تحریم یاشرکت درانتخابات؟

مدت کمی تا انتخابات ریاست جمهوری و شوراهای اسلامی شهر و روستا مانده است، اما هنوز جنب و جوشی در این باره در کشور دیده نمیشود. حتی اشتیاق و تبلیغات نامزدها هم کمتر از دوره های پیشین است. گرچه پاندمی کووید۱۹ و مسائل ناشی از تنگناهای اقتصادی فضای سرد انتخابات را تشدید کرده، اما بی اعتنایی مردم به امرانتخابات به عوامل دیگری مربوط می شود که نقش به مراتب مهم تری دارند. ازجمله این موارد محدودیت هایی است که نظام جمهوری اسلامی برای نامزد های انتخاباتی ازطریق اعمال نظارت استصوابی شورای نگهبان ایجادکرده است.
اکنون کاملا آشکار است که سیاست های جمهوری اسلامی و بازتاب داخلی و خارجی آن، درهمه شئون زندگی مردم، به ویژه کارگران و مزد بگیران تاثیر مخرب داشته است. تحریم های آمریکا علیه ایران به خاطر چالش هسته ای، فساد و ناکارآمدی ارکان نظام، فقر و فلاکت اقشار وسیع مردم، بویژه زحمتکشان وسیطره سپاه پاسداران که جایی برای حضورمردم به عنوان صاحبان اصلی کشور درفعالیت های اقتصادی و اجتماعی باقی نگذاشته، معلول این سیاست ها است.
 سپاه پاسداران باحرص و ولع سیری ناپذیر خود با همراه کردن رهبری نظام برای تسلط برنهاد ریاست جمهوری و یا کنترل آن و ایجاد حاکمیت یکدست، می کوشد. این تلاش سپاه پاسداران و بلوک اصول گرایان به ویژه درشرایطی که احتمال تعیین جانشین رهبری زمزمه می شود، اهمیت خاصی پیدا می کند.
 سپاه پاسداران همراه با جریان های تندرو نظام می خواهند با تسلط برهمه ارکان نظام سیطره بلند مدت خود را برهمه منابع کشور تضمین کنند. آنان درصورتی به این هدف خود دست پیدا میکنند که این فضای سرد انتخاباتی تا روز رای گیری حفظ شود. دراین صورت نامزد مورد حمایت آنان درانتخابات ریاست جمهوری و نامزد های شوراهای اسلامی شهرو روستا با استفاده ازحضورپایگاه اجتماعی محدود خود موفق خواهند شد کرسی ریاست جمهوری و اغلب شوراهای شهر و روستا را ازآن خود کنند. اما اگراین فضای سرد انتخاباتی و قهرمردم با انتخابات، تا روز رای گیری تغییرپیداکند، می تواند اصول گرایان و در پیشانی آن سپاه پاسداران و تندروها را، به رغم خوش بینی امروز آنان برای پیروزی، غافلگیر و با نا کامی روبرو سازد.
برای اینکه به نتایج اتخاذ دو رویکرد تحریم و یاشرکت درانتخابات پی برده شود، نیازی به استفاده ازحافظه تاریخی نیست. کافی است به انتخابات های دو تا سه دهه پیش نگاهی انداخته شود تا به اثرات مخرب سیاست تحریم انتخابات و میدان دادن به اصول گرایان و تسلط آنان برکرسی های ریاست جمهوری، مجلس شورای اسلامی و شوراهای اسلامی شهر و روستا پی برده شود، که عواقب زیان بارآن هنوز بر تمام شئون زندگی مردم سایه انداخته است.
 مدافعان تحریم، شرکت درانتخابات را موجب تائید مشروعیت نظام میدانند. این ادعا با رویکرد جمهوری اسلامی ایران و میزان اعتباری که برای افکارعمومی داخل وخارج کشور و امر انتخابات قائل است، در تناقض قراردارد. کافی است به حوادث ماه های اخیر به ویژه به حوادث بعد ازانتخابات سال  ۱۳۸۸و رخدادهای بعد از آن اشاره کنیم. برخلاف ادعای مدافعان تحریم انتخابات، جمهوری اسلامی ایران امروز بیش از آنکه مشروعیت موجودیت خود را از طریق شرکت مردم درانتخابات جستجو کند، حفظ آن را با تکیه برسیاست سرکوب و رویارویی با مردم دنبال می کند.
به نظر ما سیاست تحریم انتخابات اگربه پیروزی اصول گرایان و جریان های تندرو درکشور بیانجامد، به تجربه آشکار است که نه تنها به بهبود زندگی زحمتکشان کمکی نمی کند، بلکه شرایط زیست آنان راسخت تر و به افزایش فشار برآن ها می انجامد. ازاین رو تحریم انتخابات اگر نتواند مسیرحرکت نظام رابه سمت تسلیم به اراده و پذیرش مطالبات مردم تغییردهد و سیاست هایی مغایر با آنچه راکه طی دهه های گذشته شاهد آن بوده ایم متوقف کند، تاکتیک مناسبی ارزیابی نمی شود و شرایط سخت تری را برمردم و کشور تحمیل میکند. درچنین شرایطی روش یا تاکتیک دیگری باید اتخاذ شود، تاکتیکی که متناسب با امکانات، مقدورات و ظرفیت های مردم برای تاثیرگذاری بر انتخابات و ادامه این فرایند است. شرکت در انتخابات با رویکرد سلبی به نامزد یا نامزد های اصول گرا و تقویت موضع رقبای آنان که با برنامه های پیشنهادی خود نزدیکی بیشتری بامطالبات مردم به نمایش می گذارند، تاکتیک واقع بینانه تری است. این تاکتیک مانع از یکدست شدن حاکمیت شده و به تشدید شکاف درونی آن با انعکاس مطالبات مردم درشاکله نظام می شود. چنین رویکردی برای مبارزه در راه آزادی، دمکراسی و عدالت اجتماعی، به ویژه در شرایط حاد و بحرانی و تشدید شکاف میان مردم باحکومت حائز اهمیت است. به علاوه شرکت درانتخابات ازحقوق شهروندی و محصول انقلاب مردمی است که برای رسیدن به آزادی، دمکراسی و عدالت اجتماعی بریک نظام دیکتاتوری و باهزینه سنگین نقطه پایان گذاشته است. اگرچه دراستفاده از این حق مردم محدودیت های زیادی از طرف حاکمیت اعمال می شود، چاره آن عدم شرکت درانتخابات و واگذاری این میدان به ناقضین این حق نیست، بلکه مبارزه برای حفظ این حق وپاسداری ازآن است زیرا آنان اساسا به اصل انتخابات بی اعتقادند و این حضور و مشارکت مردم است که تا کنون توانسته امر انتخابات و حفاظت از نهاد های انتخابی را تداوم بخشد.
 مردم با انقلاب و تحمل هزینه، شرایط جامعه را برای انتخاب کردن و انتخاب شدن و مشارکت آزادانه خود در اداره امور کشور فراهم کردند. امروز دفاع ازاین حقوق شهروندی به طور عام  وحق انتخاب کردن و انتخاب شدن، به طور اخص دربرابر هرنوع اعمال نظر و تحدید این حق مسلم که بانظارت استصوابی شورای نگهبان مورد تعرض قرارگرفته و بخش ماهوی آن از آن گرفته شده، با شرکت درانتخابات و مبارزه با نظارت استصوابی و مطالبه برگزاری انتخابات آزاد می تواند صورت گیرد.
 بنابرآنچه گفته شد، چنانچه تاکتیک تحریم انتخابات دراین دوره هم به همان نتایجی منتهی شود که درگذشته شاهد بوده ایم و به تقویت اصول گرایان و جریان های تند رو درکشور بیانجامد، امروز تاکتیک مناسب نه تحریم انتخابات بلکه شرکت درآن از موضع سلبی نسبت به نامزد های اصول گرایان درمقابل رقبای اصلاح طلب و مستقل آنان، درشرایط توازن قوای کنونی میان مردم و حکومت است.

گروه خرداد ـ هوادار سازمان فدائیان خلق ایران(اکثریت) داخل کشور

۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۰

 

افزودن نظر جدید

دیدگاه‌ها

یک سوال و دیگر هیچ:
می گویید:"ازاین رو تحریم انتخابات اگر نتواند مسیرحرکت نظام رابه سمت تسلیم به اراده و پذیرش مطالبات مردم تغییردهد و سیاست هایی مغایر با آنچه راکه طی دهه های گذشته شاهد آن بوده ایم متوقف کند، تاکتیک مناسبی ارزیابی نمی شود و شرایط سخت تری را برمردم و کشور تحمیل میکند."
سوال: میتوانید بگویید: شرکت در انتخابات اگر نتواند مسیرحرکت نظام رابه سمت تسلیم به اراده و پذیرش مطالبات مردم تغییردهد و سیاست هایی مغایر با آنچه راکه طی دهه های گذشته شاهد آن بوده ایم متوقف کند، تاکتیک مناسبی است یا خیر؟
چیزی که هربار تکرار کرده اید و مسیر حرکت نظام به سمت تسلیم به اراده مردم که نرفته است هیچ، بلکه شرایط سخت تری را به مردم تحمیل کرده است.

شرکت درانتخابات نتایجی چون دولت خاتمی(دولت اصلاحات)ودولت روحانی(دولت برجام)، به رغم انتقادات جدی برعملکرد آنان درپی داشته که باید بادولت احمدی نژاد(دولت قطعنامه هاعلیه ایران وتحمیل تحریم هابرکشور)که فاجعه به بارآورده است، مقایسه شود. دراین موارد برای درک بهترباید مصداقی صحبت واستدلال کرد. البته اگردربیان نظرصادق باشیم مشکل نیست که پاسخ خود راازمتن وروح حاکم برنوشته بگیریم.

شرکت درانتخابات نتایجی چون دولت خاتمی(دولت اصلاحات)ودولت روحانی(دولت برجام)، به رغم انتقادات جدی برعملکرد آنان درپی داشته که باید بادولت احمدی نژاد(دولت قطعنامه هاعلیه ایران وتحمیل تحریم هابرکشور)که فاجعه به بارآورده، مقایسه شود. دراین موارد برای درک بهترباید مصداقی صحبت واستدلال کرد. البته اگردربیان نظرصادق باشیم مشکل نیست که پاسخ خودراازمتن وروح حاکم برنوشته بگیریم.

وقتی تمام پروسه ی بعداز دوم خرداد ۷۶ و تمام تاثیرات مثبت آن را در نظر بگیریم. به چند نتیجه ی روشن می رسیم:
یک ـ کسانی که مشارکت در انتخابات را در سال ۷۶ به ۸۰ در صد بالا بردند و می خواستند «طرحی نو در اندازند»
در سال ۱۳۸۴ با شرکت نکردن در انتخابات نارضایتی خود را از اصلاح طلبان حکومتی که فرصت طلبانی بیش نبودند نشان دادند.
دو ـ انتخابات بی نظیر سال ۸۸ که حتی ایرانیان خارج از کشور را به خود جلب کرد فقط و فقط بخاطر تو دهنی به احمدی نژاد و حذف او بود .
ایرانیان با مشارکت ۸۵ در صد میزان مشارکت در تاریخ جمهوری اسلامی را شکستند. سفارت های جمهوری اسلامی در خارج از کشور هرگز در خواب هم نمی دیدند که چنا نشود. رهبر بی خرد همان کرد که همیشه می کند .
نتیجه:
با وجودیکه حکومت در سال ۹۲ و ۹۶ تلاش کرد تا برای نشان دادن قدرت و پایگاه مردمی به کشور های ۵+۱ از خاتمی ها ، رفسنجانی ها و.... برای کشاندن مردم به پای صندوق ها استفاده کند ولی هرگز مشارکت سالهای ۷۶و۸۰ و ۸۸ تکرار نشد .
مرم می بینند که سیاست های احمقانه ی حکومت با کشور های خارجی به خصوص قدرتهای بزرگ ناکارآمد و بچگانه ست.
در این ۲۴ سال یعداز دوم خرداد که به بهانه ی حمله نظامی «دشمن » و تحریم های اقتصادی مردم ریاضت می کشند ولی تمام حکومت و نیروهای لشگری و کشور آن «آن کار دیگر می کنند حکومت قهار تر شده ست:
۱. سپاه پاسداران در تمام زمینه های از قبل از ۷۶ قلدر تر شده ست.
۲. تمام رهبران ارتجاعی قبل از خرداد ۷۶ هنوز در راس کار ها هستند.
صحبت از «اصلاح طلب» ، اصول گرا ، تمامیت خواه ، محافظه کار ، جناح چپ ، خط امام و ...... همه بدون مرزبندی و خط و ربط ست اصلا معلوم نیست که باند های حکومتی چه اختلافاتی دارند ، چه اهدافی را دنبال می کنند .
هر کدام تا بحال به هزار رنگ در آمده اند.
اصلا حکومت خیلی حیله گرانه سعی کرده تا باندهای آن در «احزاب » مختلف موجب « بزرگ» شدن و مشهور شدن یعضی از کوتوله ها نشود که برای «آقا» شاخ شوند.

حالا در این حیص و بیص و با فبلتر های شورای نگهبان و آرزوهای رهبری که حتی حزب الهی های بعداز خرداد ۷۶ را تحمل نمی کند.
معلوم نیست این بیانیه «گروه خرداد» از داخل کشور سنگ کدام کاندیداهای احتمالی را به سینه میزند که می توانند از صافی شورای نگهبان رد شوند و با «امدادهای غیبی» برنده شود و برای مردم خدمت کنند؟