تو را من چشم در راهم....

فرودستان و تهیدستان امروز ایران و تحولات پیش رو

نوسازی ارتش و روند تحولات زیرساختی و شکل پیگيري دیوانسالاری ناشی از این تغییرات در رژیم پهلوی اول، بویژه تقسیمات جدید کشوری و رشد شهر و شهرنشینی، پاگیری و هویت یابی طبقه و قشر جدیدی رادر سپهر ایران عقب افتاده از قافله پیشرفت جهانی، موجب گردید. نیاز به نیروی انسانی ماهر جهت انجام کارهای جدید، موجب تحول در ساختار آموزشی و تربیتی شد و تاسیس مراکز آموزش عالی و دانشسراها و هنرستانهای صنعتی عمومن دولتی را بدنبال داشت. حاصل این تحول  تا زمان خروج رضاشاه از کشور، ده برابر شدن ظرفیتهای آموزشی کشور و خروجی و جذب حدود 250 هزار نفر نیروی آموزش دیده و تحصیلکرده به مشاغل دولتی و دیوانسالاری جدید بود. رشد سریع طبقه متوسط جدید این دوره، آنها را تبدیل به یکی از ارکان صورت بندی اجتماعی جدید و حضور و تاثیر بی بدیل در تحولات اجتماعی نمود. حضور این  نیروها در روند نوسازی و تغییرات  کشوری همراه با مطالبات ناگزیر مشارکتی، موجب ترس حکومت و برنتابیدن شاه و طرد و زندانی و کشتن بسیاری از چهره های شاخص عرصه های فعالیت اجتماعی و نظامی و حتی حامیان او گردید. علیرغم این سرکوبها، تحول کیفی و کمی در ترکیب طبقه متوسط بنحوی بود که در 1330 بالغ بر هزار تحصیلکرده بورسیه خارجی یا به کشور برگشته و یا در حال برگشت بودند. تاثیر گذاری و شرکت طبقه متوسط شهری و پایین شهری در تحولات اجتماعی همراه با تغییرات کمی و کیفی متقابل آن در دوره سلطنت پهلوی دوم نیز به ویژه در جریان نهضت ملی نفت به رهبری دکتر مصدق ومبارزات حزب توده و ملیون و پی آمد آن کودتای 28 مرداد1332 و در ادامه  تا همه پرسی انقلاب سفید بهمن 1341 و پس از آن تا جنگ 6 روزه اعراب و اسراییل در خرداد 1346 ادامه داشت. افزایش قیمت نفت پس از جنگ، زمینه و بستر ساز تغییر ساختار اقتصادی و اجتماعی همراه با پیاده سازی اصول اولیه انقلاب سفید و ایجاد زمینه توسعه اقتصادی و صنعتی متکی به درامدهای نفتی، موجب بروز مخالفتهای بزرگ مالکان و سران عشایر و اعیان و اشراف از یکطرف و روحانیون و بازاریان و جریانات مذهبی سنتی از طرف دیگر گردید که اعتراضات و تظاهراتی را در مخالفت با رفرم انقلاب سفید به ویژه مشارکت زنان در پی داشت.

افزایش درامدهای نفتی در سالهای اولیه دهه 50، موجب بلندپروازیهای رژیم در حوزه اعتبارات طرحهای عمرانی و توسعه تک بعدی صنعتی و به تبع آن، کاهش درامد بخش کشاورزی و مهاجرت از روستاها به شهرها و حاشیه شهرها و تغییرات ساختار شهری و شتاب روند شهرنشینی گردید. افزایش 6 برابری حجم هزینه های بخش عمومی و افزایش حجم سرمایه گذاری در برنامه پنجم عمرانی نسبت به چهارم، فراتر از تاب بخش اقتصاد بود وموجب نصف شدن نرخ رشد ! و افزایش نرخ تورم از حدود 2.5 به 25 و دوبرابر شدن شاخص هزینه های متوسط و پایین شهری گردید که نارضایتی عمومی به ویژه طبقه متوسط را بدنبال داشت. وضعیتی که سیاست ریاضت اقتصادی دولت آموزگار در سال 56 هم بجای کاهش این تب و تاب، بیشتر بر نارضایتی عمومی افزود.

این نارضایتی همراه با سایر عوامل که خارج از این یادداشت می باشد، در حضور و تاثیر گذاری بی بدیل طبقه متوسط درهمراهی با کارگران و سایر اقشار در شکل گیری و پیروزی انقلاب اسلامی نقشی اساسی داشت. 

طبقه مرفه برای حفظ موقعیت و درامد خود، معمولا به نظم سياسي - اجتماعي موجود پایبند ميماند . طبقه تهیدست بیشتر گرفتارتأمين نیازهای حداقل زندگي است و كمتر به تغییرات اجتماعي توجه دارد. اما طبقه متوسط، نگاه طبقه مرفه را نداشته و مجال و فرصت انديشيدن  دارد، ارتباطات اجتماعی بیشتری داشته و به مسائل سياسي، اجتماعي و فرهنگي جامعه توجه دارد .

جمهوری اسلامی با آمالهای ایدئولوژیک و شعار مدینه فاضله، تنها یکدهه پس از سرنگونی رژیم پهلوی که با پروژه های توسعه عمرانی، ادعای تمدن بزرگ و پنجمین قدرت صنعتی جهان شدن را داشت، همان شعارها آو اهداف دهان پرکن اما  با بزک اسلامی را تکرار نمود. پس از خاتمه جنگ و به هدر رفتن بخشی از سرمایه بزرگ انسانی و منابع مادی و معنوی کشور، قلع و قمع و کشتار ددمنشانه جوانان انقلابی و نوجو و تحول خواه، در اواخر دهه 60 و در دهه 70 مجموعه ای از برنامه های 5 ساله را برای تنوع بخشیدن به اقتصاد اسلامی ادعایی با تزریق سرمایه دولتی و خصوصی همراه با بکارگیری ذخائر ارزی حاصل از نفت، طرح نمود.

حرکت در این مسیر پرطمطراق و ادعای مبارزه بر علیه استثمار جهانی، یعنی نیاز به کادر های فنی و تخصصی برای تحول در اقتصاد، اما با برچسب مدیریت متعهد و عبد و عبید. نتیجه این نگاه، سوق دادن یک بعدی سرمایه به سمت آموزش، سلامت و توسعه شهری و کوچ روستاییان به شهرها و نابودی بخش کشاورزی و زندگی روستایی را درپی داشت. این کارکرد مورد نگرانی  جریان محافظه کار و تندرو در به خطر افتادن منافع رانتی و بازار مالی و موجب مقابله با آن به بهانه نفوذ دشمن و ضد انقلاب به شالوده اقتصادی و اجتماعی و چرخش به غرب، گردید. این مداخله های چند وجهی مانع شتاب این برنامه ها و موجب گشودن درها به سوق جریان سرمایه به سوی کالاهای مصرفی به ویژه واردات از شرق به پشتوانه رشد بالای بهای نفت در دهه 80  گردید که درنهایت تبدیل جمهوری اسلامی از یک دولت مدعی توسعه همگام با بازار جهانی، به یک کشور تک صادراتی و وارد کننده انواع کالاهای مصرفی بدنبال داشت و موجب توقف و رکود و تعطیل تولیدات صنعتی که توان رقابت و حضور در بازار مصرف را نداشتند، گردید.

آمارساختار شغلی نیروی کار ایران در دهه 80 نسبت به دهه 60 نشان از کاهش سهم کارگران بخش کشاورزی و نصف شدن سهم زارعان در آن و سه برابر شدن مشاغل غیر یدی و افزایش قابل لمس حقوق بگیران و طبقه کارگر دارد. نسبت متعادل و حدود 50 به 50 جمعیت روستایی به شهری در سال 58، به نامتعادل و فاصله دار 30 به 70 شهری در سال 90  تعییر یافت که عمدتن در قشر خدمات شهری اتفاق افتاد که بخش مهمی از طبقه متوسط کشور پس از انفلاب اسلامی را تشکیل می دهند.

گذار به جامعه شهری و نیمه شهری، به ویژه از دهه 70 به بعد و شکل گیری نیروی جوان و افزایش تحصیل کردگان، موجب تحول جامعه نیمه با سواد به باسواد و نخبگان و افزایش حجم و نقش طبقه میانی جامعه و تضعیف هرچه بیشتر حامیان تاریخی سنت های ضد توسعه و روحانیون مدعی و مرجع و حرکت به سمت مدرنیته و ارتقاء موقعیت و نقش فرهیختگان و دانشگاهیان به عنوان گروههای مرجع نظری شده است.

به گزارش سایت آسیا نیوز، مجموع نرخهای تورم در دهه  50 حدود 240 درصد، دهه 60 حدود 417 درصد، دهه 70 حدود 760درصد و با افزایش درامدهای نفتی در دهه 80 این عدد به 292 درصد کاهش و در دهه 90 به رقم بی سابقه 786 درصد، یعنی میانگین حدود 78 درصد در سال .  به بیان واقعی تر، با اعمال شرایط متعادل رشد اقتصادی و کاهش تورم در نیمه اول این دهه به دلیل توافقنامه برجام و تعادل نسبی و چشم انداز امید بخش در روابط بین المللی، میانگین نرخ تورم در اواخر این دهه را باید بسیار بیشتر از رقم پیش گفته فرض کرد. در این نیمه رکود بی سابقه اقتصاد و "صعود تورم وقیمت در نیم قرن اخیر ایران" را شاهد بوده ایم . این رشد فزاینده بدون اصلاحات و تغییرات ساختاری، منجمله رفع تحریمها و برقراری مناسبات اقتصادی با جامعه بین المللی بر روی  ریل توسعه ی متوازن و پایدار قرار نخواهد گرفت.

آخرین گزارش اتاق بازرگانی ایران نیز نشان از رشد تقریبن صفر (آنهم به دلیل رونق نسبی چهارساله اول دولت روحانی به مدد توافقنامه برجام)، نصف شدن تشکیل سرمایه ثابت، تورم لجام گسیخته بالای 50 درصد، وضعیت بیکاری دورقمی، گسترش فقر و فلاکت و معیشت، شرایط ناگوار طبیعی حاکم بر کشور از جمله خشکسالی، جنگل سوزی ها، کم آبی، نشست های گسترده زمین، کم برقی و گازی، محیط زیست، جمعیت و... در پایان این دهه دارد. آنهم بدون لحاظ  کشتار بیرحمانه و فاجعه بار کرونا که میتوان به نوشته آقای عباس عبدی، برآوردی حدود 200 هزار نفر تا پایان مرداد امسال راداشت و آنرا در زمره جنایت ناشی از بی تدبیری، ناتوانی و آلوده شدن سیستم و ساختار منحط نظام به باند های مافیایی دانست. 

نصف شدن تشکیل سرمایه ثابت و کمتر از نصف شدن تشکیل سرمایه ماشین آلات، و مهمتر، بیشتر شدن نرخ استهلاک ماشین آلات از تشکیل سرمایه آن برای اولین بار، چشم انداز بسیار ناگواری را هشدار می دهد که با پینه و وصله کردن معمول نظام و دولت برگمارده هسته تنگ نظر و دشمن مدار مرکزی، گرهی از آنها گشودنی نیست.

ساختار ناموزون و سیاستهای ناشی از اسلام سیاسی و حکومت ایدئولوژیک، جدا از همه نابسامانی هایی که درحوزه های مختلف کشور ایجاد کرده، ناخواسته بستر تحولات اجتماعی را فراهم نمود. در امتداد نابودی عشایر و بعد نظام ارباب رعیتی و مناسبات عقب افتاده آنها در رژیم پهلوی اول و دوم، شهرنشین کردن عامه روستاییان را می توان از عواقب این نظام اسلامی قلمداد کرد. جدایی ایمان از شریعت که آقای رنانی از آن به عنوان تحولی بسیار عظیم و عمیق تر از تحقق سکولاریسم در اروپا یاد می کند، پی آمدهای خود را در جامعه شهری نوین بروز داده است. بررسی شرایط اقتصادی ایران در چهار دهه عمر نظام، نشان از ناکارامدی اسف بار نظام در پاسخگویی به نیاز مردم به ویژه پسرفت فاجعه بار قشر متوسط جامعه دارد.

روند منفی شاخصهای اجتماعی و اقتصادی، سرکوب جنبش اصلاحات، زنان، دانشجویان، و زندانی و کوچ نخبگان و جویندگان زندگی همراه با آسایش و رفاه حداقلی، همه و همه نارضایتی عمومی را در لایه های جامعه کارگری و کارمندی، حقوق بگیران، اقشار خدماتی و کسب و کارهای شهری و روستا نشینان  دامن زده است. سرریز گروه های اجتماعی میانه به زیر خط فقر (رسیدن خط فقر به ده میلیون تومان در ماه)، تجزیه طبقه متوسط شهری را در پی داشته است.  این روند، تبدیل کردن بخش بالایی از طبقه متوسط به گروههای فرودست و تهیدست جامعه، رانده شدن آنان به سمت حاشیه شهرها و دوقطبی شدن جامعه به دارا و ندار، که اکثریت بسیار بالایی از آنان را تهیدستان و فرودستان تشکیل می دهند، را به دنبال داشته است.  فاصله گرفتن فرودستان جدید از موقعیت قبلی و فروافتادن آنان به ورطه بیکاری و سرخوردگی، با توجه به درک بالای انان از شرایط جهانی و اوضاع داخلی، حقوق شهروندی و اجتماعی و همراه داشتن علائق و آرزوهای برآورده نشده، آتش سوزان خشم و نارضایتی و عصبیت و رادیکالیزم  زیر خاکستر ناگزیری را مهیا کرده است. عمده این فرودستان رانده شده تحصیلکرده اند و آگاه از وضعیت وشرایط جامعه و حامل تجاربی از تلاشهاو مبارزات  اقشار متوسط برای احقاق حقوق اجتماعی  و ناراضی از شرایط جدید. این قشر حامل خواستها و آمالهای عدالت طلبانه و آزادی و دموکراسی و جدایی دین از سیاست و رفاه و کار و دیگر مواهب پیشرفت و توسعه صنعتی و اجتماعی است. همراه شدن این لایه اجتماعی با این ویژگیها، علیرغم ناپیگیری و به بیانی، متنوع بودن علایق و کم تاب آوری آنها در قبال فشار و سرکوب و نداشتن تشکل و یا  نهاد و ارگان، با تهیدستانی که راهی جز عصیان و فریاد و گاهن شورش خیابانی در اعتراض به وضع موجود ندارند، می تواند تاثیرات آکاهی بخش  و بسیح کننده ای برای سوق دادن خیزشهای جدا جدا و موردی با ویژگیهای رادیکالی به خرده جنبشهایی دارای اهداف برنامه ای مرحله ای برای دستیابی به شعارها و خواستهای برنامه ای باشد.

مشکلات برشمرده و تلمبار شده ناشی از ناتوانی جمهوری اسلامی در کشور داری، ابعاد فراگیر و وسیعی به گستره کل کشور و در تمام حوزه ها گرفته و خواستها و شعار ها و نارضایتی ها خصلتهای عمومی یافته است. درد مشترکی شده است بر گرده همه مردم به وسعت کل کشور. اعتراضاتی از جنس مردم خوزستان دیگر درد مردم فقط خوزستان نیست و به سرعت همچون کبریتی بر باروت کل نظام، هستی کل نظام را به آتش تهدید می کند. خیزش های 96 و 98 هم هشدار و پیش درآمدی بود بر این خصلت همگانی و همگونی اعتراضات و ناباوری مردم به توان نظام برای برون رفت از این شرایط ناگوار.

علیرغم آنکه اجماعی علمی بر سنجش کامل ویژگیهای پایدارو سخت کوشی طبقه متوسط  و انواع آن وجود ندارد  و به زعمی هم می تواند شورشی باشد هم سفیر و حامل ایده ها و راهبردهای نخبگان، ولی تجربه تاریخی در ایران، گویای قدرت اجتماعی طبقه متوسط  به همراه خانواده ها و شبکه های منتسب به آن، همراه و با مشارکت طبقه کارگر، تحت  راهبردهای منطبق با شرایط و وضعیت مرحله ای جنبش، در سنگلاخ مبارزه مسالمت آمیز، پر طاقت و صبور، برای به عقب راندن هسته قدرت و تحمیل خواستها و در نهایت تن دادن مسالمت آمیز رژیم به تغییر ساختار و سیستم حکومت به جمهوری سازگار با خواست اکثریت مردم، می باشد. فرودست شدگان طبقه متوسط، ناشی از شریط اقتصادی و فروپاشی نظام بهداشتی و کسب و کار و سایر معضلات پیشگفته (که در واقع دیگر نمی توان برآنان نام طبقه متوسط نهاد)، در هم آمیزی با معترضان عصیانگر تهیدست و بی خانمانها با خواسته های مختلف در خیزش های خیابانی، به نظم و وحدت شعاری و خواسته های مرحله ای در برابر دشمن مشترک می رسند. ولی ادامه کار نیازمند تعریف خواسته ها و اهداف مرحله ای مشترک و ساماندهی متناسب و سازگار با پیوند این دوقشر بزرگ اجتماعی می باشد. این خواسته ها و اهداف و ساماندهی در خیابان حاصل نمی شود و نیاز به بیان تاکتیکهای مبارزاتی مرحله ای منطبق با ظرفیت و توان مرحله این پیوند مشترک و تناسب قوا با سازو کارهای امنیتی و برنامه ای و شرایط داخلی و خارجی رژیم دارد.

جریانات مختلف در جای جای کشور برای تامین خواستهای صنفی و مدنی و زیستی در حوزه های مختلف اجتماعی در حال تلاش و مبارزه مداوم و متنوع با سیستم و رژیم حاکم هستند. باروری و پختگی آنها از تجارب مبارزاتی خود و دیگران در عرصه های داخلی و خارجی همراه با تلاش بی وقفه و مسئولانه نخبگان و کارامدان و پختگان و استخوان خرد کرده های سیاسی با اهداف راهبردی مشترک با گرایشات عدالت طلبانه و آزادی و دموکراسی خواهانه، در بیان و ترویج و توجیه راهبردهای مناسب شرایط با استفاده از امکانات و ابزارهای فضای مجازی و ارتباطات نوین، می تواند و باید آن شرایط جمعی انقلابی را در جنبشهای همراستا ایجاد نماید، تا وزن و توان تحمیل خواستهای فراگیر و همگانی و سراسری شده خود را بر رژیم بدست آورد. این مرحله، کارزار نهایی تغییر و تحولات مسالمت امیز برای تحقق اهداف نهایی مبارزات مدنی سراسری مردم خواهد بود. به امید آنروز.

٦ شهريور ١٤٠٠

تهران

بخش: 

افزودن نظر جدید