خاطرات پنجاه سال جنبش فداييان خلق است؟
نوشته اى بسيار نامربوط با افكار آشفته و نا منسجم و قياسى ناهمگون
اميد سر دبير نشريه در آتيه دقت بيشترى در ارتباط رابطه موضوع و نوشتار بكند

سلام بهرام جان صرفنظر از محتوای این نوشته خواستم توجه شما را به این نکته جلب کنم که نوشته در ستون ً دیدگاهاً آمده و ربطی به سالگرد ۵۰ سال جنبش فدایی ندارد!
پاینده باشی