رقیبی کە میل بە نامرئی شدن دارد

سالهاست بخشی از اصلاح طلبان و میانەروهای ایران از روحانی می خواهند کە شفاف باشد، و اصل مسائل را با مردم کشور در میان بگذارد. کاری کە روحانی هیچگاە انجام نداد و علاوە بر عهدشکنی در مورد وعدەهای انتخاباتی خود، با عقب نشینی ممتد در مقابل جناح مقابل، بتدریج، هم موقعیت خود را تضعیف کرد و هم بە اصلاح طلبان بعنوان نیروی اجتماعی ای کە پشتیبان او بودند، ضربات کاری واردکرد.

اما بەنظر می رسد کاری کە خود روحانی نخواست انجام بدهد، از طرف بعضی از فعالان از جملە یاران پیشین وی دارد بنوع انجام می شود. از جملە از طرف 'عباس آخوندی' عضو سابق کابینە وی کە در مصاحبەای کە در روزنامە آرمان ملی درج شدەاست، بە نکات مهمی اشارەمی کند. آقای آخوندی می گوید:

ـ در کشور پنج دولت وجود دارد!

ـ بخش مهمی از اقتصاد کشور غیررسمی شدەاست،

ـ غیررسمی شدن اقتصاد یعنی اینکە افراد خاصی بە منابع پول و قدرت دسترسی پیدا می کنند (کە این افراد هم وجهە غیررسمی دارند)،

ـ در دوران خمینی، رفسنجانی و خاتمی ایران با تصویب قطعنامەهای تحریمی از جانب سازمان ملل علیە خود روبرو نبود، این امر در دولتهای نهم و دهم (بخوان زمان احمدی نژاد) تحت عنوان انقلابی گری اتفاق می افتد،

ـ او در نهایت کلید حل مشکلات را در رسمی شدن اقتصاد و حذف اقتصاد غیررسمی و یا کوچک شدن آن تا سطح کم اهمیت شدنش می داند.

 

خوانندە بیگمان توجە دارد کە آخوندی دارد بە مسائل مهمی اشارە می کند. او واقعیتی را کە در کشور سالهاست جریان دارد و جامعە هم از آن بنوعی مطلع است را بەنوبە خود با زبانی سیاسی، تحلیلی و تئوریک و همراە با کمی چاشنی آماری بازگو می کند.

اما طبق معمول او همچون روحانی از اشارە مستقیم بە واقعیت می پرهیزد و بە این ترتیب اصل ماجرا کماکان پنهان می ماند. تنها شفافیتی کە در سخنان آخوندی وجود دارد اشارە او بە دولتهای نهم و دهم، یعنی دورە احمدی نژاد با حضور پایداریها، است. یعنی در واقع اعتراف بە اطلاعات سوختەای کە بارها از طرف دیگران مطرح شدەاست. بە این ترتیب او هم از نام بردن از سپاە پاسداران و انواع و اقسام نهادهای غول پیکر مذهبی و غیرمذهبی کە تحت نظارت دردانەهای ولایت فقیە و خود ولی فقیەاند خودداری می ورزد و باز با دادن آدرس غیرمستقیم، از ملت می خواهد کە خود بە تنهائی تا پایان داستان با ماجرا برود!

البتە همە می دانیم کە چقدر فرق است میان سخن گفتن بشیوە پوشیدە و بشیوە مستقیم. اولی بیشتر بە شعر می ماند و مردم می توانند بنابر توان و درک خود از آن مفهوم استخراج کنند؛ اما دومی کە در فرم بشیوە نثر است کمتر فرصتی برای استخراج معنا بشیوە خلاقانە باقی می گذارد، زیرا کە سخنگو اساسا با زبانی کە ریشە در تعقل و مدرک دارد، بحث می کند. سخنان عباس آخوندی تا جائیکە بە نوع زبان برمی گردد یک زبان نثریست، اما با محتوای شعری و بدین ترتیب باز تخیل مردم را نشانە می رود و بار دیگر مانند روحانی با منطقی محکمە گریز (در صورت بازخواست از طرف نااهلان) ظاهر می شود. زبانی کە دوبارە موج ساز نمی شود، و شرایط را در کشور طبق معمول بحال خود رها می کند.

فراتر از همە این گفتەها، اما آنچە را کە باید در این سخنان جدی گرفت و بە آن توجە ویژە مبذول نمود، همانا رابطە اقتصاد غیررسمی با دست یافتن افراد خاصی بە منابع پول و قدرت است. و این هم نە بەعلت بکربودن آن، بلکە بعلت توان رشدی کە مشخصە آن است و آخوندی بەصراحت از آن می گوید. طبق آماری کە او از بخش اقتصاد غیررسمی ارائە می دهد و ظاهرا با گذشت هر سال هم این آمار بزرگ و بزرگتر می شود، ما منطقا با طیفی از صاحبان قدرت روبرو می شویم کە بتدریج با گذشت زمان سهم خارق العادەای از قدرت، بویژە قدرت سیاسی در کشور را دارا می شوند.

گستردەترشدن طیفی کە (بخوان نامرئی اند) و اما در اساس آنانند کە سکان کشور را از هر لحاظی در دست دارند، امری کە خود موقعیت رهبر نظام را هم در سایە قرار می دهد، می تواند بە تحول در خود مفهوم ساختار قدرت در کشور منتهی شود و بە این ترتیب چگونگی امر مبارزە سیاسی در کشور را هم بە زیر سیطرە خود ببرد. در واقع با چنین پدیدەای این سئوال مطرح می شود کە مردم بە عینە برای بهتر کردن شرایط کشور در مقابل کی و چە کسانی قرار دارند؟ و آیا می شود با مبارزە علیە بخش مرئی قدرت، تصور درستی از پیشبرد مبارزە سیاسی در درون کشور را داشت؟

نامرئی شدن بخش اساسی قدرت اقتصادی و سیاسی در کشور، اگر مبنای تحلیل آخوندی را بپذیریم، برای مبارزین سیاسی عملا بە معنای شمشیر زدن در هوائی خواهد بود کە می دانیم رقیب در آن قراردارد، اما نمی دانیم بطور مشخص در کجای آن و با چە مختصات فیزیکی و جغرافیائی ایستادەاست. و نتیجە چنین مبارزەای شمشیرزدن در فضائیست نامشخص کە هنوز شمشیرزن نمی داند چە ضرباتی را احتمالا بر پیکر دشمن واردکردەاست،... و شاید هم اساسا سخن بر سر هیچگونە ضربەای نباشد!

و آیا بعد از دوران احمدی نژاد و با گستردەشدن بخش غیررسمی اقتصاد و قدرت، آیا ما در چنین شرایطی قرار نگرفتەایم؟ شاید از این زاویە باشد کە امر انتخابات در جمهوی اسلامی بیش از پیش از تاب و توان خود می افتد.

در ادامە سخنان آخوندی می توان اضافەکرد کە برای پیشبرد امر مبارزە، ما یا بە مرئی کردن طرف مقابل نیازداریم و یا بە نامرئی کردن خود. دو نیرو برای اینکە بتوانند در مقابل هم قرار بگیرند باید از یک جنس باشند. اما اگر بحث بر سر وجود یک مبارزە مردمی است، نامرئی کردن ما امکان پذیر نیست. پس می ماند مرئی کردن طرف مقابل. و این تنها زمانی می تواند اتفاق بیافتد کە از جملە نیروی نامرئی توسط مرئی های خودی هم مرئی شوند.

افرادی مانند آخوندی هنوز سخنان زیادی دارند تا با مردم در میان نهند، البتە اگر بخواهند!

 

 

 

افزودن نظر جدید