رزم مشترکی کە غائب است

آدمها تنها بر اساس برنامە سیاسی و عقلانیت رای نمی دهند، بلکە احساس تعلق هم در این مورد نقش اساسی ایفاء می کند. و تا جامعە احساسی تر باشد، و کفە ترازو کمتر بە جانب عقلانیت سنگینی کند، احساس تعلق بیشتر در میان مردم، بویژە در هنگام رای دادنها عمل می کند.

تلنبار شدن مشکلات در طی سالها، تکرار مصائب و از همە بیشتر بدتر شدن شرایط، حتی اگر بخش مهمی از آنها هم ناشی از فشار خارجی و بدعهدی ها باشد، می تواند بە چنان خستگی روحی در میان مردم منجر شود کە دیگر برایشان مهم نباشد تا چە حد حاکمیت هم در این ماجرا حق دارد. زیرا اصل اساسی حکمرانی، کە ادارە بهینە مملکت حتی تحت شرایط فشار خارجیست بعهدە حکمرانان است و در آخرین معنا آنانند کە مسئولیت اصلی را بعهدە دارند.

برجستەتر شدن تحریم در این دورە از انتخابات ریاست جمهوری، از جملە بە این مسئلە بر می گردد. مردم خستەاند. دیگر حتی مهم نیست چە کسی و تا چە سطحی حق دارد یا ندارد، مهم برای آنها شرایط ادارە کشور است کە روزبروز بدتر می شود. و اگر مسیر رو بە بدترشدن بیشتر دارد، دیگر اساسا چە نیازی وجود دارد کە علیرغم همە تحولات مثبت گذرا کە انتخابات می تواند بە همراە داشتەباشد، بە عمل سیاسی مقطعی دست زد.

البتە یکی از نتایج این خستگی، می تواند همانا عدم وجود تحریم فعال، و پیش بردن اصل تحریم تنها در روز انتخابات باشد. درست مانند مشارکت غیرفعال در انتخابات کە از روز بعد از انتخابات، پس از رای دادن در خانەها می مانیم و انتظار داریم قهرمانان جدید سینە سپر کردە و خود بە تنهائی کارها را بە پیش ببرند!

این خطر وجود دارد کە خستگی بر همە روندها، چە از نوع مشارکت فعال و چە از نوع تحریم غیرفعال، غالب شود؛ و جامعە تنها بە نیروی خودش برای تامین امرار معاش و گذران زندگی معتقد شود و مسئولیت حاکمیت را در این مورد از فرهنگ خود بکلی بیرون براند. درست مانند هنگامیکە چند سال پیش راز گورخوابها آشکار شد، جمعی از آنان از افشاء کنندگان آزردە شدند کە بابا بذارید زندگی امان را بکنیم! و آنان البتە بە نوعی حق داشتند، زیرا با راندنشان از قبرستانها، بیرون جائی نبود کە بتوانند در گرما و سرما اتراق کردە و از دستبرد خشن طبیعت در امان باشند.

جامعە ایران قبل از اینکە بە حضور یا عدم حضور در انتخابات نیاز داشتە باشد، بە حضور فعال خود در عرصە سیاسی، اجتماعی و مدنی نیاز دارد. اگر این مشکل حل شود، بی گمان هم حضور و هم عدم حضور می توانند سرانجام بە نتیجە برسند. در غیر این صورت در بر همان پاشنە سابق خواهد چرخید و تحریم هم دردی از درهای بی شمار این ملت را دوا نخواهد کرد. جامعە پیش از هر چیز نیاز بە رزم همە جانبە در تمامی عرصەها دارد.

بخش: 

افزودن نظر جدید

دیدگاه‌ها

آقای نعمت پور شما همین هفته گذشته خواستار رای به همتی بودی و حالا چه شده یک باره خواستار توجه به جنبش اجتماعی شده اید.

دوست عزیز میشە فاکت بیاورید کجا من خواهان رای دادن بە همتی شدم. من از همان ابتدا در واقع بر این نظر بودم کە اپوزیسیون روشنگری کند و تصمیم نهائی بە خود مردم واگذار شود در ضمن من در تمام این سالها مشکل اساسی جامعە ایران را نبود جنبشهای اجتماعی لازم حول پیگیری مطالبات خود از جملە بعد ز انتخاباتها دانستەام. فرخ نعمت پور

این قسمتی از مقاله شما است که نوشتید. مقاله« آقای همتی، همتی»
بازهم انکار می کنید
«درست است روحانی میانەرو بود، اما دارای برنامە سیاسی بود. آقای همتی از این لحاظ با وجود اصلاح طلب بودنش، اما بسیار عقب تر است. شاید اگر بتواند در روزهائی کە بە انتخابات نزدیک می شویم، بخش سیاسی خود را تقویت کند، و همان مدعیان دولت در سایە را کە همتی بانیان وضعیت موجود می داند را بیشتر معرفی کند، شاید اقبالی برای خود دست و پا کند. آقای همتی، همتی!»

 متاسفانە دقت شما کم می آورد و در این پاراگراف هم دلیلی دال بر پشتیبانی من از او وجود ندارد. البتە این بی دقتی تنها شامل شما نمی شود و تمام دوستانی کە حامل این نگاە هستند معمولا کیلوئی برخورد می کنند. آقای همتی، همتی الزاما بە معنای پشتیبانی از او نیست. کما اینکە من از او مستقیما پشتیبانی نکردم، اما با توجە بە موضع افشاگرانە او در مورد راست فراطی کە از همان مناظرە اول مشخص شد بە نظر من می بایست این خط را تقویت کرد. متاسفانە دید شما نسبت بە اوضاع یک دید مکانیکی است کە توجهی بە جناح بندیهای درون و پیرامون حاکمیت ندارد. اما شما چرا از خود نمی گوئید کە با تحریم انتخابات عملا آب بە آسیاب خامنەای ریختید و تندروها را بیشتر در حاکمیت تقویت کردید.

جناب آقای نعمت پور ضمن تشکر از توجه شما باید در جواب شما گفت خطاب تیتر مقاله شما متوجه همتی است. اگر هدف شما تضعیف جناح تندرو می بود حداقل باید خطاب خود را متوجه مردم می کردید. اینکه شما می گویید آقای همتی ،همتی ، یعنی چه؟ بعد می گویید از همتی پشتیبانی نکرده اید اما خواستار تقویت او شده اید. این یعنی بروید به نفع همتی رأی بدهید. جالب اینکه همین آقای همتی نتایج انتخابات اعلام نشده بود به رییسی تبریک گفت. خود اینها از قبل می دانستند نتیجه چه می باشد و آن وقت شما می گویید جناح تندرو تقویت شد. بعد هم چرا ننوشتید مردم را باید همتی. می گویید هدف شما این بود که تندروها در حاکمیت تقویت نشوند. سوال این است که این تندروهای مورد نظر شما چه موقع ضعیف بودند که حالا تقویت شده اند؟ جناب نعمت پور با ابن توجیهات نخ نما شده مردم را نمی توان ترغیب کرد. تکیه بر جنبش اجتماعی بهتربن گزینه است. امید بستن به فعل و انفعالات در بالا مشکل گشا نیست. اگر همه ما ذره‌ای از روش خانم نرگس محمدی در ایران را سرمشق قرار می داد وضعیت کاملآ فرق می کرد و اصولاً جناحی تندرو وجود نداشت که ما تقویت بکنیم. آقای نعمت پور نگاهتان را معطوف به جامعه کنید. از درون این جناح های ضد مردمی چیزی نصیب مردم نمی شود.