سند همکاری و انتخابات ١٤٠٠

سند همکاری ٢٥ سالە ایران و چین، همچون شمشیر داموکلسی بر سر آمریکائی ها و بطورکلی غرب عمل می کند. بە نظر می رسد بعد از امضای این سند، روندها برای احیای برجام شتاب بیشتری گرفتەاند. ابراز نگرانی یک سالە جو بایدن از این سند بخوبی عمق مسئلە را نشان می دهد.

از طرف دیگر در سال پیش رو انتخابات ریاست جمهوری را در ایران داریم. تجربە نشان دادەاست کە امر تفاهم با غرب و پیشبرد توافقات با وجود یک دولت اصلاح طلب و یا میانەرو بهتر عملی می شود. باز تجربە دوران احمدی نژاد نشان داد کە تیپهائی از طیف او اگرچە از تفاهم و غیرە می گویند، اما عملا وضعیت را بحرانی تر می کنند، تا جائیکە در زمان ریاست جمهوری او هم بدترین نوع محاصرە ایران از طریق اجماع در شورای امنیت سازمان ملل ایجاد شد، و هم با وجود درآمدهای میلیاردی از فروش نفت، اما ریالی از آن بر سر سفرە مردم نرفت. همین طیف با موشک پرانی و دیواربازی در سفارتخانەهای خارجی در کشور، وضعیت را هم برای جناح رقیب خود زار کردند.

جهان غرب می داند کە بدون اصلاح طلبان و میانەروها در کشور، امکان پیشبرد تفاهمها با ایران وجود ندارد، برای همین برایشان مهم است کە چە کسی پیروز انتخابات ریاست جمهوری ١٤٠٠، می شود. از طرف دیگر جو بایدن با مشکلات درونی، از جملە فشار مخالفان خود در داخل روبرو است. اما چە کسیست کە نداند امر رقابت با چین از اولویت برای این کشور برخوردار است، و بنابراین باید هرچە سریعتر بە میدان شتافت، از جملە عرصەهائی در میدان کە دولت چین گام بە گام در آنها در حال پیشرویست.

از طرف دیگر، سند بودن همکاری ایران با چین، و فاصلە آن با قرارداد، نشان می دهد کە طرف ایرانی نیز از این کارت برای فشار بر غرب استفادە می کند و بنابراین برایش مهم است کە کماکان روابط خود را با غرب بویژە در زمینە اقتصادی و تکنولوژی داشتە باشد، هرچند وجود این سند مهر خود را بر چگونگی روابط میان چین و ایران برای همیشە خواهدکوبید.

بە نظر نمی رسد هستە سخت قدرت در کشور از اهمیت رابطە با غرب بی آگاە باشد و بخواهد تمام تخم مرغهای خود را در یک سبد قراربدهد، بە همین جهت هنوز این امکان وجود دارد کە در دور ریاست جمهوری جدید، فردی بە سمت کرسی این سمت راندە شود کە از توان ایجاد تفاهم با غرب برخوردار باشد.

با توجە بە وضعیت دشوار اقتصادی ایران کە علت آن از جملە کاملا متاثر از شرایط بین المللی کشور است، بە نظر می رسد امر روابط خارجی و چگونگی آن، بر انتخابات آتی کشور تاثیرات معین و مهمی داشتەباشد.

بخش: 

افزودن نظر جدید

دیدگاه‌ها

عجیب می بینم که فرد هوشمندی چون شما هنوز و همچنان سردرگم در چیدمان صحنه-ی سیاسی ایران باشد.
آیا باید شک داشت که سیاستهای کلان رژیم، مخصوصاً سیاست خارجی آن منبعث از منویات شخص ولی فقیه است؟ حداقل تجربیات شانزده ساله-ی اخیر به ما می گوید: اگر نه ١٠٠% بل با درصد بالایی رئیس جمهور فعال مایشاء رهبریست. مشخصا، در رابطه با برجام، شخص او بود که؛ فرمان مذاکره داد و شخص او بود که؛ نگذاشت برجامهای ٢ و ٣ پا بگیرد.
در روابط بین الملل امری روشن است که در ماجرای هسته ای – موشکی ایران؛ ایالات متحده خواهان "سهم شیر" است. و تا این سهم تأمین نگردد این ماجرا به انجامی نخواهد رسید. حال با جمهوریخواهان یا بدون جمهوریخواهان.
اگر با هم در همین اندک توافق داشته باشیم، حال بایست پاسخ بگوئیم؛ وقتی صحنه گردان در پشت پرده نشسته است، چرا رئیس جمهور مهم است؟
در ثانی، فرد هوشمندی چون شما بایست تحلیل کند؛ حل معضل هسته ای – موشکی ایران بنفع ایالات متحده و اسرائیل است؟ یا نگه داشتن آن در کش و قوسهای دیپلماتیک!