در تلاش برای جبران هیمنە از دست رفتە

هیمنە آمریکائی ها اگر جائی فروبریزد، باید جائی دیگر و در زمانی دیگر جبران شود. و اساسا آمریکائی ها از این پتانسیل بنابر قدرت اقتصادی، نظامی و سیاسی خود هنوز برخوردارند.

در دهە هفتاد میلادی قرن گذشتە، شکست در جنگ ویتنام، فروپاشی رژیم پهلوی، بە قدرت رسیدن کمونیستها در افغانستان، مواردی بودند کە هیمنە این کشور در عرصە جهانی را بە چالش کشیدند، اما از جملە با تمهیدات نئولیبرالیستی دهە هشتاد میلادی در دوران ریگان و تاچر، با آغاز دهە نود میلادی فرصت تاریخی جهت جبران ایجاد شد. سرانجام مجموعەای عوامل منجر بە فروپاشی بلوک شرق، ایجاد جهان تک قطبی، حملە بە عراق و... شدند. در واقع دهە نود میلادی دهە بازگشت هیمنە مجدد و این بار با قدرت فوق العادە در جهان بر اساس گلوبالیسم است.

بی گمان، هم اکنون آمریکا در پی ریختن طرح جدیدیست، وشاید این طرح کماکان وجود داشتەباشد.

اما فرقی کە دوران کنونی ما با دهە نود میلادی دارد این است کە اولا ما با برآمد یک قدرت جهانی دیگر مانند چین روبرو هستیم و نە در دوران فروپاشی یک قدرت جهانی رقیب، دوما اینکە استراتژی نئولیبرالیستی در مقابل چین کارائی ندارد زیرا این کشور خود بە پراکتیزە کردن بخشی از آن همت گماردەاست. پس کار آمریکا شاق تر است.

هیمنە آمریکائی ها اگر جائی فروبریزد، باید جائی دیگر و در زمانی دیگر جبران شود. و اساسا آمریکائی ها از این پتانسیل بنابر قدرت اقتصادی، نظامی و سیاسی خود هنوز برخوردارند.

در دهە هفتاد میلادی قرن گذشتە، شکست در جنگ ویتنام، فروپاشی رژیم پهلوی، بە قدرت رسیدن کمونیستها در افغانستان، مواردی بودند کە هیمنە این کشور در عرصە جهانی را بە چالش کشیدند، اما از جملە با تمهیدات نئولیبرالیستی دهە هشتاد میلادی در دوران ریگان و تاچر، با آغاز دهە نود میلادی فرصت تاریخی جهت جبران ایجاد شد. سرانجام مجموعەای عوامل منجر بە فروپاشی بلوک شرق، ایجاد جهان تک قطبی، حملە بە عراق و... شدند. در واقع دهە نود میلادی دهە بازگشت هیمنە مجدد و این بار با قدرت فوق العادە در جهان بر اساس گلوبالیسم است.

بی گمان، هم اکنون آمریکا در پی ریختن طرح جدیدیست، وشاید این طرح کماکان وجود داشتەباشد.

اما فرقی کە دوران کنونی ما با دهە نود میلادی دارد این است کە اولا ما با برآمد یک قدرت جهانی دیگر مانند چین روبرو هستیم و نە در دوران فروپاشی یک قدرت جهانی رقیب، و دوما اینکە استراتژی نئولیبرالیستی در مقابل چین کارائی ندارد زیرا این کشور خود بە پراکتیزە کردن بخشی از آن همت گماردەاست. پس کار آمریکا شاق تر است.

از طرف دیگر اگر ما فاصلە دە سال (یک دهە) از دهە هفتاد میلادی تا دهە نود را داریم، پس منطقا آمریکائی ها بە صبر ایوب دیگری نیاز دارند تا بتوانند میوە استراتژی جدید مقابلە خود با چین را در آیندە بچینند. و این یعنی ما وارد دورانی می شویم کە بە دوران 'تمهیدات و تلاش برای عملی کردن' نام گذاری خواهد شد.

البتە نیازی نیست، و البتە منطقی هم نیست کە حوادث تاریخ از لحاظ فواصل زمانی بە همان ترتیب قبلی تکرار شوند، اما باید تاکید کرد کە خروج آمریکا از افغانستان دارای یک بعد استراتژیک است کە نتایج آن را باید تنها در درازمدت مشاهدەکرد.

حوادث کم کم خواهند آمد و تصویر واضح تری بە ما خواهند داد.

پس شکست آمریکا در افغانستان، می تواند هم شکست باشد و هم پیروزی. خروج ایالات متحدە از افغانستان، نقطە عطفی در منش سیاسی این کشور قلمداد می شود کە نقطە آغازین طرحی دگر را رقم می زند.

از طرف دیگر اگر ما فاصلە دە سال (یک دهە) از دهە هفتاد میلادی تا دهە نود را داریم، پس منطقا آمریکائی ها بە صبر ایوب دیگری نیاز دارند تا بتوانند میوە استراتژی جدید مقابلە خود با چین را در آیندە بچینند. و این یعنی ما وارد دورانی می شویم کە بە دوران 'تمهیدات و تلاش برای عملی کردن' نام گذاری خواهد شد.

البتە نیازی نیست، و البتە منطقی هم نیست کە حوادث تاریخ از لحاظ فواصل زمانی بە همان ترتیب قبلی تکرار شوند، اما باید تاکید کرد کە خروج آمریکا از افغانستان دارای یک بعد استراتژیک است کە نتایج آن را باید تنها در درازمدت مشاهدەکرد.

حوادث کم کم خواهند آمد و تصویر واضح تری بە ما خواهند داد.

پس شکست آمریکا در افغانستان، می تواند هم شکست باشد و هم پیروزی. خروج ایالات متحدە از افغانستان، نقطە عطفی در منش سیاسی این کشور قلمداد می شود کە نقطە آغازین طرحی دگر را رقم می زند.

افزودن نظر جدید