شب تاربک وبیم موج و گردابی چنین هائل، کجا دانند حال ما سبکباران ساحلها

ساز ناکوک، نوازنده ناساز و رهبر ارکستر ناکار، برای نواختن آهنگی با نتهای سرهم بندی شده عهد عتیقی و آسمانی، صدایی جز خسارتی هنگفت و ترسناک برای ملتی آشنا و دمساز با نغمه های خوش زندگی ساز نداشته است. نزدیک به نیم قرن راه پیموده شده در مسیر مدینه فاضله و بهشت برین، نتیجه ای جز فقر و فلاکت، بیکاری و بیخانمانی، نابودی منابع مادی و معنوی وایجاد بحرانها و ابر بحرانها اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی و زیست محیطی، ببار نیاورده است.

ساختار ایدئولوژیک با اجزا و واحدهای ناساز باهم، ناکارآمدی و درماندگی خود را در پاسخگویی به حل معضلات خودساخته، آشکار ساخته است. وضعیت بحرانی کشور بخشهای مختلف ساختار را آنچنان به حالت احتضار کشانده است که گفتار درمانی و مسکن های مقطعی، شاید فقط سوگ محتضر را به تاخیر بیاندازد. 

بی آبی و بیکاری، آلودگی هوا و بحرانهای زیست محیطی، تورم لجام گسیخته و کمبود اجناس و کالاها و مایحتاج اولیه زندگی وتبعات ویروس کرونا و مهمتر، ستم و تبعیض قومی و ملی و منطقه ای روا و اعمال شده بر مردم استانهای خوزستان و کردستان و سیستان و بلوچستان و کم وبیش سایر نقاط، در تخصیص بودجه های عمرانی و زیست محیطی و اشتغال زایی، ناشی از نگاه امنیتی و ایدئولوژیکی، فلاکت و عقب افتادگی بی بازگشتی را بر این مناطق و مردم آن تحمیل نموده، کارد را به استخوان آنها رسانده و آنان را به خیابانها کشانده است. مردم شهرهای خوزستان به ویژه اهواز، سوسنگرد، بهبهان، مسجدسلیمان، رامهرمز، بهبهان و دزفول بر خوان خالی از نفت به غارت رفته و بی نصیب از مواهب آن، چاره ای جز به خیابان ریختن و اعتراض ندارند و بیش از ده روز است که با شعار آب و برق و نان و کار و عدالت، اعتراضی یکپارچه وهمگانی مسالمت جویانه و بدون خشونت را ادامه می دهند. شعارهای معترضان عمومی است و غیر قابل کتمان. تا جایی که نیروهای امنیتی و سرکوبگر بر خلاف روال همیشگی، از ترس پادار و سراسری و همگانی شدن آن دست به ترفندهای اوباشانه و آشوبگرانه نزده و رهبر نیز پس از هفته ای، در سخنانی دوپهلو، تلویحن به مردم حق داده و با فرافکنی معمول، مسئولان را به عدم رعایت توصیه های متعدد خود متهم کرده است.

حمایت مردم سایر نقاط کشور به ویژه تبریز، اصفهان، الیگودرز، تهران، کرج، سقز، بجنورد، نورآباد، جوشقان، رباط کریم، میبد یزد، بوشهر، گناوه، و... و بیانیه ها و اعلام حمایت های تجمعی هنرمندان و فعالان مدنی و زندانیان سیاسی و...  در حمایت از اعتراضات مدنی و خواسته های برحق مردم خوزستان، که فرق همه آن ها با گذشته، طرح آرام و بدون خشونت خواسته ها ست، نشان از پختگی مرحله ای اعتراضات و کیفیت نسبی و عمومی آن نسبت به تظاهرات و اعتراضات سالهای قبل دارد.

نفوذ و تسری ایده ها و تفکرات روشنگرانه و مردمی که حامل بالندگی نوع حرکت اعتراضی آنان نسبت به گذشته می باشد، نوید بستر کیفی نسبی کارآمدتری را برای خیزش های اعتراضی مراحل پخته تر بعدی می دهد. این پختگی نسبی مرحله ای، نه ناشی از هدایت و راهبری و حضور سازمانها و تشکلهای هویت و آرم دار، بل، بهره جستن از تفکر و ایده های ساری و جاری شده از مفاهیم و راهبرد های مبارزاتی در فضای مجازی و چرخه اطلاعاتی اینترنتی و ماهواره ای می باشد. آگاهی عمومی برای طرح خواستها و نارضایتی ها به صورت خودبخودی و عرفی بالاست . ولی فاصله زیاد آگاهی صنفی و سیاسی و تجربی جنبش گرای مردم  محروم و رنج کشیده و تهیدستان شهری، می تواند و باید با حضور و همراهی کوشندگان و فعالان مدنی و دانشجویی و سیاسی و صنفی با آنان در میدان مبارزه مدنی و حضور در فضاهای ارتباطی، کم تر شده و بستر مناسبی را برای بهره جستن از ایده های تجربه شده داخلی و جهانی مبارزات همگانی و همراستایی خرده جنبشها با هم و فراروییدن آنها به جنبش همگانی را فراهم آورد.

ناکارآمدی پیشگفته درساختار و بنیان فکری سیاسی نظام، عرصه را برای چاره جویی برنامه ای پایدار برای کارگزاران و هسته مرکزی و رهبری بسیار سخت و ناشدنی کرده است. کاربست هر ترفند و راهکاری برای گشایش گره های کور ایجاد شده در عرصه های مختلف زندگی و مطالبات مردم، شرایط را پیچیده تر و سخت تر می کند. جنس و خصلت ساختار و سیستم حاکم، هیچ راه حل و چاره جویی کارشناسانه را برنمی تابد و خود مشکلی می شود جدید. مشکل بی آبی فقط ناشی از خشکسالی و بارش محدود و دوره ای و تحریم نیست. بلکه حاصل سالیان دراز بی تدبیری و اجرای طرحهای عظمت طلبانه، رانتی ومافیا محور از جمله انتقال میلیاردها متر مکعب آب در سال از حوزه کارون به سایر استانها و ایجاد کارخانه های بزرگ صنعتی آب محور در مناطق مرکزی خشک و ایجاد سد های متعدد در مکانهای نامناسب بدون رعایت ضوابط و مجوزهای محیط زیستی است. از جمله سد گتوند در محدوده صخره ها و کوههای نمکی زیر زمینی و کشاندن نمک آنها به آبهای شیرین بالادست و انتقال و انتشار نمک درآب و هوای منطقه و ازبین بردن زمینه های باروری کشاورزی و زیستی بوده است. تا جاییکه اخیرن این برنامه ها را براندازانه و توطئه نفوذی ها عنوان نموده اند! هرتغییر مسکن و محللی در تقسیمات نابخردانه آبی موجود نیز، ضمن برهم زدن تعادل نسبی ناکارامد فعلی، موجب حرکت های اعتراضی جدی بعدی در سایر مناطق این حوزه خواهد شد. حتی در شرایط فعلی نیز دیری نمی کشد که اعتراضات سایر اهالی مناطق در گیر بحران آب، با شروع فصل کاشت پاییزه، سر به طغیان خواهند کشید.

دیری نمی پاید که کشتی اصولگرایان و هسته سخت قدرت و دارو دسته آقای رییسی به گل می نشیند. حاکمیت حتی برای حل مقطعی مشکلات ناعلاج فعلی نیز نیاز به تامین مالی دارد. این نیاز جز از طریق آزاد سازی پولهای بلوکه شده در سایر کشورها و فروش نفت تامین شدنی نیست. همه راههای امکان تحرک نظام و دولت جدید، ناگزیر به برگشت و توافق برجام منتهی می شود. گیریم که با ژست خودخواهانه و متکبرانه، تندروهای هسته سخت قدرت، توافق برجام را به سخره گیرند و برای موجه و با صلاحیت نشان دادن خود به مردم، بخواهند گفتگو و توافق مستقیم با آمریکا را جزیی از توانایی و قابلیت خود در حل مشکلات نشان بدهند. علائم و شواهدی از این علائق در سفر رییس سازمان اطلاعات سپاه و وزیر اطلاعات به عراق و آرام کردن نیروهای نیابتی (نتایج ملموس هفته های اخیر)، و ملاقات چند باره نمایندگان نظام  و عربستان در عراق، پادرمیانی و رایزنی پادشاه عمان، کاهش حضور ملموس سپاه در سوریه، حضور آقای الکاظمی در ایران و سفر به آمریکا و ملاقات با آقای بایدن ، تاکید چند باره نظام در ایجاد روابط حسن همجواری با همسایگان و چند نشست نمایندگان طالبان و دولت افغانستان در ایران و کاهش جدی توان مالی  و تحرکاتی هزینه بر ایران در کمک به نیروهای مقاومت تحت برنامه عمق استراتژیک نظام، همه نشان از میل و خواست (حداقل ظاهری) نظام به حرکت در مسیر خواست آمریکا در منطقه دارد. مسیرتوافقی که وزیر خارجه سابق آمریکا را هم به اعتراض و هشدار واداشته است. مجموعه این موارد و از جمله شاید ارتباطات پنهان با کدخدای ده به جای عوامل دهداری، مسیر پنهانی جدید و اغوا کننده ای را بگشاید که در قبال تعهد آمریکا به بقای بیشترنظام، فراتر از برجام به توافق دوجانبه ای با آمریکا منتهی و نظام، حامی و یا حداقل همراه سیاست آمریکا در منطقه شده و دست اورا برای پرداختن به امور مبتلابه چین در منطفه باز بگذارد. به نظر میرسد که حتی با تحقق این رویکرد و یا بازگشت مشترک به برجام که "گریز ناپذیر" می باشد، نیز سر رژیم به سنگ بخورد و نتواند بر بحرانها و ابر بحرانهای حاصل از ویژگیهای ماهیتی و ساختاری خود غلبه نماید.

آنچه که می ماند شکل گیری آهسته و ارام و پیوسته جبهه ای فراگیر برای زندگی بهتر و رهایی از شرایط فعلی است.

هر گشایشی در زندگی مردم، هر چند کوچک، و به ویژه رفع تحریم و تنش های منطقه ای و هزینه زا، فرصتی پدید می آورد برای نگاهی تازه به اطراف و تقلا برای بهتر زیستن و مطالبه گری. بجای فریاد "سیاهی" و ادعای نبودن رنگی بالاتر از آن جهت به عصیان و شورش کشاندن مردم برای ناکجا آباد براندازی، تلاش وافری می طلبد که رنگ زندگی مردم، مرحله به مرحله روشن تر و از سیاهی دورتر شود، که خود آغاز و امکانی است برای خواست شرایط بهتر و روشنتر برای زندگی کردن. انرژی حاصل از این تغییرات اندک، عاملی است برای به عقب راندن رژیم.  

تبلیغ ، ترویج و توضیح ایده ها، راهبردها و طرح شعارها و خواستهای سازگار با وضعیت حوزه های مختلف فعالیتی مردم در کوران تلاش برای تغییر شرایط  خود و ریشه یابی مشکلات و بازکاوی آنها در فضاها و امکانات مجازی، رسانه ها، اتاقها و فضاهاي ارتباطی، توسط فعالان و کوشندگان مدنی و جذب و هضم آنها توسط مرتبطین و فعالان حوزه های میدانی، بیشترین اثر را در اعتلای خرده جنبشها و جمع های صنفی میدانی دارد. مهم در طرح راهبردها و خواستها و شعارها، ایجاد زمینه و خمیره هایی برای نزدیک کردن خواستها و سطح مبارزات جمع های مطالبه گر به یکدیگر و هم افزایی خواستها برای شکستن تعادل و تناسب قدرت آنمرحله به نفع جنبش و ایجاد واکنشهای غیر متعارف و متفاوت در نیروهای وفادار حکومت وترکیب درونی آن است، که خودزمینه ایست برای ایجاد امکان چالشگری جدی بین آنان و ملت و ایجاد فرصت ها و زمینه های پشتیبانی داخلی و بیرونی از جنبش فرا روییده از مبارزات مردم. رسیدن فعالان خرده جنبشها و تشکل های صنفی و مدنی و زیستی به درک و شناخت مرحله ای مبارزات به پیوستن به یکدیگر برای درمان درد مشترک، حلقه وصلی است به فراروییدن به هژمونی اجتماعی جنبشها و کاربست تاکتیک ها و شعارها و رفتارهای مدنی خشونت پرهیز، جهت دستیابی به خواستهای مرحله ای و عقب نشاندن حکومت. با امید به تحمیل این واقعیت به سردمداران و مسئولان رژیم در ایجاد شرایط مناسب جهت امکان اعتراض مسالمت آمیز مردم و بیان خواست آنان از این طریق که خود فرصتی است برای حکومت، برای شنیدن و فهم مشکلات و هم امکانی است برای مذاکره با معترضین و رسیدن به حداقل مورد رضایت مرحله ای دو طرف با کمترین هزینه و تبعات و خسارات احتمالی نسیت به اقدامات سرکوبگرانه و خشن. دردمندان و عناصر صادق و معتقدان اصولگرای سنتی به توان حکومت با ساختار فعلی به حل مشکلات مردم و ثبات کشور و منافع ملی، به همراه شاخصان جریان اصلاح طلب حکومتی، دارای پتانسیل درک این مهم و انتقال و فشار به حکومت برای قبول این شیوه برخورد و تعامل با جنبشهای اعتراضی می باشند. هر تغییر جزیی حاصل از دستاوردها و موفقیتهای اعتراضی و مبارزاتی، خود عاملی است در محکم کردن جای پای مرحله ای جریان اعتراضی و تحول خواهانه برای قدم بعدی. بیرون خزیدن از گوشه ناامیدی و همدلی و همراهی با دیگران و همزاد پنداری و تلاش مشترک با آنان، خود بارقه امید را برای ما شدن حتی در جمع ها و محفل های کوچک می گشاید. این شبنم ها وقطره ها، کم کم نهری و رودی و بعد جریان خروشان زندگی بخش می شوند و دریایی برای زیست مناسبتر و آزادتر با چشم اندازی انسانی و دموکراتیک. این شبنم ها را به دست باد نسپریم.

١١ مرداد ١٤٠٠

تهران

 

 

 

افزودن نظر جدید

دیدگاه‌ها

درود بر شما رفیق گرامی ، باید اعتراف کنم که مدتی بود که در انتظار تحلیلی درست از شرایط کنونی جنبش ، پیچیدگی ها ، چالش ها ، توانمندی ها و ضعف هایش بودم . این تحلیل بدرستی نه تنها در کلی ترین وجوه به این مهم پرداخت بلکه با نتیجه گیری درست از آنها راهکارهای عملآ موجود و چشم اندازهای آتی قدرت سیاسی در ایران را هوشمندانه ، ترسیم می‌کند. درود مجدد بر شما بردیای عزیز رفیق نویافته ما باد ، امید به اینکه در آینده نیز مقالات شما رفیق گرامی زینت بخش نشریه " کار" این ارگان یکی از مهمترین گردان‌های چپ ایران باشد ، دست مریزاد
با اجازه رفیق بردیا من این مطلب را در صفحه فیس بوکم تجدید نشر میدهم !