آیا وقت آن نرسیده که خودمان را از قید و بند مد خلاص کنیم؟ 

آیا وقت آن نرسیده، که خودمان را از قید و بند مد خلاص کنیم؟

مقوله ای بنام سلیقه شخصی، محدود به همه آنهایی است که مثلا در طول روز با آنها مواجه می شویم و ما را به خود جلب می نمایند. سلیقه شخصی فقط به میزان محدودی امکان پذیر است. ترجیحات شخصی همیشه نتیجه آن چیزی است که ما در طول روز با آن سرگرم می شویم. وقتی شما برای اولین بار با پدیده ای برخورد می کنید، شاید تا حدودی عجیب به نظر برسد، اما پس از مدتی و یا تکرار دیدار، دیگر به آن عادت می کنید، دیگر از تازگی می افتد و می تواند به اصطلاح از نظر شما  بیفتد. در واقع در اینجا است که سلیقه شما تغییر می کند. اما باید تاکید کرد که همه ما با افزایش سن، فراز و نشیب های زیادی را پشت سر می گذاریم و تجربه و زمان به ما می آموزند که چه چیزی برای ما مناسب است و چه چیزی نه. به اصطلاح سلیقه ما تغییر کرده است. به همین دلیل است که انسان های این گروه سنی، خریداران یا مشتریان مناسبی برای شرکت های تولید کننده یا توزیع کننده نیستند، زیرا متقاعد کردن افراد این گروه سنی به خرید هر چه بیشتر و یا خرید هر گونه طرح و مد تازه، به سادگی انجام نمی گیرد! معمولا برای ترغیب خریداران بیشتر، تمام هدف و توجه و تمرکز، روی جوانان و نو جوانان صورت می گیرد. بویژه جوانان سنین ۲۵ تا ۲۹ ساله که انگیزه های بیشتری برای خرید از خود نشان می دهند. تلاش گروه های مالی بزرگ و تولید کننده، منطبق کردن تولیدات شان با سلایق جوانان در سراسر جهان است. یعنی  بیشترین گردش مالی ، تمرکز بر همین سلیقه ها است. واقعیتی است که در این ماجرا، نقش افراد مسن و پیر، چندان موضوعیتی ندارد. زیرا آنها ، همه این روند ها را تجربه کرده اند.

 

آیا هنوز هم می توانند چیز جدیدی ابداع کنند ؟ به گونه ای که می بینیم ظاهرا خیلی چیز ها از قبل وجود داشت مانند: شلوارهای پاچه تنگ، بلوز های کوتاه، شلوارهای کمر بلند و...

فکر می کنم همیشه می توانیم چیز جدیدی را پیدا کنیم که قبلاً هرگز در بازار نبوده است. اما آنچه امروزه واقعاً جدید است این است که بسیاری از مد های جدید و قدیم، با هم و در کنار هم وجود دارند و همین امر باعث می شود که افراد بیشتری را به بازار مد و رقابت ترغیب کنند و ابزار نزدیکی به سلیقه آنها را فراهم نمایند. می بینید که مثلا پیراهن های شرکت "پریمارک" حتی کمتر از پنج  یورو قیمت دارند. آنها سلیقه افراد را تغییر می دهند. اما باید تاکید کرد که ریشه این لباسهای شیک و ارزان در کجاست. در واقع بسیار شرم آور است که کارگران تولید کننده آنها در کشورهای فقیر، کمترین دستمزد و درآمد را دریافت می نمایند. متأسفانه، دموکراتیک سازی حوزه مد یا مد ارزان قیمت، موفق نبوده است.

 

از طرف دیگر، بحران کرونا باعث شد بسیاری از مردم متوجه شوند که مجبور نیستند همیشه خرید کنند...

 بله، بسیاری از مردم  فرصت پیداکردند به برخی کارهای عقب افتاده خانه شان سر و سامان بدهند، مثلا  متوجه شدند که چقدر لباس های قابل استفاده دارند که در کمدهای لباس پنهان مانده بودند و می توانند دو باره آنها را بپوشند. از طرفی تنوع لباس های خریداری  شده از مراکز فروش و ارائه لباس های دست دوم هم بطور چشم گیری افزایش یافته است.

 

 آیا در صنعت مد، هستند کسانی که آوانگارد یا پیشرو در پوشیدن لباس های نا مرتب و یا حتی زشت باشند و آن را تبلیغ  کنند؟ 

این گونه ایده ها معمولا از امتیازهای جوانان است که اعتماد به نفس شان هم زیاد است و می گویند: ببینید، اندام من در این  لباس های زشت هم خوب به نظر می رسد! از طرف دیگر باید گفت در همین گروه ها، لباس هایی را ترویج کرده اند که نوعی اعتراض های اجتماعی و برخی کنایه ها را در بر دارد. آنها تی شرت های گروههایی را پوشیدند که موسیقی آنها را اصلاً دوست نداشتند، تکه هایی از پیراهن باند های مختلف را بهم وصله کرده اند که نام و نشان آنها، چه خوب و چه بد به و چه کهنه و چه شیک، به سختی دیده می شوند تا اعتراض خود را نشان دهند.

 

 این کدها و مارک ها را چه کسانی پیش راه دیگران می گذارند؟ 

 به طور کلی، این فرهنگ عمدتا در بین جوانان رایج است، و بیشتر از طریق دیدن تقلید می شود و به همدیگر منتقل می گردد. عده ای به شیوه خاصی لباس می پوشند و یا آرایش می کنند و از آنان تقلید می نمایند. البته محرک های زیادی نیز از خارج منطقه زیست شما، در مجلات و شبکه های اجتماعی نیز وجود دارد و یا اینکه سوابقی از زمان های دور بوده که دوباره به میدان می آیند. اما در گذشته کسب دانش در این رشته و سپس مثلا تهیه پارچه و لباس دشوارتر از امروز بود. امروزه، کدها و الگوها، عمدتا تحت تأثیر شبکه های اجتماعی تنظیم می شوند که برای آن ها هزینه زیادی می شوند. بنابر این فکر می کنم که پاسخ به این سؤال که اصالت کدها و الگو ها را چه کسانی پیش راه دیگران می گذارند، خنده دار باشد. 

 

مد نیز همیشه سیاسی بوده است. لباس پانک ها برای تحریک شهروندان خوب بود؛ در اوایل دهه هشتاد، جوانان کت و شلوار، بلیزر با بالشتک شانه و کراوات می پوشیدند تا از هیپی های دهه شصت و هفتاد متمایز شوند. امروز چطور است؟

 بله سمت و سوی این حرکت در آن زمان در دهه هشتاد، به سوی نوعی مادی گرایی بود. امروز ما چیزی مشابه آن داریم. جوانانی که از والدین لیبرال تر و منتقد مصرف هستند ناگهان اهمیت زیادی به لباس های مارک دار "مارک های تجاری" می دهند. همچنین باید اشاره گردد که  فاصله گرفتن از والدین دشوارشده است وقتی که پدر شما به آهنگ های قدیمی پانک خود گوش می دهد و مادر شما با شلوار جین تنگ به خیابان می رود، مگر اینکه همه این ها را با لذت جویی و مادی گرایی تعبیر نماییم.

اما والدین نیز غالباً مادی یا ماتریالیست هستند 

 به نکته خوبی اشاره کردی. وقتی گفته می شود جوانان بسیار مادی هستند، من همیشه از خودم می پرسم چه کسانی الگوی آنها هستند، والدینی که آگاهانه مصرف می کنند...؟

 

اما جوانانی نیز وجود دارند که تمایل به انتقاد از مصرف دارند و  لباسهای "عادی" می پوشند...

 بله، بسیاری نیز متعهد هستند و مد بسیار مصرف گرا را رد می کنند. نیرویی سرکش در آن ها وجود دارد: اگر به اصطلاح به جنبش" * normcore" نگاه کنید، این همان رد فرضیه فردیت و مادی گری است. جوانان آگاهانه می گویند که ترجیح می دهند مثل بقیه باشند.

 

 به نظر می رسد  اکنون حداقل به فردیت جسمی  اهمیت  بیشتری داده می شود. 

مردم به اندازه کافی و برای مدت های طولانی در مورد مد و لباس صحبت کرده اند، اما در مورد افرادی که در صحنه های موجود مد فعال اند، کمتر صحبت  شده است، امروز قضاوت مردم  نسبت به  سایز بدن، وزن و قیافه، دارد تغییر می کند و نگاه باز تری به مناسبات بین این گروه شغلی دارد به وجود می آید. تنوع بیشتری دارد شکل می گیرد. چه برای افراد رنگین پوست و چه افرادی که برای سایز یا اندازه های اندازه ۳۶ یا ۳۸ متناسب به نظر نمی رسند. تاکید می کنم اگرعدەای اکنون شلوار جین تنگ پوشیده اند، نوعی بیانیه سیاسی است، علیه آرمان های شدیدا سخت گیرانه ارائه کنندگان مد که تا دهه ها وجود داشتند. 

 

در حال حاضر این تصور وجود دارد که شرکت های بزرگ برای تبلیغات خود به سادگی سوئیچ را چرخانده و به طور فزاینده ای با افراد رنگین پوست تبلیغ می کنند...

بله شرکت های بزرگ به تنوع یا پایداری یبیشتر روی آورده اند. زیرا از از دست دادن فروش می ترسند. برخی وانمود می کنند که سیاست آنها از قبل و همیشه این جهت را داشته است. من می توانم انتقادات راجع به آن ها را درک کنم. از طرف دیگر، این رویکرد را مثبت می بینم، زیرا این نیز نشانه ای از بازاندیشی اجتماعی است که این شرکت ها متوجه شده اند که دیگر نمی توانند چند زن بلوند را بیکینی بپوشانند و تبلیغ کنند، حتی اگر هم خواسته باشند می ترسند مورد انتقاد قرار بگیرند. 

 

چقدر قابل اعتماد است که ناگهان لباسی از پنبه ارگانیک و تحت شرایط عادلانه ۱۹ یورو تهیه شود؟ 

در اکثر موارد، نمی توانید به گفته شرکت ها اعتماد کنید. تعداد زیادی از مهر و موم (رمز و راز)های گیج کننده در شیوه تولید وجود دارد که بی ضرر بودن یا کیفیت عالی آن ها را نشان می دهد و نمی توانید از طریق بروشورها به نتیجه درستی برسید. اگر واقعاً می خواهید اطمینان حاصل کنید که چیزهایی را که باعث آسیب به محیط زیست و نقض حقوق بشر می شوند خریداری نکنید، باید با آنها به شدت مقابله کنید. اما بسیاری از افراد از این امر طفره می روند زیرا واقعاً نمی خواهند عادت های مصرفی خود را تغییر دهند. و وقتی روی برچسب نوشته شده است "پنبه ارگانیک"، شما فقط احساس خوبی دارید.

 

 واقعاً  چگونه می توانید هزینه های اکولوژیکی و اجتماعی مد را تغییر دهید؟ 

من طرفدار دخالت و مقررات سیاسی هستم. این احتمالاً تنها چیزی است که می تواند به عنوان معیار این کار قرار گیرد. از آنجا که بطور عموم، تاثیر گذاری مستقیم مصرف کنندگان نیز بر این مساله حیاتی محدود است، بنابراین من مسئولیت را بیشتر در سیاست گذاری می بینم. تا زمانی که تی شرت ها و انواع  لباس های دیگر، به قیمت حتی کمتر از پنج یورو عرضه می شوند، همیشه اشخاصی نیز وجود خواهند داشت که آنها را خریداری کنند. به ویژه از منظر جهانی هم بهتر است به این نکته توجه داشته باشیم که خیلی از مردم کشورهای دنیا دوست دارند با سبک زندگی فرهنگ های غربی آشنا شوند، آنوقت میزان مسولیت سیاست بر آن، برای ما روشن تر می شود. ما از امکانات و زندگی نسبی بهتری بر خوردار هستیم و در خانه های ما انبوهی از لباس های ارزان قیمت دیده می شود که با پرداخت کمترین دستمزد به کارگران تولید کننده آن به ما رسیده است. ما نمی توانیم فراموش کنیم که در حال حاضر، زندگی دو میلیارد انسان زیر استاندارد های یک زندگی معمولی هستند.


خانم دکتر دیانا وایس" Dr.Diana  Weis" استاد روزنامه نگاری مد در مدرسه بازرگانی برلین، پایتخت کشور آلمان است. او کتاب و مقاله های زیادی در باره پدیده های مد در پارچه ، پدیده  مد و بدن انسان و هنجارهای زیبایی انتشار داده است.

 

*- "normcore " جنبش مخالفت با "مد"- جنبش ساده پوشی، استفاده از لباس های خواهر و برادر و اعضاء خانواده، لباس های بدون مارک و چاپ.

 

دو شنبه دوم فروردین ۱۴۰۰- ۲۲ مارس ۲۰۲۱

منبع: مجله آلمانی.fluter

افزودن نظر جدید