بیانیه، امضاها و سوداهایش

  بیانیه «نه به جمهوری اسلامی» را می توان از وجوه مختلفی نگاه و ارزیابی کرد.

وجه نخست مناسبت اوضاع کشور و جهان

این تلاش در وجه نخست و وجهەی بیرونی خود حرکتی است همچون موارد متعدد پیشین که غالباً از جانب طیف طرفداران سلطنت هر بار تحت تأثیر شرایط ویژه ای که در ایران یا جهان پیش آمده، برای دوره ای ارائه و مطرح گشته و فرو خوابیده است. اینبار نیز ظاهراً در ارزیابی اثرات تحریم ها در تشدید مشکلات اقتصادی و نارضایتی ها، و امید به  چشم انداز های متفاوت (بخوان تیره تر) در رابطه ایران با آمریکا، با وزن و نقش دیگری به میدان آمده است.

طرح ناگفته در این بیانیه؛ امکان اجرای پروژه به حرکت در آمدن/ آوردن مردم به جان رسیده و بر محمل آن تامین حمایت خارجی برای کنار زدن جمهوری اسلامی است. حتا اگر طرح زود بازده ای نباشد، می تواند بذری باشد که پاشیده شود، تا شاید روزی هم سر برآورد. طرحی مانند پروژه خوان گایدو در ونزوئلا و یا انقلاب های رنگی در جمهوری های سابق سوسیالیستی و نظایر آن. بماند که فارغ از نیت کنونی و یا متفاوت بسیاری از امضا کنندگان، قابل تأمل است که کدام قدرت های جهانی با چنین طرحی همراهی دارند و کدام قدرتها ممکن است در مقابل آن بایستند! چون در مسئله ایران رویارویی ها و یارگیری ها همان نیست که مورد ونزوئلا هست یا در مورد انقلابات رنگین گذشته.

مسئله مهم تر این است که این ایده مقدم بر هر چیز نیازمند چهره ای با وجهه در خور و جلوه مند است. از نگاه طراحان یا حامیان این پروژه، شاهزاده رضا پهلوی را که بخشا حامل چنین جایگاهی است باید و می توان به وجهه ای با مقبولیت عمومی تر بدل کرد. از همین رو است که تلاش و تاکید اخیر وی بر تمایل عمیق خود به جمهوری خواهی یا مسایل جذب کننده افکار عمومی معنای روشنی می یابد.

از سوی دیگر گرچه هر تغییر در نگاه و منش رضا پهلوی به نسبت طرفداران جزم سلطنت خواهی، خود می تواند به نفسه مطلوب تلقی گردد، اما در همان حال نمی شود مقصود نهایی و محک چرخش های انجام یافته را نادیده گرفت. از جمله این سخن موکد که دلخواه او جمهوری است، اما پذیرنده انتخاب مردم خواهد بود را نمی توان برکنار از اشاره های ضمنی او به پادشاهی های موجود در مثلا خاورمیانه و اروپا که کم از جمهوری ندارند، و ایضا جمهوری هایی که استبدادی هستند، حاوی و دنبال کننده مضمون و سویه ای است  قابل درک.

مشروح سخنان رضا پهلوی بر اساس تجربیات تاریخی نسل ما نیز پدیده ی تازه ای نیست. این سخنان به دنبال آن امضاها، جابەجا یادآور بیانات خمینی در نوفل لوشاتو است. وعده های بزرگ در برپایی حکومتی دموکراتیک و آزاد که مارکسیستها هم در آن حرف خود را می زنند...

و جایی که آن آخوند حوزه با آوردن عباراتی جذاب قادر به اغواگری می شد، به کلام آوردن مفاهیمی امروزین توسط آقای رضا پهلوی؛ از پسندیده ترین معیارهای دموکراسی گرفته تا مردم دوستی و رهایی میهن از چنگ ارتجاع و... چه آسان است! خصوصا هرگاه ایشان به معیار و محکی برای باور بدان ها و یا توضیح موارد نقض آنها توجه نداشته باشد. حتی توضیحی را پیرامون ترغیب دولت ترامپ به اعمال تحریم های خفه کننده علیه مردم، یا هم نشینی با جناح های آمریکایی خواهان تهاجم نظامی به میهن خود، در همین گذشته نزدیک لازم نداند.

وجه دوم، کنار گذاشتن تشکیلات ناموفق خارج کشوری

 جنبه قابل توجه دیگری در این بیانیه، بنا به جهاتی که اشاره شد این است که بر خلاف موارد گذشته این بار نامی از جریانات متشکل آورده نشود. صلاح دیده شد که نامی از تشکل های پادشاهی چون فرشگرد و ققنوس و دیگران، یا شورای مدیریت گذار به میان نیامده و بیانیه ۶۲۰ نفره با امضای تعداد معدودی از افرادی که نامی دارند انتشار یابد همراه با لشکری از آدمهای ناشناس. آدمهایی منفرد با عنوانی تخصصی جلوی نامشان؛ که حول آقای رضا پهلوی جمع آمده اند.

البته موضعگیری و امضای افراد در برخی مسائل در حمایت یا اعتراض به وقایع بی سابقه نیست، اما بیانیه «نه به جمهوری اسلامی» مدعی جایگزینی حکومت است و در قواره «شاه باید برود» خمینی و آنچه که او از پاریس اعلام کرد. با این تفاوت که اگر در حدود سال ۵۷ جامعه به چنان جوششی فراروییده بود که خمینی در نجف هم لمس کرد، تصور تکرار آن پدیده در شرایط امروز غیر واقعی خواهد بود. همچنان که در توقع آمریکا و خوان گایدو از اوضاع ونزوئلا بود و حاصل نیامد و یا موارد دیگری که آقای رضا پهلوی هم در طی سالیان گذشته بارها بدین خیال به میدان آمد.

وجه سوم؛ بارز کردن نقش شخصیت و شخص رضا پهلوی

 یکی دیگر از وجوه بارز این برآمد قلم بطلان کشیدن و یا منتفی دانستن جایگاه احزاب و جبهه نیروهای سیاسی - با برنامه ها و اهدافی اعلام شده - در روندهای تحول سیاسی کشور به طور کلی است تا زمینه به اصطلاح «انتخاب» رضا پهلوی در هر شکل آماده شود. حلقه زدن آدمها و اسامی متعدد، از جمله افرادی منفرد به دور شاهزاده رضا پهلوی، بدیل مشخصی است جهت هدایت مستقیم مبارزه، با پیشوایی و زیر لوای یک فرد. برای دستیابی به هدفی بزرگ که نه تصویری روشن از آن بدست داده می شود و نه برنامه و راهکارهای رسیدن به آن به تصمیم در آمده یا به بحث گذاشته می شود! و نه ایضا طرح و تلاشی برای برپایی نهادها و سازمان های متشکل مردمی و سیاسی، یا کارآمد شدن نهادهای موجود، تا در تحولات مورد نظر ایشان ایفای نقش نمایند؛ یا گسترش فعالیت‌هایی که حاکمیت موجود را ناگزیر به عقب نشینی و تن سپردن به خواسته‌های مردمی نماید.

این بی برنامگی شاید به این دلیل است که حکومت همه راهها را بسته. چنین بوده و تا به آخر نیز چنین خواهد بود.

خوب اگر چنین است پس تمام ارزیابی ها و تحلیل ها از آشفتگی کشور و ناتوانی حاکمیت در عرصه های مختلف اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و انسجام قوای حاکمه، باید غیر واقعی باشد و استبداد تا سالیان دور قادر به ادامه استیلای خویش است.

ولی بر پایه این امضاها و این سخنان گویا می توان حکومت موجود را با برپایی و گسترش اعتراضات و قیام مردمی به زیر کشید؛ بی مهابا از تکرار انقلابی بدون چشم انداز، گویا لازم نیست به این ارزیابی نشست که عموم مردم آیا چه همراهی با چنان واقعه‌ای خواهند داشت و چرا در شورش های مکرر موجود در کنار ایستاده اند. در اینکه مردم کشورمان در وسعت غالب خود سالهاست که جمهوری اسلامی را نمی خواهند و از پلیدی های آن به جان آمده اند تردید نیست، اما در چگونگی گذر از آن و آنچه در پی خواهد آمد هیچگاه بی تفاوت نبوده اند.

در اینکه با تشدید فلاکت ها و اعمال ضد مردمی دست اندرکاران، هر زمان شعله خشم و استیصال در جایی زباله کشد هم تردیدی نیست. اما طراحی تازه آقای رضا پهلوی و امضا کنندگان که بی تفاوت از ابعاد جاری شدن خون ها و یا برعکس با بهره گیری تبلیغی آن، از مامنی راحت پروژه ای را کلیک زده، روندهای مورد نظر خود را دنبال نمایند، با خواست دلسوزان واقعی مردم و سرنوشت کشور پیوندی نخواهد داشت.

پنجم فروردین 1400

بیست و پنجم مارس 2921

افزودن نظر جدید

دیدگاه‌ها

ممنون که خیلی موجز و مختصر و رسا و گویا نوشتید. خواندن یادداشت های طولانی واقعا مشکل است و مانع تمرکز بر مسئله اصلی هم می شود.

دست روی نکته ظریفی گذاشتی رفیق اکبر که دیگر دوستانی که این بیانیه را بدرستی نقد کردند حداقل به این دقت به آن نپرداختند و آن اینکه طراحان این بیانیه آگاهانه به عدم طرح " تشکل " هایشان عملآ شاهزاده رضا پهلوی را محور کرده اند . جدا از این مسائل اکبر جان این "تلاش" نیز مانند همه آن " فراخوان ها " ، "رفراندوم ها " هیچ تآثیری در ازتباط با مبارزات مردم نخواهد داشت ، این تحرکات برای عده بیشتری سرگرمی و برای عده کمتری "نان و آب " خواهد آورد ، درود بر تو