پیروزی طالبان در افغانستان

پیروزی طالبان در افغانستان حقیقتی را آشکار کرد، دنیا دیگر دنیای سابق نیست. بدون در نظر گرفتن حقیقت فوق، هیچ تحلیلی نه تنها نمی تواند واقع بینانه باشد، بلکه سبب موضع گیری های نادرست نیز خواهد شد. تغییر و تحولاتی که در عرصه توازن نیروهای جهانی روی داده، زمینه های شکست آمریکا را نه تنها درافغانستان، بلکه پیشتر، در عراق، سوریه، لیبی، یمن، ونزوئلا، بولیوی،... و دیگر کشورهای جهان فراهم کرده است. مسلما این تغییر و تحولات نه یک شبه، بلکه طی یک روند طولانی اتفاق افتاده است.

تغییر و تحولات جهانی که شکست آمریکا بالاخص در افغانستان را نیز رقم زد، می توان چنین بیان کرد:

-  ایدئولوگ های دموکرات - جمهوریخواه آمریکا صریحا واقعیت های فوق را بزبان می آورند که آمریکا از اواسط سالهای 2000 علی رغم تلاش ها و اقداماتی که برای متوقف کردن هژمونی در حال سقوط آمریکا انجام داده است، قادر به متوقف کردن این روند نبوده است. از این رو، در هرجایی از جهان که مداخله نظامی کرده قادر به ایجاد "نظم" دلخواه خود نیز نبوده است.  

-  روسیه از اواسط سالهای 1990 بتدریج خود را سرو سامان داده و دوباره به صحنه بین المللی بازگشته است. چین نیز در همان دوران، با صعود شگفت انگیز خود، به رقیبی بزرگ در عرصه اقتصادی، سیاسی و تکنولوژیک در مقابل آمریکا تبدیل شده است. علی رغم تلاش های آمریکا، روسیه و چین، ابتدا در سطح منطقه ای آغاز به همکاری کرده و سپس همکاری های خود را در دیگر مناطق جهان توسعه داده اند.

-  روسیه و چین، در مقابل استراتژی سازماندهی هرج و مرج و آشوب آمریکا در کشورهای درحال توسعه، با راه حل های منطقه ای مقابله می کنند. در مقابل سازمانهایی که آمریکا در آسیا، خاورمیانه و آفریقا برای ایجاد "نظمی" در جهت حفظ منافع خود تشکیل داده است، با تشکیل سازمانهای منطقه ای با کشورهای درحال توسعه ابتکار عمل را بدست گرفته اند.  این کشورها در زمینه امنیت، تجارت، و اقتصاد دست به سازماندهی زیرساخت هایی میزنند که نظم دلخواه آمریکا نمی تواند در آن حاکم شود. (1)

-  اتحادیه آتلانتیک شمالی (ناتو) که بعد از جنگ جهانی دوم تشکیل شد، رو به افول است. کشورهای اروپا تحت رهبری آلمان، موضع گیری در جهت منافع آمریکا و دنباله روی از آمریکا را رد می کنند. کشورهای اروپایی مستقلا با روسیه و چین که آمریکا آنها را دشمن اصلی تلقی می کند، روابط خود را توسعه داده و در این زمینه سیاست های مستقلی دنبال می کنند.  (2)

-  درافغانستان همراه آمریکا، ناتوهم شکست خورد. ماموریت "جنگ علیه ترور" یا به زبان جورج بوش "جنگ صلیبی"جدید علیه کشورهای مظلوم، موجودیت ناتو را نیز زیر علامت سوال برد. شکاف در ناتو سبب محدود شدن امکان و قابلیت های "گلادیو"ی  آمریکا، بعنوان ابزار کنترل کشورهای عضو ناتو، توسط آمریکا گردید. (3)

-  شکست آمریکا و ناتو، و عقب نشینی از افغانستان، ضربه بزرگی به روحیه نیروهای طرفدار آمریکا در سطح جهان وارد آورد، و ماشین جنگ تبلیغاتی - روانی در واشنگتن را سخت نگران کرد. آمریکا با دستگاههای عریض و طویل تبلیغاتی - روانی خود کوشش کرد تا ثابت کند که با عقب نشینی آمریکا، اتفاقی به نفع روسیه و چین نیافتاده است. در حالیکه اثرات شکست آمریکا در افغانستان، در کوتاه مدت نمایان خواهد شد. از این رو، نیروهای میانی و نیروهای مخالف سیاست های آمریکا، وضعیت خود را نسبت به شرایط جدید بوجود آمده، تنظیم خواهند کرد.  

- آنچه که سبب شد تا طالبان در عرض 11 روز بر کابل تسلط پیدا کند، همین تغییر توازن قدرت در سطح جهان است. آنهایی که مدعی اند، "اگر طالبان با آمریکا معامله نمی کرد، بدین آسانی نمی توانست وارد کابل شود"همان هایی هستند که  مشغول تبلیغ حکایت "آمریکا قادر به همه چیز است" هستند. در واقع، قالب هایی که غرب به عقل و ذهن آنها تحمیل کرده، آنها را از دیدن حقیقت عریان باز می دارد.  

توضیحات:

(1)  آمریکا قبل از اشغال عراق، برای بهم زدن ثبات عراق به هر اقدامی دست زد، و بیش از 10 سال عراق را تحریم کرد.  با تحمیل سیاست تحریم و بهم زدن ثبات، انتظار داشت که مردم عراق علیه حکومت قیام کنند، ولی نشد. از آنجایی که در تمامی اقدامات خود ناکام ماند، مسئله سلاح های شیمیایی و کشتار جمعی را مطرح کرد، و نهایتا به آخرین حربه، یعنی حمله و اشغال روی آورد.  وعده "دموکراسی" و " آزادی" داده بود، هرج و هرج و آشوب بارمغان آورد.  بیش از یک میلیون عراقی را بقتل رساند، به هزاران زن عراقی تجاوز کرد،  و همه منابع عراق، حتی موزه های آنرا غارت کرد.  خاطره جنایاتی که در زندان های عراق مانند زندان "ابوغریب" مرتکب شد، از ذهن هیچ انسان آزاده ای پاک نمی شود. 

بعد از اشغال عراق مردم عراق تدریجا خود را سرو سامان دادند، زیرا به تجربه دریافته بودند که آمریکا نمی تواند در عراق ثبات و آرامش برقرار کند. شیعه ها و سنی های عراق بر علیه امریکا متحد شده، و متحدا برعلیه امریکا دست به تظاهرات می زدند. آمریکا دچار وحشت شده بود، زیرا عاقبت اینکار برایش گران تمام می شد. اینبار دست به بمب گذاری در مساجد زد.  یک روز در مسجد شیعه ها و روز دیگردر مسجد سنی ها، بمب ها آغاز به منفجر شدن کردند. شیعه ها و سنی ها علیه همدیگر تحریک شدند. هزاران عراقی بر اثر بمب گذاریها کشته شدند. گفتند بمب گذاریهای انتحاری است. ولی، آمریکا از این طریق توانسته بود خود را پنهان کند. آنها هیچوقت در فکر انسانهای بیگناهی نبودند که اینچنین قربانی طرح های آمریکا میشدند.

امروز در افغانستان اتفاقات مشابهی روی می دهد. بعد از ورود طالبان به  کابل آرامش برقرار بود.  روزنامه نگارانی که در کابل بودند، به آرامش کابل اشاره می کردند. به غیر از مناطق اطراف فرودگاه که آمریکایی ها در آنجا مستقر بودند، مسئله ای جدی وجود نداشت. دنیا درباره طالبان بحث می کرد و هر کسی از منظر شرایط جدید موضع گیری میکرد.  ناتو بر اثر شکست افغانستان شکاف بزرگی برداشته بود، صداهای متفاوتی از اروپا می رسید. مرکل صدر اعظم آلمان می گفت، "باید واقعیت طالبان را قبول و با طالبان ارتباط برقرار کنیم". حکومت طالبان و کشورهای همسایه افغانستان و منطقه، خواهان ثبات و آرامش در افغانستان هستند. ولی آمریکا از این وضعیت بسیار نگران است. 

مسئله را باید از جنبه نتایج آن نیز بررسی کرد.  آمریکا خبردار می شود که حمله ای صورت خواهد گرفت.  ولی هیچ تدبیری اتخاذ نمی کند، و نمی کند و یا یا نمی تواند اتخاذ کند. بمب ها منفجر میشوند، وضعیتی شبیه وضعیتی که در کشورهای دیگر از جمله در عراق افتاد بوجود میاید، ثبات و آرامش کابل بهم می خورد.  بمب گذاری را داعش به عهده میگیرد!  فرمانده نیروهای مرکزی آمریکا ژنرال "مک کئنزی" در رابطه با بمب گذاری به هنگام جواب به سوال روزنامه نگاران می گوید: "می خواهیم با طالبان ارتباط برقرار کنیم.  ولی، نمی خواهیم طالبان را تحویل کشورهای آسیا بدهیم".  واقعیت تجربه شده این است که آمریکا در هیچ جای جهان طرفدار ثبات و آرامش نیست.

*  لینک ویدئوی مارلن اولبرایت وزیر خارجه سابق آمریکا، در باره کشتار پانصد هزار کودک عراقی بر اثر تحریم دارویی. در این ویدئو از مارلن اولبرایت سوال میشود که مرگ پانصد هزار کودک عراقی بیشتر از کشتار هیروشیما بود، آیا ارزش آنرا داشت؟  او جواب می دهد، "تصمیم سختی بود، ولی ارزش داشت"! حالا، امثال این جانوران، نقش قهرمان حمایت از زنان و کودکان افغانستان را بازی می کنند!!

https://www.seabreeze.com.au/Videos/View/11886984/Other/Madeleine-Albrig...

(2)  وزیر خارجه آلمان "هیکو ماس" بعد از عقب نشینی آمریکا و ناتو از افغانستان اظهار داشت"ماموریت های ارتش آلمان در خارج کشور، و اینکه این ماموریت ها برای آلمان معنایی دارد، یا نه، باید مورد بحث قرار گیرد... آیا تامین صلح، و تامین رعایت حقوق بشر وظیفه ماست؟ آیا صادر کردن شکل اداره دولت خود جزو وظایف ماست؟ این مسئله به هر حال در افغانستان به شکست انجامیده است". او ادامه می دهد، "در واقع، در بسیاری از مسائل، تصمیم را آمریکایی ها می گیرند و از آنجایی که در وضعیتی هستیم که قادر نیستیم ماموریت های بین المللی سخت را عملی کنیم، دنبال آمریکا راه می افتیم.  آمریکا تصمیم می گیرد و ما عمل می کنیم".

نظرات هیکو ماس منعکس کننده نظر بسیاری از متفکرین و تحلیل گران اروپاست.  او معتقد است که برای اجتناب از جنگ در افغانستان، تنها راه، برقراری ارتباط با طالبان است.  رئیس "کنفرانس امنیت مونیخ" (Wolfgang Ischinger)، وزیر خارجه سابق آلمان (Sigmar Gabriel)، استاد علوم سیاسی اطریشی پروفسور (Gerhard Mangott)، و بسیاری دیگر از نام های شناخته شده اروپا نیز معتقدند که از طریق برقراری ارتباط با طالبان، هم می شود مانع از سرازیر شدن مهاجرین به اروپا شد، و هم برای تقویت افغانستان بهمراه طالبان، با روسیه، ایران، چین، پاکستان مذاکره کرد.

رئیس "شورای اروپا"، (چارلز مایکل)، اعتراف میکند که آمریکا تصمیم عقب نشینی از افغانستان را حتی با شورای اروپا نیز مشورت نکرده است.  چارلز مایکل در مصاحبه با "گروه کار ژئوپولیتیک" می گوید: "ما با آمریکا دارای ارزش های دموکراتیک و اولگوی سیاسی مشترکی هستیم، ولی در عین حال، بعنوان اروپایی ها می خواهیم در رابطه با چین استراتژی خاص خود را توسعه دهیم.  مسئله افغانستان، فکر "خود مختاری استراتژیک" اروپا را  تقویت کرد".

(3)  مبارزه با گلادیوی آمریکا (سوپر ناتو) در میان کشورهای عضو ناتو که ابزار کنترل این کشورها در جهت منافع استراتژیک آمریکاست، از زمان تاسیس ناتو وجود داشته است.  مبارز با گلادیو در زمان دوگل در فرانسه شکل آشکاری بخود گرفت. ایتالیا دومین کشوری بود که دست به تسویه گلادیو زد، ولی نیمه تمام ماند.  ترکیه بعد از فروپاشی شوروی، و از میان برخاستن علت وجودی ناتو، در برهه های زمانی معینی دست به تسویه گلادیو (سازمان ترور فتح الله گولن - FETÖ)، بویژه در صفوف نیروهای مسلح ترکیه زد.  آغاز تسویه جدی و همه جانبه گلادیو در ترکیه (2014)، نهایتا منجر به عکس العمل آمریکا با کودتای 2016 شد، تا بدین وسیله، تسویه گلادیو از صفوف نیروهای مسلح، و نهادهای دولتی در ترکیه را متوقف کند، ولی شکست خورده و سرکوب شد.  ترکیه با  تسویه و سرکوب گلادیوی آمریکا از زنجیرهای وابستگی به ناتو آزادتر شده، تصمیم های سیاسی، نظامی، و اقتصادی خود را آزادنه تر اتخاذ می کند.  روند تسویه گلادیوی آمریکا گرچه  در خطوط عمده به پایان رسیده، ولی هنوز مبارزه با بقایای آن همچنان ادامه دارد.

 

 

افزودن نظر جدید