ادامه دوگانه رهبر و شهریار

رضا پهلوی در سال ۱۳۶۸ در یک بیانیه ۱۴ ماده‌ای برای اولین بار پای بندی خود را به اصول دموکراسی اعلام کرد. با این وجود هم چنان جایگاه خود را به عنوان شهریار حفظ نمود و دوگانه رهبر و شهریار را ادامه داد و به سخن منتقدین خود مبنی بر انتخاب میان رهبر سیاسی و یا شاهزاده وقعی ننهاد. او با سخنرانی اخیرش و امضای کمپین "نه به جمهوری اسلامی" در ردیف سایر کنشگران، گام دوم را برداشت و اعلام نمود: "من اساس دموکراسی را بر مبنای جمهوریت می‌بینم، یعنی حق انتخاب مردم در تعیین سرنوشت خود و حکومت بر خود. ما باید برسیم به مرحله‌ای که نهادهای سنتی را الزاماً مبنای حکومت قرار ندهیم.". او در سخنان خود روی نکته مهمی دست گذاشت و گفت که مشکل جامعه ما نبود ساختارهای قوی مدنی است. سازمان  ها و نهادهای مردمی نقش عمده در گسترش دموکراسی و حقوق فردی و شهروندی دارند و نقش افراد باید به احزاب و سازمان ها سپرده شود. سال ها است که نیروهای جمهوری خواه تاکید دارند که سلطنت با دموکراسی هم خوانی ندارد و اساس دموکراسی جمهوریت است و برای استقرار دموکراسی و جلوگیری از بازتولید استبداد فردی، باید سلطنت را کنار گذاشت و جامعه مدنی و جامعه سیاسی را تقویت کرد.

مشروطه طلبان و سلطنت طلبان می گویند رضا پهلوی سخن جدیدی نگفته و سلطنت را نفی نکرده است. اما برخلاف گفته آن ها، رضا پهلوی مواضع جدیدی اتخاذ کرده، از مدعی و میراث سلطنت فاصله  گرفته و به جمهوریت روی آورده است. این نشانگر حقانیت و اتوریته جمهوریت است. اما خطا است که تصور کنیم که رضا پهلوی کاملأ از جایگاه سلطنت بریده و بعد از این همانند یک جمهوری خواه عمل خواهد کرد. مصاحبه رضا پهلوی در جمع خصوصی ایراد شده و هنوز بندهای زیادی او را به سلطنت و سلطنت طلبان وصل می کند. بعد از پخش سخنرانی رضا پهلوی فشارهای زیادی از جانب پایگاه اجتماعی او اعمال شده و خواهد شد تا سخنان خود را پس بگیرد و هم چنان میراث دار سلطنت باشد. هویت سلطنت طلبان و مشروطه طلبان با شاهزادگی رضا پهلوی پیوند خورده است و بدون او سرگردان می مانند و جایگاه خود را در میان نیروهای سیاسی نمی توانند تعریف کنند.

اگر رضا پهلوی مصمم است بر دیدگاه های خود وفادار بماند، لازم است آن ها را نه در جمع خصوصی، بلکه در مجامع عمومی و در رسانه ها اعلام کند، بطور روشن بگوید که در بین دوگانه شهریار و رهبر، دومی را برگزیده، از القاب خود دست شسته، از شاه اللهی ها فاصله گرفته و در صدد است که پایگاه اجتماعی خود را قانع کند که سلطنت به استبداد می انجامد و راه دموکراسی در جمهوریت است. او یک ماه پیش در مصاحبه با نیوزویک "پیوستن دوباره آمریکا به توافق هسته‌ای موسوم به برجام را یک «خطای بزرگ» دانست." این موضع گیری «خطای بزرگ» رضا پهلوی است. توافق هسته ای راه را برای برداشتن تحریم های اقتصادی برخواهد داشت و از رنج ها و دردهای بی شمار کارگران، زحمتکشان، تهیدستان و طبقه متوسط جامعه خواهد کاست.

نکته آخر اینکه مواضع جدید رضاپهلوی زمانی باورپذیر خواهد بود که او در همین جا نایستد و گام های بعدی را در فاصله گیری از میرات سلطنت بردارد و در تراز فعالین سیاسی در صحنه سیاسی کشور برآمد کند.

 

به نقل از: سايت بی بی سی

افزودن نظر جدید

دیدگاه‌ها

جناب خلیق، در قدیم اگر کسی همچون شما سخن میگفت، می گفتند: طرف آئینه اش را گم کرده.
شما بعد از پنجاه سال فعالیت سیاسی هنوز نیاموخته ای که دیگران را در جایگاه خودشان بپذیری. همچون یک آخوند برای خود رسالت قائل هستی که دیگران را ارشاد و به راه خودت دعوت کنی.
بنظر می آید؛ داری روی رضا پهلوی کار می کنی و امید داری او را به عضویت حزب چپ ایران درآوری!
دوست گرامی کمی به خودت و آنچه می گوئی شک کن. یک ائتلاف، یک اتحاد، یک همکاری بر چه پایه ای شکل می گیرد؟ آیا بایست همه همشکل و همفکر باشیم تا بتوانیم با هم یک تیم تشکیل دهیم؟
شما نتنها از رضا پهلوی بلکه از رفقای سابق خودت نیز توقع داری همه مثل شما فکرکنند! نتیجه یا خروجی تفکر شما بیعملیست. باورتان نمی شود؟ نگاهی به سال و سالیان گذشته بیندازید.