فریاد دادخواهی در قزاقستان

این روزها قزاقستان پس از سی سال تحمل رویکردهای اقتصادی-سیاسی رژیم نظربایف، به خیابان آمد.

اقتصاد این کشور در سی سال گذشته همانند بسیاری از اقتصادهای کشورهای نوظهور پساشوروی، اقتصادی بسیار خانوادگی –مافیایی است، که توسط نزدیگان روئسای جمهور آن کشور کنترل می گردد. از این رو برای کسب و کارهای خارج از خانواده محدودیت های سنگین وضع می گردد، عملا اکثریت جامعه نیازمند، نان شب است.

سامانه اقتصادی این کشور متلاشی شده، فساد اجازه رشد اقتصادی را از آن گرفته است. تولید ناخالص داخلی در سه ماهه نخست سال 2021 نسبت به دوره مشابه سال پیش 1.5 % کمتر بود. مطابق پیش بینی های رسمی، تنها 3.2 درصد رشد برای پایان سال 2021 در نظر گرفته شده است.

همزمان با دشواریهای اقتصادی، مساله سیاسی نیز شرایط بهتری ندارد، هرگونه اعتراض به طروق گوناگون سرکوب می شوند. سنگین و زنان سیاسی با پرونده سازی به زندان های طولانی مدت گرفتار می شوند، آنانی که هنوز در آغاز مساله سیاسی قرار می گیرند، توسط باندهای تحت کنترل خانواده، ترور خاموش می گردند! با چنین ترفندهایی جامعه بظاهر آرام و فرمانبردار، در باطن ملتهب است!. همه جا سخن از مساله سیاسی و سرکوب و تضیقات، ولی از انجایی که حزبی یا سازمانی که این اعتراضات خاموش یا زیرپوستی را بطور علنی نمایندگی کند، موجود نیست و انتخابات مجلس یا ریاست جمهوری نیز مخالفان جدی حضور ندارد، با استفاده از اهرام تقلب و آمار دروغین چنین بنظر می رسد، که همچیز مطابق میل محافل حاکم است، انتظار اعتراضات گسترده و بیم از جرقه ان، در حاکمان نیست، متعاقبلا فشارها و فساد نیز هرچه گسترده تر میشود.   

در چنین بستری، بستر نارضایتی های گسترده، در زیرپوست جامعه، کشوری بظاهر آرام با محبوبیت بالای 70% نظربایف (مطابق آمار دروغین) بستر فشارهای اقتصادی بدون مرز، دستمزدهای ناچیز، گرانی های روزافزون، توده ها بطور خودجوش در جایی گردهم می آیند، تا شاید از وجود بی عدالتی های لگام گسیخته پرده بردارند، جامعه و جهان را از وضعیت خود باخبر سازند!

مطالبات مردم در خیابانها:

ما علیه این دولت به خیابان امده ایم، همه چیز در حال گران شدن است. ما مردمی فقیر هستیم، بدین خاطر به خیابان امده ایم، بگذار صدای ما را بشنوند. ما خواهان تغییر رژیم هستیم!

آقای قاسم توکایف من سی سال دارم، نمی خواهم سی سال دیگر برده باشم.

همه چیز گران شده است، ما آماده مرگ هستیم!

یکی از لیدرهای مخالفین مختار ابلیازوف می گوید: مقاومت خشن خواهد بود، چراکه مردم از این رژیم عاصی شده اند وتسلیم نخواهند شد.

"نظربایف هر بار یک کاخ میخرد، اعضای خانواده او – میلیاردر هستند و کنترل اعم ثروت کشور را در انحصار خود گرفته اند. همزمان مردم فقیر!

حتی اگر موقتا نیز موفق به سرکوب این اعتراضات شودند، حرکت فوق جای دیگری با نیروی بیشتر بروز خواهد کرد، چرا که خلق پیروز این میدان شد. مردم اطمینان یافتند که میتوان متحد شد، به خیابان امد، مجسمه های نظربایف را به زیر کشید. همه چیز این رژیم را میتوان تغییر داد. این رژیم تمام شد، تنها کمی زمان لازم است!.  

جنگ داخلی صورت نمی گیرد. جامعه قزاقستان جدایی ناپذیر است. هرم قدرت که چند صدنفر هستند، شقه شدند؛ برعکس ما میلیونها نفر هستیم. این 200 الی 300 تن را دستگیر و محاکمه خواهیم کرد، هیچ مناقشه ای رخ نخواهد داد. همه ثروت شان نیز بنفع دولت= مردم مصادره خواهد شد".

ایران، کشورهای عربی، قرقیزستان، ارمنستان، بلاروس، اینک قزاقستان مردم عاصی و خشمگین در پی حق خود حاضر به هزینه می شوند!. شاید باور نکنید، بیشتر کسانی که به خیابان میآیند بنوعی مرگ را بر این زندگی مشقت بار ترجیح می دهد، به قول ما ایرانیان مرگ یکبار، شیون یکبار هستند! شخص عاصی در خیابان نیک میداند، که خانوده حاکم برجان و مالش براحتی حاضر به تحویل قدرت نیست، برای حفظ و صیانت ثروت باد اورده و سودهای نجومی و به قول مارکس "دست به هرجنایتی میزند"، معترض نیز بر این موضوع اشراف کامل دارد.

در قزاقستان نیز، همانند ایران که قیمت بنزین را چندبرابرکرد، دولت ضدمردمی حاکم، با افزایش دو برابر قیمت گاز مورد مصرف که بیش از شصت درصد ترانسپورت قزاقستان را شامل میشود، بهمراه افزایش بهای بی رویه سایر فراورده های خوراکی و صنعتی و فشارهای سیاسی، مردم را وادار کرد بدون داشتن سازمان یا حزبی که مطالبات انان را نمایندگی کند، به میدان نبرد مرگ و زندگی بیایند!.

حاکمان که بی شک از مساله روزمره جامعه خبر داشتند، با بروز اعتراضات سعی کردند، همه مشکلات موجود را به دولت محول کنند، دولت استعفا داد، توکایف امور را کاملا بدست گرفت. همزمان نظربایف که شورای امنیت قزاقستان را جهت ماندن در صحنه سیاست و اداره امور کشور از پشت پرده تاسیس کرده بود، از سمت خود استعفا داد. توکایف که قرار بود در سایه نظربایف بماند، مردشماره یک سیاست این کشور شد. بدین سان دوران قدر و قدرت نظربایف در یک حرکت مردمی به سررسید!

با اینهمه، مردم این رویکرد ناگزیر رژیم نظربایف را پاسخی مناسب با نیازهای خود نیافتند، اعتراضات ادامه یافت.

همزمان در روسیه نیز پس از چند روز سکوت در مورد اعتراضات قزاقستان، آنرا "مساله داخلی آن کشور" خوانده خواستار حل و فصل ان از طریق مذاکرات شد. بطوری که زیوگانوف صدرحزب کمونیست روسیه، دلیل عمده خیزش مردم را گرانی بهای گاز و سایر مایحتاج نامید، به پوتین هشدار داد، که سیر گرانی ها اعتراضات را به روسیه نیز خواهد رساند!

با اوجگیری اعتراضات و تسلیم پلیس در برخی مناطق، رژیم های دیکتاتوری حاکم بر کشورهای پسا شوروی از خواب غفلت بیدار شدند، دیدند که کوه یخ در قزاقستان ترک برداشت، اگر دست به کار نشوند، برسر همه انان آوار خواهد شد، سیلی که پس از تصرف قزاقستان سر از مسکو درمیاورد. در همین بازه، مجلس نشینان روس دست دراز بیگانه را دراین اعتراضات یافتند، درمجلس دومای روسیه سخن از اعزام نیروهای صلح بان آغاز شد، کشورهای سازمان پیمان امنیت جمعی، همگی لبیک گویان با 2500 نظامی به سوی قزاقستان روان شدند. جالب است که پاشینیان نخست وزیر ارمنستان که در جنگ با اذربایجان کاملا تنها مانده بود، هیچ یک از اعضای این سازمان به کمکش نیامده اند و خود نیز برایند اعتراضات مردم ارمنستان در سال 2018 است، اقدام به اعزام نیرو به قزاقستان کرده است. البته پرواضع است، که ایشان درشرایط خوبی نیستند، پس از شکست افتضاح امیز در جنگ و شرایط بی برنامگی اقتصادی هرآن انتظار به خیابان امدن مردم را دارد، تنها در صورت ورود نیروهای سرکوب قزاق می تواند جایگاه فعلی خود را حفظ کند، پس حرکت فعلی ایشان کاملا قابل درک است.

 قابل ذکر است که قرقیزستان در چارچوب سازمان موجود رسما از اعزام نیرو به قزاقستان سرباز زد!

در همین راستا، اعزام نیرو جهت سرکوب معترضین مسلح از جهاتی قابل تامل است که ممکن است رژیم ایران نیز در صورت بسط و گسترش اعتراضات دست ناتو را در تهران ببیند، از روسیه جهت سرکوب مردم، باتوجه به روابط روسیه و جمهوری اسلامی کمک بخواهد، و تاریخ بار دیگر تکرار شود. خطری که در صورت موارد غیر مترقبه باید در محاسبات نیروهای اپوزیسیون ایران منبعد در نظر گرفته شود!.

ازطرفی نیز، وضعیت اقتصادی کشورهای عضو آن سازمان، به هیچ وجه رضایتبخش نیست!. روسیه هماکنون بر روی آتشی نشسته است، که اگر گُر بگیرد، رژیم حاکم هیچ شانسی جهت مهار ان، بغیراز سرکوب خونین نخواهد داشت. رویکرد اعزام نیرو در واقع، بده بستانی در روز تنگ برای این کشورهای دیکتاتوری زده است، که مردم را عاصی نموده، فساد چنان گسترده است، که هیچ شانسی بغیر از سرنگونی حاکمان نمی گذارد!   

درکشورهای پساشوروی، انان که روزگاری برپایه شرایط وحشت که دست اندرکاران در قدرت ایجاد کرده بودند، بقدرت رسیده اند به شیوه های مافیایی تمامی شخصیتهای کریزما را از پیش پا برداشته اند، هیچ امکانی برای مطالبات مدنی از طریق پیگیریهای پارلمانی نگذاشتند، هیچ حزبی که بتواند در چارچوب قوانین مدنی فعالیت کند، اعتراضاتی را سازماندهی کند، موجود نیست، بنابر این در این کشورها انچه که رخ می دهد، خودجوش است.

در شرایط فعلی هدف مردم گذار به هرقیمت از شرایط دیکتاتوری تا استقرار یک رژیم در شرایط فعلی سرمایه داری در راستای استقرار دمکراسی سرمایه است، که در ان چارچوب شاید بتوانند حقوقی برای خود دست و پا کنند، چیزی که در این ساختار حاکم غیر ممکن است. حاکمان این کشورها در سی سال حکومت خود، با انباشت میلیاردها دلار ثروت، جامعه را بشدت فقیر و اشفته کرده، جامعه هیچ راهی بغیر از مقاومت ندارد. از این زاویه و تنها از این زاویه حرکت مردم کاملا قابل درک است!.

با استقرار نیروهای سازمان پیمان امنیت جمعی، سرکوب معترضین شدت گرفت، در حال حاضر در آلماتا جنگی تمام عیار در جریان است، جنگی که هردو طرف از بابت یورش روزهای نخست معترضین به مراکز پلیس و مسلح شدن انها تلفات زیادی را به دوطرف درگیر متحمل کرده است.

توکایف در یک مصاحبه تلویزیونی گفت که قصد مذاکره با مخالفان را نداریم، مذاکره را "حماقت" خواند. از طرفی نیز اخبار حاکی از این است که نظربایف با یک هواپیمای چاتر بهمراه خانواده خود به سمت روسیه پرواز کرده است. برپایه اخبار ضد و نقیض با اعزام نیروهای بیگانه همچنین انتشار ویدئوهایی از سوی سربازان روس که "خدمت آن ک...ن سیاه ها" خواهیم رسید، نشان از ان دارد که خشونت از مرزها خواهد گذشت.

در سی سال گذشته هیچ جنبشی به پیروزی نرسیده است، روشن است که در جهان سیاست و اقتصاد گلوبالیستی، مردم تا زمانی که گلوبالیستی نیاندیشند، از حمایت گلوبالیستی مردم کار و زحمت برخوردار نگردند، سازمانهای گلوبالیستی و نشریات گلوبالیستی ایجاد نکنند، در نبرد با گلوبالیسم جهانی تنها خواهند ماند، متعاقبلا شکست خواهند خورد. رخدادهای سی سال گذشته باید درس بزرگی به بشر داده باشد، که سرمایه داری سرمایه داری سده بیستم نیست که بتوان به اهداف خود در خیابانها رسید. اینک جهان ما جهان دگرگونه ای شده است، رهکردها و اندیشها نیز باید همانند رویکردهای دشمنان، گلوبالیستی باشد، چرا که دیگر مقصد یک کشور نیست، هدف کل جهان سرمایه است. گرچه در شرایط حال باید جهت کسب آزادی-دمکراسی ولو سرمایه داری در مبارزه با حکومتهای دیکتاتوری "پادشاهی-ریاست جمهوری" با سایر محافل سرمایه مخالف ساختار فوق موقتا و کوتاه مدت کنارامد، تا به استقرار دمکراسی سرمایه داری در مسیر تغییرات و پیشبرد اندیشه های گلوبالیستی خود رسید، امری که در رژیمهای فوق غیر ممکن شده است. مردم اینک در این کشورها به چنین رهکردی رسیده بر ان تاکید داردند. امری که در بلاروس، قرقیزستان، ارمنستان... در حال اجراست. نمیتوان مردمی را که از هرگونه نماینده مستقل خود محروم هستند، انتظاری غیراز این داشت.

همچنین باید در نظر داشت که ازمون شوروی و بروز استالینیسم و اعاده حیثیت از مخوفترین شخصیت و دوران توسط برخی سازمانهای کمونیستی در این کشورها، چنان ترسی در راستای برگشت به ان بازه از زمان در دلها کاشته است، که اتحاد موقت با محافل سرمایه برای مردم معمولی یگانه راه ممکن شده است!. در همین بستر، زمانی که نمایندگان خودخوانده سرمایه گل به نیروهای انتظامی سرکوبگر هدیه میکنند، مورد تنفر مردم قرار می گیرند، چراکه این حرکت همانطور که در اگوست سال20 در بلاروس رویت شد، زمینه های شکست و دلسردی ایجاد میکنند، شکست اجتناب ناپذیر میشود!.  

در این مصافگاه خونین خویشکاری کمونیستها همگامی بامردم است، چرا که این مردمی عاصی از دیکتاتوری، در برابرفشار فقر به خیابان امده اند، نه به خواست ناتو و غرب، ایده تلاش برای یافتن دست غرب در اعتراضات در واقع، همکاری با دیکتاتوری حاکم و خود غرب در راستای تربیت مردمی فرمانبردار، تثبیت و تداوم دوام دیکتاتوری است. بدین خاطر باید در کنار مردم بود، از عواقب و خوابی که نمایندگان سرمایه داری خارج از گود قدرت برای انحراف اهداف اعتراضات دارند، را افشا، مسیر را جهت دست یافتن به تحولات گلوبالیستی فراهم نمود. ایده انقلاب در یک کشور مستقل بهمراه شکست شوروی تمام شد، از خواب رویای ساختمان سوسیالیسم در یک کشور مستقل باید بیدار گردید. 

این حرکت بدون تردید شکست خواهد خورد اما انچه که باید اموخت:

  1. اعتراضات ناگهانی و خودجوش بود.
  2. قطع انترنیت، فرمان شلیک گلوله جنگی از سوی توکایف رئیس جمهور موقت
  3. ضعف رهبریت، فقدان سازماندهی و اهداف کوتاه مدت
  4. هیچ حزب و سازمانی در پشت سر نداشت
  5. برنامه و هدف معینی نداشتند، تنها برای فریاد کشیدن از فقر بود
  6. فقر موجود عده ای را وادار کرد که به مراکز خرید هجوم برند، دست به غارت گسترده بزنند.
  7. برخی روحیه های ماجراجو به مراکز پلیس یورش برده مسلح شدند، چنین حرکتی از دید جامعه جهانی قابل دفاع نیست!
  8. اعتراضات عملا از جامعه زنان تهی بود
  9. گرچه کارگران کارخانجاتی مانند ذوب آهن ... به اعتراضات پیوست، اما نقش رهبریت نداشت، کور و بی برنامه بود.
  10. گذشته از کشورهای عضو پیمان، کشورهای اروپایی نیز حمایت نکردند. اورسولا فون لیان رئیس یورو کمیسیون گفت که اتحادیه اروپا آماده است در برطرف کردن بحران اقزاقستان کمک نماید.  
  11. آنتونی بلنکین سخنگوی وزارت خارجه امریکا با همتای قزاق خود تماس تلفنی داشت. بنظر میاید که از دولت حاکم حمایت کرده باشد. چرا که سرکوب پس از ان بیشتر شد. 

با اینهمه حاکمان زبان سلاح گرم قزاق ها را شنیدند، قیمت گاز را کاهش داده، دولت نیز استعفا داد. پرواضع است که این قزاقستان آن قزاقستان نخواهد شد، کوه یخی که در طی سی سال در کشورهای پساشوروی ساخته شده بود اینک ترک برداشت است.

قزاق ها با مرگ عزیزان خود یک پیام دیگر نیز به کلیه ساکنان کشورهای پساشوروی رساند، یخ ها را آب کنید، با دولتهای دیکتاتور بجنگید، آنها زبان بدون سلاح را نمیشوند.

بنظر میاید، زمستان قزاقستان تحولی بزرگ در این کشورها ایجاد خواهد کرد!. از هماکنون شایعاتی بر فضای این کشورها میچرخد! که بسیاری از مردم را خشنود کرده است، زمان رفتن دیکتاتورها فرا رسید، گام های دمکراسی دست و پا شکسته دوران در این کشورها بگوش میرسد!.   

متاسفانه از بابت قطع بودن انترنیت در قزاقستان در مورد احزاب موجود در این کشور اطلاعاتی بدست نیامد. با اینهمه، در سالهای اخیر تلاشهایی جهت تشکیل حزب کمونیست قزاقستان صورت گرفته است، که با مقاومت دولت به ثبت نرسیده، یک دادگاه اقتصادی نیز تلاش نمایندگان 54 هزار اماده عضویت این حزب را محکوم و فعالیت های انها در راستای ثبت حزب غیر قانونی اعلان کرده است. در کشورهایی پسا شوروی، عملا احزاب غیرموافق موجود نیستند، بسیاری از حزبهای موجود درواقع، نقش سوپاب اطمینان را ایفا می کنند! در چنین لحظات سرنوشت ساز همگی در کنار رژیم حاکم قرار میگیرند، با سم پاشی مفهوم مطالبات را تهی، شرایط شکست را تقویت می نمایند.

 

 

 

افزودن نظر جدید