دوگانە مکمل

سعید مقیسەای عزیز در مطلبی تحت عنوان 'نتیجە برد ـ برد، پارادکس بزرگ انتخابات ١٤٠٠' کە در کارآنلاین درج شدە، معتقد است کە در انتخابات ریاست جمهوری ١٤٠٠، هم مخالفان و هم حاکمیت برندە بودند! تحلیلی درست کە منعکس کنندە وضعیت پیچیدە ایران است. زاویە دید سعید درست است زیرا کە هم حاکمیت توانست تودە معتقد بە خود را بە حرکت درآوردە، بە پای صندوق رای کشانیدە و نامزد مورد نظر خود را از داخل آن بیرون بیاورد؛ و هم مخالفان (اعم از اصلاح طلبان و براندازان) توانستند بنوعی انعکاس فراخوان خود را در جامعە بازیابند. هرچند حاکمیت آنجا کە می خواست حداقل مشارکت مردمی وجود داشتە باشد، با مخالفان زبان مشترک پیداکرد و برای اولین بار در سطح گستردە رژیم در یک بازی انتخابی ـ تحمیلی با اجرای بازی در زمین معاندان خود صحنە را بنوعی وارونە کرد، بازی کە هم ناشی از نیت آنها برای مهندسی بزرگ و بی سابقە امر انتخابات بود و هم تلاشی بود جهت توجیە عدم مشارکت مردم کە بعلت وضعیت بسیار بد اقتصادی، انتظار آن می رفت.

البتە ترم 'برد ـ برد' سعید را می شود از زاویە دیگری هم، و البتە کاملا بەعکس در تحلیل انتخابات بکار برد، کە آن هم ترم 'باخت ـ باخت' است، ترمی کە هم حاکی از شکست مخالفان بود و هم شکست حاکمیت. بە چە معنا؟

سیاست تحریم و یا عدم مشارکت نتوانست مانع از حضور بخش مهمی از مردم در پای صندوق شود، یعنی همان بخش سنتی جامعە کە بنیان تودەای حاکمیت را نشان می دهد. بعبارت دیگر، بەواقع مخالفان قادر نشدند بر رای پایەای حاکمیت در جامعە تاثیر بگذارند و برای همین گردانندگان قدرت توانستند در یک نمایش و بسیج نیروی مردمی خود، آنی را کە می خواستند از صندوق بیرون بکشند؛ اما از طرف دیگر عدم حضور اکثریت مردم در پای صندوق و ریزش بی سابقە آن، حاکی از آن بود کە حاکمیت بیش از پیش بە تافتەای جدابافتە از جامعە تبدیل می شود و هر روز کە می گذرد بیشتر بر سرنیزە تکیە می زند.

در واقع تحریم آنگاە می تواند بە اهداف خود دست یابد کە کل روند انتخاباتی را فلج کردە و نگذارد کە حاکمیت بە اهداف خود دست یابد. چنین تحریمی لاجرم بە ادامە تاثیرات خود حتی بعد از روز انتخابات ادامە می دهد و چنان نیست کە بعد از روز رای گیری همە چیز بە نوعی تمام شود، امری کە در ایران بە تحقق نپیوست. در واقع تحریمی قدرتمند و درست است کە بتواند تودە معتقد بە نظام را هم با خود همراە کند و حاکمیت را بالکل و یا در گستردەترین معنا در مقابل مردم قرار دهد.

نتیجە باخت ـ باخت، نشان می دهد کە ما هنوز با امر تغییر در نظام فاصلە معینی داریم، فاصلەای کە حاکی از عدم همراهی بخش سنتی جامعە با بخش مدرن و تحول خواە است. باخت ـ باخت دال بر آن است کە کشور ما هنوز در اعماق خود کاملا در دو جبهە سنت و مدرن در مقابل هم صف کشیدەاند، جبهەای کە در آن سنتی ها قدرت سیاسی و نظامی را در دست دارند. چنین تقسیمی امکان بازی غریب و پارادوکسال برد ـ برد، و یا باخت ـ باخت را امکان پذیر می سازد و جامعە را در شرایط بسیار دشواری قرار می دهد. و این می رساند کە بدون تحول در بخش سنتی جامعە نمی توان حاکمیت را در محاصرە کامل قرار داد.

در بازی برد ـ برد، ذاتا باخت ـ باخت هم وجود دارد. همانگونە کە در باخت ـ باخت، برد ـ برد وجود دارد. در این دو بازی نسبتا همگون نمی توان شاهد تغییر عجیبی بود، اما می توان بە سطح بالاتری از بازی باور آورد. در واقع ما آنگاە با تغییر روبرو هستیم کە کل ماجرا بە بازی برد ـ باخت تغییر ماهیت دهد.

افزودن نظر جدید