خود مشروعیت زدائی

دولتها، حتی در فرم دیکتاتوری، بدنبال ایجاد نوعی مشروعیت برای توجیە اعمال حاکمیت خود هستند. ماکس وبر، جامعەشناس آلمانی در این مورد بە سە نوع مشروعیت سنتی، کاریزماتیک و عقلانی ـ قانونی معتقد است کە معمولا با فراز و نشیبهائی چند همە حاکمیتها لااقل بە یکی از آنها پایبنداند. در مشروعیتهای موجود، بنابر شرایط جامعە، معمولا مشروعیت خاصی امکان پایە اجتماعی حاکمیت را فراهم می سازد و بە آن شکل موجە می دهد.

جمهوری اسلامی هم از این پدیدە بدور نیست. نظام حاکم بر ایران در واقع از هر سە این پدیدەها، البتە با تاکید بیشتر بر مشروعیت سنتی و کاریزماتیک بهرە می برد و شاید مهمترین عرصەای کە در آن مشروعیت عقلانی ـ قانونی تا حدودی تبلور می یابد بخش انتخابات ریاست جمهوری است.

چنانکە می دانیم رضایت، و یا اثبات رضایت مردم، بنیاد مشروعیت است. همە رژیمها سعی می کنند بگویند موجودیت خود و ادامە آن را از رضایت مردم می گیرند.

اما پدیدەای در جمهوری اسلامی بتدریج شکل گرفتە و تقویت شدە کە آن هم نفی همان مشروعیت نیم بند عقلانی ـ قانونی و تمایل بە تقویت هرچە بیشتر دو نوع مشروعیت دیگر، یعنی سنتی و کاریزماتیک است.

تمایل بە مشارکت حداقلی مردم در انتخاباتها، کە در انتخابات اخیر مجلس شاهد بروز آن بودیم، و میل بە ادامە آن در سال  ١٤٠٠پدیدە عجیبی است کە کمتر در دنیا نمونە دارد. با توجە بە بحرانهای متنوع و عمیقی کە کشور را فراگرفتەاند، انتظار این می رود کە حاکمیت در تلاش برای گسترش بنیاد اجتماعی خود باشد، اما تا اینجای کار و در مقطعی کە قرارداریم علیە آن عمل می کند!

می دانیم کە تضعیف بنیانهای اجتماعی یک نظام، آن را بە سمت حوادث غیرمترقبە، از جملە سرنگونی احتمالی رهنمون می کند؛ و بە نظر می رسد تمایل حاکمیت بە برگزاری انتخابات با مشارکت حداقلی درست در این مسیر عمل می کند. گوئی حاکمیت خود بە ضد خود و بە برانداز علیە خود تبدیل می شود!

ولی باید گفت کە مسئلە بە این سادگی هم نیست. بەنظر می رسد خوانش قابل توجهی از وضعیت موجود و آرایش نیروهای سیاسی در کشور از جانب هستە سخت قدرت وجود دارد کە فرض را بر این می گذارد حتی در صورت مشارکت حداقلی هم، باز خطر آنچنانی موجودیتش را تهدید نمی کند. بەظاهر آنان مطمئن اند کە در هر صورت جمهوری اسلامی از توان ادامە راە بهرەمند خواهدبود.

اما این اعتماد بە نفس از کجا می آید؟ باید گفت کە تجربە نشان دادەاست طیف اصولگرای کشور در همە انتخاباتها از رای دە تا چهاردە میلیونی برخورداربودە و اگر بە این مسئلە پراکندگی طیف اپوزیسیون، ضعف آن و نیز درجە اعلای سازمانی ارگانهای سرکوب را هم اضافە کنیم، وضع زیاد خطرناک بە نظر نمی رسد. این علاوە بر وجود خطر خارجی کە همیشە در روانشناسی طیف وسیعی از مردم بعنوان عامل بازدارندە در جهت اعتراضات عمل کردەاست.

شاید جمهوری اسلامی تنها رژیمی در دنیاست کە در پی ادامە مشروعیت خود از طریق مشارکت حداقلی مردم است، و این بنوعی بە چالش کشیدن تئوری ماکس وبر بویژە در بعد سوم آن است. خود مشروعیت زدائی از خصوصیات بارز جمهوری اسلامی است.

افزودن نظر جدید