لشکر کشی رهبر - دولت علیه مردم

گفتگوی شهلا بهاردوست با مجید عبدالرحیم پور درباره ی ۲۲ بهمن

اشاره: گفتگوی زیر را خانم شهلا بهاردوست با مجید عبدالرحیم پور پیرامون وقایع ۲۲ بهمن انجام داده است. مجید عبدالرحیم پور از کادرهای قدیمی جنبش چپ ایران و عضو سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت) است

نظر شما در مورد ۲۲ بهمن ۱٣٨٨ و آنچه که در این روز گذشت چیست؟

بیست دوم بهمن امسال، روز لشکر کشی ولایت مطلقه فقیه علیه مردم و محاصره نظامی مردم بود. اگر مردم با کمال میل و خودجوش و برای دفاع از رهبر- دولت آمده بودند و اگر رهبر- دولت، مردم را خودی میدانستند و هراسی از آن نداشتند آنهمه نیروی نظامی و امنیتی با آنهمه تداراک و نقشه و بلندگو و محاصره تو درتو را برای چه به خیابان آورده بودند؟

هر آدم عاقل و ناظر بیطرف با دیدن این همه نظامی و امنیتی و تدارک و مانور قدرت در سالروز انقلاب این سوال را از خود میکند که:

۱. راستی اگر طرفدران آزادی و دمکراسی و جنبش سبز و مخالفین ولایت مطلقه فقیه رقم ناچیز و پراکنده ای هستند این لشکر کشی سراسری برای چیست؟ روشن است برای مقابله و سرکوب جنبشی است که ریشه و نفوذ و دامنه گسترده در میان مردم دارد. این واقعیت دارد که دستگاه رهبر – دولت، از آزادی جنبش سبز، گسترش بیشتر آن درمیان مردم و رها شدن قدرت عظیم مردم مخالف خود، بشدت نگران است و هراس دارد

۲. اینکه بیست دوم بهمن امسال برخلاف ظاهر و برخلاف تبلیغات دولت، نشاندهنده اوج جدائی رهبر- دولت از خواستهای به حق مردم و مردم بود.

٣. اینکه ۲۲ بهمن امسال برخلاف تبلیغات و ظاهرسازی های دولت، دربطن خود و از درون چند پارچه و پرشکاف بود. مردمی که که طی۷ ماه گذشته، رایشان توسط راس قدرت دزدیده شد، خودشان خس و خاشاک نامگذاری شدند، کرامت انسانیشان لگدمال شد، توسط مامورن رسمی و غیررسمی دولت کتک خوردند، دستگیر شدند، زندانی شدند، بچه ها، همسران و دوستانشان زندانی و کشته وا عدام شدند، در ۲۲ بهمن امسال برای دفاع از آرمان و شعارهای لگدمال شده آزادی و استقلال دروان انقلاب بهمن و برای دفاع از حقوق و آزادی و شرف و انسانیت خود و هم میهن خود در تظاهرات۲۲ بهمن شرکت کرده بودند نه برای دفاع از ولایت مطلقه فقیه و جمهوری اسلامی.

۴. قابل توجه است که مردم مدافع آزادی و دمکراسی و مخالف دولت ولائی، علیرغم اینکه در تظاهرات ۲۲ بهمن، کاملاً در محاصره نظامی ماموران آشکار و پنهان دولت ولائی بودند بازهم تک صدائی را شکستند. اینکه مخالفین دولت ولائی نتوانستند بطور گسترده با رنگ سبز و فریاد زنده باد آزادی و مرگ بر استبداد در تظاهرات ظاهر شوند، بنظر من ناشی از هوشیاری مردم ایران است. اگر رعایت مصلحت در اتخاذ روش سکوت و عدم برآمدی نظیر برآمدهای پیشین در چنین محاصره نظامی دخالت داشته، از نظر من درست و بجا بوده است. حفظ نیرو برای روز دیگر و ادامه مبارزه از اصول مهم مبارزه بویژه در شرایط محاصره نظامی است. نیروهای جنبش سبز یاد گرفتهاند و بیشتر یاد میگیرند که کی، کجا با چه نیروئی، چگونه، با چه وسائلی و چه میزانی باید تعرض کرد، سکوت کرد و یا عقب نشینی کرد.

۵. در ۲۲ بهمن امسال، رهبر – دولت با تمام قوا به مقابله با دیگر نیروهای جمهوری اسلامی و یاران سابق خود که مخالف قرائت ها و رأی و سیاست های آنها از دین اسلام و جمهوری اسلامی و ولایت فقیه هستند برخاسته اند.

این اقدام درادامه اقدامهای ۷ ماهه گذشته رهبر – دولت، نقطه عطفی در مناسبات میان رهبر- دولت با دیگر نیروهای جمهوری اسلامی است. شکافها پرناشدنی تر شدند.

۶. ۲۲ بهمن امسال کاملاً دولتی و نظامی بود. دستگاه رهبر – دولت، بیشتر نظامی میشوند و بسته تر.

بنظر میرسد، اقدامات رهبر – دولت در ۲۲ بهمن امسال، بحران درون جامعه و شکاف میان راس قدرت و مردم را بیشتر و عمیقتر خواهد کرد. بجز رهبر – دولت، همه می دانند که این سیاست ها و روش های سرکوبگرانه نه تنها راه برون رفت از بحران نیست بلکه جامعه و جمهوری اسلامی را بیش از پیش دچار بحران خواهند کرد و رهبر- دولت را بیش از پیش تضعیف و ناتوان خواهند کرد.

نقاط ضعف وقدرت جنبش سبز دراین مرحله کدامند؟

پاسخ گویی به این سوال به بررسی همه جانبه و دقت نیاز دارد که در حوصله یک مصاحبه کوتاه نمیگنجد . اما میتوان فعلاً بطور فشرده به مواردی زیر اشاره کرد.

در وصف نقاط قوت جنبش، سخن های فراوان بطور مکتوب و شفاهی نوشته و ایراد شده است. من کوشش میکنم بیشتر درباره نقاط ضعف جنبش سبز بگویم .

• اولین و مهمترین ضعف جنبش، اغتشاش و ناروشنی در سیاست های راهبردی و کاربردی نیروهای پیشبرنده و مدافع جنبش سبز است.

• دومین نقطه ضعف جنبش سبز، فقدان خواست ها و شعارهای مشخص ایجابی و سلبی مشترک و فراگیر است.

• سومین نقطه ضعف جنبش عدم توجه اغلب نیروهای جنبش به اهمیت گسترش دامنه جنبش در میان مردم است. من فکر میکنم، جنبش سبز در این مرحله و در توازن قوای واقعاً موجود لازم است مبنای حرکت خود را، گسترش دامنه خود بمیان مردم، بر اساس خواست های ایجابی قرار دهد. بدون گسترش دامنه جنبش به میان مردم بوِیژه کارگران و معلمان و کارمندان، جنبش سبز در خود خواهد ماند و به جنبشی در خود بدل خواهد شد.

• چهارمین ایراد اغلب جنبشی ها عدم توجه به مرحله رشد جنبش و توازن قوا است. بنظر من، جنبش سبز در لحظه کنونی، درمرحله تعرض برای تحقق اهداف بزرگ سلبی و ایجابی قرار ندارد بلکه در مرحله گسترش دامنه خود در میان مردم و بسیج نیرو است.

اتخاذ سیاستهای روز و کاربردی در راستای اهداف و سیاست های درازمدت و راهبردی نظیر انحلال استبداد دینی حاکم و تشکیل حکومت دمکراتیک، رابطه مستقیم و تنگاتنگی با میزان نیروی مردمی بالفعل و بالقوه جنبش، سازمان یافتگی آن، رهبری آن و... دارد.

طی دو ماه گذشته روشن بود که جنبش سبز بنا به عوامل و دلایل گوناگون هنوز در شرایطی نیست و آن توانائی و انسجام و … لازم را ندارد که بتواند در لحظه کنونی قدرت رهبر- دولت راوادار به مذاکره و عقب نشینی و اصلاح بکند، تغییر قدرت که جای خود دارد.

جنبش سبز برای وادار کردن راس قدرت به مذاکره و اصلاح و تغییر در قدرت و یا تغییر کل قدرت، به نیروی مردمی وسیع، هماهنگ، سازمان یافته و هدفمند و با نقشه نیاز دارد. جنبش سبز علیرغم اینکه جنبشی خودبنیاد و آگاه و پویاست و ریشه در خواست های آزادیخواهانه و دمکراتیک مردم دارد و جنبشی مردمی است، اما هنوز جنبش نوپا و جوان است و نیاز به رشد و گسترش دارد. متأسفانه بسیاری از نیروهای مدافع جنبش سبز در اتخاذ سیاست های روز و کاربردی و اتخاذ رهنمودهای عملی در این یا آن مورد مشخص، عمدتا نیروی بالقوه جنبش را با نیروی بالفعل آن یکی می گیرند. اینکه که اکثر مردم ایران مخالف ولایت مطلقه فقیه و دولت احمدی نژاد هستند به این معنانیست که نیروی بالفعل جنبش هستند. بخشی از مردم مخالف ولایت مطلقه فقیه و دولت هنوز به مبارزه علنی و فعال نپیوسته اند. از مخالف بودن تا مبارزه کردن فاصله زیاد است. از حامی جنبش بودن تا وارد شدن به مبارزه فعال بویژه مبارزه رودر رو با دولت و نیروی نظامی دولت در خیابان ها فاصله فراوان است. اینها ظرایفی است که متأسفانه در تبلیغات و نوشتجات و سخرانی های ویدئوئی و تلویزیونی و سیاست ها و رهنودهای عملی نیروهای جنبش کمتر مورد توجه قرار می گیرند. اغلب بحث ها و نوشتجات متوجه اهداف عالی و نظام آتی است.

از دیگر نکات ضعف جنبش سبز نگاه نسبتاً یکسویه به حضور در خیابانها و مبارزات خیابانی است. عمده کردن یکی از شیوه ها و اشکال مبارزاتی و ماندن در آن، پویائی نیروهای جنبش در اتخاذ اشکال خلاق و جدید را از آنها میگیرد.

و هشتم. فقدان نهاد دمکراتیک و همگانی هماهنگ کننده در راس جنبش و افتادن بارسنگین رهبری جنبش بدوش یکی دونفر در داخل کشور شاید مهمترین ضعف جنبش سبز است.

ادامه و حرکت جنبش سبز را در روزها و هفته های آینده چگونه می بینید و راهکارهای پیشنهادی شما چیست؟

اندیشیدن و تعمق درباره راه تاکنون طی شده، بررسی و نقد همه جوانب حرکت جنبش در زمینه اهداف، سیاستها، روشها و اشکال مبارزاتی، استخراج نکات مثبت و منفی، نکات قوت و ضعف و جمعبندی آنها برای تدقیق و تصحیح و تکمیل و نیرومندتر کردن جنبش یکی از مهمترین کارهای نیروهای جنبش در لحظه کنونی است.

- کاربست متد بررسی و نقد جنبش بعد از هر حرکت بیرونی، آسیبپذیری جنبش را کمتر و درایت و هوشیاری و توانائی آنرا برای رویاروئی با حوادت و شرایط جدید بیشتر می کند.

- دومین موضوعی که در لحظه کنونی از نظر من برای جنبش اهمیت کلیدی دارد، گسیل نیروهای پویا و خلاق و جوان جنبش به محل کار و زندگی و تحصیل در شهرها برای گسترش ارتباط و شبکههای جنبش است.

- سومین قدمی که لازم است بطور جدیتر مورد توجه قرار گیرد، گسترش شبکههای ارتباطی مجازی نظیر ارتباطات اینترنتی و تلفنی در داخل کشور، میان ایرانیان داخل و خارج کشور، استفاده مفید و بهینه از این وسایل و شبکهها در معرفی آزادی و دمکراسی و عدالت بمثابه اهداف جنبش و پیش برد مبارزه برای آزادی علیه استبداد حاکم است.

لازم است توجه داشته باشیم که دولت در شرایط کنونی میتواند به خیابان ها لشکر کشی کند و نیروی جنبش را درخیابان کنترل کند اما نمیتواند میلیون ها محل کار و زندگی و تحصیل و میلیونها محفل و هسته و گروه و شبکه نرم آزادی خواه و عدالت جوی جنبش را به سادگی کنترل کند.

بنظر میرسد، در شرایط کنونی، گسترش نیروی خیابانی از طریق عمده کردن مبارزات خیابانی میسر نیست. جنبش خیابانی اگر شبکه و پشتوانههای نیرومند و گسترده در کارخانه ها و اداره جات و محل زندگی و تحصیل مردم نداشته باشد، نمیتواند تداوم داشته باشد.

همکاری اپوزیسیون چه تاثیری در روند پیشبرد جنبش و همبستگی مردم با هم خواهد داشت؟

متأسفم که طرفداران آزادی مخالف استبداد دینی حاکم و هر استبداد و دیکتاتوری دیگر، هنوز هم نتوانسته اند ضمن حفظ هویت و برنامه و تشکیلات مستقل خودشان، حول نکات ایجابی و مشترک علیه استبداد دینی حاکم همکاری کنند.

از نظر من در لحظه کنونی تمرکز قوا حول آزادی علیه استبداد دینی حاکم، سیاست عملی و بسیج گر و راهگشای جنبش مردمی و سبز واقعاً موجود در مسیر انتخابات آزاد و دیگر اهداف دمکراتیک و عدالت جویانه ایجابی و سلبی مردم ایران است. من چون در این زمینه، قبل از پیدایش جنبش سبز و بعد از آن چندین مقاله و مصاحبه داشتم و نیز به دلیل کمبود وقت، دیگر نمیخواهم وقت شما و خوانندگان نشریه شما را بیش از این بگیرم. علاقمندان به این مباحث میتوانند به نوشتهها و سخنان من در این زمینه در نشریات «کار آنلاین اکثریت» و «تلاش» مراجعه کنند.

منبع: 
اخبار روز
بخش: 

افزودن نظر جدید